- توسعه عدالت فرهنگی در چادرهای عشایر فارس
- کاروان «عاشقان حسینی، زائران خمینی(ره)» به پنج نقطه اصفهان اعزام میشود
- نباید سنت فکری خود را با عینک الگوهای بیرونی تعریف کرد
- جامعه دانشگاهی الگوساز ارتقای فرهنگ عمومی است
- پادکست | تیمار روح؛ توشه راهی برای بدن
- یادبودِ شهید رئیسی با محوریتِ دفاع از قرآن در اندونزی برگزار شد
گرهگشایی از رنج دیگران؛ راهی برای جبران گناهان بزرگ در نگاه امیرالمؤمنین(ع)
به گزارش ایکنا، کتاب «کران بیکران» اثر سیدهزینب شیرازی، مجموعهای سهجلدی در شرح و واکاوی کلمات قصار و حکمتهای نهجالبلاغه است؛ اثری که نویسنده در آن، عصاره و برکت جلسات تربیتی تجربهشده در دورهای از زندگی خود را به قلم آورده و در قالبی مکتوب در اختیار مخاطبان قرار داده است. ویژگی برجسته این مجموعه، […]

به گزارش ایکنا، کتاب «کران بیکران» اثر سیدهزینب شیرازی، مجموعهای سهجلدی در شرح و واکاوی کلمات قصار و حکمتهای نهجالبلاغه است؛ اثری که نویسنده در آن، عصاره و برکت جلسات تربیتی تجربهشده در دورهای از زندگی خود را به قلم آورده و در قالبی مکتوب در اختیار مخاطبان قرار داده است.
ویژگی برجسته این مجموعه، پیوند میان شرح کوتاه و تربیتی حکمتها با مسائل ملموس زندگی انسان امروز است؛ بهگونهای که مخاطب تنها با مفاهیم نظری مواجه نمیشود، بلکه امکان درک عملی و زیسته آن معارف را نیز مییابد.
سرویس اندیشه ایکنا نیز در روزهایی که به عید سعید غدیر منتهی میشود، در قالب سلسله گزارشهایی به نام «امیر دانایی» با رجوع به این اثر، در هر شماره یکی از حکمتهای نهجالبلاغه را بازخوانی میکند. در این شماره، محور تأمل حکمت بیستوپنجم نهجالبلاغه است؛ آنجا که امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید: «مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَالتَّنْفِيسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ، از کفاره گناهان بزرگ، فریادرسی درماندگان و گرهگشایی از رنجدیدگان است.»
این کلام نورانی، از یکسو به حقیقت گناهان کبیره توجه میدهد و از سوی دیگر، راهی برای جبران و بازگشت نشان میدهد. در متون دینی، گناهان معمولاً به دو دسته صغیره و کبیره تقسیم میشوند. یکی از معیارهای کبیره بودن یک گناه، وعده عذاب الهی برای آن است. با این حال، آنچه در نگاه نخست گناه کبیره شمرده میشود، تنها به رفتارهای آشکار و سنگینی مانند قتل یا اعمال منافی عفت محدود نیست؛ بلکه برخی آلودگیهای درونی و اخلاقی نیز میتوانند در شمار گناهان بزرگ قرار گیرند.
از جمله این آلودگیها، عُجب و خودپسندی است؛ حالتی که در آن، انسان موفقیتها و داشتههای خود را مستقل از لطف و اراده الهی میبیند و ناخودآگاه، خویشتن را در جایگاهی مینشاند که باید تنها از آنِ خدا باشد. چنین وضعی، زمینهساز ریا و میل به دیده شدن نیز میشود؛ آنجا که عمل نیک، نه برای رضای الهی، بلکه برای جلب توجه و تحسین دیگران انجام میگیرد. در ادبیات دینی، پالایش نیت از این آفتها چنان دشوار دانسته شده که به پنهانتر بودن آن از حرکت مورچهای بر سنگ سیاه در شب تار تشبیه شده است.
در کنار این، کوچک شمردن گناه نیز از جمله خطرهایی است که در ساحت تربیت دینی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. امیرالمؤمنین(ع) در کلامی هشداردهنده میفرماید: «أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ، بدترین گناه آن است که صاحبش آن را ناچیز بشمارد.»
بر این اساس، حتی گناهی که در ظاهر کوچک به نظر میرسد، اگر با بیاعتنایی، تکرار و عادیسازی همراه شود، میتواند به گناهی بزرگ بدل شود. علت این امر آن است که گناه، هرچند خرد، اگر در محضر خدای متعال واقع شود، دیگر کوچک نیست. افزون بر این، ناچیز شمردن خطا، حریم وجدان را میشکند و راه را برای لغزشهای بعدی هموار میسازد.
با این وجود، راه بازگشت هرگز بسته نیست. استغفار یکی از روشنترین راههای رجوع بنده به خداوند است؛ اما استغفار، به ویژه در گناهان مربوط به حقوق دیگران، اغلب بهتنهایی کفایت نمیکند و نیازمند مکمل است. برای مثال، در سرقت، بازگرداندن مال به صاحب آن شرطی اساسی در جبران خطاست. در قتل نیز اگر خانواده مقتول گذشت کنند و قصاص منتفی شود، دیه میتواند بخشی از مسیر جبران را تشکیل دهد. به بیان دیگر، توبه حقیقی تنها در اظهار پشیمانی خلاصه نمیشود، بلکه اصلاح رفتار و جبران آثار گناه را نیز در بر میگیرد.
آنچه حکمت بیستوپنجم نهجالبلاغه بر آن تأکید میکند، عمل صالح اجتماعی است؛ یعنی گرهگشایی از کار بندگان خدا و کاستن از رنج آنان. این آموزه علوی، نشان میدهد که بخشی از جبران خطاهای انسان، در خروج از خودمحوری و روی آوردن به خدمت بیمنت به دیگران تحقق مییابد. یاری رساندن به فردی که در اثر فقر، ورشکستگی یا از دست دادن دارایی خود درمانده شده، تأمین نیازهای اولیه خانوادهای نیازمند، واسطه شدن برای حل مشکل یک گرفتار، یا حتی همراهی عاطفی با انسانی اندوهگین، همگی میتوانند مصداقی از همین فریادرسی و غمزدایی باشند.
گاه یک کمک مالی، زندگی فردی را از فروپاشی نجات میدهد و گاه یک گفتوگوی صمیمی، لبخندی بهجا، یا یادآوری سخنی امیدبخش، جان خستهای را آرام میکند. در برخی موارد نیز فراهم کردن مقدمات یک سفر زیارتی، یا ایجاد زمینهای برای بازگشت آرامش روحی و روانی یک انسان رنجدیده، میتواند صورتی از همین عمل صالح باشد؛ عملی که نه فقط مشکلی از دیگری میگشاید، بلکه خودِ انسان را نیز از درون دگرگون میسازد.
این معنا ریشه در تعالیم قرآن کریم نیز دارد؛ آنجا که خداوند در سوره هود آیه 114 میفرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ بیگمان نیکیها بدیها را از میان میبرند.»
این آیه، در کنار کلام امیرالمؤمنین(ع)، تصویری روشن از نسبت میان توبه، جبران و نیکی ارائه میدهد. براساس این منطق، انسان خطاکار تنها با حسرت خوردن بر گذشته به مقصد نمیرسد، بلکه باید آن حسرت را به حرکتی اصلاحگرانه بدل کند؛ حرکتی که در آن، هم درون خویش را از آلودگی بزداید و هم باری از دوش دیگران بردارد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


