- مسجد جامع یزد، یادگار قرن پنجم سنددار شد
- نقش معلمان در پیروزی و استمرار انقلاب بیبدیل است
- فریاد ملت ایران، فریاد دفاع از وطن و ولایت است
- انتقاد عراقچی از تحرکات ضد ایرانی آمریکا و بحرین در شورای امنیت سازمان ملل
- کشف احتکار مواد غذایی در شهرستان ملایر
- آغاز مرحله سوم پویش ملی «زندگی با آیهها» در مازندران
دیدار جامعه قرآنی با هفت ستارهای که یکجا پر کشیدند
به گزارش خبرنگار ایکنا، بعضی خانوادهها تنها یک نام در شناسنامه این سرزمین نیستند؛ خودِ تاریخاند، تفسیر زنده آیات صبر و جهادند؛ خانوادههایی که وقتی نامشان برده میشود، بغض و افتخار همزمان در دلها مینشیند. عصر چهارشنبه ۱۶ اردیبهشتماه، جمعی از قاریان، حافظان، مدیران و فعالان قرآنی کشور در ادامه دیدارهای جامعه قرآنی با خانواده شهدای […]

به گزارش خبرنگار ایکنا، بعضی خانوادهها تنها یک نام در شناسنامه این سرزمین نیستند؛ خودِ تاریخاند، تفسیر زنده آیات صبر و جهادند؛ خانوادههایی که وقتی نامشان برده میشود، بغض و افتخار همزمان در دلها مینشیند. عصر چهارشنبه ۱۶ اردیبهشتماه، جمعی از قاریان، حافظان، مدیران و فعالان قرآنی کشور در ادامه دیدارهای جامعه قرآنی با خانواده شهدای قرآنی، میهمان خانوادهای شدند که در جنگ تحمیلی اخیر، هفت شهید را یکجا تقدیم اسلام و ایران کرده است؛ خانوادهای که پیشتر نیز در دوران دفاع مقدس یک شهید تقدیم انقلاب کرده بود و امروز، بار دیگر نام خود را در شمار خانوادههای ماندگار تاریخ ایثار این سرزمین ثبت کرده است. خانوادهای که در ادامه حملات ددمنشانه رژیم صهیونیستی به سرزمین ایران اسلامی، در شامگاه شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴ توسط رژیم متجاوز و غاصب صهیونیستی در جنایتی هولناک و در اوج بیرحمی به شهادت رساند.
خانواده شهیدان «مقیمی» و «ساداتی»، خانوادهای قرآنی بود؛ خانوادهای که انس با قرآن در تار و پود زندگی آنان جریان داشت. مادر خانواده، بانویی اهل قرآن و دلداده اهلبیت (ع) بود که فرزندانش را با آیات الهی بزرگ کرد. دختر این خانواده شهیده فهیمه مقیمی، حافظ کل قرآن کریم، همراه با خواهرش سالها پیش مسیر حفظ قرآن را آغاز کرده بود و این انس با کلام وحی، بعدها در تمام ابعاد زندگی او تجلی یافت؛ از فعالیتهای قرآنی و تربیتی تا انتخاب مسیر معلمی و تربیت نسل نوجوان.
دیدار جامعه قرآنی در منزل خواهر شهیده فهیمه مقیمی و از حافظان کل قرآن کریم برگزار شد؛ بانویی که حالا با صدایی آرام، اما قلبی سوخته، روایتگر داغی بود که در کلمات نمیگنجد.
در این دیدار رحیم قربانی، رئیس فرهنگسرای قرآن، منصور قصریزاده، مدیر رادیو قرآن، میکائیل باقری، مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش، حسن محمدی، عضو شورای عالی قرآن، حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدجواد موسویدرچهای، قاری بینالمللی قرآن، مجتبی محمدبیگی، قاری ممتاز و بینالمللی اهل شهرری، مهدی عادلی، قاری بینالمللی اهل شهرری و جمعی دیگر از فعالان قرآنی کشور حضور داشتند.

محفل با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد؛ آیاتی که در آن مجلس، معنایی متفاوت داشت. هر آیه، گویی شرح زندگی همان خانواده بود؛ خانوادهای که قرآن را نه فقط تلاوت، بلکه زندگی کرده بود.
رحیم قربانی، رئیس فرهنگسرای قرآن، در ابتدای این دیدار با اشاره به فعالیت کمیته شهدای قرآنی کشور گفت: بیش از دو هزار شهید قاری، حافظ و فعال قرآنی در سراسر کشور شناسایی شدهاند که حدود ۴۰۰ نفر از آنان متعلق به تهران هستند؛ البته این آمار مربوط به پیش از جنگ تحمیلی اخیر است و امروز نیز شاهدیم شهدای علمی، هستهای و مدافعان امنیت، با همان روحیه قرآنی و انقلابی در راه آرمانهای انقلاب اسلامی جان خود را تقدیم میکنند.
وی افزود: شاید تصور اینکه هفت عضو یک خانواده در یک لحظه به شهادت برسند، برای ذهن انسان دشوار باشد؛ صحنهای که انسان را به یاد مصائب کربلا میاندازد. خداوند به این خانواده صبر جمیل عنایت کند.
در ادامه، منصور قصریزاده، مدیر رادیو قرآن، با اشاره به جایگاه شهدای قرآنی گفت: همه شهدای ما قرآنیاند؛ زیرا قرآن را در میدان عمل معنا کردند. شهدای این سرزمین ثابت کردند تلاوت قرآن اگر به عمل نرسد، کامل نیست و نتیجه حقیقی انس با قرآن، ایثار و فداکاری در راه حق است.
وی همچنین با اشاره به تأسیس رادیو قرآن به دستور رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۶۲ گفت: رهبر معظم انقلاب از ابتدا تأکید داشتند رسانهای وجود داشته باشد که محور آن فقط قرآن باشد و امروز افتخار داریم این مسیر را ادامه دهیم.
در بخش دیگری از این دیدار، میکائیل باقری، مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش، سخنانی تأثیرگذار درباره جایگاه معلمان و دانشآموزان شهید بیان کرد.
وی با اشاره به شهدای دانشآموز جنگ اخیر گفت: گاهی دانشآموزان برای ما معلمی میکنند. بسیاری از درسهایی که در زندگی گرفتهایم، از همین نوجوانان و دانشآموزان شهید بوده است. امروز خون این شهدا در جامعه موجی از بیداری، هویتخواهی و بازگشت به ارزشهای دینی ایجاد کرده است.
باقری با اشاره به مدارس فعال قرآنی کشور افزود: برخی مدارس کشور، حقیقتا مدرسه تراز انقلاب اسلامیاند؛ مدارسی که دانشآموزان آن فقط درس نمیخوانند، بلکه با قرآن، اهلبیت (ع) و فرهنگ مقاومت زندگی میکنند. امروز وقتی تصاویر شهدای نوجوان را میبینیم، میفهمیم این اتفاقها یکشبه رخ نداده است، بلکه نتیجه سالها تربیت قرآنی و معنوی است.
وی با اشاره به شهیده فهیمه مقیمی گفت: ایشان از نخبگان دانشگاهی بود و میتوانست در بهترین موقعیتهای علمی و حرفهای فعالیت کند، اما معلمی را انتخاب کرد؛ نه از سر اجبار، بلکه از روی عشق و احساس مسئولیت نسبت به نسل نوجوان. او به تأسی از فرمایش رهبر معظم انقلاب، تصمیم گرفت در کنار دختران نوجوان باشد، دغدغههای آنان را بشناسد و برای تربیت نسلی مؤمن و انقلابی تلاش کند.
مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: شهیده فهیمه مقیمی تنها یک معلم نبود؛ او یک مربی قرآنی بود. انس عمیق او با قرآن، روحیه تربیتیاش و ارتباط صمیمانهاش با دانشآموزان باعث شده بود بسیاری از شاگردانش او را نه فقط معلم، بلکه پناهگاه و الگوی خود بدانند.
وی افزود: خون این شهدا برکات عجیبی در جامعه ایجاد کرده است. امروز نوجوانانی هستند که به برکت همین شهدا مسیر زندگیشان تغییر کرده، با خدا آشتی کردهاند، اهل نماز و حجاب شدهاند و اینها نشانه زنده بودن خون شهداست.
اما بخش اصلی این دیدار، روایت دختر خانواده مقیمی، خواهر شهیده فهیمه مقیمی و از حافظان کل قرآن کریم بود؛ روایتی که اشک را مهمان چشم همه حاضران کرد.

او در آغاز سخنانش از فضای قرآنی خانواده گفت: «مادر ما عاشق قرآن بود. از کودکی ما را با قرآن بزرگ کرد. من و آبجی، یعنی شهیده فهیمه مقیمی، با هم حفظ قرآن را شروع کردیم. ساعتها کنار هم مینشستیم و آیات را مرور میکردیم. قرآن فقط برنامه درسی ما نبود؛ بخشی از زندگیمان بود.»
وی ادامه داد: «آبجی حافظ کل قرآن بود و فعالیتهای قرآنی زیادی داشت. در جلسات قرآن شرکت میکرد، با نوجوانها کار میکرد و همیشه دغدغه تربیت نسل جدید را داشت.»
او سپس به زندگی پدر خانواده اشاره کرد و گفت: «پدرم در دوران دفاع مقدس شهید شده بود. آن زمان من یک سال و هشت ماهه بودم و خواهرم فقط هشت ماه داشت. بعد از شهادت پدر، عمویم با مادرم ازدواج کرد و گفت نمیگذارم بچههای برادرم زیر دست غریبه بزرگ شوند. واقعا هم برای ما پدری کرد و ما او را بابا صدا میزدیم.»
خواهر شهیده مقیمی افزود: «بابا خودش جانباز دفاع مقدس بود و همیشه آرزوی شهادت داشت تا اینکه در جنگ اخیر، او هم همراه شش عضو دیگر خانوادهمان آسمانی شد.»
او درباره شهید سیدمصطفی ساداتی ارمکی از دانشمندان برجسته ایران، داماد خانواده و از نخبگان علمی کشور گفت: «ایشان نخبه دانشگاه صنعتی شریف بود و موقعیتهای علمی زیادی داشت، اما زندگی ساده و متعهدانهای را انتخاب کرده بود. همان شب عید غدیر، هفت ساعت تنها بود و میتوانستند همان موقع او را هدف قرار دهند، اما صبر کردند تا به خانه ما و کنار همسر و فرزندانش برسد و بعد خانه را هدف قرار دادند.»
وی با بغض ادامه داد: «خانه پدریمان با خاک یکسان شد؛ انگار گودالی وسط زمین ایجاد شده بود.»
او سپس از خواهر شهیدش گفت: «آبجی در ابتدا علاقهای به معلمی نداشت، اما وقتی سخنان رهبر عزیزمان را درباره نقش زنان در تربیت نسل شنید، مسیر زندگیاش تغییر کرد. تصمیم گرفت وارد آموزش و پرورش شود تا کنار نوجوانها باشد و برای امام زمان (عج) کار کند.»
دختر خانواده مقیمی افزود: «او معلمی را فقط یک شغل نمیدید؛ رسالت میدانست. شاگردهایش عاشقش بودند. با آنها دوست بود، حرفشان را میفهمید و برای دغدغههایشان وقت میگذاشت.»

او همچنین از دختر نوجوان شهیده، ریحانهسادات، سخن گفت: «ریحانه فقط ۱۴ سال داشت، اما دلش بزرگ بود. در فضای مجازی فعالیت میکرد و کمکم صفحهاش رنگ و بوی اهلبیت (ع) گرفته بود. شب شهادتش، دقایقی قبل از حمله موشکی، به زبان عبری نوشته بود: «بیچاره خواهید شد».»
سپس درباره فاطمهسادات، دختر ۱۰ ساله خانواده، گفت: «خیلی مظلوم بود. از دود میترسید و همیشه دلشوره داشت.».
اما روایت سیدعلی، کودک چهار ساله خانواده، بغض مجلس را شکست: «سیدعلی موهای فرفری داشت و یک پتک پلاستیکی دستش میگرفت و میگفت میخواهم اسرائیل را نابود کنم.»

او در ادامه از روزهای سخت شناسایی پیکرها سخن گفت؛ روزهایی که ۱۶ روز طول کشید: «بعضی پیکرها قابل شناسایی نبودند. پدرم را از انگشترش شناختند و بعد دوباره گم شد تا اینکه از حرف نشان گروه خونی روی دستش که زمان دفاع مقدس حک شده بود، شناسایی شد.»
خواهر شهیده مقیمی در حالی که صدایش میلرزید، از لحظه خاکسپاری عزیزانش گفت: «وقتی سیدعلی را در بغلم گذاشتند، فهمیدم فقط دو تکه از بدنش باقی مانده است. برایش لالایی خواندم و به خاک سپردمش. خواهرم را هم مثل پازل کنار هم گذاشته بودند.»
او سپس جملهای گفت که اشک حاضران را جاری کرد: «آن روز که عزیزانم را به خاک سپردم، گفتم همهشان فدای لبخند رضایت امام خامنهای. الان هم اگر لازم باشد، خودم و خانوادهام را فدای این راه میکنم، اما یک وجب از خاک کشورم را به دشمن نمیدهم.»

دیدار جامعه قرآنی با خانواده شهیدان مقیمی و ساداتی، تنها یک دیدار رسمی نبود؛ روایتی زنده از خانوادهای بود که قرآن را زندگی کرد، فرزندانش را با قرآن تربیت کرد و در نهایت، عزیزترین داشتههایش را در راه اسلام، انقلاب و ایران تقدیم کرد؛ خانوادهای که حالا نامش در حافظه تاریخی ملت ایران، کنار صبر زینبی و ایمان حسینی ماندگار شده است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


