امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 17 رجب 1447
شناسه خبر : 347466
  پرینت تاریخ انتشار : 04 ژانویه 2026 - 8:44 | 2 بازدید

هویت‌یافتگی نوجوان را تعلیق نکنیم + فیلم

به گزارش ایکنا از قم، مسعود جان‌بزرگی، استاد تمام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در سلسله جلسات «تعامل با نوجوان براساس رویکرد درمان معنوی» که به همت ایکنای قم تولید شده است، به مصادیق تربیت معنوی می‌پردازد. در ذیل متن و ویدئوی اولین درس ایشان از نظر می‌گذرد:   در اصول ارتباط با نوجوان باید چند […]

هویت‌یافتگی نوجوان را تعلیق نکنیم + فیلم


مبنای تعامل با نوجوان + فیلمبه گزارش ایکنا از قم، مسعود جان‌بزرگی، استاد تمام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در سلسله جلسات «تعامل با نوجوان براساس رویکرد درمان معنوی» که به همت ایکنای قم تولید شده است، به مصادیق تربیت معنوی می‌پردازد. در ذیل متن و ویدئوی اولین درس ایشان از نظر می‌گذرد:

 

در اصول ارتباط با نوجوان باید چند اصل را در نظر بگیریم. اصل اول اینکه، قوانین سیستم روانی با ورود به دوره نوجوانی متفاوت می‌شود. قاعده‌های روانی حاکم بر سیستم فکری یک نوجوان و اثرپذیری از درون و بیرون برای او دچار تغییر و تحول می‌شود و به پیدا کردن تعریف مشخصی از خود در جمع و در ذهن خویش نیاز دارد، این فرایند آنچنان مهم است که به اذعان پژوهش‌های جدید تمام دوران کودکی را دربرمی‌گیرد و به دو دوره متوالی تقسیم‌بندی کردند. نیاز نوجوان آن است که چگونه می‌تواند در عرصه جهانی و هستی برای خود جایگاهی داشته باشد، اگر این اصل را درنظر نگیریم و با تصورات دوران کودکی با او برخورد کنیم با مشکلاتی مواجه خواهیم شد و کاربردی ندارد.

 

اصل دوم اینکه، منظور از اثرپذیری نوجوان، تمایز پیدا کردن آنان با خانواده است. باید بپذیریم که طبیعتاً نوجوانان از نظر ویژگی‌های ظاهری و درونی با خانواده خود متفاوت هستند گرچه برخی از خانواده‌ها همگام با تغییر و تحولات زمانه به چنان پختگی رسیده‌اند که نوجوان می‌تواند خود را به‌عنوان عضوی از خانواده و توأمان عضوی از جامعه و یک فرد مستقل بپندارد، بنابراین تفاوت به‌وجود آمده میان نوجوان و والدین، خانواده‌ها را دچار نگرانی می‌کند که طبیعی است.

 

اصل سوم آن است که ساختار ذهنی نوجوان متفاوت شده، پذیرش و تبعیت‌جویی که فرزندان در دوران دبستان دارند، دیگر در دوران نوجوانی وجود ندارد و به اصل تقابل تبدیل می‌شود. تقابل به‌معنای مقابله نیست بلکه به‌معنای تمایل داشتن به برقراری مفاهمه در مکالمات و مباحثه با دیگران است که در سایه این تمایل، نوجوان به مخالفت کردن می‌پردازد که طبیعت دوران نوجوانی است و اگر این اتفاق رقم نخورد، هویت‌یافتگی دوران نوجوانی، به تعلیق می‌افتد. نوجوانان در ذهنیت خود خلاصه می‌شوند و برای داشتن ارتباط سالم با آنان باید قانون ذهنشان را درنظر بگیریم.

 

اصل چهارم اینکه، نوجوان به چارچوب ارزشی معتبر، منسجم و منظم‌کننده نیاز دارد که در این مرحله نقش معنویت و مذهب پررنگ‌تر به چشم می‌آید.

 

اصول مطرح‌شده را باید مبنای ارتباط با نوجوان درنظر بگیریم؛ براساس سخنان والدین مراجعه‌کننده به مرکز درمان، پاشنه آشیل ارتباط والدین با نوجوان ناسازگاری آنان است، درواقع به گفته والدین، فرزندشان ساز خود را کوک می‌کند. پاسخ ما به این دسته از والدین آن است که اگر ما براساس هیجانات درونی خود و یا فرزندمان با او رفتار کنیم، ارتباط صحیح و سازگار برقرار نمی‌شود و باید براساس مبنای ذهنی نوجوان با او تعامل کنیم. به عبارت بهتر، نوجوان دنیا را شفاف‌تر، رنگی‌تر، گذراتر، قابل تحول و موقت می‌پندارند، در حالی‌که فرد بزرگسال چارچوب‌های منظم‌تری را برای خود درنظر گرفته و به فکر عاقبت امورش است، درواقع شاهد دو دنیای متفاوت هستیم.

 

این دو دنیای متفاوت را دو دایره متداخل در هم بپنداریم و سه وضعیت را درنظر بگیریم. در بخشی از این وضعیت، والدین درخواست‌هایی دارند که در کنار بخشی از وضعیت قرار می‌گیرد که نوجوان به‌هیچ عنوان او را درک نمی‌کند و اختلافات از اینجا آغاز می‌شود.در واقع والدین احساس می‌کنند صحبت‌هایشان را برای گیرنده‌ای می‌فرستند که دریافت نکرده و خاموش است، والدین باید هوشیار باشند و در زمین مشترک با نوجوان بازی کنند.

 

معمولاً به‌عنوان یک درمانگر از نوجوان مراجعه‌کننده پرسش‌هایی را مطرح می‌کنم که زمین مشترک والدین با نوجوان فعال شود. مانند «آیا قبول داری خانواده‌ای هست یا خیر؟»، «آیا قبول داری هر مرکز یا ساختمانی که به آن وارد می‌شویم، قاعده و قانونی دارد یا خیر؟» نوجوان معمولاً به این پرسش‌ها پاسخ مثبت می‌دهد و ضمن اینکه تفاوت‌های خود با والدین را می‌پذیرد و نیز می‌پندارد که والدین هم به این تفاوت‌ها آگاه و پذیرفته است.

 

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «والدین برای فرزندان هستند، اما فرزندان برای والدین نیستند»، پژوهش‌های روانشناسی نیز به صداقت و قداست این کلام پی برده‌اند و اگر والدین این اصل را بپذیرند و صرفاً وظایفی که برعهده‌شان است را انجام بدهند، بدون شک نوجوان هم در جایگاه خود قرار می‌گیرد. اگر بخواهیم که کار درست انجام بدهیم باید از سرزمین اختلافات به سرزمین اشتراکات کوچ کنیم و به‌عنوان والدین از خود بپرسیم که چرا اخلاق نوجوان ما تغییر کرده است؟ آیا این رفتار نادرست او محصول ماست که باید به‌دنبال تصحیح آن باشیم، اما اگر به‌دنبال مقصر برای رفتار نادرست او باشیم، نزاع و درگیری به‌وجود می‌آید.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.