مهمترین بخش مربوط به کشور، زبان و ادبیات است
به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و […]
به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «تمدن نوین اسلامی» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
در میان تمامی ارکان و شناسههایی که هویت یک ملت را میسازند، هیچ عنصری به اندازه «زبان» دارای عمق راهبردی، ظرفیت تمدنسازی و قدرت پیوند نسلها نیست. در منظومه فکری رهبر شهید، نگاه به مقوله زبان فارسی، نگاهی صرفا زبانشناسانه، ادبی یا ابزاری برای ارتباطات روزمره نبود. ایشان زبان فارسی را ستون فقرات هویت ملی، حامل امانت هزارساله فرهنگ و معارف اسلامی-ایرانی و یکی از خطوط مقدم در نبرد تمدنی معاصر میدانستند. در عصری که جهانیسازی با حربه یکسانسازی فرهنگی، در پی تضعیف ریشههای هویتی ملتهاست، رهبر شهید با طرح کلانروایت «زبان فارسی به مثابه سنگر هویت و ابزار مرجعیت علمی آینده»، خط بطلانی بر نگاههای سهلانگارانه و واداده در برابر هجوم فرهنگ بیگانه کشیدند.

مهمترین بخش مربوط به کشور، زبان و ادبیات است
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که در منظومه فکری رهبر شهید به صورت مستمر مورد تاکید قرار گرفته، نقش بسیار و بنیادین زبان فارسی در تکوین و تقویت «هویت ملی» است. در نگاه ایشان، زبان صرفا مجموعهای از قواعد و واژگان نیست و شناسنامه یک ملت و ظرفی است که تاریخ، حکمت، هنر، دین و باورهای یک جامعه در آن ریخته شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. تضعیف این ظرف، به معنای شکستن و از دست دادن مظروف گرانبهای آن است.
ایشان در تبیین این حقیقت میفرمایند: «توصیه من این است که در زمینه علاقه به ایران، علاقه به کشور و گرایش به ایران، چند نکته را توجه داشته باشید. یکی اینکه مهمترین بخش مربوط به کشور، زبان و ادبیات است. علاقه به ایران، اینجوری تحقق پیدا میکند… نباید تصور شود که زبان فارسی نماد ملیت ایران نیست؛ چرا، هست. روی این موضوع تکیه شود». در این چارچوب، هرگونه آسیب به زبان، نه یک خطای دستوری ساده که یک شکاف در بنای هویت ملی تلقی میشود. این زبان، گنجینهای است که مفاخر بسیار و بیمانندی را در خود پرورانده و به جهان عرضه کرده است. ایشان با اشاره به این میراث گرانسنگ میفرمایند: «در باب ادبیات و هنر، سعدی و حافظ دو گوهر درخشان بر پیشانی زبان فارسی و ادبیات فارسی هستند… در دانشهای مختلف هم شخصیتهای عظیمی از این استان برخاستهاند که هر کدامی در دوره خود و عصر خود یگانه بودهاند: چه در فلسفه، چه در فقه، چه در ادبیات و نحو، چه در هنر، چه در تفسیر و لغت…».
این زبان همچنین یک عنصر وحدتبخش منطقهای و فراملی است که میتواند ملتها را به یکدیگر پیوند دهد. رهبر شهید با اشاره به این ظرفیت تمدنی میفرمایند: «زبان فارسی یکی از اشتراکات مهم ایران و تاجیکستان و افغانستان است و باید برای حفظ و گسترش این زبان و جلوگیری از برخی تلاشها برای انزوای آن، همکاریهای بیشتری انجام شود». این نگاه راهبردی، نقش عالمان و ادیبان حوزه تمدنی ایران بزرگ را برجسته میسازد: «نقش عالمان و ادیبان افغانستان در رشد و ترویج معارف اسلامی و زبان فارسی را بسیار برجسته است افغانستان، علاوه بر منابع انسانی و فرهنگی غنی، منابع طبیعی سرشاری نیز دارد که مجموعه این ظرفیتها و اشتراکات باید در خدمت ارتقای سطح همکاریهای دو کشور قرار گیرد».

زبان فارسی اینقدر ظرفیت و گنجایش دارد که…
در نگاه رهبر شهید، زبان فارسی یک میراث موزهای و محصور در گذشته نیست و یک موجود زنده، پویا و با ظرفیتهای باورنکردنی برای آینده است. ایشان بر خلاف دیدگاههایی که زبان فارسی را برای بیان مفاهیم نوین علمی ناکارآمد میدانند با قاطعیت بر توانمندی و «کششداری» این زبان تاکید میکنند.
ایشان این ویژگی منحصربهفرد را چنین توصیف میکنند: «زبان فارسی زبان کششداری است، جزو زبانهایی است که میتواند توسعه پیدا کند، چون زبان ترکیبی است و ترکیبهای زیبا دارد که انسان برای بیان هیچ معنایی گیر نمیکند». این توانمندی صرفا به حوزه ادبیات و عرفان محدود نمیشود و دقیقترین مفاهیم علمی را نیز در بر میگیرد. ایشان میافزایند: «معنای دقیق علمی، معنای دقیق روحی و هر مفهوم دقیق و ظریفی را با زبان فارسی میشود بیان کرد؛ با بعضی زبانها واقعا نمیشود بیان کرد، اما با این زبان میشود. بعضی از تعبیرات اصلا قابل انتقال نیست. من یک وقتی گفتم: شادم که از رقیبان، دامنکشان گذشتی / گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد».
این ظرفیت ذاتی، یک پشتوانه بزرگ برای نهضت تولید علم در کشور است و نیازی به وامگیری منفعلانه از زبانهای دیگر نیست. رهبر شهید با تاکید بر این گنجایش وسیع میفرمایند: «زبان فارسی اینقدر ظرفیت و گنجایش دارد که دقیقترین و ظریفترین علوم و دانشها میتوانند با این زبان بیان شوند. ما زبان پرظرفیتی داریم». این نگاه، وظیفه نخبگان و جامعه علمی را سنگینتر میکند تا با تکیه بر این توانمندی، به «واژهسازی» و تولید اصطلاحات علمی به زبان مادری بپردازند و از ترجمه و تقلید صرف پرهیز کنند. در حقیقت، خودکفایی علمی در گرو خودباوری زبانی است و زبان فارسی این بستر را به بهترین شکل فراهم کرده است.

من خیلی نگران زبان فارسیام!
در کنار تمجید از ظرفیتها، یکی از پرتکرارترین و صریحترین محورهای بیانات رهبر شهید، ابراز نگرانی عمیق و هشدار جدی نسبت به فرسایش زبان فارسی در اثر «تهاجم فرهنگی» و سهلانگاری داخلی است. این نگرانی از یک دغدغه شخصی فراتر رفته و به یک مسئله راهبردی امنیت ملی پیوند میخورد.
ایشان با لحنی صریح این خطر را گوشزد میکنند: «من خیلی نگران زبان فارسی ام؛ خیلی نگرانم… من میبینم کار درستی در این زمینه انجام نمیگیرد و تهاجم به زبان زیاد است. همینطور دارند اصطلاحات خارجی [بهکار میبرند]. ننگش میکند کسی که فلان تعبیر فرنگی را به کار نبرد و به جایش یک تعبیر فارسی یا عربی به کار ببرد؛ ننگشان میکند. این خیلی چیز بدی است؛ این جزو اجزاء فرهنگ عمومی است که باید با این مبارزه کرد». این تهاجم، یک پدیده اتفاقی نیست و یک پروژه حسابشده و بخشی از یک جنگ نرم گسترده است: «تهاجم فرهنگی یک واقعیتی است. صدها… رسانه صوتی، تصویری، اینترنتی، مکتوب در دنیا دارند کار میکنند با هدف ایران!.. اصلا هدف اینجا است؛ با زبان فارسی [برنامه میسازند]؛ آن را با وقت استفاده فارسی زبان یا عنصر ایرانی تطبیق میکنند… کاملا واضح است که هدف اینجا است».
ریشه این آسیبپذیری، بیماری خطرناک «خودکمبینی» است که دههها در کالبد ملت تزریق شده است. ایشان میفرمایند: «خودکمبینی، این بیماری بسیار خطرناک… واژه فرنگی، فکر فرنگی، گردهبرداری از واژههای فرنگی، جزو کارهای رایج ماست.… در رادیو و تلویزیون ما هر چند وقتی یک بار، یک واژه فرنگى دیگر مطرح میشود که مردم باید از هم سوال کنند: آقا این یعنی چه!؟… خب، چه لزومی دارد؟… زبان فارسی با این گستردگی. اینها آن خودکمبینیهایی است که از اثرات گذشته است». این روند خطرناک، به پدیدههای عجیبی مانند نوشتن اسامی فارسی با حروف لاتین یا نامگذاری محصولات داخلی با اسامی فرنگی منجر شده است: «اسم فارسی را با خط لاتین مینویسند! خب چرا؟… اسمهای فرنگی روی محصولات تولید شده داخل ایران… خب چه داعی داریم ما این کار را بکنیم؟… روی کیف بچههای دبستانی چه لزومی دارد که یک تعبیر فرنگی نوشته بشود؟ روی اسباب بازیها همینجور؛ من واقعا حیرت میکنم».

از صدا و سیما گلهمندم…
در نگاه رهبر شهید، نهادهای حاکمیتی و در راس آنها رسانه ملی، در خط مقدم دفاع از زبان فارسی قرار دارند اما متاسفانه گاهی خود به عاملی برای ترویج واژگان بیگانه و تخریب زبان معیار تبدیل میشوند. ایشان با نگاهی نقادانه و صریح، این کوتاهی را بارها متذکر شدهاند.
ایشان در یکی از دیدارهای خود میفرمایند: «راجع به زبان، بنده حقیقتش [این است که] نگرانم… من از صدا و سیما گلهمندم به خاطر اینکه به جای اینکه زبان صحیح را، زبان معیار را، زبان صیقلخورده کاملا درست را ترویج کنند، زبان بیهویت، گاهی غلط، تعبیرهای غلط و بدتر از همه پر از تعبیرات فرنگی و خارجی و مانند اینها را دارند ترویج میکنند. وقتی مثلا فلان لغت فرنگی … مجری شما این را در تلویزیون، در رادیو یک بار، دو بار تکرار میکند، این میشود عمومی؛ ما بیخود و مُفتامُفت داریم زبان خودمان را آلوده میکنیم به زوائد مضر». این گلهمندی نشاندهنده نقش رسانه در الگوسازی زبانی برای جامعه است و هرگونه غفلت در این حوزه، خسارات جبرانناپذیری به همراه دارد. ایشان حتی به راهکارهای عملی برای فارسیسازی واژگان وارداتی اشاره کرده و از کمکاری در این زمینه انتقاد میکنند: «ما میتوانستیم مثلا همین طور که عربها وقتی که تلویزیون آمد، به آن گفتند «تِلْفاز»… بگوییم «تلویزان» که یک شکل فارسی دارد. ما اصلاً در فارسی کلمهای شبیه رادیو نداریم… چه اشکال داشت که ما رادیو را میگفتیم «رادیان» تا میشد فارسی… این کار را هم نکردیم».
نگذارید زبان فارسی دچار فرسودگی و دچار ویرانی بشود
این حجم از دغدغهمندی و نگرانی، لاجرم به یک فراخوان عمومی و مطالبه جدی از مسئولان و آحاد مردم برای اقدام عملی منجر میشود. رهبر شهید، صیانت از زبان فارسی را یک وظیفه همگانی و یک جهاد فرهنگی میدانند که نیازمند عزم ملی و ضابطهمندی است.
ایشان با لحنی آمرانه و دلسوزانه میفرمایند: «نگذارید زبان فارسی دچار فرسودگی و دچار ویرانی بشود؛ ما باید [آن را] خیلی حفظ کنیم… واقعاً بنشینید روی این مسئله فکر کنید». این مسئولیت در درجه اول متوجه نهادهای حاکمیتی است: «لازم است که حضرات و شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به این مسئله بجد دنبال کنند و دولت به طور جدی مواجه بشود با این مسئله. حالا معنای مواجهه این نیست که فورا فردا مثلا با یک شیوه تندی یا شیوه خشنی برخورد کنند، [مواجه بشوید] اما حکمتآمیز؛ ببینید چکار میتوانید بکنید که جلو این را بگیرید».
این مسئولیت شامل همه بخشها میشود. از تولیدکنندگان داخلی که باید به هویت ملی خود افتخار کنند: «هرگز نبایستی از روی محصولات ما زبان فارسی برداشته بشود»، تا سفیران فرهنگی که وظیفهای فراتر از دیپلماسی رایج دارند: «یکی از وظایف اصلی سفیران فرهنگی، ترویج زبان فارسی از طریق پیگیری کرسیهای زبان فارسی در مراکز علمی و دانشگاهی است». حتی در مسائل اقتصادی نیز میتوان با تکیه بر ظرفیت زبان، مفاهیم را ساده و قابل فهم کرد: «ارتقاء بهرهوری… بنده این را خلاصه میکنم به دو کلمه در زبان فارسی. تولیدکننده ما… سعی کند با کم کردن ریختوپاش، هزینه تولید را کم کند، کیفیّت را بالا ببرد…». این نشان میدهد که پاسداری از زبان، یک امر فانتزی و محدود به محافل ادبی نیست و در تار و پود مدیریت کشور نیز باید جاری باشد.

زبان فارسی باید گسترش پیدا کند
آرمان نهایی و چشمانداز بلندی که رهبر شهید برای زبان فارسی ترسیم میکنند، صرفا حفظ وضع موجود و دفاع در برابر تهاجم نیست و رسیدن به جایگاه «مرجعیت علمی» در جهان است. در این افق، زبان فارسی از یک زبان ملی و منطقهای فراتر رفته و به یکی از زبانهای کلیدی علم در دنیا تبدیل میشود.
ایشان این هدف بزرگ را اینگونه تشریح میکنند: «از پیشرفت علمی در کشور برای گسترش و نفوذ زبان فارسی استفاده شود… کاری کنیم که در آینده، آن کسانی که از پیشرفتهای علمی کشور ما استفاده میکنند، ناچار شوند بروند زبان فارسی را یاد بگیرند. این افتخاری نیست که ما بگوئیم حتماً زبان علمی کشور ما فلان زبان خارجی است». این آرزو، یک رویای دستنیافتنی نیست و یک هدف عملی و قابل تحقق است که نیازمند همت بلند نخبگان و جوانان کشور است: «باید همت شما این باشد که در دنیا به وضعی برسیم که اگر کسی بخواهد به تازههای علمی دست پیدا کند، مجبور باشد زبان فارسی یاد بگیرد. جوانان ما این آینده را به عنوان یک آینده حتمی و قطعی در نظر بگیرند… این یک آرزوی خام هم نیست. این چیزی است که عملی است».
این هدف راهبردی، یک چرخه فضیلتمندانه ایجاد میکند: پیشرفت علمی به اقتدار زبان فارسی منجر میشود و اقتدار زبان فارسی، به نوبه خود، هویت ملی و اعتماد به نفس علمی را تقویت میکند. در این چشمانداز، «زبان فارسی باید گسترش پیدا کند. باید نفوذ فرهنگى زبان فارسی در سطح جهان روزبه روز بیشتر شود».
بازخوانی منظومه فکری رهبر شهید نشان میدهد که در گفتمان انقلاب اسلامی، «زبان فارسی» یک پدیده فرهنگی خنثی و حاشیهای نیست و قلب تپنده هویت، شمشیر آبدیده فرهنگ، دژ مستحکم استقلال ملی و سکوی پرتاب به سوی مرجعیت علمی جهانی است. اگر جامعهای میخواهد در طوفانهای سهمگین جهانیسازی، ریشههای خود را حفظ کند و تمدنی نوین بر پایه اصالتهای خود بنا نهد، چارهای ندارد جز آنکه پاسداری از این «ثروت ملی» را نه یک وظیفه اداری، بلکه یک فریضه عینی و یک جهاد فرهنگی مستمر بداند. سرنوشت تمدن ایرانی-اسلامی، پیوندی ناگسستنی با حیات، پویایی، پالایش و سرافرازی زبان فارسی دارد؛ زبانی که میراث حکیمانی چون فردوسی و امانت ما برای ساختن فردایی مقتدر است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


