امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 15 رجب 1447
شناسه خبر : 347229
  پرینت تاریخ انتشار : 03 ژانویه 2026 - 8:16 | 3 بازدید

از عالم ذر تا خانه‌های ما؛ وقتی قرآن با اهل‌ بیت(ع) همراه می‌شود

در زیارت جامعه کبیره و نیز در روایات فراوان، این مضمون به‌کرات آمده است که: «مَن عَرَفَکُم فَقَد عَرَفَ الله»؛ هر کس شما آل محمد (علیهم‌السلام) را بشناسد، در حقیقت خدای متعال را شناخته است. معنای این سخن آن است که خدای متعال در این انوار قدسی و در این حیاکل بشری ظهور کرده و […]

از عالم ذر تا خانه‌های ما؛ وقتی قرآن با اهل‌ بیت(ع) همراه می‌شود


در زیارت جامعه کبیره و نیز در روایات فراوان، این مضمون به‌کرات آمده است که: «مَن عَرَفَکُم فَقَد عَرَفَ الله»؛ هر کس شما آل محمد (علیهم‌السلام) را بشناسد، در حقیقت خدای متعال را شناخته است. معنای این سخن آن است که خدای متعال در این انوار قدسی و در این حیاکل بشری ظهور کرده و راه شناخت خود را در وجود این بزرگواران قرار داده است. آنان آینه‌ تمام‌نمای صفات جمال و جلال الهی‌اند؛ البته نه به اعتبار این ابدان شریف ظاهری که در میان ما زندگی می‌کنند، غذا می‌خورند، راه می‌روند، می‌خوابند، بیمار می‌شوند، زخمی می‌شوند و در جنگ‌ها حضور دارند، بلکه به اعتبار حقیقت نورانی و حقیقت وجودی‌شان.

آن حقیقت نورانی همان است که خدای متعال آن را به عنوان «اوّل مخلوق» آفریده و سایر مخلوقات را به واسطه‌ی آنان خلق کرده است. در روایات آمده است که این ذوات مقدسه واسطه‌های خلقت‌اند و از آنان به «مشیت‌الله» تعبیر شده است؛ چنان‌که فرموده‌اند: «خَلَقَ الخَلقَ بالمَشیّة، و خَلَقَ المَشیّةَ بنفسِها». یعنی مشیت الهی بی‌واسطه از سوی خداوند خلق شده و میان خدا و این ذوات مقدسه هیچ واسطه‌ای وجود ندارد، اما خود این بزرگواران واسطه میان خدای متعال و خلق هستند.

در روایات تعبیر شده است که میان خدا و امام حجابی نیست، اما امام حجاب و واسطه میان خدا و خلق است؛ یعنی راه رسیدن به حقایق، راه رشد، تعالی و تقرب به خدای متعال، به این صورت جعل شده که از طریق ائمه‌ هدی (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) و با محوریت وجود مبارک رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و حضرت صدیقه‌ کبری سلام‌الله‌علیها تحقق پیدا می‌کند. از همین‌جاست که فرموده‌اند: «مَن أَتاكُم نَجا و مَن تَخَلَّفَ عَنكُم هَلَك»؛ هر کس به درِ خانه‌ شما آمد نجات یافت و هر کس نیامد هلاک شد.

این آمدن و تقرب، اختصاص به انسان‌ها ندارد؛ بلکه ملائکه، اجنه و همه‌ موجوداتی که خدای متعال را عبادت می‌کنند ـ چه انسان و چه غیر انسان ـ همگی از همین طریق به خدا تقرب می‌جویند. زیرا این حجاب و این واسطه‌گری، جعل الهی است؛ چه ما آن را بپذیریم و چه نپذیریم. خدای متعال این بزرگواران را واسطه‌ میان خود و خلق قرار داده است، در حالی که میان خود آنان و خداوند هیچ واسطه‌ای وجود ندارد.

از همین رو، وقتی گفته می‌شود که خداوند همه چیز را با مشیت آفریده است، معنایش این است که مشیت، بی‌واسطه از خدا صادر شده، اما خود مشیت واسطه‌ میان خدا و همه‌ مخلوقات است. بنابراین، «مَن عَرَفَکُم فَقَد عَرَفَ الله»؛ هر کس شما را بشناسد، در حقیقت خدا را شناخته است.

از عالم ذر تا خانه‌های ما: وقتی قرآن با اهل‌ بیت(ع) همراه می‌شود

این معنا در ذیل آیه‌ شریفه نیز مورد اشاره قرار گرفته است؛ آنجا که حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) در پاسخ به این سؤال که «معرفت خدا چیست؟» فرمودند: «معرفت امام هر زمان». یعنی مردم باید امام را بشناسند؛ و مقصود از امام، همان حقیقت نوری امام است، آن حقیقتی که قائم‌مقام خدای متعال است.

چنان‌که در فرمایش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیز آمده است؛ آنجا که در ایام خلافت ظاهری ایشان، روز جمعه‌ای مصادف با عید غدیر شد و حضرت خطبه‌ای ایراد فرمودند و در آغاز آن، درباره‌ وجود مبارک رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سخن گفتند و تصریح کردند که پیامبر، قائم‌مقام خدای متعال در همه‌ عوالم وجود است. یکی از آن عوالم، همین عالم زمین است که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در آن ظهور کردند، قالب بشری گرفتند و ما توانستیم با ایشان ارتباط برقرار کنیم.

همچنین جانشینان پیامبر اسلام، یعنی همین ذوات مقدسه، راه بندگی خدای متعال را برای مردم هموار می‌کنند و هر اندازه که انسان نسبت به آنان معرفت پیدا کند، به همان میزان معرفت به خدای متعال پیدا کرده است؛ زیرا خداوند خواسته است که از این طریق شناخته شود. «بِنا عُرِفَ الله و بِنا عُبِدَ الله»؛ یعنی خداوند تنها از این راه شناخته و عبادت می‌شود و معرفت حقیقی او نیز فقط از همین مسیر حاصل می‌گردد.

ایکنا- در خصوص عالم «ذر»، آزمون آن و همچنین در مورد نقش پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) در آن توضیح دهید.

در خصوص «عالمِ ذر»، عبارات و روایات فراوانی از ائمه‌ معصومین(علیهم‌السلام) نقل شده است. بر اساس این روایات، پیش از ورود ما به این عالم دنیا، در عالمی دیگر حضور داشته‌ایم که از آن با عناوینی همچون عالمِ ذر، عالمِ اَلَست، عالمِ ادله یاد شده است. در برخی روایات، از آن به «ذَرّ الاوّل» تعبیر شده و بیان می‌شود که ما پیش از این عالم، در عالمی دیگر خلق شده‌ایم.

در آن عالم، انسان‌ها در قالب‌هایی بسیار کوچک قرار داشتند که از آن به «ذر» تعبیر شده است؛ مانند مورچه‌های ریز. ارواح در آن ابدان کوچک مستقر بودند و خدای متعال در همان عالم، خود را به مخلوقات معرفی کرد و از آنان نسبت به یگانگی خود، نبوت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ولایت ائمه(علیهم‌السلام) پیمان گرفت. جایگاه تقرب افراد به خدای متعال نیز از همان‌جا مشخص شد.

در واقع، در آن عالم امتحانی برپا شد. نقل شده است که آتشی افروخته شد و به مردم گفته شد وارد آتش شوید. نخستین کسی که وارد آتش شد، وجود مبارک رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود و پس از ایشان، هر کس که به آن حضرت نزدیک‌تر بود و سنخیت بیشتری داشت، زودتر وارد آتش شد. این اطاعت، در حقیقت، امتثال فرمان خدای متعال بود؛ هرچند ظاهر امتحان ترسناک می‌نمود. گروهی وارد شدند و گروهی امتناع کردند.

پس از آن، عده‌ای گفتند این امتحان بر ما سخت است و خواستند که آتش بر آنان سرد و سلامت شود. خدای متعال نیز تخفیف داد، اما باز هم وقتی فرمان ورود صادر شد، برخی اطاعت نکردند. امام صادق (علیهم‌السلام) در این‌باره می‌فرمایند که کفر و ایمان از همان‌جا مشخص شده است.

بنابراین، انسان‌ها وقتی به این دنیا می‌آیند، با پرونده‌ای از امتحانی که در عالمی دیگر از آنان گرفته شده، وارد دنیا می‌شوند. برخلاف تصور برخی، این‌گونه نیست که کفر و ایمان افراد در این دنیا نامشخص باشد؛ بلکه از همان ابتدا، ایمان و کفر آنان روشن شده و امتحان خود را پشت سر گذاشته‌اند. آنچه در دنیا رخ می‌دهد، ادامه‌ همان مسیر است؛ رشدی که می‌تواند در جهت مثبت یا منفی باشد.

مؤمنانی که در آن عالم، ایمانشان مستقر بوده است، در این دنیا نیز همان مسیر را ادامه می‌دهند و رشد می‌کنند. برنامه‌ الهی بر این قرار گرفته که انسان‌ها رشد یابند، قابلیت‌هایشان افزایش پیدا کند، توانمندی‌هایشان بیشتر شود، معرفت و اطاعتشان فزونی گیرد. این سیر، ادامه دارد تا دوران ظهور حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، سپس در زمان رجعت و در نهایت تا قیامت.

حتی پس از ورود به قیامت نیز، رشد متوقف نمی‌شود؛ زیرا رشد در همه‌ عوالمی که خدای متعال آفریده، جریان دارد. مقصد این حرکت، بی‌نهایت است و آن بی‌نهایت، خودِ خدای متعال است. ازاین‌رو، هرچه انسان تلاش کند و مشیت الهی را همراه سازد، قابلیت‌ها و توانمندی‌هایش افزایش می‌یابد و رشد و تعالی برای او حاصل می‌شود.

در این چارچوب، آیاتی مانند «اِنَّ الَّذینَ كَفَروا…» ناظر به کسانی است که در آن عالم، نسبت به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام کفر ورزیدند. زیرا هنگامی که خدای متعال در عالم ذر از بندگان پیمان گرفت، همه‌ مخلوقات بدون استثنا به یگانگی خداوند اقرار کردند. به همین جهت است که از آن به «توحید فطری» تعبیر می‌شود؛ یعنی مردم در باطن خود، اعتقاد به خدای متعال دارند.

اگرچه ممکن است این فطرت بر اثر گناه و آلودگی پوشیده شود، اما در شرایطی که حجاب‌ها کنار می‌رود و انسان خود را در تنگنا می‌بیند و هیچ فریادرسی نمی‌یابد، این نهاد درونی بیدار می‌شود و انسان خدا را می‌خواند. این امر نشان می‌دهد که در عوالم پیشین، انسان‌ها مؤمن به خدای متعال بوده و به یگانگی او اقرار داشته‌اند.

در روایات، هر دو تعبیر آمده است: هم اینکه انسان‌ها آن عالم را فراموش کرده‌اند و هم اینکه با ورود به دنیا، به سبب غفلت و دوری از خدا، عهد و پیمانی را که از آنان گرفته شده بود، به فراموشی سپرده و رها کرده‌اند.

ایکنا- پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام باعث هدایت انسان و تحقق ایمان کامل می‌شود. توضیح دهید این موضوع چه پیام تربیتی و عملی برای زندگی امروز ما دارد و چگونه می‌توان آن را در عمل پیاده کرد.



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.