تمدن اسلامی کشورگشایی نیست؛ تأثیرپذیرفتن فکری ملتها از اسلام است
به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و […]
به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «تمدن نوین اسلامی» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
مسئله تمدنسازی که یک مسئله حیاتی و غایت نهایی حرکت انقلاب است…
اولین گام در فهم دیدگاه رهبر شهید درباره تمدن نوین اسلامی، درک جایگاه این مسئله در طبقهبندی اهداف کلان نظام و انقلاب است. ایشان پیش و بیش از آنکه این مقوله را یک شعار آرمانی و دستنیافتنی تقلیل دهند، آن را یک ضرورت وجودی، یک نقشه راه دقیق و یک مسیر بیبازگشت برای پیکره اجتماع و امت اسلامی میدانند. در نگاه ایشان، مسائلی وجود دارند که فراتر از رقابتها و گفتمانهای رایج سیاسی، مستقیماً با «هویت»، «بقاء» و «نفسکشیدن» یک جامعه در مناسبات جهانی ارتباط دارند. رهبر شهید این گزاره را با صراحت درباره معنای دقیق تمدن اینگونه تبیین میکنند: «تمدن اسلامی، کشورگشایی نیست بلکه به معنای تأثیرپذیرفتن فکری ملتها از اسلام است».
این نگاه حیاتی، ریشه در یک جهانبینی الهی و توحیدی دارد که در آن، حرکت به سمت قلهها نباید با ترس از هیمنه پوشالی استکبار متوقف شود. ایشان با ارجاع به منطق قرآنی و سیره اهلبیت (علیهمالسلام)، پایه و اساس هر حرکتی را حضور ارادههای مردمی میدانند. در همین راستا، ایشان با تأکیدی شگرف بر جایگاه مردم میفرمایند: «اینجا یک اصل اسلامی را مایلم متذکر بشوم، و آن عبارت است از نقشآفرینی مردمی در نظام اسلامی و اساساً در حیات اسلامی. مردم، در نگاه اسلام، در نگاه قرآن، با توجه به مجموعه احکام اسلامی، خیلی مورد توجهند در تحرک جامعه اسلامی، مجتمع اسلامی و حیات مجتمع اسلامی؛ نقش برجستهای دارند. شما ملاحظه کنید در فرمایش امیرالمؤمنین (علیه الصلاة و السلام) در آن جمله معروف که «لَو لا حُضورُ الحاضر وَ قیامُ الحُجة بوُجود الناصر … لَاَلقَیتُ حَبلَها عَلىٰ غاربها»، هم نقش مردم مورد تذکر قرار گرفته است، هم حق مردم. «نقش مردم» یعنی اگر مردم نیایند سراغ آن کسی که خود را صاحب حق میداند و میخواهد مسئولیتی قبول کند، بر او واجب نیست دنبال آن حق برود: لَاَلقَیتُ حَبلَها عَلىٰ غاربها؛ مردم نبودند، من وظیفهای نداشتم، تکلیفی نداشتم. نقش مردم اینقدر مهم است. حتی کسی مثل امیرالمؤمنین، علیبنابیطالب، اگر مردم با او نباشند، دوروبرش نباشند، میگوید من تکلیفی ندارم. اگر چنانچه مردم آمدند، آنوقت بر او واجب است که مسئولیت را بپذیرد؛ لذا حضرت مسئولیت را قبول کرد؛ مردم آمدند، فشار آوردند، اصرار کردند که شما بیایید خلافت را قبول کنید، ایشان هم قبول کرد. نقش مردم اینقدر مهم است».
بر این اساس، هرگونه تصویرسازی از آینده بدون در نظر گرفتن اراده عمومی، در تضاد با نص صریح مبانی معرفتی انقلاب است. ایشان در جای دیگری نیز با ادبیاتی مشابه این ضرورت را تکرار میکنند: «پس بنابراین، روشن است که رسیدن به هدفهای اسلامی ــ حالا اسمش را بگذارید «نظام اسلامی»، در نهایت «تمدن اسلامی» ــ جز با حضور مردم، جز با توجه و مبادرت مردم امکانپذیر نیست؛ باید مردم بخواهند، مردم بیایند، مردم اقدام کنند. این برای ما یک اصل شد؛ حالا یک نفری مسئولیت دولتی دارد، برای جلب مردم، جذب مردم، آوردن مردم به صحنه یک جور باید عمل بکند، یک وقت یک نفری در منبر نماز جمعه فعال است، او یک جور [دیگر]؛ یعنی توجه داشته باشیم که مسئله «مردم» یک اصل اسلامی است، بدون آن کاری نمیشود کرد، به هدفها نمیشود رسید، به حیات نمیشود رسید».

بایستی از توقف در مسیر اهداف انقلاب ترسید
یکی از پرتکرارترین و پرحرارتترین بخشهای ادبیات رهبر شهید در این حوزه، مربوط به هشدارهای تکاندهنده و در عین حال امیدبخش ایشان درباره عواقب سهمگین توقف در مسیر انقلاب و لزوم شناخت دقیق اهداف است. ایشان با نگاهی آسیبشناسانه، وضعیت موجود را نیازمند تلاش مضاعف میدانند: «هدفهای انقلاب» که گفتیم، یعنی چه؟ یعنی پیشرفت کشور، عدالت اجتماعی در کشور، اقتدار کشور، تشکیل جامعه اسلامی در کشور و در نهایت رسیدن به تمدن نوین اسلامی و تمدن بزرگ اسلامی؛ هدفهای انقلاب اینها است. باید دید برای رسیدن به این هدفها، برای رسیدن به عدالت اجتماعی، برای رسیدن به پیشرفت واقعی کشور -نه پیشرفتهای پوشالی و ادعایی؛ پیشرفتهای همهجانبه، مادی و معنوی- و برای رسیدن به جامعه اسلامی که احکام اسلام به معنای واقعی در آن پیاده بشود و مردم بهرهمند بشوند از تحقق این احکام و در نهایت برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی، چه کارهایی لازم است، آن کارها را در حد توانمان [انجام بدهیم]؛ هر کسی در حد توان خودش؛ بنده یک جور، آن مسئول یک جور، آن دانشجو یک جور و امثال اینها…».
دردناکترین بخش ماجرا برای دشمنان، زنده بودن و پویایی این حرکت است. رهبر شهید به عنوان یک دیدهبان بیدار تمدنی، یک گزاره صریح را مطرح میکنند: «با همین حرکت تداوم انقلاب و استمرار انقلاب، امروز بحمدالله انقلاب، هم زنده است، هم زاینده و تولیدکننده است. اینکه شما میبینید جبهه استکبار اینجور در مقابل انقلاب و در مقابل ملت انقلابی ایران میایستد و اینجور دشمنی میکند، به خاطر این است که انقلاب زنده است. اگر انقلاب نبود، اینها داعی نداشتند اینقدر خباثت و ملعنت به خرج بدهند در مقابل ملت ایران. حالا «زنده بودن انقلاب» یعنی چه؟ یعنی دلبستگی نسلهای جدید کشور به آرمانهای انقلاب. امروز مردم دلبسته همان آرمانهایی هستند که انقلاب مطرح کرد؛ یعنی استقلال ملی، عزت ملی، رفاه ملی، عدالت اجتماعی، تحقق جامعه اسلامی و در نهایت، همان طور که عرض کردیم، ایجاد تمدن نوین اسلامی؛ اینها هدفهای بزرگ انقلاب است. مردم ما امروز به این هدفها دلبستهاند، علاقهمندند؛ کاری از دستشان بربیاید -هر کسی بتواند کاری انجام بدهد- واقعاً انجام میدهند؛ یعنی یک اکثریت عظیمی از کشور این [دلبستگی] را دارند. حالا افرادی هم ممکن است گوشهکنار وجود داشته باشند که یک مقداری کُند باشند در حرکت یا در حرکت داخل نشوند، لکن ملت ایران عموماً دلبسته به این آرمانها است. ملت دلبسته است، انقلاب زنده است و دلیل زنده بودن انقلاب هم یکی همین دشمنی جبهه استکبار است که به خاطر ایستادگی نظام بر سر این هدفها است».
ایشان این مسیر طی شده را یک مسیر پر از دستاورد و تجربه میدانند و تصریح میکنند: «وقتی مسیر حرکت کشور را و انقلاب را از نوزدهم دی تا امروز نگاه میکنیم، [میبینیم] حداقل دهها برابر -شاید بشود گفت صدها برابر؛ حالا من نمیخواهم الفاظ خیلی بزرگ به کار ببرم- کشور ما قوام و استحکام و عمق و پختگی پیدا کرده، تجربه به دست آورده، مجهز شده. ما آن روز مجهز نبودیم، امروز خیلی مجهزیم؛ هم مجهز فکری، هم مجهز عملی، هم مجهز سیاسی، هم مجهز نظامی بحمدالله؛ بر خیلی از موانع غلبه پیدا کردهایم. هدف هم ایجاد تمدن نوین اسلامی است؛ این هدف نهایی ما است. ممکن است یک نسل به این هدف نرسد، اما این راه ادامه خواهد داشت و انشاءالله نسلهای بعدی به این هدف خواهند رسید. و باید غلبه کنیم بر دستاندازیهایی که سلطهگران در راه ما ایجاد میکنند و سیاستهای خباثتآلودی که علیه کشورمان به وجود میآورند. مواضع ما در مقابل دولت آمریکا ناشی از این تفکر است، ناشی از این استدلال و این فلسفه است».

نگذاریم ذهنیت جامعه و باورهای مردم مورد هجوم قرار گیرد
در ادبیات تمدنسازی، مفهومی به نام مقاومت فکری و استحکام درونی وجود دارد. رهبر شهید با اشراف کامل بر ابعاد جنگ نرم، مکرراً جامعه و نخبگان را به ضیق وقت و تهاجم همهجانبهای که برای تهی کردن درون نظام طراحی شده است، توجه میدهند. ایشان با اشاره به این تهدید خاموش میفرمایند: «آماج دوم مردمند. باورهای مردم باید عوض بشود؛ باور به اسلام، باور به انقلاب، باور به اسلام سیاسی، باور به اینکه اسلام غیر از کارهای شخصی وظایف عمومی هم دارد، حکومت هم دارد، جامعهسازی هم دارد، تمدنسازی هم دارد؛ باور به نفی اینها [جایگزین شود]. اینها باید از ذهن مردم زدوده بشود، عکسش در ذهن مردم جا بگیرد. [میخواهند] باور به استقلال را عوض کنند. بعضیها البته ناشیگری میکنند؛ میبینیم گاهی اوقات در بعضی از مطبوعات، صریحاً استقلال کشور را یک امر قدیمی و کهنهشده میدانند و میگویند امروز دیگر استقلال کشورها مطرح نیست. یعنی چه؟ یعنی در نقشه جغرافیای جهانی یک قدرتی وجود دارد، آن قدرت تصمیم میگیرد و همه عمل میکنند -مثل حرارت مرکزی- یک جایی یک چیزی تولید میکند، بقیه مصرف میکنند. این را دارند ترویج میکنند؛ نفوذ یعنی این. البته این کاری است که دارد انجام میگیرد».
برای مقابله با این جریان، نهادهای تربیتی همچون آموزش و پرورش نقش حیاتی دارند. ایشان تصویرسازی دقیقی از آینده مطلوب ارائه میدهند و میفرمایند: «[باید] بچهها ارزش مقاوم بودن را بفهمند؛ [یعنی] اینکه اجزای یک ملت، اجزای مقاومی هستند. مقاوم یعنی چه؟ یعنی در مقابل باجگیری عقبنشینی نمیکنند، در مقابل حمله به خودشان نمیلرزند، در مقابل زورگویی کوتاه نمیآیند؛ مقاوم یعنی این. اکسیر علاج مشکلات کشور این است: احساس مقاومت، روحیه مقاومت. خب دنیا، دنیای زورگویی است؛ همه زور میگویند، هر که بتواند زور بگوید زور میگوید؛ بزرگ و کوچک هم ندارد، شرق و غرب هم ندارد؛ باید یک ملت بتواند در مقابل زورگوییها مقاومت بکند؛ این را باید از بچگی یاد بگیریم، این از نوجوانی باید در ما نهادینه بشود. یا ارزش برخورداری از اعتماد به نفس؛ اینها چیزهایی است که لازم است و باید انجام بگیرد. با اینها آن وقت آن نسل سازنده تمدن به وجود میآید؛ نسلی که میتواند ملت را عزتمند کند، کشور را عزتمند کند، به وجود میآید. همه اینها در مدرسه انجام میگیرد. ارزش معلم را شما ببینید! آموزش و پرورش متصدی یک چنین کاری است؛ به خاطر همین خصوصیات، وزارت آموزش و پرورش را با هیچ وزارتخانه دیگری نمیشود مقایسه کرد».
ایشان در تکمیل این مأموریت تمدنی، سطح انتظارات از نظام آموزشی را در ابعاد جهانی تعریف میکنند: «آموزش و پرورش باید بتواند انسانهایی تربیت کند دانا باشند، توانا باشند، خردورز باشند، پارسا باشند، پرهیزکار باشند، پاکدامن باشند، کارآمد باشند، مبتکر باشند، شجاع باشند، اهل اقدام باشند، از دشمن نترسند، از تهدید نترسند، خوابرفتگی و غفلت پیدا نکنند؛ انسانهای این جوری تربیت کند. این [طور] اگر شد، این کشور به همانی که بنده آرزو کردم و گفتم و وعده دادم و انشاءالله خواهد شد، خواهد رسید؛ یعنی ما تا چند دهه بعد -آن روز من گفتم تا پنجاه سال که حالا چند سالش گذشته- مثلاً تا پنجاه سال دیگر [به جایی میرسیم که] هر کسی در دنیا بخواهد مرزهای جدید علم را به دست بیاورد، مجبور باشد فارسی یاد بگیرد. تربیت یک چنین انسانهایی، یک چنین جوانهایی، پایه اصلی ایران سربلند فردا است، پایه اصلی تمدن نوین اسلامی است».

ظرفیتهای جهان اسلام برای خیزش تمدنی
در کنار استحکام درونی، نگاه رهبر شهید همواره معطوف به ظرفیتهای امت اسلامی بوده است. حج به عنوان یکی از بزرگترین این ظرفیتها، در نگاه ایشان باید کارکرد تمدنساز خود را بازیابد: «اصرارم بر این است که مسئولان محترم حج در این زمینهها فرهنگسازی کنند. کاری کنید که تا اسم حج میآید، تا اسم کعبه معظمه میآید، آن جوان امروزی ما این مفاهیم به ذهنش خطور کند: مفهوم تمدنسازی، مفهوم اتحاد جهانی، مفهوم نگاه فرامرزی و بینالمللی، مفهوم رفع تمایز و مانند اینها به ذهنش بیاید. فرهنگسازی در این زمینهها باید انجام بگیرد؛ این، هم به عهده روحانیونی است که در کاروانها هستند، هم به عهده مسئولین حج است، هم به عهده مسئولین بعثه است؛ همه؛ هر کسی که توانایی دارد، در این زمینهها فرهنگسازی کند در باب حج. کاری کنید که حج را مردم با این نیت به جا بیاورند. آنوقت اگر ما توانستیم این فرهنگ را در ذهن مردم رسوخ بدهیم، دیگر نگران این نخواهیم بود که حالا فلان برادر ما یا خواهر ما در حج مشغول بازارگردی است برای اینکه یک جنس بنجلی را بخرد به عنوان سوغاتی بیاورد. این نگرانی است دیگر، این جزو نگرانیها است؛ اگر آنجور بشود، این نگرانیها را دیگر نخواهیم داشت».
این نگاه شبکهای به جهان اسلام، در تبیین ایشان از مراتب وحدت به اوج خود میرسد. ایشان با دقت روی مراحل این وحدت دست میگذارند و میفرمایند: «اتحاد دنیای اسلام مراتبی دارد؛ پایینترین مرتبهاش این است که جوامع اسلامی، کشورهای اسلامی، دولتهای اسلامی، اقوام اسلامی، مذاهب اسلامی، علیه هم دست به تعرض نزنند، با هم معارضه نکنند، به یکدیگر ضربه نزنند؛ این قدم اول است. البته بالاتر از این، این است که دنیای اسلام علاوه بر اینکه به یکدیگر ضربه نمیزنند، در مقابل دشمن مشترک هم دست به دست هم بدهند، اتحاد واقعی و کافی داشته باشند، از یکدیگر دفاع کنند. این هم یک قدم بالاتر است؛ از این بالاتر هم این است که کشورهای اسلامی، ملتهای اسلامی همافزایی کنند. کشورهای اسلامی از لحاظ علمی، از لحاظ ثروت، از لحاظ امنیت، از لحاظ قدرت سیاسی در یک سطح نیستند، میتوانند به یکدیگر کمک کنند، همافزایی کنند، آنهایی که بالاترند در هر بخشی، دست آن کسانی را که پایینتر هستند بگیرند؛ این هم یک مرحلهای از وحدت است. مرحله بالاتر هم این است که همه دنیای اسلام متحد بشوند در جهت رسیدن به تمدن نوین اسلامی. این چیزی است که جمهوری اسلامی هدف غایی قرار داده: رسیدن به تمدن اسلامی، منتها تمدن متناسب با این زمان، تمدن نوین اسلام. اینها مراتب وحدت است».
در نگاه کلان ژئوپلیتیک، این وحدت مستقیماً به سرنوشت منطقه و اخراج مستکبرین گره خورده است: «سرنوشت منطقه، نجات از سلطه استکباری آمریکا و رهایی فلسطین از حاکمیت بیگانگان صهیونیست است. همت ملتها باید زمان رسیدن به این مقصود را نزدیک کند. جهان اسلام باید عوامل تفرقه را بزداید. وحدت علمای دین، راهحلهای اسلامی برای سبک زندگی نوین اسلامی را کشف میکند. همکاری دانشگاههای ما علم و فناوری را ارتقا بخشیده، زیربناهای تمدن جدید را خواهد ساخت. هماهنگی رسانههای ما فرهنگ عمومی را از ریشه اصلاح خواهد کرد. ارتباط نیروهای مسلح ما جنگ و تجاوز را از همه منطقه دور خواهد کرد. ارتباط بازارهای ما، اقتصاد کشورهایمان را از سلطه کمپانیهای غارتگر بیرون خواهد آورد. رفت و آمدها و سفرهای مردم ما، همزبانی و همدلی وحدت و دوستی به ارمغان خواهد آورد. دشمنان شما و ما میخواهند اقتصاد خود را با منابع کشورهای ما، عزت خود را با ذلت ملتهای ما، و صدرنشینی خود را با تفرقه ما تأمین کنند. میخواهند ما و شما را به دست خودمان نابود کنند».

نسل جوان و نخبگان؛ موتور محرکه چله دوم انقلاب
در هندسه فکری رهبر شهید، هیچ تحول تمدنی بدون اتکا به نیروی جوانی و نخبگی امکانپذیر نیست. ایشان با افتخار به مسیر طی شده در گام اول انقلاب، آغاز مرحله جدید را اینگونه نوید میدهند: «از میان همه ملتهای زیر ستم، کمتر ملتی به انقلاب همت میگمارد و در میان ملتهایی که بهپاخاسته و انقلاب کردهاند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و بهجز تغییر حکومتها، آرمانهای انقلابی را حفظ کرده باشند. اما انقلاب پُرشکوه ملت ایران که بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چله پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همه وسوسههایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دومین مرحله خودسازی و جامعهپردازی و تمدنسازی شده است. درودی از اعماق دل بر این ملت؛ بر نسلی که آغاز کرد و ادامه داد و بر نسلی که اینک وارد فرایند بزرگ و جهانی چهل سال دوم میشود».
ایشان با خطاب مستقیم به جوانان، بار امانت تمدنسازی را بر دوش آنان میگذارند: «عزیزان! نادانستهها را جز با تجربه خود یا گوش سپردن به تجربه دیگران نمیتوان دانست. بسیاری از آنچه را ما دیده و آزمودهایم، نسل شما هنوز نیازموده و ندیده است. ما دیدهایم و شما خواهید دید. دهههای آینده دهههای شما است و شمایید که باید کارآزموده و پُرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آن را هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ (ارواحنافداه) است، نزدیک کنید. برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربهها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت».
ویژگیهای این نسل پیشران، با دقت مینیاتوری توسط ایشان ترسیم شده است: «تکیه بنده روی جوانها است؛ میبینید که غالباً دلبسته جوانها و امیدوار به جوانها هستم برای آینده؛ منتها آن جوانی که میتواند پیشران حرکت عظیم کشور به سوی تمدن نوین اسلامی باشد کدام جوان است؟ چه جور جوانی است؟ بنیه معنوی اینجا معنا پیدا میکند؛ جوانی که با انگیزه است، با ایمان است، با خرد است، قدردان توان خویش است، اهل کار است، اهل ابتکار است، توکل به خدا دارد، اعتماد به نفس دارد».
این نگاه در بیان مختصات نیروی تراز انقلاب تکمیل میشود: «[راه برافراختن پرچم تمدن نوین اسلامی چیست؟] راهش تربیت نسلی است با یک خصوصیاتی که آن خصوصیات اینها است؛ یک نسلی باید به وجود بیاید شجاع، باسواد، متدین، دارای ابتکار، پیشگام، خودباور، غیور؛ -البته خوشبختانه ما امروز در نسل جوان بسیاری از این خصوصیات را داریم اما این بایستی گسترش پیدا کند- چنین نسلی لازم داریم. بایستی ایمان داشته باشد، سواد داشته باشد، غیرت داشته باشد، شجاعت داشته باشد، خودباوری داشته باشد، انگیزه کافی برای حرکت داشته باشد، توان جسمی و فکری حرکت داشته باشد، هدف را در نظر بگیرد، چشم را به اهداف دور متوجه بکند و به تعبیر امیرالمؤمنین «اَعر اللهَ جُمجُمَتَک»؛ زندگی خودش و وجود خودش را بگذارد در راه این هدف و با جدیت حرکت کند؛ در یک کلمه یعنی یک موجود انقلابی؛ معنای انقلابی این است. بعضیها از روی دشمنی، انقلابی را بد معنا میکنند. انقلابی را به معنای بیسواد، بیتوجه، بیانضباط [میدانند]؛ نخیر، اتفاقاً درست بعکس است. انقلابی یعنی دارای سواد، دارای انضباط، دارای تدین، دارای حرکت، دارای عقل، خردمند. ما یک چنین نسلی لازم داریم. این نسل، نسل جوان ما است. سرمایه این حرکت، این نسل است و موتور محرکه این حرکت هم نخبگان جوانند؛ نخبگان اینجوری هستند. شماها موتور محرکید. اگر شما خوب کار کردید، این نسل جوان در همین جهتی که عرض کردم، حرکت خواهد کرد. علت اینکه بنده به نخبگان اهمیت میدهم و وجود آنها را قدر میدانم اینها است. نخبه ارزش دارد».
در نهایت، رهبر شهید با یک نگاه واقعبینانه و مبتنی بر ظرفیتهای عظیم مادی و معنوی، چشمانداز رسیدن به قلهها را نه یک توهم، بلکه یک حقیقت دستافتنی میدانند: «آنچه نگاه به نخبگان را بهعنوان یک فریضه، بهعنوان یک واجب غیرقابل اجتناب بر همه مسئولان لازم میکند، یک هدف بزرگ است. یک هدف بزرگی در اینجا وجود دارد؛ با این هدف حتماً بایستی نگاه به نخبگان یک نگاه جدی، یک نگاه عملیاتی، یک نگاه دلسوزانه و پیگیر باشد. آن هدف چیست؟ آن هدف عبارت است از تبدیل کشور ایران به کشوری پیشرفته، قدرتمند، شریف -شریف در مقابل لئیم و پلید که بعضی از کشورها و بعضی از قدرتها هستند- صاحب حرف نو در مسائل بشری و در مسائل بینالمللی (…) و برافرازنده پرچم تمدن نوین اسلامی. ما یک چنین کشوری میخواهیم؛ هدف این است. ببینید من نُه شاخص خواندم. ما میخواهیم کشور را تبدیل کنیم به یک چنین کشوری با این خصوصیات. البته در نیمههای راه در یک قسمتهایی بد نبوده، یک پیشرفتهایی کردهایم اما اینها همه راههای نیمهراهی است، ما باید پیش برویم، باید به قلهها برسیم».
و با صلابت کلام خویش، حجت را بر همگان تمام میکنند: «عزیزان من! کشور میتواند پیش برود. اینکه من بارها میگویم تمدن اسلامی و بارها میگویم ایران میتواند قله تمدن اسلامی قرار بگیرد، شعار و رجزخوانی نیست، این نگاه به واقعیتهای کشور است. ما میتوانیم؛ ما میتوانیم اقتصادمان را پیشرفت بدهیم، صنعتمان را پیشرفت بدهیم، کشاورزیمان را پیشرفت بدهیم و خودکفایی را در آنجاهایی که خودکفایی لازم است به وجود بیاوریم؛ مسئولین باید تلاش کنند. همانطور که اول گفتم، هرکس مسئول است حق آن مسئولیت را اداء کند و تلاش لازم را انجام بدهد».
این چارچوب فکری، به مثابه یک مانیفست کامل برای عبور از موانع و رسیدن به نقطهای است که در آن، اسلام نه در حاشیه تاریخ، بلکه در متن و مرکز مدیریت جهانی به ایفای نقش بپردازد. مسیری که با اراده مردم آغاز شده و با پیشرانی جوانان مؤمن و نخبه به سرمنزل مقصود خواهد رسید.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


