امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 1 صفر 1448
شناسه خبر : 286468
  پرینت تاریخ انتشار : 16 می 2025 - 13:14 | 53 بازدید

از سياست مراعات دانايی و دانش تا وجود روح خوارجی در دوره معاصر

سرویس معارف خبرگزاری ایکنا، در هفته‌ای که گذشت مطالب متنوعی منتشر کرده است که در ادامه مهم‌ترین آنها را مرور می‌کنیم. محمدرسول تبیک: دلیل اهمیت کتاب کافی شیخ کلینی چیست روز بزرگداشت مرحوم کلینی مناسبتی است که می‌توانیم بررسی اجمالی در مورد این شخصیت بزرگ داشته باشیم. بدون تردید شناخت بیشتر به آثار و اندیشه‌های […]

از سياست مراعات دانايی و دانش تا وجود روح خوارجی در دوره معاصر


سرویس معارف خبرگزاری ایکنا، در هفته‌ای که گذشت مطالب متنوعی منتشر کرده است که در ادامه مهم‌ترین آنها را مرور می‌کنیم.

محمدرسول تبیک:

دلیل اهمیت کتاب کافی شیخ کلینی چیست

روز بزرگداشت مرحوم کلینی مناسبتی است که می‌توانیم بررسی اجمالی در مورد این شخصیت بزرگ داشته باشیم. بدون تردید شناخت بیشتر به آثار و اندیشه‌های ایشان می‌تواند مسیر روشنی را پیش روی ما قرار دهد. شیخ کلینی شخصیتی بود که از نظر ابعاد علمی، اخلاقی و… انسان کم نظیری بوده است. 
 از مراعات دانايی و دانش به عنوان سياست موفق تا وجود روح خوارجی در دوره معاصر
شیخ کلینی در دوران غیبت صغرای امام زمان(عج) زندگی می‌کرد و هم‌عصر بودن با این دوران سبب می‌شود تا اثر این افراد از سایر کسانی که کار تألیفی و روایی انجام داده‌اند اعتبار بیشتری پیدا ‌کند؛ زیرا متصل به عصر معصوم(ع) هستند و هرچه به عصر معصوم(ع) نزدیک‌تر باشیم اعتبار روایات بیشتر است چون واسطه‌ها کمتر است؛ بنابراین آثار مرحوم کلینی که هم‌عصر امام زمان(عج) در دوره غیبت صغرا بوده دارای اهمیت زیادی است حتی گفته شده شیخ کلینی از افرادی که از امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) نقل روایت کرده بودند را دیده و با آنها صحبت کرده است. همین موضوع باعث می‌شود تألیف او از اعتبار علمی بیشتری برخوردار باشد. 

 

رضا داوری اردکانی:

سياست موفق سياستِ مراعات دانايی و دانش است

معلم از این جهت مقام شریفی دارد که علم و آموختن، شأن انسانی و مخصوص انسان است، هیچ موجودی جز انسان «علم» ندارد و این آدم است که به او اسماء را آموخته‌اند، آدم زبان و استعداد دانستن دارد و به دانستن نیازمند است؛ یعنی زندگی انسان بدون دانستن نمی‌گذرد. حیوانات زندگی طبیعی دارند و به دانستن برای گذران زندگی نیازمند نیستند، در همه زمان‌ها آدمیان، با آموزش نیاز به دانستن را برآورده کرده‌اند، پيداست كه همیشه این نیازها یکسان نبوده و به اين جهت آموزش زمان ما با آموزش زمان قدیم تفاوت کلی دارد، ما نیز مفهوم تازه‌ای از معلم داریم. يكی از اين تغييرات اين است كه معلمی بيشتر به شغل تبديل شده است؛ البته شغلی شریف، در قدیم معلمی کمتر شغل بود و معلمان هم گروه بزرگی از جامعه انسانی نبودند و تعداد معلمان محدود بود. در قديم معلمان آموزش‌ رفع نیازهای زندگی هر روزی را برعهده نداشتند، اما امروز آموزش و پرورش باید ببیند که مردم چه نیازهایی دارند و چه چيزهايی لازم است که بیاموزند. 

از مراعات دانايی و دانش به عنوان سياست موفق تا وجود روح خوارجی در دوره معاصر 
مشکل بزرگ آموزش و پرورش کنونی نيز همين است؛ اما اینکه معلم چه اثری می‌گذارد، مطلبی است که باید توضیحی درباره آن داده شود و متأسفم که نمی‌توانم مطلب را به تفصیل بیان کنم. همین‌قدر عرض کنم که معلمانی در تاریخ بوده‌اند که نامشان به عنوان آموزگار اثرگذار در تاریخ مانده است. امروز ديگر اثرگذاری معلم كمتر اتفاق می‌افتد و وقتی از اثر معلم و شأن و مقام او سخن می‌گوييم باید توجه كنيم كه معلم نماينده سازمان آموزش است. وقتی همه مردم باید درس بخوانند و بسیاری از مردم به شغل شریف معلمی اشتغال دارند (که من هم یکی از معلمان این سرزمین بوده و هستم و خیلی خوشحالم که در زندگی راه معلمی را انتخاب کرده‌ام) طبیعی است كه معلمان وقتی می‌توانند اثرگذار باشند که نظام آموزش و پرورش و برنامه آموزش و پرورش کار خود را به درستی انجام دهد. اگر نظام آموزش و پرورش كارآمد نباشد، معلمان هم کار بزرگی نمی‌توانند بکنند، به عبارت ديگر معلم نمی‌تواند نظام آموزش و پرورش را تغییر دهد و برنامه آموزش و پرورش بنویسد. پيداست که اگر بخواهند برنامه‌ای بنویسند بايد از وجود معلمان آگاه استفاده کنند. اما در نظام آموزش و در ادای وظيفه شغلی اثرگذاری در وضع آموزش و پرورش دشوار است و اگر باشد استثنايی است. 

 

حجت‌الاسلام محمد شهبازیان:

افراد به ظاهر متشرع بیشترین قربانیان فرقه‌گرایی هستند

بیش از سه هزار دین و معنویت جدید در غرب ایجاد شده است و در کتب از آنها نام می‌برند در بین کتب نوشته شده، کتاب مارگارت سینگر مهم است زیرا مترجم این کتاب فردی آسیب‌دیده در سازمان منافقین بوده است. این کتاب با برخی پرونده‌هایی که ما در آسیب‌های مرتبط با مهدویت دروغین با آن مواجهیم اشتراک زیادی دارد.

 

از مراعات دانايی و دانش به عنوان سياست موفق تا وجود روح خوارجی در دوره معاصر

 

در مورد رفع آسیب‌های این نوع مسائل همیشه موضوع با بگیر و ببند حل نمی‌شود؛ غلامرضا تقدسی که کارمند بازنشسته یکی از وزارتخانه‌ها بود بعد از دوره بازنشستگی رفت اطراف اصفهان و باغچه‌ای خریداری و مدعی شد که هم خدا و هم مهدی است؛ کسانی که مرید وی شده بودند وقتی نزد وی می‌رفتند سجده می‌کردند و متاسفانه بانوانی جذب وی شده بودند که سابقه تحصیل در حوزه یا رشته اقتصاد در دانشگاه را داشتند و  معتقد بودند که خدا لطف کرده است و در قالب این فرد به زمین آمده است.

 

 

حجت‌الاسلام سیدمحمود موسوی شاهرودی:

 

 

 آشنایی من با مرحوم استاد محمدحسین حشمت‌پور به سال ۱۳۵۶ بازمی‌گردد که در شانزده‌ سالگی در جلسات درس «لمعه» ایشان شرکت می‌کردم که یکی از مدرس‌های خوب مشهد بودند. استاد حشمت‌پور مدت‌ها ادبیات تدریس کرده بود و بعد هم فقه تدریس می‌کرد و با درس «لمعه» گاهی سه یا چهار درس فقهی مطرح می‌کردند و سپس درس «رسائل» را شروع کردند که شاگرد این درس هم بودم. ایشان در مشهد شاگرد درس خارج فقه آیت‌الله میلانی و آیت‌الله فلسفی بودند و درس آقای فلسفی را می‌نوشتند و تقریراتی داشتند که این تقریرات را به آقای فلسفی نشان داده بودند که مورد استقبال ایشان هم واقع شده بود.
 از مراعات دانايی و دانش به عنوان سياست موفق تا وجود روح خوارجی در دوره معاصر
مرحوم حشمت‌پور از جهت اخلاقی واقعاً یک الگو بودند و در حقیقت ایشان تجسم الگوهایی بودند که در کتاب‌ها می‌خواندیم. من در سالیانی که در کنار ایشان بودم و عمده درس‌های خودم مثل «مکاسب» و «کفایه» را به صورت خصوصی از ایشان یاد گرفتم و در همه سالیانی که با هم در یک اتاق بودیم حتی یک مورد غیبت کردن هم از ایشان نشنیدم و ندیدم. 

 

حجت‌الاسلام فتح‌الله نجارزادگان:

 

جریانی در عصر صفوی شروع شد که تا اوایل قاجاریه هم تداوم یافت که جریان اخباری‌گری نام داشت؛ باور این افراد این بود که ما از قرآن نمی‌توانیم برداشت‌هایی داشته باشیم که مبتنی بر قواعد تفسیر باشد زیرا همانطور که خداوند شبیه ندارد کتاب او هم هیچ شبیهی ندارد. بنابراین با قوانین عرفی عقلایی رایج در جامعه نمی‌توان کتاب خدا را درک و تفسیر کرد؛ این جریان رگه‌هایی هم به خصوص در بین اهل سنت دارد مثلا خلیفه اول می‌گوید من درباره کتاب خدا صحبتی نمی‌توانم بکنم؛ این رگه در بین تابعین هم وجود داشت ولی بالاخره با جریان اجتهاد در حوزه فقهی و اجتهادی شیعه جریان اخباری توسط وحید بهبهانی متوقف شد و باب استنباط و اجتهاد از قرآن گشوده شد و فقها قرآن را به عنوان یکی از منابع فقه مورد توجه قرار دادند.
 از مراعات دانايی و دانش به عنوان سياست موفق تا وجود روح خوارجی در دوره معاصر
اگر مراد از پرسش این است که عرض شد این یک مسئله تخصصی است که ارتباط چندانی با بحث ما هم ندارد؛  اما اگر مراد در عرصه تبلیغ و ترویج است به یک معنا نمی‌توان دقیقا گفت غلبه حدیث کاملا پررنگ بوده است؛ اصولا واعظان و مبلغان بیشتر به حدیث می‌پردازند ولی نسبت به قرآن هم بی‌توجه نیستند و شاید علتش هم این است که حدیث برای عموم مردم بیشتر قابل درک است. 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.