- درسهای امامت و ولایت در سفر اجباری امام رضا(ع) به مرو
- سوگ رحلت پیامبر اعظم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) + عکس
- هشدار حماس درباره تعطیلی مسجد ابراهیمی
- سیره رضوی؛ نسخهای برای اخلاقورزی در فضای مجازی
- زیارت امام رضا(ع)؛ از یک آیین معنوی تا شکلگیری هویت دینی و شیعی
- پیروی از ولیفقیه در زمان غیبت امام معصوم، انسان را در مسیر هدایت قرار میدهد
مواجهه با تهاجمات فرهنگی در سیره نبوی
به قلم الههسادات بدیعزادگان امنیت فرهنگی، ستون اصلی بقای هر تمدن و بستر شکوفایی ابعاد گوناگون جامعه بهشمار میرود. امروزه هویت فرهنگی در عرصه امنیت نیز نقشی کانونی یافته است و خود شاخهای از امنیت ملی محسوب میشود. کارکرد این نوع امنیت، حراست از توانمندیهای جامعه در رویارویی با مخاطرات مادی و معنوی است؛ به […]
به قلم الههسادات بدیعزادگان
امنیت فرهنگی، ستون اصلی بقای هر تمدن و بستر شکوفایی ابعاد گوناگون جامعه بهشمار میرود. امروزه هویت فرهنگی در عرصه امنیت نیز نقشی کانونی یافته است و خود شاخهای از امنیت ملی محسوب میشود. کارکرد این نوع امنیت، حراست از توانمندیهای جامعه در رویارویی با مخاطرات مادی و معنوی است؛ به این شرط که جامعه ضمن حفظ هویت خود، بدون برخورداری از بازدارندههای انسانی، مسیر تعالی و پیشرفت را بپیماید.
بر این اساس، در نوشتار پیشرو، سعی بر آن است که با تکیه بر آیات قرآن و سیره عملی رسول خدا(ص)، اقدامات ایشان در دفاع از حریم فرهنگ اسلامی واکاوی شود تا الگویی برای مواجهه با تهاجمات فرهنگی در دوران کنونی به دست آید.
در شماره پیشین، سه راهکنش ایجاد همبستگی دینی و اعتقادی، روشنگری بهموقع و آشکارسازی حقایق و مسکوتگذاشتن بههنگام حوادث بررسی شد و در شماره پیش رو، سایر راهکنشها بررسی میشود.
بیشتر بخوانید:
تحریم و طرد متخلفان
چهارمین راهکنش، تحریم و منزویکردن مخالفان و متخلفان فرهنگی بود. قرآن کریم در آیات متعددی با واژههای «أَعْرِضْ» و «ذَرْ» به ضرورت تحریم مخالفان پرداخته و در پارهای موارد، مصادیق آن را نیز برشمرده؛ چنانکه خداوند پیامبر(ص) را از اقامه نماز بر پیکر برخی منافقان و استغفار برای آنان بازداشته است. قبولنکردن شهادت کسانی که بهدروغ نسبت زنا میدهند نیز یکی دیگر از مصادیق تحریم است.
در سیره عملی، بارزترین نمونه این راهکنش، تحریم گروهی از منافقان بود که در نبرد تبوک، با بهانههای واهی از همراهی سپاه خودداری کردند و پس از بازگشت مجاهدان، این گروه با چهرهای پشیمان و سوگندهای دروغ، قصد فریب پیامبر(ص) و مسلمانان را داشتند.
قرآن کریم در آیاتی از سوره توبه، پرده از چهره آنان برداشت و رسول خدا(ص) را به رویگردانی از آنان فرمان داد. پیامبر(ص) نیز به فرمان الهی از آنان روی گرداند و به مسلمانان دستور داد از همنشینی و همکلامی با این گروه خودداری کنند.
افزون بر این، تحریم سه تن از مسلمانان به نامهای کعب بن مالک، مرارة بن ربیع و هلال بن امیه که از شرکت در غزوه تبوک سر باز زدند، هرچند نه از روی نفاق، بلکه از سر سستی و تنبلی، در شمار همین راهکنش است. پس از بازگشت پیامبر(ص) از تبوک، عذرخواهی این سه تن پذیرفته نشد و پیامبر(ص) حتی یک جمله با آنان سخن نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد که احدی با آنها سخن نگوید.
آنان در محاصرهای اجتماعی قرار گرفتند و شهر را ترک گفتند، در کوه عزلت جستند و به توبه و زاری پرداختند تا پس از ۵۰ روز، توبهشان پذیرفته شد و از تحریم خارج شدند. این جریان، راه هرگونه اندیشه واهی و سستعنصری را بر مسلمانان بست و آنان را در مسیر فرهنگ مدنی اسلام قرار داد.
تدبیر مسئله جانشینی
بیتردید، یکی از مهمترین و اساسیترین راهکنشهای رسول خدا(ص) در مواجهه با ناامنی فرهنگی، تعیین جانشین پس از خود بود. این مسئله که در طراز پاسداشت باورها، ارزشها، هنجارها و رفتارهای دینی و تضمین امنیت فرهنگی قرار داشت، با امر الهی و تدبیر رسول خدا(ص) صورت پذیرفت. در حقیقت، آنچه در عصر رسول خدا(ص) ثبات دینی و فرهنگی اسلام را تضمین میکرد، مسئلهٔ ولایت آن حضرت بر امت بود. خداوند به مسلمانان دستور داد: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛ شما آنچه رسول حق دستور دهد (و منع یا عطا کند)، بگیرید و هر چه نهی کند، واگذارید و از خدا بترسید که عقاب خدا بسیار سخت است.»
نتیجه ولایتپذیری مسلمانان را میتوان در خلق صحنههای پرشوری به نظاره نشست که آنان در تبعیت از رسول خدا(ص) در عرصههای گوناگون آفریدند. در عرصه مبارزات فرهنگی، مشرکان قریش، نومسلمانان را زیر شدیدترین شکنجهها قرار میدادند تا از اسلام و آیین محمدی دست بردارند، اما آنچه آنان را توان استقامت و پایداری میبخشید، نیروی ایمان به ولایت خدا و رسولش بود که آن را پناهگاهی امن در برابر گمراهی و ضلالت میدیدند.
رسول خدا(ص) پیش از هجرت به مدینه، پیمان خود با اهل مدینه را بر پایه ولایت و اطاعت از خویش قرار دادند و مدار تضمینی امنیت فرهنگ اسلام را برقرار کردند. همین نیروی ولایت بود که آتش کین و نزاع دیرین اوس و خزرج را فرونشاند و برادری، همدلی و اطاعت از نبی(ص) را جایگزین آن کرد. چالشها و مشکلات فرهنگی و دینی، با مدیریت و سرپرستی پیامبر اسلام(ص) یکی پس از دیگری حل شد و آرامش فکری و فرهنگی، اسلام و مسلمانان را دربرگرفت.
هرگاه منافقان با توطئه، دسیسه و ایجاد شبهه، آرامش فکری مسلمانان را بههم میریختند، باور به ولایت و اطاعت از پیامبر خدا(ص) همچون دژی مستحکم، توطئههای آنان را درهم میشکست و مسلمانان را در برابر فرامین الهی متحد و یکپارچه میکرد.
گستره امنیتی فرهنگ اسلام در سایهسار ولایت، نهتنها برای هرگونه چالش فرهنگی و تهاجم فکری در میان مسلمانان، که در سایر ادیان نیز کارساز بود؛ هرگاه یهودیان و مسیحیان با کینهها و زبانهای نیشدار خود مسلمانان را میآزردند و ارزشهای دینی اسلام را به سخره میگرفتند و آیین مسلمانان را مورد شک و ریب قرار میدادند، تنها مأوای مسلمانان حضور رسول خدا(ص) بود که ولایت ایشان از ولایت الهی نشئت میگرفت.
ازاینرو، آن حضرت هیچگاه جامعه مدنی را بیسرپرست رها نکردند و هرگاه حتی مدینه را ترک میگفتند، جانشینی برای خویش انتخاب میکردند. برای نمونه، پیامبر(ص) پس از ترک مدینه به قصد تبوک، علی(ع) را به جای خویش گمارد و فرمود: « … من تو را بهمنظور حفظ و حراست آنچه پشت سر میگذارم، در مدینه گذاشتم.»
پیشوای بزرگ اسلام(ص) در زمان محدود بعثت تا رحلت، برای ساختن انسان کامل و جامعه و فرهنگ اسلامی و پاسداشت آن، گامهای بزرگ و اساسی برداشتند و بارها مسئله جانشینی علی(ع) را به مسلمانان گوشزد کردند. این در شرایطی بود که به تصریح قرآن کریم، دشمنان امیدوار بودند پس از رسول خدا(ص)، فضای فکری و فرهنگی جامعه اسلامی را در اختیار بگیرند.
بنابراین، تصریح و تأکید بر تعیین جانشین، راهکنشی بود که آنان را ناامید و ایمنی فرهنگ اسلام را تضمین میکرد؛ بهویژه اینکه بسیاری از مسلمانان در واپسین سالهای عمر پیامبر(ص) به اسلام گرویده بودند و روح آموزههای اسلامی آنگونه که میبایست، هنوز در جان و وجودشان رسوخ نکرده بود و از بعضی تعصبات و فرهنگ جاهلی دل نکنده بودند.
بنابراین، بیم آن میرفت که اگر هدایتگر و پیشوایی در میان امت اسلامی نباشد، اسلام راستین را وانهند و به شرک و کفر جاهلی خود بازگردند. ازاینرو، هنگامی که آن حضرت دریافتند بهزودی رحلت خواهند کرد، این را با صراحت در آخرین حج خود (حجةالوداع) اعلام فرمودند و فرصت را مغتنم شمردند تا درباره آینده اسلام و فرهنگ آسمانی آن چارهای بیندیشند و با اتخاذ راهکنش و تدبیری اصولی، از عواملی که ممکن بود آینده این انقلاب عقیدتی و فرهنگی را به خطر اندازند، پیشگیری کنند.
پس در غدیر خم، در میان جمعیت انبوه مسلمانان برخاستند و به رسایی هرچه تمامتر، علی(ع) را ولی و سرپرست مسلمانان پس از خود معرفی و حجت را بر همگان تمام کردند تا اسلام و فرهنگ آن را از هر تهاجم و تحریفی مصون نگه دارند؛ زیرا اگر ولایت حفظ شود، قطعاً اصول دیگر اسلام همچون نماز، خمس و زکات، معنا و جلوه خود را پیدا خواهند کرد و اگر از ولایت روی برگردانده شود، از همه اینها جز پوستهای ظاهری چیزی باقی نخواهد ماند.
امام باقر(ع) در اینباره فرمودند: «بُنِيَ الإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: عَلَى الصَّلَاةِ، وَ الزَّكَاةِ، وَ الصَّوْمِ، وَ الْحَجِّ، وَ الْوَلَايَةِ، وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ؛ اسلام بر پنج پایه نهاده شده: نماز و زکات و روزه و حج و ولایت و چنانکه برای ولایت (در روز غدیر خم یا در عالم میثاق) فریاد زده شده، برای هیچچیز دیگر فریاد زده نشد.» بنابراین، رمز پیروزی در تمام عرصهها و از جمله عرصه فرهنگ و امنیت فرهنگی، توجه به موضوع ولایت است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
