امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 2 محرم 1448
شناسه خبر : 366429
  پرینت تاریخ انتشار : 17 ژوئن 2026 - 16:34 | 3 بازدید

نسبت میان روح و بدن در حکمت اسلامی

به گزارش ایکنا، آیت‌الله غلامرضا فیاضی؛ استاد مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در نشست علمی«فلسفه اسلامی جنسیت از امکان تا فعلیت» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد با طرح این پرسش که آیا می‌توان در چارچوب حکمت اسلامی از انسانی سخن گفت که در مقام اندیشه و عمل فارغ از ویژگی جنسیتی […]

نسبت میان روح و بدن در حکمت اسلامی


ارسال/ ویژگی ملت مرده و ملت زنده از نگاه قرآنبه گزارش ایکنا، آیت‌الله غلامرضا فیاضی؛ استاد مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در نشست علمی«فلسفه اسلامی جنسیت از امکان تا فعلیت» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد با طرح این پرسش که آیا می‌توان در چارچوب حکمت اسلامی از انسانی سخن گفت که در مقام اندیشه و عمل فارغ از ویژگی جنسیتی حضور یابد، با بیان اینکه حیات در بیان فلاسفه، عبارت از این است که بر یک موجود آثاری که از او انتظار داریم بر او بار شود،گفت: مثلا از زمین انتظار می‌رود که در آن زراعت شود و مسکن بسازند و مورد استفاده قرار بگیرد در غیر این صورت زمین، مرده است. در قرآن کریم فرموده است: فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ ۚ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَىٰ. وَآيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ. معنای لغوی حیات داشتن آثار مطلوب و مورد انتظار است لذا ملتی که به رهبر آنان بگویند گاو شیرده و ککشان نگزد ملت مرده است اما ملتی که در برابر دشمنش تسلیم نمی‌شود ملت زنده است.

استاد مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی با بیان اینکه اصالت در انسان، روح است، اظهار کرد: بدن یک ابزار و وسیله و مرکبی است که خدا برای انسان قرار داده است. به اتفاق همه فلاسفه، روح وجود دارد و اصالت خود را با وجود پوسیدن بدن حفظ می‌کند. انسان مراتبی از حیات دارد که یک مرحله، حیات نباتی است و در این مرحله رشد دارد و تغذیه می‌کند ولی روح در آن دمیده نیست و همین بدن وقتی روح به آن دمیده شد حیات حیوانی(در برابر حیات نباتی) پیدا می‌کند.  

فیاضی تصریح کرد: انسان‌ها بعد از تولد علاوه بر داشتن حیات نباتی و حیوانی، روحشان حیاتی پیدا می‌کند که مخصوص انسان است و آن حیات ادراکی و اختیاری است که حقیقتا آثار حیات روحی است ولی چون عموما انسان‌ها توجه به روح ندارند منظورشان از حیات همین بدن ظاهری است. در قرآن هم معمولا مراد از موت و حیات منصرف به زندگی بدن است. 

وی اضافه کرد: حیات روحی همراه با شعور و ادراک و اختیار است. این حداقل حیات برای روح است و اگر کسی این حیات را دارد حی است و در غیر این صورت میت است. مرتبه والاتر از این مرتبه‌ای است که شخص استعدادهای وجودی خود را شکوفا کند. 

فیاضی ادامه داد: برخی با عقل زندگی نمی‌کنند که از نظر قرآن مرده هستند؛ إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ؛ تو نمی‌توانی حرفت را وارد گوش کسانی کنی که مرده هستند زیرا حیات انسانی ندارند و مانند چهارپایان بلکه از آنان گمراه‌تر و پست‌تر هستند زیرا سرمایه انسانی دارند و از آن استفاده نمی‌کنند؛ فردی با اینکه کافر بود خدمت رسول گرامی اسلام رسید و گفت من در عمرم مشروب نخورده‌ام در حالی که مشروب کار متداولی بود و وقتی پیامبر(ص) سؤال کرد که چطور؟ او گفت زیرا می‌دانم عقل مرا از بین می‌برد و چرا خودم ارزش انسانی خودم را نابود کنم؛ قرآن کریم هم فرمود: ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین؛ تقوا یعنی اینکه انسان ول نباشد و دست و پایش را جمع کند زیرا در برابر تقوا، فجور و طغیان و تعدی است. علامه طباطبایی می‌گوید این تقوا، فطری است.

برخی انسان‌ها انسان نیستند

استاد حوزه علمیه ادامه داد: فردی می‌گفت دیدم وقتی مقداری گوشت درون قفس شیرها انداختند شیری که قوی‌تر از همه بود مقداری از گوشت را به دهان گرفت و بقیه را هم زیر پایش گذاشت تا شیر دیگری نخورد؛ انسان‌ها هم برخی اینطور هستند چون انسان واقعی نیستند. به تعبیر دیگر کسی می‌تواند  

وی با تأکید بر اینکه عقل یعنی فعال‌بودن فطرت با بیان اینکه عقل می‌فهمد آفرینش، خالقی دارد، اضافه کرد: اضافه بر آن خداوند پیامبر(ص) را هم فرستاده است تا کسی علیه خدا احتجاج نکند که چرا هدایت‌کننده برای ما نفرستادی؟ در مسیحیت می‌گویند ایمان بیاور تا بفهمی در حالی که ما چرا باید به چیزی که نمی‌شناسیم ایمان بیاوریم ولی ما معتقدیم که ابتدا باید بفهمیم و بعد ایمان بیاوریم. یکی از جلوه‌های عقل این است که قدردان کسی باشد که خدمتی به او کرده است و مانند حیوان نباشد. 

فیاضی با تأکید بر اینکه انسان اگر طوری رفتار کند که دلش می‌خواهد از حیوان پست‌تر است و برعکس اگر طبق عقل عمل کند از همه بالاتر و حتی از ملائکه جلوتر می‌افتد، افزود: کسی که حیات ایمانی دارد دستورات پیامبر(ص) را اجابت می‌کند تا به حیات طیبه برسد و کسی که ایمان ندارد حیات حیوانی دارد ولی حیات انسانی ندارد. 

استاد مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، اظهار کرد: مؤمن عالم و مؤمن غیرعالم هر دو حیات ایمانی دارند ولی مؤمن عالم حیاتی دارد که فوق حیات ایمانی است؛ البته این علم او مؤثر در تقویت حیات ایمانی او بوده و هست. ملاصدرا می‌گوید خدا یک مرتبه از وجود و عقل و فرشته و وجود مادی هم مراتب دیگری از وجود هستند و در عین حال همه وجودها عین خدا هستند که بنده معتقدم این سخن درست نیست بلکه خدا یک موجود غیر از سایر موجودات از عقول و وجودهای مثالی و مادیات و انسان و … است. این کاغذ یک موجود و میکرفون هم یک موجود است لذا این حرف‌ها مغالطه است. مراتب وجودی که ملاصدرا قائل است تمام نیست. البته او می‌گوید انسان بی تقوای فطری مرده است ولی انسانی که دارای تقوای فطری است حی و زنده است و این سخن کاملا درست است.

جنسیت نقشی در کرامت و حیات حقیقی ندارد

استاد درس خارج حوزه علمیه، تأکید کرد: در همه این حیات‌هایی که در مورد آن سخن گفته شد(مانند حیات عقلی و ایمانی  و فطری و …) جنسیت نقشی ندارد بلکه انتخاب انسان است که در آن نقش دارد؛ انسان موجودی مختار، آزاد و انتخابگر است یعنی در هر لحظه بر سر دوراهی است و می‌تواند راه خشنودی خدا و یا مخالفت با خدا را انتخاب کند. کسی که وقتی اذان گفته می‌شود بی‌توجه است و با رفیقش سخن می‌گوید یعنی با خدا مخالفت کرده است  در حالی که خدا فرموده است کسی که تقوایش بیشتر است کرامت بیشتری دارد و ربطی هم به جنسیت ندارد. برترین این حیات هم حیات طیبه انسانی و ایمانی است لذا ایمان و عمل صالح شرط است نه جنسیت. 

فیاضی ادامه داد: ابن سینا می‌گوید عقل من می‌فهمد که خدا وجود دارد و عالم بازیچه نیست و پیامبر(ص) را هم فرستاد تا مردم حجت علیه خدا نداشته باشند؛ عقلی که  خودش معلم است می‌فهمد که باید شاگرد پیامبر(ص) و امام باشد لذا تا وقتی عقل دارد مطیع است ولی وقتی غرور به او دست داد دست از شاگردی برخواهد داشت و هیچ خواهد شد.

وی با تأکید بر اینکه در کمال انسانی، جنسیت نقشی ندارد، اظهار کرد: البته عقل انسان همه چیز را درک نمی‌کند و وقتی سراغ پیامبر(ص) و امام خود رفت و سخن خالق را شنید جنسیت در اینجا نقش پیدا خواهد کرد زیرا مرد یک نقش و زن هم یک نقش دیگری دارد و یکسری تکالیف مشترک بین هر دو جنس است. پیامبر(ص) به اصحاب فرمودند: خیرکم خیرکم لاهلکم. برترین شما کسی است که بهترین شما برای خانواده خود باشد و به زنان هم فرمود که جهاد المراه حسن التبعل. بانوان هم جهاد دارند و این جهاد، خوب شوهرداری است و باید شوهر بداخلاق را تحمل کنند. لذا خداوند این همه بر صبر و پاداش آن تاکید کرده است.  

فیاضی اضافه کرد: در روایت داریم که پیامبر(ص) فرمودند امت من در قیامت سه گروه هستند؛ اول کسانی که بی حساب وارد بهشت می‌شوند و هزار فرشته منتظرند که وقتی از قبر بیرون آمدند آنان را سوار ناقه کنند و فرشتگان آنان را تا بهشت راهنمایی کنند. این گروه اهل صبر و رضایت هستند. سیدالشهداء شدن به این بود که فرمود من به چیزی که تو راضی هستی رضایت دارم و خشنود هستم. 

وی با تأکید بر اینکه حقیقت انسان‌ها با هم فرق دارد، ادامه داد: از این رو هر انسانی یک حقیقتی برای رشد دارد مثلا سیدالشهداء راه رسیدنش به خدا شهادت است ولی راه رسیدن امام مجتبی(ع) به خدا صلح است و هر دو در پرتو این رفتار به مقام عالی می‌رسند. خدا در وجود مادر و زن هم عاطفه قرار داده است تا مسیر خلقت تداوم یابد زیرا پدر هرگز به اندازه مادر راضی به فداکاری نبود. به همین دلیل پیامبر(ص) خطاب به کسی که مشکلی در کارش ایجاد شده بود فرمود برو سراغ مادرت تا برای تو دعا کند. لذا همانطور که حقیقت هر انسانی با دیگری فرق دارد زن و مرد هم حقیقت متفاوتی دارند. یکی عاطفه شدید دارد و دیگری عقلانیت تا نظام خلقت، بهترین نظام باشد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.