علی (ع) در جان ایرانیان
به قلم احمد مسجدجامعی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی سال 79 نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در بخش ویژه به معرفی و ارائه آثار مربوط به علی امیرالمؤمنین پرداخت، این غرفه با استقبال عموم مردم مواجه شد و بزرگان علم، فرهنگ و اندیشه نیز از آن دیدار کردند. یکی از پرآوازهترین دیدارکنندگان استاد محمدرضا […]
به قلم احمد مسجدجامعی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی
سال 79 نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در بخش ویژه به معرفی و ارائه آثار مربوط به علی امیرالمؤمنین پرداخت، این غرفه با استقبال عموم مردم مواجه شد و بزرگان علم، فرهنگ و اندیشه نیز از آن دیدار کردند. یکی از پرآوازهترین دیدارکنندگان استاد محمدرضا شجریان بود که بیشترین وقت خود را در این غرفه گذرانید و پیوسته از برگزارکنندگان پیرامون آثار عرضه شده، پرسوجو کرد، با توجه به علایق دینی و سوابق خانوادگی وی این رفتار قابل انتظار بود. در پایان دیدار از نمایشگاه یادداشت نسبتاً مفصلی نیز نوشت و همچنین مصاحبهای خواندنی از او به یادگار ماند. کسانی که شجریان را از نزدیک میشناختند، میدانند که اظهار این علایق برای همرنگی با این و آن نیست و واقعاً اگر باوری نداشت چیزی نمیگفت. بهویژه آنکه در این دیدار اظهار کرد: «زمانی که در مشهد بودم، در رادیو مشهد زیاد درباره علی(ع) آواز و تصنیف خواندهام. در تهران نیز غزل معروف استاد شهریار را اجرا کردم».
برای یافتن نوارهای شجریان بسیار تلاش شد و بالاخره کارکنان رادیوی مشهد در بخش ویژهای این رسانه نواری یافتند و اظهار کردند؛ شاهد بر همان گفته آقای شجریان است. گرچه این آثار همچنان غیرقابل دسترس است!
از شجریان نوار دیگری در دست است که غزلی از حافظ را با این آواز خوانده است: «زبان خامه ندارد سر بیان فراق/ وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق» که در میانه نام حضرت علی را تکرار میکند؛ همچنین اجرای دیگری با شعر زندهیاد مهدی سهیلی «علی را چه بنامم؟/ علی را چه بخوانم؟ ندانم، ندانم/ ثنایش نتوانم، نتوانم».
آواز خواندن درباره امیرالمؤمنین نه با شجریان آغاز شده و نه پایان پذیرفته؛ از مهمترین گنجینههای هنر آواز ایران آثار مربوط به برنامه رادیویی «گلهاست» که بسیاری از بزرگان در آن مشارکت داشتهاند و درباره علی امیرالمؤمنین نیز خواندهاند. بزرگانی همچون؛ محمود محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، معصومه دده بالا، حسین خواجه امیری، حسین قوامی، افتخار سالارپور، نادر گلچین که به صورت مستقیم و مستقل شعری در مدح مولا خواندهاند؛ همچنین آثار صوتی ارزشمندی در مدح و منقبت حضرت علی در صفحات 33 و 45 دور و نوارهای ریل از هنرمندانی همچون؛ امیر حیاتی، علی قصری، سید جمالالدین وفایی، محمد منتشری، محمدعلی کریمی، سیدجواد ذبیحی، محمدعلی قدمی، حسین گلپایگانی، احمد مراتب، قاسم رفعتی، مهدی بهزادپور، کورس سرهنگزاده و … این فهرست را میتوان ادامه داد. علیاصغر شیرخدا و عباس شیرخدا هر دو از نامآوران عرصه ورزش پهلوانی (باستانی زورخانهای) ایران هستند که بسیار درباره علی امیرالمؤمنین خواندهاند. این آثار بسیار فراتر از مجموعههای ضبط شده موجود است، جای تأسف است که به خاطر نبود حاملهای صوتی بسیاری از این منافب خوانیها در دست نیست.
این علاقه استوار به امیرالمؤمنین خاص هنر آواز و این یکی ـ دو قرن اخیر نیست و قدمتی به بلندای تاریخ ایرانِ پس از اسلام دارد و در شکلهای مختلف جلوهگر شده است. تا همین سالهای پیش از انقلاب دو کارخانه بزرگ تولید کاشی در کشور فعال بودند: ایرانا و سعدی، هر دو در نقش تصویر امیرالمؤمنین بر کاشی یا شعری یا بیتی یا روایتی در مدح ایشان با هم رقابت داشتند و در فراز قهوهخانهها، رختکن گرمابهها، بالای سر مرشدهای زورخانهها و … این کاشیها را نصب میکردند و این جدای از خوشنویسی و سبکهای نقاشی جدید و قدیم همچون نقاشی قهوهخانه بود که آن را «مکتب خیالینگاری در هنر» مینامند و منشأ و مقصود آن را روایتهای به هم آمیخته مذهبی و ملی ایرانیان میدانند.
بدین صورت است که به خوبی درمییابیم یاد و نام و خاطره علی امیرالمؤمنین در همه وجوه زندگی ایرانیان جاری بوده است و در شعر، ادب، هنر، معماری، خوشنویسی و فرهنگ عامه نشانههای آن را به روشنی میتوان یافت.
ریشه و سرچشمه دلبستگی ایرانیان به علی بن ابیطالب را باید در همان سالها و قرون نخست هجری جستوجو کرد. ازجمله آنجا که با پادرمیانی امیرالمؤمنین از قتل هرمزان سردار نامآور ایرانی صرفنظر شد و چون سالها بعد مظلومانه به دست پسر خلیفه مقتول کشته شد، امیرالمؤمنین بر سر قصاص قاتل پایمردی بسیار نشان داد؛ همچنین پایگاه خلافت را به کوفه منتقل کرد که حال و هوایی ایرانی داشت، ایشان مراقب بود که عرب و ایرانی از حقوق یکسان برخوردار شوند. ازجمله گفتهاند دو خانم عرب و ایرانی از امیرالمؤمنین خواهان کمک مالی شدند و حضرت به هر دو به صورت مساوی کمک کرد. زن عرب اعتراض کرد و زن دیگر را موالی یعنی غیرعرب خواند، به این معنا که سهم من بایستی بیشتر باشد. حضرت مشتی خاک از زمین برداشت و فرمود همهی ما از این خاک هستیم.
حال که صحبت زن ایرانی پیش آمد خوب است اشاره کنیم به قدیمیترین اذان ایرانی که پیش از جنگ جهانی نخست به سرمایه یک کمپانی آلمانی در کشور ما ضبط شد و خوشبختانه نسخهای از آن در دست است. بهویژه این که خانم ملوک ضرابی با صدای خاص خود شهادتین را چنین ادا میکند.
اشهد ان مولانا و مقتدانا و امامنا بالحق، امیرالمؤمنین علی ولی الله و آن اذان را با چنین دعایی به پایان میرساند.
بارها گفت محمد که علی جان من است
هم به جان علی جان محمد صلوات
و این از نادر مواردی است که یک خانم هنرمند، اذان را با این سبک اجرا میکند و خواننده گرامی به این نکته واقف است که اجرای چنین اثری با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی دیروز و امروز چه کار بزرگ و شجاعانهای است.
این شیفتگی خانم ملوک ضرابی کاشانی به علی امیرالمؤمنین تا پایان عمر طولانی او ادامه داشت، حتی در آخرین روزهای زندگی در مهمانی اهل فرهنگ با حضور فریدون مشیری، اسرافیل شیرچی و … از وی خواسته شد تا قطعهای اجرا کند و او باز هم آوازی در مدح و منقبت علی خواند و به زیبایی آن را به پایان برد و جمع را به تحسین واداشت و همچون همیشه با گفتن علی یارتان با جمع خداحافظی کرد.
عید سعید غدیر خم فرخنده باد
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


