امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 11 ربيع أول 1448
شناسه خبر : 385737
  پرینت تاریخ انتشار : 24 آگوست 2026 - 8:56 | 2 بازدید

چه کسی سکان صدا و سیما را در دست می‌گیرد

به گزارش ایکنا؛ در روزگاری که مفهوم «رسانه» دیگر به قاب تلویزیون و آنتن رادیو محدود نمی‌شود و مخاطب، انتخاب‌های بی‌شماری برای دریافت خبر، سرگرمی، تحلیل و روایت فرهنگی در اختیار دارد، انتخاب رئیس جدید سازمان صداوسیما تنها به مثابه جابه‌جایی مدیریتی نیست؛ تصمیمی راهبردی درباره آینده یکی از مهم‌ترین نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای کشور […]

چه کسی سکان صدا و سیما را در دست می‌گیرد


به گزارش ایکنا؛ در روزگاری که مفهوم «رسانه» دیگر به قاب تلویزیون و آنتن رادیو محدود نمی‌شود و مخاطب، انتخاب‌های بی‌شماری برای دریافت خبر، سرگرمی، تحلیل و روایت فرهنگی در اختیار دارد، انتخاب رئیس جدید سازمان صداوسیما تنها به مثابه جابه‌جایی مدیریتی نیست؛ تصمیمی راهبردی درباره آینده یکی از مهم‌ترین نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای کشور است.

«رسانه ملی» در شرایطی به استقبال دوره مدیریتی تازه می‌رود که بازگرداندن اعتماد و توجه مخاطبان، تقویت مرجعیت خبری، شناخت دقیق تغییرات الگوی مصرف رسانه‌ای و بازتعریف نسبت تلویزیون با نسل‌های جدید، از مهم‌ترین مسائل پیش روی آن به شمار می‌رود.

صداوسیما برای تقویت جایگاه «رسانه مرجع» بیش از هر مؤلفه دیگری به مدیری نیاز دارد که بتواند میان مأموریت‌های حاکمیتی و اقتضائات حرفه‌ای رسانه تعادل ایجاد کند؛ مدیری که هم پیچیدگی‌های ساختار اداری و سیاسی سازمان را بشناسد و هم بتواند با تغییرات شتابان فناوری، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های برخط، اقتصاد محتوا و ذائقه متحول مخاطب همراه شود. مسئله امروز «رسانه ملی» تنها افزایش تعداد شبکه‌ها یا تولید برنامه‌های بیشتر نیست؛ مسئله اصلی، تولید محتوایی است که مخاطب در میان انبوه انتخاب‌های رسانه‌ای، دوباره آن را شایسته دیدن، شنیدن و اعتماد کردن بداند.

همزمان با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست «پیمان جبلی» بر سازمان صداوسیما، بار دیگر بحث درباره مدیر آینده این سازمان را به یکی از موضوعات مهم فضای رسانه‌ای کشور تبدیل کرده است.

در میان نام‌های متعددی که برای ریاست دوره بعد مطرح شده‌اند، چهار نام بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته‌اند: «عبدالرضا رحمانی‌فضلی»، «علی دارابی»، «محسن اسماعیلی» و «مهدی عبوری».

این چهار چهره البته از یک جنس نیستند. دو نفر از آنها سابقه طولانی و مستقیم در ساختار صداوسیما دارند، یک گزینه سابقه‌ای اغلب حقوقی، دانشگاهی و سیاسی دارد و گزینه دیگر علاوه بر تجربه رسانه‌ای، کارنامه قابل توجهی در مدیریت اجرایی و اقتصادی از خود بر جای گذاشته است. همین تفاوت سوابق می‌تواند نشان دهد که انتخاب رئیس آینده صداوسیما، تنها انتخاب مدیری درون‌ سازمانی نیست و ممکن است با رویکردی متفاوت نسبت به آینده «رسانه ملی» همراه باشد.

رحمانی‌فضلی؛ باسابقه همزمان در رسانه، سیاست و مدیریت اجرایی

«عبدالرضا رحمانی‌فضلی» یکی از نام‌های مطرح برای ریاست آینده سازمان صداوسیماست؛ چهره‌ای که بخش مهمی از سابقه مدیریتی خود را در نهادهای مختلف حاکمیتی و اجرایی سپری کرده و تجربه حضور مستقیم در ساختار «رسانه ملی» را نیز در کارنامه دارد.

رحمانی‌فضلی از چهره‌های نزدیک به جریان مدیریتی شهید علی لاریجانی در مقاطع مختلف فعالیت حرفه‌ای خود معرفی شده است. او در صداوسیما نیز در دوره ریاست شهید بزرگوار، علی لاریجانی مسئولیت‌های متعددی بر عهده داشت و از سال 1375 تا 1385 در بخش‌های مختلف این سازمان فعالیت کرد.

از جمله مسئولیت‌های او در رسانه ملی می‌توان به «قائم‌مقامی رئیس سازمان»، «معاونت برنامه‌ریزی»، «معاونت امور مجلس و استان‌ها» و «معاونت سیاسی سازمان صداوسیما» اشاره کرد. تجربه حضور در معاونت سیاسی، در کنار دیگر مسئولیت‌های مدیریتی، به او شناختی از ساختار تولید و مدیریت محتوای سیاسی و خبری رسانه ملی داده است.

رحمانی‌فضلی پس از فعالیت در صداوسیما، مسیر مدیریتی خود را در حوزه‌های مختلف ادامه داد. ریاست دیوان محاسبات کشور، نمایندگی مردم شیروان در دوره چهارم مجلس شورای اسلامی و قائم‌مقامی دبیر شورای عالی امنیت ملی از جمله سوابق او به شمار می‌رود.

او در دولت «حسن روحانی» نیز به عنوان وزیر کشور سابقه خدمت و فعالیت داشته است. رحمانی‌فضلی همچنین سابقه دانشگاهی دارد و از سال 1382 در دانشگاه شهید بهشتی به عنوان استادیار فعالیت داشته است.

آنچه رحمانی‌فضلی را از بسیاری از گزینه‌های دیگر متمایز می‌کند، ترکیب سه تجربه متفاوت است: تجربه مستقیم در مدیریت رسانه، تجربه سیاسی و پارلمانی و تجربه مدیریت اجرایی در سطح ملی. او در صداوسیما، شورای عالی امنیت ملی و مجلس حضور داشته و سپس مدیریت وزارت کشور را تجربه کرده است.

از این منظر، در صورت قرار گرفتن نام او در میان گزینه‌های نهایی، مزیت اصلی رحمانی‌فضلی را می‌توان در شناخت ساختارهای حاکمیتی و اجرایی در کنار سابقه طولانی در رسانه ملی جست‌وجو کرد؛ هرچند انتخاب او می‌تواند به معنای بازگشت مدیری با تجربه‌ای گسترده از مدیریت سیاسی و اجرایی به رأس سازمان صداوسیما باشد.

دارابی؛ چهره‌ای برخاسته از بدنه صداوسیما

«علی دارابی» را می‌توان یکی از رسانه‌ای‌ترین گزینه‌های مطرح‌شده برای ریاست آینده صداوسیما دانست. بخش عمده کارنامه مدیریتی او در ساختار سازمان صداوسیما شکل گرفته و در طول سال‌های فعالیت خود، مسئولیت‌های متعددی را در بخش‌های مختلف این سازمان تجربه کرده است.

علی دارابی؛ سیاستمدار، عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیما و پژوهشگر حوزه ارتباطات و انقلاب اسلامی ایران است. در کارنامه اجرایی او همچنین مسئولیت قائم‌قامی وزیر و معاون میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی دیده می‌شود؛ سمتی که در دوره حضور «عزت‌الله ضرغامی» در این وزارتخانه به او واگذار شد.

اما بخش اصلی کارنامه فعالیت علی دارابی به صداوسیما بازمی‌گردد. او در فاصله سال‌های 1384 تا 1386 معاون امور مجلس و استان‌های سازمان صداوسیما بود و سپس از 1386 تا 1389 قائم‌مقامی سازمان صداوسیما را بر عهده داشت.

دارابی از سال 1389 تا 1393 معاون سیمای سازمان صداوسیما بود؛ مسئولیتی که او را در مرکز یکی از مهم‌ترین بخش‌های تولید و پخش محتوای تلویزیونی کشور قرار داد. پس از آن نیز از سال 1393 تا 1395 مشاور رئیس سازمان صداوسیما بود.

او در ادامه بار دیگر به حوزه مدیریت استانی سازمان بازگشت و از سال 1395 تا 1400 معاون امور استان‌های صداوسیما شد. همچنین در فاصله سال‌های 1393 تا 1395 به عنوان مشاور رئیس و مدیر بررسی‌های تاریخی و سیاسی مؤسسه حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری فعالیت داشت.

از دیگر مسئولیت‌های او می‌توان به ریاست ستاد سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در صداوسیما اشاره کرد.

یکی از بخش‌های مهم کارنامه علی دارابی، مشارکت در مطالعه، طراحی، تدارک و راه‌اندازی شماری از شبکه‌های تلویزیونی است. از شبکه‌های «نسیم»، «پویا»، «ورزش»، «نمایش»، «تماشا»، «مستند»، «افق» و «سلامت» به عنوان شبکه‌هایی می‌توان نام برد که در دوره فعالیت او در فرآیند راه‌اندازی قرار گرفته‌اند. تولید شماری از سریال‌های پرمخاطب نیز در زمره دیگر اقدامات مورد اشاره درباره کارنامه او قرار گرفته است.

علی دارابی از این جهت گزینه‌ای متفاوت با برخی دیگر از نامزدهای احتمالی محسوب می‌شود که به تقریب تمام مسیر حرفه‌ای او با رسانه ملی گره خورده است. شناخت ساختار سازمان، تجربه مدیریت تلویزیون، آشنایی با شبکه‌های استانی و تخصص دانشگاهی در حوزه ارتباطات، مجموعه‌ای از تجربیاتی را در اختیار او قرار داده که می‌تواند در تصمیم‌گیری درباره آینده «رسانه ملی» مورد توجه قرار گیرد.

در واقع، اگر قرار باشد رئیس آینده صداوسیما از میان مدیران قدیمی و شناخته‌شده بدنه سازمان انتخاب شود، علی دارابی یکی از جدی‌ترین نام‌ها در این فهرست خواهد بود.

ارسالی//// چه کسی سکان صداوسیما را در دست می‌گیرد؟

اسماعیلی؛ گزینه‌ای با پشتوانه حقوقی، دانشگاهی و حاکمیتی

«محسن اسماعیلی» در میان چهار گزینه مطرح‌شده، از نظر سابقه حرفه‌ای تفاوت محسوسی با سه گزینه دیگر دارد. او برخلاف «رحمانی‌فضلی»، «دارابی» و «مهدی عبوری»، سابقه مدیریتی مستقیم و گسترده‌ای در صداوسیما ندارد و عمده فعالیت حرفه‌ای خود را در حوزه حقوق، دانشگاه و ساختارهای حاکمیتی سپری کرده است.

اسماعیلی؛ حقوقدان، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و معاون پارلمانی و راهبردی ریاست‌جمهوری است. در کارنامه او همچنین عضویت در شورای نگهبان، عضویت در مجلس خبرگان رهبری و ریاست هیئت بررسی و تطبیق مصوبات دولت با قوانین و مقررات دیده می‌شود.

او از شهریور 1392 ریاست هیئت بررسی و تطبیق مصوبات دولت با قوانین و مقررات را بر عهده داشته و در دوره‌ای نیز به عنوان حقوقدان عضو شورای نگهبان فعالیت کرده است.

اسماعیلی در انتخابات 7 اسفند 1394 به عنوان نماینده استان تهران وارد دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری شد. یکی از ویژگی‌های قابل توجه حضور او در این مجلس آن بود که به عنوان تنها عضو غیرروحانی این دوره شناخته می‌شد.

مسیر علمی و حوزوی محسن اسماعیلی نیز بخش مهمی از رزومه او را تشکیل می‌دهد. او در مقطع خارج فقه و اصول تحصیل کرده و در متن مبنا، مجتهد معرفی شده است. همچنین از شاگردان مرحوم حجت‌الاسلام «مجتبی تهرانی» بوده و در کلاس‌های درس «رهبر شهید انقلاب»، «شهید سیدمحمد موسوی بجنوردی» و «محمد فاضل لنکرانی» نیز حضور داشته است.

اسماعیلی علاوه بر فعالیت‌های حوزوی، مسیر دانشگاهی خود را نیز دنبال کرده و به عضویت هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درآمده است. با وجود آنکه برادر او، «پرویز اسماعیلی»، سابقه فعالیت گسترده رسانه‌ای و مدیریتی دارد، درباره محسن اسماعیلی سابقه مستقیم و قابل توجهی در مدیریت رسانه یا صداوسیما در متن مبنا ذکر نشده است. همین ویژگی، او را از سه گزینه دیگر متمایز می‌کند.

در عین حال، سابقه حضور محسن اسماعیلی در نهادهای مهم حقوقی و حاکمیتی می‌تواند از زاویه دیگری برای ریاست سازمان صداوسیما مورد توجه قرار گیرد. براساس تحلیل مطرح‌شده در متن مبنا، او چهره‌ای معتدل و نزدیک به جریان اصولگرایی تلقی شده و یکی از ویژگی‌های احتمالی او برای مدیریت رسانه ملی، توانایی ایجاد آرامش و کاهش تنش‌های درون‌سازمانی و فضای رسانه‌ای عنوان شده است.

بنابراین، اگر انتخاب رئیس جدید سازمان به سمت مدیری خارج از بدنه سنتی صداوسیما حرکت کند، محسن اسماعیلی می‌تواند نماینده چنین رویکردی باشد؛ مدیری با پشتوانه حقوقی و حاکمیتی که در صورت انتخاب، برحسب احتمال باید بخش مهمی از مسیر حرفه‌ای خود را به شناخت عمیق‌تر از سازوکار رسانه و مدیریت سازمان صداوسیما اختصاص دهد.

مهدی عبوری؛ مدیری جوان با سابقه رسانه‌ای، شهری و اقتصادی

«مهدی عبوری» چهارمین گزینه مطرح‌شده و در میان این چهار نام، جوان‌ترین چهره است. تفاوت مهم مهدی عبوری با دیگر گزینه‌ها در ترکیب متفاوت تجربه‌های او نهفته است؛ تجربه‌ای که از صداوسیما آغاز شده، در مدیریت شهری ادامه یافته، به مدیریت اجرایی در وزارت راه و شهرسازی رسیده و سپس وارد عرصه مدیریت اقتصادی شده است.

مهدی عبوری متولد 12 شهریور 1360 در ساری است. او از سال 1391 تا 1398 شهردار ساری بود و پس از آن در وزارت راه و شهرسازی مسئولیت‌هایی از جمله معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی و معاون وزیر راه و شهرسازی را بر عهده گرفت.

در ادامه، از آذر 1398 تا مهر 1400 به عنوان رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران فعالیت کرد؛ مسئولیتی که حوزه مدیریت شهری و سیاست‌های بازآفرینی بافت‌های شهری را به کارنامه او افزود. مسیر مدیریتی مهدی عبوری پس از آن وارد حوزه اقتصاد شد. او در شهریور 1402 به مدیرعاملی «شرکت سرمایه‌گذاری غدیر» رسید؛ مجموعه‌ای که از هلدینگ‌های بزرگ اقتصادی کشور محسوب می‌شود. سپس در بهمن 1403 به عنوان مدیرعامل «گروه سرمایه‌گذاری اهداف» منصوب شد؛ مجموعه‌ای که از آن به عنوان یکی از مجموعه‌های بزرگ اقتصادی مرتبط با صندوق‌های بازنشستگی وزارت نفت یاد شده است.

با این حال، پیش از ورود به عرصه مدیریت شهری و اقتصادی، مهدی عبوری سابقه فعالیت در رسانه ملی نیز داشته است. او در سال 1379 به استخدام صداوسیمای مرکز مازندران درآمد و از سال 1388 تا 1391 معاون اداری و مالی این مرکز بود. تهیه‌کنندگی و برنامه‌سازی در صداوسیما نیز در سوابق او ذکر شده است. همین سابقه باعث می‌شود عبوری تنها مدیری اقتصادی یا اجرایی تلقی نشود. او تجربه حضور در بدنه صداوسیما را در کنار سابقه مدیریت شهری، وزارتخانه‌ای و اقتصادی دارد.

مهدی عبوری نیز مانند رحمانی‌فضلی و برخی دیگر از گزینه‌ها، چهره‌ای نزدیک به جریان مدیریتی شهید بزرگوار، علی لاریجانی معرفی شده است.

یکی از نقاطی که می‌تواند در صورت انتخاب مهدی عبوری مورد توجه قرار گیرد، امکان بهره‌گیری از تجربه او در حوزه اقتصاد، مدیریت منابع و پروژه‌های اجرایی است. به همین دلیل، درباره او این احتمال مطرح شده که بتواند در حوزه‌هایی مانند اقتصاد فرهنگی، مدیریت منابع و پروژه‌های عمرانی سازمان صداوسیما نقش متفاوتی ایفا کند.

مهدی عبوری از این منظر گزینه‌ای است که می‌تواند میان تجربه رسانه‌ای و مدیریت اقتصادی پیوند برقرار کند؛ ویژگی‌ای که در شرایطی که مسئله اقتصاد رسانه و مدل‌های جدید تأمین مالی تولید محتوا به یکی از چالش‌های مهم رسانه‌های بزرگ تبدیل شده است، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

چهار نام، چهار مسیر متفاوت برای آینده رسانه ملی

چهار گزینه مطرح‌ شده برای ریاست سازمان صداوسیما، در واقع چهار نوع تجربه مدیریتی متفاوت را نمایندگی می‌کنند. «رحمانی‌فضلی» مدیری با سابقه گسترده در رسانه، سیاست، امنیت و مدیریت اجرایی است؛ «دارابی»؛ بیش از هر چیز چهره‌ای برخاسته از بدنه صداوسیما و متخصص مدیریت تلویزیونی و ارتباطات محسوب می‌شود؛ «اسماعیلی»؛ پشتوانه حقوقی، دانشگاهی و حاکمیتی دارد و «عبوری» ترکیبی از تجربه رسانه‌ای، مدیریت شهری، اجرایی و اقتصادی را در کارنامه خود ثبت کرده است. از همین رو، انتخاب هر یک از این چهار نفر می‌تواند حامل پیامی متفاوت درباره جهت‌گیری آینده سازمان باشد.

اما فارغ از اینکه کدام نام در نهایت از میان گزینه‌های مطرح‌شده انتخاب شود، مسئله اصلی رسانه ملی فراتر از نام مدیر آینده است. صداوسیما در شرایط جدید رسانه‌ای با سازمانی روبه‌رو است که مخاطب آن دیگر مخاطبی منفعل نیست. مخاطب امروز می‌تواند همزمان از تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های نمایش خانگی، رسانه‌های برخط، پیام‌رسان‌ها و رسانه‌های بین‌المللی استفاده کند و در بسیاری از موارد، خود نیز به تولیدکننده محتوا تبدیل شود.

بنابراین رئیس آینده صداوسیما باید با پرسشی اساسی مواجه باشد: چگونه می‌توان مخاطبی را که انتخاب‌های فراوانی در اختیار دارد، دوباره به رسانه ملی بازگرداند؟

پاسخ این پرسش تنها در افزایش تولید یا تغییر جدول پخش جست‌وجو نمی‌شود. رسانه ملی برای بازیابی مرجعیت خود نیازمند بازنگری در شیوه شناخت مخاطب، سیاست‌گذاری محتوایی، سرعت واکنش به رویدادها، کیفیت تولید، استفاده از ظرفیت نخبگان و هنرمندان، توجه به نسل جوان، توسعه رسانه‌های دیجیتال و بازتعریف اقتصاد رسانه است.

در چنین شرایطی، رئیس آینده صداوسیما باید بیش از آنکه تنها مدیر یک سازمان بزرگ اداری باشد، مدیر یک اکوسیستم رسانه‌ای باشد؛ اکوسیستمی که تلویزیون، رادیو، خبر، فضای مجازی، پلتفرم‌های دیجیتال، تولیدات فرهنگی و اقتصادی و ارتباط مستقیم با مخاطب را در بر می‌گیرد.

دوره جدید مدیریت رسانه ملی می‌تواند فرصتی برای بازتعریف این سازمان باشد؛ فرصتی برای آنکه صداوسیما از قالب یک رسانه صرفاً پخش‌کننده فاصله گیرد و بار دیگر به رسانه‌ای تبدیل شود که مخاطب برای فهم رویدادها، دریافت تحلیل، سرگرمی، فرهنگ و روایت هویت ایرانی ـ اسلامی، حضور در آن را انتخاب کند.

اکنون چهار نام در مسیر انتخاب نهایی قرار گرفته‌اند؛ اما آزمون اصلی رئیس آینده، نه عبور از مرحله انتخاب، بلکه بازگرداندن مخاطب به رسانه‌ای است که قرار است مرجع ملی روایت ایران باشد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.