- اقتدار علمی و دفاعی؛ دو رکن ایران قوی
- شروع عملیات تکمیل میراث جهانی شیخ صفیالدین اردبیلی
- فیلم | پیام غدیر؛ شناخت ولایت و حرکت در مسیر ولیّ خدا
- پیگیری احداث کتابخانههای عمومی در ممسنی و رستم
- تأکید آیتالله کریمی جهرمی بر تقویت بنیه فقهی و اعتقادی طلاب
- گردهمایی خوشنویسان برای کتابت فرمایشات حضرت علی(ع)
نباید سنت فکری خود را با عینک الگوهای بیرونی تعریف کرد
به گزارش ایکنا، حسین کلباسی اشتری، استاد و پژوهشگر فلسفه، در نشست علمی «مقام فلسفه در تاریخ فلسفه» که به مناسبت زادروز استاد رضا داوری اردکانی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، با تأکید بر اینکه هدف این جلسه صرفاً بزرگداشت و ادای احترام نیست، گفت این نشست باید مجالی برای گفتوگوی […]

به گزارش ایکنا، حسین کلباسی اشتری، استاد و پژوهشگر فلسفه، در نشست علمی «مقام فلسفه در تاریخ فلسفه» که به مناسبت زادروز استاد رضا داوری اردکانی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، با تأکید بر اینکه هدف این جلسه صرفاً بزرگداشت و ادای احترام نیست، گفت این نشست باید مجالی برای گفتوگوی علمی و سنجشگرانه درباره برخی مدعاهای مطرحشده در آثار داوری، به ویژه متنی که حدود نیم قرن پیش نوشته شده، فراهم کند.
وی با اشاره به فاصله زمانی نزدیک به ۵۰ سال از نگارش کتاب «مقام فلسفه در تاریخ ایران اسلامی» ، یادآور شد: تغییر رأی در اندیشه هر پژوهشگر طبیعی است و نباید همه گزارههای آن متن قدیمی را عین نظر امروز نویسنده تلقی کرد. همچنین با اشاره به استمرار فعالیت فکری داوری در سنین بالا، تأکید کرد طرح پرسش و سنجش، منافاتی با حفظ حرمت و جایگاه علمی ندارد.

کلباسی اشتری در ادامه، مهمترین محورهایی را که به نظر او در متن برجسته است، چنین برشمرد: نسبت تفکر با زمان و تاریخ، نسبت فلسفه و دیانت در تمدن اسلامی، تقسیمبندی عالمان و اندیشمندان تمدن اسلامی (متکلم، فیلسوف و جریانهای اشراقی/عرفانی)، موقعیت فلسفه در آغاز دوره اسلامی و نسبت آن با جریانها و طایفهها و در نهایت مسئله نسبت نظر و عمل و جایگاه حکمت عملی در تجربه تاریخی مسلمانان.
آیا تجربه تاریخی غرب قابل تسری است؟
این استاد فلسفه نخستین ملاحظه خود را متوجه امکان تعمیم تجربه تاریخی قرون وسطی و دوره جدید اروپا به سایر تاریخها دانست و تصریح کرد: این پرسش باید مستقلاً محل بحث قرار گیرد. اگر از ابتدا فرض شود که «تنها تجربه ممکن» همان مسیری است که در غرب طی شده، ناخواسته تاریخهای دیگر با یک الگوی مسلط سنجیده میشوند؛ در حالی که تجربه مسیحیت با تجربه تمدن اسلامی تفاوتهای مبنایی دارد و حتی در درون تمدن اسلامی نیز تفاوتهای معناداری میان غرب جهان اسلام، شرق آن و تجربه ایران وجود دارد.
کلباسی اشتری در ملاحظه دوم به شیوه استشهادهای تاریخی پرداخت و گفت: حتی اگر بحث، نظری و انتزاعی باشد، وقتی برای اثبات یا تقویت مدعاها به مصادیق تاریخی استناد میشود، باید روشن باشد چرا برخی نمونهها انتخاب شده و چرا مجموعهای از منابع دیگر نادیده گرفته شده است. در برخی روایتها به چهرههایی مانند قاضی عبدالجبار، شهرستانی و ابن خلدون استناد میشود، در موضوعاتی چون خلافت و امامت یا نسبت دین و سیاست، متون متنوع و گستردهای در سنت امامیه وجود دارد که نمیتوان آنها را کنار گذاشت. این حجم از منابع، تصویر تاریخی را پیچیدهتر میکند و اجازه نمیدهد با چند شاهد محدود جمعبندی قطعی ارائه شود.
کلباسی اشتری همچنین درباره ابن خلدون گفت: با وجود اهمیت او، برخی اجزای نظریهاش از جمله بحث «عصبیت» مورد نقد قرار گرفته و نگاه او به فلسفه نیز محل بحث است؛ از این رو، استناد به چنین چهرهای باید با توضیح دقیقتر و ملاحظه نقدهای موجود همراه باشد.
حکمت عملی در تمدن اسلامی؛ مسئله قیاس با تجربه جدید
این پژوهشگر فلسفه در ادامه، بحث کمتوجهی به حکمت عملی در تمدن اسلامی را قابل طرح دانست و تأکید کرد: اگر قرار باشد این بحث با تجربه تاریخی جهان جدید و مسیر غرب (مثلاً از قرن شانزدهم به بعد) مقایسه شود، این قیاس باید مبنای موجه داشته باشد. نباید یک تجربه تاریخی خاص را به صورت معیار عام در نظر گرفت و سپس از تاریخهای دیگر پرسید چرا همان مسیر را نرفتهاند. شواهدی در سنت اسلامی وجود دارد که میتواند با مدعای «نبود پیوند نظر و عمل» یا «فقدان حکمت عملی» وارد گفتوگو شود؛ از جمله آثاری در سنت اندرزنامهها و «نصیحتالملوک» و نوشتههایی که به تدبیر مدنی و امر سیاسی-اخلاقی میپردازند.
نسبت فلسفه اسلامی با یونان؛ تقلیلگرایی راهگشا نیست
کلباسی اشتری در بخش پایانی سخنان خود به داوریهایی پرداخت که فلسفه اسلامی را صرفاً شرح و بسط فلسفه یونانی معرفی میکند، او با اشاره به فارابی گفت: مفاهیمی مانند «رئیس اول مدینه» و پیوند آن با نبی یا شبیه نبی، به سادگی قابل فروکاستن به الگوهای یونانی نیست و نشاندهنده دگرگونی مفهومی در زمینه اسلامی است. همچنین درباره ابنسینا تأکید کرد نمیتوان پروژه فکری او را با برچسب «ارسطویی محض» توضیح داد و تقلیل داد؛ زیرا در آثار او نوآوریها و نظامسازیهایی وجود دارد که نیازمند خوانش دقیق و غیرکلیشهای است.
کلباسی اشتری، با اشاره به نوعی «شرقشناسیزدگی» در برخی رویکردها از جمله شرقشناسی و معیار شدن چارچوبهای بیرونی برای سنجش سنت اسلامی گفت: اگر فلسفه بناست افق بگشاید، باید به ما جرئت بدهد که خود گزارههای مسلط و پارادایمهای رایج را نیز به بحث بگذاریم: اینکه چه چیزی معیار شده، چرا معیار شده و آیا قابل دفاع است یا نه.
کلباسی اشتری تأکید کرد: طرح این پرسشها به معنای نفی مقام استادان یا انکار فضل علمی آنان نیست، بلکه راهی برای دقیقتر دیدن تاریخ اندیشه و پرهیز از داوریهای شتابزده است. «سنجش» در معنای عام نقد، یعنی ارزیابی و ارزشگذاری روشمند گزارهها و شواهد؛ نه صرفاً مخالفتورزی یا جدل.
وی در پایان با اشاره به اینکه گاه گفته میشود در سنت ما «تحمل» یا «تجربه» نسبت به تجربه تاریخی غرب کمتر بوده است، افزود: این نیز خود نیازمند توضیح و صورتبندی دقیق است؛ زیرا از یکسو نمیتوان نسبت به تحولات جهان جدید بیاعتنا بود، و از سوی دیگر نباید سنت فکری خود را صرفاً با عینک الگوهای بیرونی تعریف کرد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


