انس با قرآن و نسبت آن با زندگی روزمره
به گزارش ایکنا از البرز، قرآن در جامعه ایران حضوری انکارناپذیر دارد؛ از جلسات خانگی و محافل قرآنی گرفته تا مسابقات، نمایشگاهها، مراسم مذهبی، برنامههای رسانهای و تلاوتهایی که در مناسبتهای مختلف شنیده میشود. با این حال، میان حضور قرآن در فضای عمومی و در زندگی روزمره افراد تفاوتی وجود دارد که نمیتوان به سادگی […]
این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم بسیاری از مردم در مناسبتهای مذهبی به سراغ قرآن میروند، اما این ارتباط ممکن است در فاصله میان مناسبتها استمرار نداشته باشد. قرآن در خانهها حضور دارد، در مراسم تلاوت میشود و حتی بخشی از برنامه روزانه مردم است، اما هنگام مواجهه با مسائلی مانند اختلاف خانوادگی، اضطراب، خشم، روابط اجتماعی، مسائل اقتصادی، تربیت فرزند، تنهایی یا تصمیمهای اخلاقی، کمتر به عنوان منبعی برای فهم و مواجهه با مسئله مورد رجوع قرار گیرد.
در چنین شرایطی، بحث از انس با قرآن به میزان تلاوت یا حفظ آیات محدود نمیشود. انس با قرآن میتواند معنای گستردهتری داشته باشد. اینکه فرد بتواند میان آموزههای قرآن و تجربه زیسته خود رابطه برقرار کند و آیات را برای فهمیدن و به کار بستن دنبال کند. از سوی دیگر، نسل جدید در شرایطی متفاوت از نسلهای گذشته با قرآن مواجه است. جوان امروز در کنار مسجد، مدرسه، خانواده و هیئت، در معرض انبوهی از محتواهای روانشناسی، فلسفی، معنوی و سبک زندگی در شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال قرار دارد و برای پاسخ به بسیاری از پرسشهای شخصی ممکن است پیش از مراجعه به منابع دینی، سراغ پادکستها، صفحات مجازی و تولیدکنندگان محتوای مختلف برود. آیا این به معنای فاصله گرفتن نسل جدید از قرآن است؟ یا مسئله اصلی این است که هنوز نتوانستهایم قرآن را با مسائل واقعی زندگی انسان امروز پیوند بزنیم؟
قرآن زمانی در زندگی حضور دارد که از متن مقدس به منبع فهم زندگی تبدیل شود
حجتالاسلام احمد اشرفی کارشناس دینی در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه یکی از مسائل مهم در رابطه جامعه با قرآن، تفاوت میان تلاوت قرآن و زیست قرآنی است، گفت: تلاوت جایگاه بسیار مهمی در فرهنگ دینی ما دارد و نمیتوان آن را کماهمیت دانست، اما نباید تصور کنیم که ارتباط انسان با قرآن در خواندن آیات خلاصه میشود. قرآن زمانی در زندگی انسان حضور واقعی پیدا میکند که فرد بتواند میان آنچه میخواند و آنچه زندگی میکند ارتباط برقرار کند.
وی افزود: ممکن است فردی هر روز چند صفحه قرآن بخواند، در جلسات قرآنی شرکت کند و حتی بخشهایی از قرآن را حفظ باشد، اما زمانی که با یک تعارض خانوادگی مواجه میشود، در محیط کار دچار تعارض منافع میشود، با فردی که از او ضعیفتر است برخورد میکند یا در برابر یک مسئله مالی قرار میگیرد، هیچ نسبتی میان تصمیم خود و آموزههایی که از قرآن خوانده است برقرار نکند. اینجا باید بپرسیم که قرآن در زندگی او چه جایگاهی دارد.
اشرفی ادامه داد: مسئله این نیست که تلاوت نکنیم یا مناسک قرآنی را کاهش دهیم؛ مسئله این است که این مرحله را پایان ارتباط با قرآن ندانیم. تلاوت میتواند آغاز ارتباط باشد. بعد از آن، فهم، تدبر و عمل قرار میگیرد. اگر این حلقهها از یکدیگر جدا شوند، ممکن است با پدیدهای مواجه شویم که در آن قرآن حضور بسیار پررنگی در مراسم دارد، اما حضور آن در تصمیمهای روزمره انسان چندان محسوس نیست.
رئیس سابق اداره امور قرآنی اوقاف البرز با اشاره به وضعیت نسل جوان اظهار کرد: جوان امروز لزوماً با اصل پرسشهای معنوی بیگانه نیست. اتفاقاً بسیاری از جوانان با پرسشهایی بسیار جدی درباره معنای زندگی، مرگ، تنهایی، عشق، عدالت، موفقیت، شکست و آینده مواجهاند. مسئله این است که آنها پاسخ این پرسشها را از منابع مختلف دریافت میکنند. در گذشته ممکن بود خانواده، مدرسه، مسجد و روحانی مهمترین منابع پاسخگویی به این پرسشها باشند، اما امروز این منابع بسیار متنوع شدهاند.
وی بیان کرد: جوانی که درباره اضطراب جستوجو میکند، ممکن است ابتدا با یک روانشناس در شبکه اجتماعی مواجه شود. اگر درباره رابطه عاطفی سؤال داشته باشد، ممکن است سراغ یک پادکست برود. اگر درباره معنای زندگی سؤال کند، احتمالاً با دهها محتوای فلسفی و روانشناختی مواجه خواهد شد. بنابراین، اگر بخواهیم قرآن را در زندگی این نسل زنده نگه داریم، باید بتوانیم نشان دهیم که قرآن درباره مسائل واقعی انسان حرف دارد.
اشرفی تصریح کرد: یکی از ضعفهای ما این است که گاهی قرآن را فقط در موضوعات رسمی و مناسبتهای خاص مطرح میکنیم. وقتی ماه رمضان میرسد درباره قرآن صحبت میکنیم، وقتی نمایشگاه قرآن برگزار میشود درباره قرآن حرف میزنیم و وقتی یک مناسبت قرآنی داریم، برنامههای مختلف برگزار میکنیم؛ اما بعد از پایان مناسبت، ارتباط با قرآن تا حد زیادی به همان چارچوب قبلی بازمیگردد.
این پژوهشگر دینی ادامه داد: این در حالی است که اگر قرار است قرآن کتاب هدایت باشد، باید در تمام طول سال و در تمام موقعیتهای زندگی قابلیت مراجعه داشته باشد. انسان باید بتواند هنگام مواجهه با خشم به آموزههای قرآن درباره خشم و کنترل نفس فکر کند، هنگام مواجهه با اختلاف خانوادگی به توصیههای قرآن درباره روابط انسانی توجه کند، در مواجهه با فقر و نیاز دیگران مفهوم انفاق و مسئولیت اجتماعی را ببیند و وقتی با قدرت و موقعیت اجتماعی روبهرو میشود، مفهوم عدالت و پرهیز از ظلم را در نظر بگیرد.
وی با بیان اینکه قرآن باید از فضای مراسم وارد فضای مسئله شود، گفت: امروز اگر به یک جوان بگوییم قرآن کتاب هدایت است، احتمالاً با اصل گزاره مشکلی ندارد؛ اما سؤالش این است که این هدایت دقیقاً در زندگی من چه معنایی دارد. این سؤال بسیار مهم است و باید به آن پاسخ داد.
رئیس سابق اداره امور قرآنی اوقاف البرز تصریح کرد: اگر یک جوان دچار اضطراب است، باید بتوانیم با او درباره تصویری که قرآن از انسان، امید، توکل و آینده ارائه میکند گفتوگو کنیم. اگر با بحران هویت مواجه است، باید بتوانیم درباره کرامت انسان و معنای خلقت از منظر قرآن صحبت کنیم. اگر در رابطه عاطفی خود دچار مشکل شده است، باید بتوانیم آموزههای اخلاقی قرآن را در این زمینه توضیح دهیم. اینها همان جاهایی هستند که قرآن میتواند از یک متن خواندنی به یک منبع زیست تبدیل شود.
وی با اشاره به تفاوت میان آموزش قرآن و تربیت قرآنی اظهار کرد: آموزش معمولاً به انتقال اطلاعات منجر میشود؛ اینکه فرد سورهها را بشناسد، آیات را درست بخواند یا مفاهیم را بداند. اما تربیت قرآنی یعنی این مفاهیم در شخصیت و رفتار فرد اثر بگذارند. ممکن است یک نفر اطلاعات قرآنی زیادی داشته باشد، اما دروغ بگوید، حق دیگری را تضییع کند یا در روابط اجتماعی خود اخلاق را رعایت نکند.
اشرفی گفت: البته نباید از آن طرف بام هم افتاد و تصور کرد که هرکس در مناسک قرآنی حضور ندارد، الزاماً از قرآن فاصله گرفته است. ممکن است فردی کمتر در جلسات رسمی قرآن حاضر شود، اما در خلوت خود با قرآن ارتباط برقرار کند. شکل ارتباط انسان امروز با دین متنوعتر شده است و ما باید این تنوع را ببینیم.
این کارشناس علوم قرآنی توضیح داد: حتی در فضای مجازی نیز فرصتهایی برای ارتباط با قرآن وجود دارد. مسئله این است که آیا تولیدکنندگان محتوای قرآنی توانستهاند زبان مخاطب امروز را پیدا کنند یا نه. اگر محتوای قرآنی فقط بازتولید همان سخنرانیهای قدیمی در یک قالب دیجیتال باشد، نمیتوان انتظار داشت مخاطب جدید الزاما با آن ارتباط برقرار کند.
اشرفی ادامه داد: ما به روایتهای تازهای از قرآن نیاز داریم؛ نه به معنای تغییر قرآن، بلکه به معنای پیدا کردن زبان مناسب برای ارائه پیام آن. باید بتوانیم نشان دهیم که آیات قرآن چگونه میتوانند درباره تنهایی انسان، بحران خانواده، اضطراب، اخلاق حرفهای، مسئولیت اجتماعی و حتی مواجهه با فناوری و فضای مجازی با انسان امروز گفتوگو کنند.
وی تأکید کرد: اگر بخواهیم نسبت جامعه با قرآن را اصلاح کنیم، نباید فقط آمار تعداد جلسات، مسابقات، حافظان یا برنامههای قرآنی را افزایش دهیم؛ اینها ارزشمند هستند، اما باید ببینیم خروجی آنها چیست. مهم این است که قرآن در رفتار انسان دیده شود.
این کارشناس دینی در پایان افزود: اگر فرد پس از ارتباط با قرآن، دروغ گفتن برایش دشوارتر شود، حق دیگران را بیشتر رعایت کند، در برابر رنج دیگران بیتفاوت نباشد، در خانواده اخلاقیتر رفتار کند و هنگام تصمیمگیری به مسئولیت اخلاقی خود فکر کند، آن وقت میتوان گفت قرآن از کتابی که در قفسه یا مراسم حضور دارد، به بخشی از زندگی او تبدیل شده است.
مسئله کمبود تجربه قرآنی در زندگی است
جواد خلج مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکلهای قرآن و عترت البرز نیز در این رابطه به خبرنگار ایکنا گفت: ما باید میان سه مرحله تفاوت قائل شویم؛ آشنایی با قرآن، فهم قرآن و زندگی براساس قرآن. آشنایی لازم است، اما کافی نیست. فهم نیز ضروری است، اما باز هم پایان کار نیست. آنچه در نهایت اهمیت دارد، تبدیل فهم به رفتار است.
وی تصریح کرد: یکی از مشکلات آموزش دینی این است که گاهی موفقیت را با محفوظات میسنجیم. از کودک میپرسیم چند سوره حفظ کرده است، از نوجوان درباره معنای چند آیه سؤال میکنیم و از بزرگسال درباره اطلاعات دینی او میپرسیم. اینها همه مهماند، اما اگر بخواهیم اثر واقعی قرآن را بسنجیم، باید پرسشهای دیگری هم داشته باشیم. مثلاً آیا این فرد دروغ نمیگوید؟ آیا در برابر حق دیگران حساس است؟ آیا در اختلافات خانوادگی انصاف را رعایت میکند؟ آیا نسبت به فقرا و افراد آسیبپذیر مسئولیت احساس میکند؟ آیا وقتی قدرت دارد از آن سوءاستفاده نمیکند؟
این مسئول درباره رابطه نسل جوان با قرآن گفت: من معتقدم نباید جوان امروز را با پیشفرض بیعلاقه به دین بررسی کنیم. جوان امروز پرسشهای متفاوتی دارد و زبان متفاوتی را میپسندد. او ممکن است با یک سخنرانی یکساعته ارتباط برقرار نکند، اما یک محتوای کوتاه و دقیق درباره یک مسئله واقعی زندگیاش را با دقت دنبال کند. ممکن است در یک جلسه سنتی قرآن حضور پیدا نکند، اما یک تفسیر کاربردی از یک آیه را در فضای مجازی ببیند و درباره آن فکر کند.
وی ادامه داد: اینجا وظیفه ما فقط تولید محتوای بیشتر نیست؛ مسئله، تولید محتوای مرتبطتر است. اگر قرار باشد برای جوانی که با مسئله تنهایی مواجه است، صرفاً از فضیلت تلاوت قرآن سخن بگوییم، ممکن است نتوانیم با مسئله اصلی او ارتباط برقرار کنیم، اما اگر بتوانیم نشان دهیم قرآن درباره تنهایی انسان، رابطه او با خدا، رابطه او با دیگران و معنای زندگی چه میگوید، امکان ارتباط بیشتر میشود.
خلج یکی از مهمترین ظرفیتهای قرآن را قابلیت گفتوگو با مسائل مختلف انسان دانست و گفت: قرآن مجموعهای از احکام نیست و درباره انسان، خانواده، جامعه، عدالت، ظلم، صبر، امید، ترس، خشم، محبت، مسئولیت و بسیاری از مسائل انسانی بارها سخن گفته، بنابراین میتوان از قرآن برای گفتوگو درباره مسائل معاصر استفاده کرد، بدون اینکه بخواهیم قرآن را به یک کتاب روانشناسی یا جامعهشناسی تبدیل کنیم.
این مسئول با اشاره به مناسبتهای مذهبی اظهار کرد: مناسبتها را نباید یک هدف تلقی کرد بلکه باید به چشم فرصت به آنها نگریست. ماه رمضان، محرم، شبهای قدر و سایر مناسبتها میتوانند یک فرصت طلایی برای نزدیک شدن مردم به قرآن ایجاد کنند، اما اگر بعد از پایان مناسبت، رابطه فرد با قرآن نیز پایان یابد نشان میدهد که ما نتوانستهایم از فرصت ایجادشده استفاده کنیم.
خلج ادامه داد: حتی در مراسم مذهبی نیز باید پرسش کنیم که چه اتفاقی برای مخاطب میافتد. اگر فرد یک ساعت پای تلاوت یا سخنرانی بنشیند و احساس خوبی پیدا کند، این اتفاق ارزشمند است؛ اما مرحله بعدی این است که این احساس چگونه به یک تصمیم تبدیل میشود.
وی با بیان اینکه قرآن باید از حافظه به شخصیت منتقل شود گفت: ممکن است فرد آیهای را حفظ کرده باشد، اما هنوز آن آیه بخشی از شخصیت او نشده باشد. زمانی میتوانیم از اثر تربیتی قرآن صحبت کنیم که آموزهها به بخشی از تصمیمگیری فرد تبدیل شوند؛ یعنی حتی وقتی کسی او را نمیبیند، ارزشهایی که از قرآن آموخته است بر رفتارش اثر بگذارد.
این مسئول با بیان اینکه تربیت دینی بیش از آنکه با توصیه شکل بگیرد، با مشاهده رفتار شکل میگیرد اظهار کرد: خانواده میتواند مهمترین محیط برای شکلگیری زیست قرآنی باشد. اگر کودک فقط ببیند والدین در مناسبتها قرآن میخوانند اما در زندگی روزمره رفتارشان با آموزههای اخلاقی قرآن فاصله دارد، پیام عملی را از رفتار آنها دریافت میکند، نه از سخنشان.
وی افزود: اگر والدین درباره راستگویی با کودک صحبت کنند اما خودشان در موقعیتهای مختلف دروغ بگویند، کودک تناقض را میبیند. اگر درباره احترام به دیگران صحبت شود اما کودک شاهد تحقیر دیگران باشد، پیام واقعی را از رفتار دریافت میکند.
خلج در ادامه به نقش نهادهای قرآنی اشاره کرد و گفت: نهادهای فرهنگی و قرآنی نیز باید بخشی از انرژی خود را از برنامهسازی به اثرگذاری منتقل کنند. برنامه مهم است، اما باید بعد از برنامه هم مخاطب را رها نکنیم.
مدیرعامل اتحادیه مؤسسات قرآنی البرز توضیح داد: شاید لازم باشد تعریف ما از موفقیت فعالیت قرآنی نیز تغییر کند. تعداد شرکتکنندگان یک شاخص است، اما شاخص نهایی نیست. تعداد جلسات، تعداد حافظان و تعداد برنامهها نیز همین وضعیت را دارند.
این مسئول تصریح کرد: در نهایت، بخواهیم قرآن در زندگی انسان امروز حضور بیشتری داشته باشد، باید از یک نگاه صرفاً مناسبتی عبور کنیم. قرآن نباید فقط در رمضان، مراسم ختم، محافل رسمی یا مسابقات دیده شود. قرآن میتواند در گفتوگوی یک مادر با فرزندش، در تصمیم یک مدیر، در رفتار یک فروشنده، در رابطه زن و شوهر، در برخورد یک شهروند با فرد ضعیفتر و در مواجهه انسان با بحرانهای زندگی حضور داشته باشد.
خلج در پایان گفت: شاید یکی از مهمترین کارهای فرهنگی امروز این باشد که به مردم کمک کنیم خودشان این ارتباط را کشف کنند. یعنی به جای اینکه فقط بگوییم با قرآن مأنوس باشید نشان دهیم این انس دقیقا چگونه میتواند در زندگی اتفاق بیفتد. وقتی فرد بتواند یک آیه را در لحظهای از زندگی خود به یاد بیاورد و بر اساس آن تصمیم متفاوتی بگیرد، آنجا میتوان گفت قرآن از یک متن مقدس که خوانده میشود، به یک حقیقت زنده در زندگی تبدیل شده است.
در مجموع، آنچه از این گفتوگوها برمیآید این است که گسترش ارتباط جامعه با قرآن با افزایش تعداد جلسات، مسابقات، برنامهها یا حتی محفوظات قرآنی محقق نمیشود، بلکه مسئله اصلی، چگونگی پیوند دادن آموزههای قرآن با زندگی روزمره است. تلاوت و آموزش میتوانند نقطه آغاز این مسیر باشند، اما زمانی میتوان از اثرگذاری تربیتی قرآن سخن گفت که فهم آیات به انتخابها و رفتارهای فردی و اجتماعی راه پیدا کند.
از سوی دیگر، نسل جدید از پرسشهای دینی و معنوی فاصله نگرفته است، بلکه در شرایطی قرار دارد که برای پاسخ به مسائل خود، منابع و زبانهای متنوعی را تجربه میکند. از این رو، توجه به مسائل واقعی زندگی، استفاده از زبان متناسب با مخاطب امروز و بهرهگیری از ظرفیتهای فضای مجازی میتواند زمینه ارتباط مؤثرتر جوانان با مفاهیم قرآنی را فراهم کند.
در نهایت، به نظر میرسد عبور از نگاه مناسبتی به قرآن و توجه بیشتر به حضور آموزههای قرآنی در خانواده، روابط اجتماعی، تصمیمگیریها و مواجهه با مسائل روزمره، میتواند مسیر آموزش قرآن را به سوی تربیت قرآنی نزدیکتر کند؛ مسیری که در آن معیار اثرگذاری، تنها میزان حضور در برنامههای قرآنی نیست، بلکه بازتاب این آموزهها در زندگی و رفتار انسان است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.