امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 8 محرم 1448
شناسه خبر : 225574
  پرینت تاریخ انتشار : 04 دسامبر 2024 - 9:08 | 44 بازدید

بررسی ماجرای غصب فدک از دیدگاه قرآن کریم

به گزارش ایکنا از همدان، آیت‌الله حبیب‌الله شعبانی موثقی، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه همدان، شب گذشته در جلسه ۹۸ تفسیر قرآن کریم که در مسجد مهدیه همدان برگزار شد، با توجه به ایام شهادت حضرت زهرا(س) به بیان ماجرای فدک و غصب آن و برررسی آیاتی از قرآن کریم در مورد […]

بررسی ماجرای غصب فدک از دیدگاه قرآن کریم


آیت‌الله حبیب‌الله شعبانی موثقی، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه همدانبه گزارش ایکنا از همدان، آیت‌الله حبیب‌الله شعبانی موثقی، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه همدان، شب گذشته در جلسه ۹۸ تفسیر قرآن کریم که در مسجد مهدیه همدان برگزار شد، با توجه به ایام شهادت حضرت زهرا(س) به بیان ماجرای فدک و غصب آن و برررسی آیاتی از قرآن کریم در مورد ارث پرداخت و اظهار کرد: در خطبه فدکیه حضرت فاطمه(س) استدلال و اتمام حجتی برای خلفا دارند.

۱۴ ذیحجه سال سوم هجرت در اطراف قلعه خیبر روستای بسیار آبادی بود که متعلق به یهودیان بود و چون نمی‌خواستند با پیامبر اسلام(ص) بجنگند نصف آبادی خود را به پیامبر(ص) هدیه کردند. این آبادی به نام باغ فدک هدیه‌ای به شخص پیامبر(ص) بود، پس از آن آیه نازل شد «وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا» (اسراء / آیه ۲۶) که پیامبر حق اهل بیت خود را پرداخت کن و حضرت رسول(ص) باغ فدک را به حضرت فاطمه می‌دهند.

این باغ ۱۷۰ کیلومتر با مدینه فاصله داشته و درآمد بسیار خوبی داشت، طبق روایات ۱۲۴ هزار دینار معادل ۹۶ کیلوگرم طلا درآمد سالانه داشته است، این باغ پر از نخلستان و محصول خرما بوده است. بعد از رحلت پیامبر(ص)، کشاورزان آنجا وکلای حضرت فاطمه(س) را از این روستا بیرون کردند. حضرت فاطمه(س) روز دهم رحلت پدر گرامی خود پس از اینکه خلافت غصب شد، متوجه این قضیه شده به مسجد رفتند و بر اساس آنچه در روایت آمده از این قضیه ناراحت بودند به طوری که چادرشان روی زمین کشیده می‌شد، از خلیفه اول سوال می‌کند شما دستور دادید که فلک را گرفته‌اند؟ چرا این کار را کردی؟ خلیفه بیان می‌کند اینجا جزء اموال عمومی مسلمانان است و مال شما نیست، روایتی از پیامبر(ص) را مطرح می‌کند که پیامبر(ص) فرمود «ما پیامبران چیزی را به ارث نمی‌گذاریم».

اگر کسی در زمان حیات خود ملکی را به نام فرزند خود بزند آن ملک دیگر در ارث به سایر فرزندان نمی‌رسد. حضرت فاطمه(س) می‌فرماید این ملک من است و هدیه است ارث نیست، خلیفه از حضرت(س) شاهد می‌خواهد. امام علی(ع) می‌فرماید طبق قاعده اگر ملکی دست کسی است و کسی ادعای آن را داشته باشد او باید شاهد بیاورد نه کسی که از اول ملک در دست او بوده است.

پس از آن امام علی(ع) می‌فرماید کسی که بگوید فاطمه دروغ می‌گوید کافر است چراکه خدا شهادت داده است که «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا اى اهل بیت، خدا مى‌خواهد پلیدى را از شما دور کند و شما را پاک دارد.» (احزاب / ایه ۳۳) علاوه بر اینکه یکی از صفات حضرت فاطمه(س) صدیقه است. اعتقاد شیعه این است که کسی حرف فاطمه(س) را تکذیب کند و از او شهادت بخواهد مرتد است.

اما حضرت فاطمه(س) شاهدانی را می‌آورد امام علی، حسن حسین علیهم‌السلام و ام ایمن. خلیفه می‌گوید امام علی(ع) ذی نفع است چون همسر فاطمه است؛ حسن و حسن کودک هستند پس شهادت آنها را نمی‌پذیرد. ام ایمن از زنانی است که پیامبر(ص) شهادت داد اهل بهشت است او را هم به دلیل اینکه زن است شهادتش را نمی‌پذیرد.

آنگاه حضرت فاطمه(س) احتجاج فرموند که اصلا شما گمان کنید این باغ ارث من است، اگر چنین هم باشد قرار نیست من شاهد بیاورم شما باید شاهد بیاورید. یک فشار روانی بر خلیفه ایجاد شد، ابوبکر هم فردی بود که راحت قانع می‌شد و در این زمینه قانع شد، سندی نوشت که فدک از آنِ فاطمه(س) است. اما در راه برگشت حضرت فاطمه(س) از مسجد، خلیفه دوم حضرت را می‌بیند و قباله را از حضرت گرفته و پاره می‌کند. و به حدیثی از پیامبر استناد می‌کند که ما انبیا ارثی از خود باقی نمی‌گذاریم و ارث ما علم است، «إنَّا مَعَاشِرَ الانْبِیَآءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلَی‌ قَدْرِ عُقُولِهِمْ».

پس از این ماجرا حضرت فاطمه(س) در مسجد به ایراد خطبه فدکیه می‌پردازد، در قسمتی از این خطبه می‌فرماید «وَ اَنْتُمُ الانَ تَزَعُمُونَ اَنْ لا اِرْثَ لَنا أَفَحُکْمَ الْجاهِلِیَّهِ تَبْغُونَ، وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَومٍ یُوقِنُونَ» سپس آیه ۸۵ سوره آل عمران را تلاوت می‌کنند «وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی‌الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست، و او در آخرت از زیانکاران است.»

در واقع حضرت(س) می‌فرماید این حکم اسلامی نیست و از خلیفه سوال کرد اگر پدر شما از دنیا برود چه کسی ارث می‌برد؟ خلیفه گفت من! حضرت فرمود پس چطور پدر من از دنیا برود من از او ارث نمی‌برم؟ و فرمود شما تعمد دارید و بحث ارث نیست می‌دانید این باغ ملک من است و آن را می‌گیرد و با عمد کتاب خدا را نادیده می‌گیرید. آنها به این نیت که پیامبر ارث نمی‌گذارد فدک را از حضرت فاطمه(س) گرفتند. اما به زنان پیامبر(ص) که دختران خودشان بودند سهم دادند (از خانه پیامبر که ۹ خانه یا اتاق داشتند آنها را سهیم کردند).

اما بعد حضرت فاطمه(س) فرمودند مگر نمی‌گویید پیامبران ارث نمی‌برند؟ از قرآن کتاب خدا برایتان آیه بخوانم که این ادعای شما صحت ندارد؟ و حضرت چند آیه را در این زمینه مطرح کردند؛

پیامبران از هم ارث می‌برند «وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ ۖ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ ۖ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ  و سلیمان وارث (ملک) داود شد (و مقام سلطنت و خلافت یافت) و گفت: ای مردم، ما را زبان مرغان آموختند و از هرگونه نعمت عطا کردند، این همان فضل و بخشش آشکار است» (نمل / ایه ۱۶).

در آیه دیگری حضرت زکریا در قرآن دعا کرده « فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا * یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ ۖ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا مرا از جانب خود فرزندى عطا کن، که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را پروردگارا! [از هر جهت] مورد رضایت [خود] قرار ده.» (مریم / آیات ۵ و ۶)

یا در آیه دیگر می‌فرماید «یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ  لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ ۚ خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد» (نساء / آیه ۱۱) در نهایت می‌فرماید چگونه است که خداوند در قرآن کریم در چند جا می‌فرماید که فرزند از پدر و مادر خود ارث می‌برد من نمی‌برم آیا من و پدرم محمد از دو ملت هستیم؟ آیا دین من و پدرم فرق دارد؟

در اسلام اگر فرزند کسی کافر باشد یا بعدها کافر شود از پدر خود ارث نمی‌برد چراکه ارث مخصوص اسلام است. پس از آن خلیفه می‌گوید من نمی‌خواهم در حق تو ظلم کنم و دوباره حدیث پیامبر را بیان می‌کند، این روایت پیامبر را در تمام منابع تاریخی بررسی کنید  غیر از خلیفه و دخترش هیچ کس آن را نقل نکرده است و غیر از این دو نفر کسی دیگر این حدیث را نشنیده است، آیا می‌شود پیامبر(ص) در مورد ارث چنین سخنی گفته باشد دختر ایشان یا امام علی(ع) آن را نشنیده باشد.

ام سلمه بعد از خدیجه(س) شایسته‌ترین همسر پیامبر(ص) است خیلی از حرف‌ها را پیامبر(ص) به او گفته بود و ایشان بعد از پیامبر عمر طولانی داشته و نزدیک به ۵۰ سال بعد از ایشان عمر کرد، ام‌سلمه در دفاع از حضرت فاطمه(س) به خلیفه می‌گوید او در دامن انبیا و حضرت خدیجه(س) بزرگ شده و بهترین تربیت کننده عالم فاطمه را تربیت کرده است، فکر می‌کنید پیامبر از ارث او را محروم کرده و این مسئله را به او نگفته است.

در نهایت ماجرای هتک حرمت و کوچه و آتش زدن در خانه امام علی(ع) ۷۰ الی ۸۰ روز حضرت فاطمه(س) در بستر افتادند و کسی به حضرت سر نمی‌زد. پس از مدتی امام علی(ع) سلمان را می‌بیند و می‌گوید به فاطمه(س) سری بزن، سلمان به دیدار صدیقه طاهره(س) می‌رود، ایشان دعایی را به سلمان می‌آموزد و می‌فرماید اگر می‌خواهی خدا را در حالی که از تو ناراحت نباشد و غضبی نسبت به تو نداشته باشد ملاقات کنی این دعا را زیاد بخوان و دعای نور را «بسم الله النور…» می‌خوانند.

در اواخر عمر مبارکشان عده‌ای از زنان مدینه به دیدار ایشان می‌روند که در آنجا صحبت‌هایی داشته‌اند که از مردان مدینه اعلام انزجار می‌کنند. پیامبر(ص) فرمود «هر که فاطمه بر او غضب کند خدا بر او غضب می‌کند» این روایت مشترک بین منابع شیعه و سنی است.

پس از دیدار زنان مدینه ابن‌قُتَیبه دینَوَری در الامامه و السیاسه از بزرگان اهل سنت نقل کرده است. در کتاب خود نقل کرده است که درخواست دیدار حضرت فاطمه(س) را می‌دهد حضرت قبول نمی‌کنند و امام علی(ع) را واسطه می‌کند و وقتی امام علی(ع) این موضوع را به فاطمه(س) می‌گوید فاطمه(س) می‌فرماید «خانه خانه تو من کنیز تو هستم.» علی بن ابیطالب(ع) مظلوم است اما یک یاوری مثل فاطمه(س) دارد که بر تمام انس و جن می‌ارزد.

فاطمه(س) در دیدار با ابن‌قُتَیبه می‌فرماید یک سوال بپرسم و می‌فرماید آیا شنیدید پیامبر(ص) فرمود هرکسی فاطمه(س) از او راضی باشد خدا از او راضی است و هرکه فاطمه(س) از او غضبناک باشد خدا به او غضب می‌کند؟ گفتند بله شنیده‌ایم، و حضرت فرمودند «والله من شماها را نفرین می‌کنم» و در روایات نقل شده فاطمه(س) از دنیا رفت در حالی که از خیلی‌ها غضبناک بود.

سفارش فاطمه(س) برای پنهان بودن قبر خود در حمایت از علی(ع) و ولی خود بود که بعد عالم ثابت کند علی(ع) مظلوم است این قبر پنهان بزرگترین فریاد در مظلومیت علی است. فاطمه(س) زائری ندارد اما همه عالم می‌فهمند علی(ع) مظلوم عالم است.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.