به گزارش ایسنا، این داستان برای عدهای متفاوتتر است، مرگ برخی به گونهای است که جان را در کالبد عدهای دیگر محفوظ میکند، تصمیمی که میتواند جان تازهای به افرادی بدهد و لبخندی از امیدواری برلب آنها بنشاند که هر لحظه منتظر مرگ هستند ولی با دریافت اعضایی از بدن کسانی که عنوان مرگ مغزی را به یدک میکشند، شربت زندگی را نوشیده و فرصت دوباره برای حیات پیدا میکنند.
داستان اهدای عضو سرگذشت افرادی است که در مرگشان، زندگی نهفته است و این نفس را بدون هیچ چشمداشتی به کالبد بیماران نیازمند میدمند.
۳۱ اردیبهشت در تقویم ملی، به نام روز اهدای عضو نامگذاری شده است، اهدای عضوی که اهدای زندگی خواهد بود و حیات دوباره به بیماران نیازمند میبخشد.
لزوم فرهنگسازی مناسب در زمینه اهدای عضو
نرگس صیادی، خواهر حمیدرضا صیادی ۲۸ ساله اهداکننده عضو اهل شهرکیان میگوید: هفت سال پیش زمانی که برادرم در خدمت سربازی بود و برای مرخصی آمده بود متوجه شدیم دچار لرزش دست شده است، ابتدا با گرفتن سیتیاسکن، پزشکان فکر میکردند مغزش آب آورده اما بعد از پیگیری، متوجه شدیم که تومور مغزی دارد.
وی توضیح میدهد: ۶ ماه درمان شد و ۶ سال بدون هیچگونه عوارض و درمان به زندگی خود ادامه میداد، البته در همان سالها کارت اهدای عضو دریافت کرده بود و آن را به خواهر کوچکترم سپرده بود.
خواهر حمیدرضا گفت: تا سال ۹۹ حال برادرم خوب بود شام غریبان آن سال از مراسم به منزل برگشت که نزدیکیهای صبح تشنج کرد، سریعا او را به بیمارستان بردیم، در ابتدا نشانهای از عود بیماری نداشت اما ۶ ماه این بیماری پیشرفت کرد و درمانی را شروع کردیم که متاسفانه جوابی نداد.
وی افزود: پیش از اینکه این اتفاق مجددا برای برادرم بیفتد پدر و مادرم را برای اهدای اعضای بدنش آماده میکرد و میخواست اگر اتفاقی برایش افتاد این خواستهاش را فراموش نکنند، حتی در زمان بیماری وصیت کرده بود و به خواهر کوچکترم گفته بود اگر کسی مخالفت کرد، آنها را راضی کن که اهدای اعضای بدنم خواسته خودم بوده است تا بیماران در انتظار پیوند به حیات خود برگردند.
خواهر حمیدرضا بیان کرد: اواخر حدود یک ماهی بود که زیاد صحبت نمیکرد، با دلدرد و مشکل گوارشی که پیدا کرد او را به بیمارستان منتقل کردیم و دو شب در بیمارستان بود که ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ به کما رفت، علائم هوشیاریاش پایین آمده بود که همان موقع برای اهدای اعضایش اقدام کردیم تا مراقبتهای لازم انجام شود.
وی گفت: پیش از اینکه مشکلی برایش پیش آید میگفتیم چرا اینطور صحبت میکنی، اما میگفت مرگ حق است و هرکسی که از این دنیا میرود چه خوب است که بتواند جانی دوباره به دیگران ببخشد، حتی برای اینکه بدانیم اعضای بدنش به چه کسانی اهدا شده گفتند اول باید بدانیم که اعضای پیوند زده شده شامل کبد، کلیه و نسوج بر روی بدن افراد جواب داده یا خیر.
وی توضیح داد: به دلیل اینکه برادرم بدن سالمی داشت، در تمام آزمایشات انجام شده مشکلی مشاهده نشد و حتی دوست داشتیم قلب برادرم نیز اهدا شود که به دلیل نبود امکانات و شرایط مناسب در بیمارستان کاشانی شهرکرد، از این امر بسیار ناراحت بودیم، زیرا بسیاری از افراد در شهر و استان ما با مشکل قلب مواجهاند و این اهدا میتوانست نجاتدهنده یک نفر باشد، اما این گلایهای است که ما از تیم پزشکی داشتیم، در صورتیکه در کارت اهدای عضو برادرم، همه اعضای بدنش برای اهدا بیان شده بود.
خواهر اهداکننده بیان کرد: کسی که قبول میکند اعضای بیمارش که دچار مرگ مغزی شده، اهدا شود، باید این امکانات در استان فراهم شود تا با انجام این کار بزرگ جان بسیاری از افراد نجات داده شود، کاری که برادرم کرد نزد خداوند پاداش آن را خواهد گرفت، بنابراین باید فرهنگسازی در زمینه اهدای عضو هرچه بیشتر در راستای نجات زندگی بیماران نیازمند صورت گیرد، البته این فرهنگ در میان اطرافیان و شهر ما به خوبی نهادینه شده است.
اهدای عضو لیاقت میخواهد
لیلا بیاتی اشکفتکی، خواهر اسماعیل بیاتی اهداکننده عضو میگوید: برادرم متولد ۹ بهمنماه ۱۳۵۷ بود که در تاریخ هشتم آبانماه ۹۸ به دلیل فشار بالا، دچار سکته مغزی شد.
وی گفت: به دلیل وزن بالا، پیادهروی سنگین انجام میداد که این فشار زیاد برای کاهش وزن، موجب بروز سکته مغزی شد و متاسفانه دست و پای چپ او دچار مشکل شد، اما از لحاظ تکلم و هوش مشکلی پیدا نکرد.
خواهر اهداکننده افزود: حدودا ۱۴ روز در بیمارستان تحت نظر بود و بعد از آن دو هفته در بیمارستان اصفهان بستری شد، بعد از مرخص شدنش از بیمارستان و انتقال او به منزل، جلسات فیزیوتراپی را پشت سرگذاشت که ۳۱ فروردینماه سال ۹۹ توانست کمکم دست و پایش را حرکت دهد.
وی توضیح داد: تیر و مرداد همان سال باتوجه به وجود وسایل پیشرفته فیزیوتراپی برای اینکه به حالت عادی برگردد یکی از بیمارستانهای تهران را معرفی کردند که در آنجا بستری شد، پس از طی دو ماه مشکلی از لحاظ حرکتی نداشت و به منزل منتقل شد.
خواهر اسماعیل یادآور شد: تا ۲۴ شهریورماه مشکلی برای برادرم ایجاد نشد و روز بعد مجددا دچار سکته مغزی شد، به طوریکه شروع به استفراغ کرد و با آمبولانس او را به بیمارستان منتقل کردیم، در ابتدا احتمال دادند دچار مسمومیت شده که تحت نظر قرار گرفت، زیرا از لحاظ حرکتی مشکلی نداشت، نیمه شب دچار تشنج شد و در کما رفت.
وی گفت: فردای آن روز پزشکانی که بالای سر برادرم حاضر شدند گفتند کاری از دست ما برنمیآید و مرگ مغزی رخ داده است، بلافاصله بعد از شنیدن این حرف با خود گفتم زحمت زیادی برای حرکت کردن اعضای بدنش کشید اکنون که این اتفاق افتاده اعضای او میتواند نجاتبخش زندگی چندین نفر شود.
وی ادامه داد: این مساله را با برادرانم در میان گذاشتم، مخالفتی نکردند، بعد از آن این مساله را به مادرم گفتیم برای او بسیار سخت بود اما حرفهای ما او را نیز قانع کرد و وقتی متوجه شد قرار است چند نفر از مرگ نجات پیدا کنند مخالف انجام این کار خداپسندانه نشد و گفت چرا اعضای بدن زیر خاک از بین بروند چه بهتر که خانوادههایی را بتوانیم خوشحال کنیم، پزشکان بیان کردند تیمی از شیراز اعزام میشوند تا از همه لحاظ بسنجند و اگر اعضای بدنش قابل استفاده باشد، جداسازی و اهدای عضو انجام میشود.
خواهر اهداکننده توضیح داد: از من پرسیدند آیا حاضرید اعضای بدن برادرتان را به جز شهرکرد برای پیوند به سایر استانها فرستاده شود، جواب دادم بله، ما تنها هدفمان این است که چند نفر زنده بمانند.
وی گفت: ساعت پنج صبح روز جمعه، تیم جراحی اقدام به جداسازی اعضای بدن برادرم کردند، حتی چند روز پیش از تیم جداسازی اهدای عضو پرسیدم که اعضای اهدا شده به چند نفر زندگی دوباره بخشید که جواب دادند کبد و کلیهها به دو خانم و یک آقا پیوند زده شد و برای ما موجب افتخار است، اعضای بدن بردارم به اندازهای پاک بود که توانست چند نفر دیگر را نجات دهد و اکنون برادرم زنده است.
خواهر اهداکننده عضو یکی از خاطرات خود با برادرش را تعریف کرد و گفت: روزی که برادرم در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شد برگهای را برای تکمیل به من دادند، همین که داشتم آن را کامل میکردم بدون مطالعه قسمتی از آن که مربوط به اهدای عضو بود، بله را انتخاب کردم، بعد از تکمیل، برگه را به او نشان دادم و گفتم اینجا نوشته شده اگر اتفاقی برای بیمار در طول دوران درمان بیفتد حاضر به اهدای اعضای بدن بیمار هستید، من هم گزینه بله را انتخاب کردم، با هم خندیدیم، اما او گفت اهدای عضو لیاقت میخواهد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: از همه افرادی که برای یکی از عزیزانشان مشکلی ایجاد میشود یا دچار سکته مغزی میشوند، درخواست میکنم به جای اینکه اعضای بدن زیر خاک دفن شود بهتر است اهدا شوند تا موجب حیات بیماران شوند، خودم کارت اهدای عضو دارم اما به گفته برادرم اهدای عضو لیاقت میخواهد، شاید کارت اهدای عضو داشته باشم اما زمانی که این اتفاق برایم بیفتد و لیاقت آن را نداشته باشم فایدهای ندارد، بنابراین باید فرهنگسازی در زمینه اهدای عضو صورت گیرد، زیرا واقعا اهدای عضو اهدای زندگی است.
چهارمحال و بختیاری؛ رتبه ششم کشوری در زمینه اهدای عضو
پانتهآ رمضانینژاد_ مسئول تیم فراهمآوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی، خدمات بهداشتی و درمانی چهارمحال و بختیاری با اشاره به اینکه طی دو ماه اخیر اهدای عضوی در استان انجام نشده است، اظهار کرد: خوشبختانه هر ساله تعداد اهدای عضوهای انجام شده روند افزایش داشته، به طوریکه طبق آمار بیشترین اهدای عضو مربوط به شهرستان لردگان بوده است.
وی افزود: چهارمحال و بختیاری در زمینه اهدای عضو، رتبه ششم کشوری را داراست که این امر به معنای فرهنگسازی مطلوب در زمینه اهدای عضو است، البته تعداد کمی از بیماران دارای کارت اهدای عضو بوده و بسیاری از کسانی که اعضای آنها اهدا میشود با رضایت خانواده انجام میشود.
رمضانینژاد در پایان خاطرنشان کرد: شرایط و امکانات جداسازی قلب از بیماران مرگ مغزی در استان وجود ندارد، زیرا قلب پس از جداسازی به مدت چهار ساعت باید پیوند زده شود، البته چندین مرتبه این جداسازی انجام شده و با بالگرد به دیگر استانها برای پیوند ارسال شده، اما کاری دشوار است.
انتهای پیام


