امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 28 صفر 1448
شناسه خبر : 382378
  پرینت تاریخ انتشار : 12 آگوست 2026 - 6:05 | 2 بازدید

نگرانی پیامبر اکرم(ص) از آلودگی امت به دنیاطلبی

بر اساس نصوص قطعی و تأکیدات مکرر پیامبر اکرم(ص) در واپسین روزهای حیات مبارکشان، ایشان عمیقاً نگران آینده امت و حفظ مسیر اصیل اسلام بودند؛ نگرانی که ریشه در آگاهی از آسیب‌پذیری جامعه اسلامی در برابر دنیاطلبی و انحراف از ولایت داشت. از این رو، با بیان ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) در غدیر خم و سفارش […]

نگرانی پیامبر اکرم(ص) از آلودگی امت به دنیاطلبی


بر اساس نصوص قطعی و تأکیدات مکرر پیامبر اکرم(ص) در واپسین روزهای حیات مبارکشان، ایشان عمیقاً نگران آینده امت و حفظ مسیر اصیل اسلام بودند؛ نگرانی که ریشه در آگاهی از آسیب‌پذیری جامعه اسلامی در برابر دنیاطلبی و انحراف از ولایت داشت.

از این رو، با بیان ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) در غدیر خم و سفارش به تمسک به ثقلین (کتاب خدا و عترت)، تلاش کردند تا چراغ هدایت را برای همیشه روشن نگاه دارند. اما وقایع پس از رحلت، مسیر ترسیم‌شده را دچار چالش‌هایی ساخت که اوج آن در فاجعه کربلا تجلی یافت؛ جایی که امام حسین(ع) با خون خویش، اسلام را از تحریف نجات داد و به راستی که «اسلام نبوی‌الحدوث و حسینی‌البقا» شد. اینک با گذشت قرن‌ها و در شرایط پیچیده امروز جهان اسلام، بازخوانی این آموزه‌ها و پرسش از وظیفه ما در قبال «اخلاق نبوی» و پرهیز از دام‌های دنیاگرایی، ضرورتی انکارناپذیر است.

خبرنگار ایکنا به گفتگو با حجت‌الاسلام والمسلمین قاسم ترخان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به مناسبت وفات پیامبر اکرم(ص) پرداخت که مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا – عبارت معروف «اَللّهُمَّ الرَّفیقَ الْاَعلی» در آخرین لحظات حیات پیامبر(ص) چه معنایی داشت و نشان دهنده چه روحیه‌ای در ایشان بود؟ 

لازم است ابتدا به این نکته اشاره کنم که این عبارت در منابع اهل سنت ذکر شده است. بر اساس روایتی که همسر ایشان، عایشه نقل می‌کند، پیامبر اکرم(ص) در آن لحظات دچار حالتی از اغما شدند و سپس به هوش آمدند؛ در آن حال، چشمان مبارکشان را به سقف خانه دوختند و فرمودند:

«اللهم رفیق الأعلی» یعنی: «بار خدایا، همنشینی با والاترین [دوست] را نصیبم گردان.» این دعایی است که پیامبر اکرم(ص) در آن لحظات حساس بر زبان جاری فرمودند.

اما در مورد وجود چنین روایتی در منابع شیعی، با جستجویی که انجام دادم، این نقل خاص را نیافتم. هرچند در روایات دیگر شیعی به شکل دیگری مطرح شده است، ولی به طور مستقیم درباره پیامبر اکرم(ص) در آن واقعه خاص نبوده است.

به عنوان مثال، در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که حضرت به پیروان خود توصیه می‌فرمایند: «کسی که ورع، صداقت در گفتار، امانت‌داری و پاک‌دامنی را رعایت کند، به رفیق اعلی خواهد پیوست.» که منظور از «رفیق اعلی» در اینجا، همنشینی با والاترین دوستان خداوند در قیامت است.

برای روشن‌تر شدن این مفهوم، شایسته است به آیه ۶۹ سوره مبارکه نساء اشاره کنم که می‌فرماید: «وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِکَ رَفِیقًا» یعنی کسانی که از خدا و رسولش اطاعت می‌کنند، در زمره کسانی خواهند بود که خداوند به آنان نعمت داده است: از پیامبران، صدیقان، شهیدان و شایستگان. و چه نیکو هم‌نشینانی هستند اینان.

بنابراین، مراد از رفیق اعلی در این آیه و روایات، همین گروه‌های والا هستند که اهل اطاعت از خدا و رسول، در قیامت با آنان محشور می‌شوند.

همچنین در دو روایت دیگر از منابع شیعی، این تعبیر درباره مقام والای حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) نیز به کار رفته است و به جایگاه رفیع ایشان در زمره رفیق اعلی اشاره شده است.

بنابراین، می‌توان گفت که روایت مورد اشاره یعنی «اللهم رفیق الأعلی در لحظات پایانی عمر پیامبر(ص)، در منابع شیعی به همین صورت نقل نشده است و این نقل، مختص منابع اهل سنت است. اما از نظر محتوایی، این عبارت می‌تواند معنای درستی داشته باشد؛ چه اینکه مقصود، درخواست همنشینی با خود خداوند باشد که والاترین رفیق است، و چه منظور، همان رفقایی باشد که در آیه شریفه به آنان اشاره شد. در واقع، پیامبر اکرم (ص) در آن لحظات، آرزوی پیوستن به برترین همنشینان را داشتند و از خداوند مسئلت کردند که ایشان را در جمع آن رفیقان والا قرار دهد.

ایکنا – آیا می‌توان گفت مسیر اسلام پس از رحلت پیامبر(ص) تغییر ماهیت داد؟ 

برای پاسخ به این پرسش، باید ابتدا بررسی کنیم که آیا پیامبر اکرم(ص) با وجود اشتیاق فراوان به لقای پروردگار و پیوستن به معشوق حقیقی، نسبت به آینده امت خود نگران بودند یا خیر. بدون تردید، بر اساس تمام منابع معتبر، پیامبر گرامی اسلام(ص) به شدت نگران بودند که پس از رحلتشان، ممکن است مشکلات و انحرافاتی در مسیر ترسیم‌شده اسلام پدید آید.

برای آنکه این مسیر الهی به درستی ادامه یابد، طبیعتاً بر اساس نص صریح الهی و ابلاغ پیامبر، موضوع جانشینی و ولایت مطرح می‌شود. آیاتی همچون آیه ابلاغ (یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ) و آیه ولایت (إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ) به روشنی بر ضرورت تعیین جانشین بلافصل تأکید دارند.

بر این اساس، پیامبر اکرم (ص) در واقعه غدیر خم، به دستور الهی، ولایت و جانشینی امیرالمؤمنین علی(ع) را به طور رسمی اعلام کردند و پیش از آن نیز در مناسبت‌های مختلف، بارها بر این موضوع تأکید فرمودند. هدف از این نصب الهی، جلوگیری از هرگونه انحراف پس از رحلت ایشان و حفظ اسلام در مسیر صحیح خود بود تا ماهیت اصیل دین تغییر نکند و امت با هدایت اهل‌بیت (ع) به سرانجام مطلوب دست یابد.

اما متأسفانه، پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، حوادثی رخ داد که این هدف محقق نشد. تمام تلاش‌های پیامبر اکرم(ص) در سال‌های پایانی عمر شریفشان از جمله در حدیث معروف روز پنج‌شنبه که فرمودند «برای من قلم و کاغذ بیاورید تا چیزی برایتان بنویسم که پس از من گمراه نشوید»، و نیز احادیثی مانند حدیث ثقلین، حدیث منزلت و آیاتی چون آیه ولایت همه نشان از آن داشت که ایشان می‌خواستند از بروز هر گونه انحراف در دین جلوگیری کنند.

متأسفانه این تلاش‌ها به نتیجه مطلوب نرسید و به تدریج انحرافات چنان گسترش یافت که نهایتاً به حادثه عاشورا و شهادت مظلومانه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) انجامید. امام حسین (ع) با قیام و شهادت خود، برای نجات اسلام از آن انحرافات قیام کرد و اسلام را از مسیر تحریف‌شده به اصل خویش بازگرداند. به همین دلیل است که گفته می‌شود: «اسلام نبوی الحدوث و حسینی البقا» یعنی اسلام از نظر پیدایش نبوی است و از نظر بقا حسینی است؛ که به روشنی نشان می‌دهد بقای اسلام در مسیر صحیح، مرهون فداکاری و شهادت اباعبدالله الحسین (ع) است. 

بنابراین، با توجه به شواهد یادشده، می‌توان نتیجه گرفت که پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، مسیر اسلام آنچنان که باید، به درستی طی نشد و انحرافاتی پدید آمد که تا فاجعه کربلا ادامه یافت و امام حسین (ع) با خون خود، آن انحراف را اصلاح و اسلام ناب را برای همیشه زنده نگه داشت.

ایکنا – ما امروز به عنوان پیروان آن حضرت، چه وظیفه‌ای نسبت به «اخلاق نبوی» در شرایط امروز اسلام داریم؟ 

یکی دیگر از دغدغه‌های مهم پیامبر اکرم(ص) برای پس از رحلت خویش، نگرانی از آلودگی امت به دنیا و دنیاطلبی بود. این مسئله آن‌قدر حائز اهمیت است که پیامبر(ص) بارها نسبت به آن هشدار دادند و از امت خود خواستند که فریب جلوه‌های مادی دنیا را نخورند.

در این زمینه، روایات متعددی وارد شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم. ابو سعید خدری از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده است که فرمودند: «أَخْوَفُ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمْ مَا یُخْرِجُ اللَّهُ لَکُمْ مِنْ زَهْرَةِ الدُّنْیَا» یعنی: «بیشترین چیزی که بر شما می‌ترسم، زیبایی‌ها و نعمت‌های دنیایی است که خداوند برایتان پدید می‌آورد و شما طعم آن را می‌چشید.»

ترس پیامبر اکرم(ص) از این جهت بود که همین لذت‌های دنیوی، باعث غفلت از خدا و انحراف از مسیر حق می‌شود.

در روایت دیگری، کلینی در منابع معتبر شیعی نقل کرده است که پیامبر فرمودند: «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی، هَذِهِ الْمَکَاسِبُ الْحَرَامُ» یعنی: «بیشترین چیزی که پس از خود بر امتم می‌ترسم، درآمدهای حرام است.»

همچنین از ربا و شهوات پنهان نیز به عنوان عواملی که جامعه را دچار فساد می‌کنند، به شدت بیمناک بودند.

در نقل دیگری آمده است که پیامبر فرمودند: «فِتْنَةُ السَّرَّاءِ أَخْوَفُ عِنْدِی عَلَیْکُمْ مِنْ فِتْنَةِ الضَّرَّاءِ» یعنی: «من از فقر شما نمی‌ترسم؛ آنچه بیش از همه مرا بیمناک می‌کند، فتنه خوشی و رفاه است که ممکن است شما را از مسیر الهی دور کند و نتوانید از این آزمایش سربلند بیرون آیید.»

این دسته از روایات که بسیارند، به خوبی نشان می‌دهد که پیامبر عظیم‌الشأن اسلام، نگرانی عمیقی از دنیاگرایی امت داشتند که می‌توانست منشأ انحرافات بزرگ شود.

این نگرانی پیامبر(ص)، در حادثه کربلا به شکلی عینی به تصویر کشیده شد. در روز عاشورا، وقتی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) قصد سخنرانی و روشنگری داشتند، مردم آنچنان هیاهو و هلهله می‌کردند که صدای حضرت به گوش نمی‌رسید. در آن هنگام، امام حسین (ع) فرمودند: «قَدْ مَلَأَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ؛ شکم‌هایتان از حرام سیر شده است.» به همین دلیل است که صدای حق را نمی‌شنوید.

این جمله نشان می‌دهد که تأثیر غذای حرام و مکاسب نامشروع تا چه حد در کور شدن حس حقیقت‌جویی و انحراف از راه اهل‌بیت(ع) مؤثر است. دنیاطلبی و دوری از امامت، زمینه‌ساز فاجعه‌ای شد که امروز ما آن را با نام کربلا زنده نگه داشته‌ایم.

حادثه کربلا توانست اسلام را نجات دهد، زیرا امام حسین(ع) هم با جهل و نادانی مردم مبارزه کرد و هم با دنیاطلبی آنان. در زیارت اربعین می‌خوانیم: «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ» یعنی حضرت جان خود را در راه تو فدا کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی نجات دهد.

همچنین در این زیارت آمده است که کسانی که فریب دنیا را خوردند و بر اثر جهالت، در مقابل امام حسین(ع) شمشیر کشیدند، همان افرادی بودند که از مسیر حق منحرف شدند.

بدین ترتیب، تمامی این هشدارها و نگرانی‌های پیامبر اکرم (ص) نشان می‌دهد که ایشان به خوبی می‌دانستند که دنیاطلبی و پیروی از هواهای نفسانی، امت را از مسیر صحیح خارج می‌کند. متأسفانه این انحراف رخ داد و اسلام از مسیر اصیل خود دور شد، اما قیام عاشورا توانست دوباره پرچم حق را برافرازد و اسلام ناب را زنده نگه دارد.

ایکنا – سیره و سبک زندگی پیامبر(ص) در ماه‌های پایانی عمر چگونه ترسیم کننده منشور حقوق شهروندی بود؟

با توجه به مباحثی که مطرح شد، هدف از این هشدار، ترسیم مسیری روشن برای زندگی امروزین ما بر اساس سیره و سبک زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص) است. ایشان در طول حیات مبارک خود و حتی در آستانه رحلت، بارها و بارها بر لزوم تمسک به اهل بیت(ع) تأکید فرمودند. این تأکید، نشان‌دهنده یک سبک زندگی کامل است؛ بدین معنا که ارتباط با اهل بیت(ع)، دریچه‌ای به سوی تمام فضائل اخلاقی می‌گشاید، چراکه آن بزرگواران، تجسم عینی همه فضایل هستند. 

همانطور که در مثل معروف گفته می‌شود: «چو صد آید، نود هم پیش ماست»، وقتی انسان به اهل بیت(ع) متصل شود، زندگی‌اش رنگ و بوی اهل بیتی می‌گیرد و تمام ارزش‌هایی که یک مسلمان باید در زندگی فردی و اجتماعی خود رعایت کند، به‌صورت خودکار در او نهادینه می‌شود. اخلاق او، اهل‌بیتی خواهد شد. فلسفه این سفارش مؤکد، تغییر بنیادین سبک زندگی ماست.

در این زمینه، شعری از علامه طباطبایی (ره) بسیار گویا است که می‌فرمایند:

مهر خوبان، دل و دین از همه بی‌پروا برد

رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه

ذره‌ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

این ابیات به زیبایی نشان می‌دهد که محبت و عشق به اهل بیت(ع)، انسان را به سرچشمه خورشید حقیقت و مقصد نهایی خلقت می‌رساند. بنابراین، نخستین و مهم‌ترین نکته این است که همه ما تلاش کنیم زندگی‌مان حسینی باشد و با محبت اهل بیت(ع)، تمام وجودمان را نورانی کنیم.

نکته دوم، توجه به جایگاه صحیح دنیا در زندگی است. طبیعی است که انسان برای زندگی به مال، مقام و امکانات دنیوی نیاز دارد؛ اما مشکل اصلی، دنیازدگی و غفلت از خداست. تفاوت میان استفاده صحیح و خطرناک از دنیا را می‌توان با مثال زیبایی از مولانا توضیح داد. ایشان می‌فرمایند: «چیست دنیا از خدا غافل شدن/ نی قماش و نقره و میزان و زن/ آب در کشتی هلاک کشتی است/ آب اندر زیر کشتی، پشتی است». یعنی اگر آب (استعاره از مال و دنیا) در زیر کشتی باشد، آن را به حرکت درمی‌آورد و پشتیبانی می‌کند. شما برای انفاق، زکات، خمس، حج و انجام بسیاری از واجبات الهی به مال نیاز دارید. اما اگر همین آب وارد کشتی شود و تمام وجود انسان را احاطه کند، مایه هلاکت و انحراف خواهد شد. این انحراف را در طول تاریخ به وفور شاهد بوده‌ایم.

کاربرد این هشدارها در شرایط امروز جهان اسلام این است که اگر این دو خطر اصلی یعنی جدایی از اهل بیت(ع) و دنیاگرایی را در وضعیت کنونی کشورهای اسلامی بررسی کنیم، ریشه بسیاری از مشکلات امروز را درمی‌یابیم.

در سراسر جهان اسلام، شاهد دولت‌ها و کشورهایی هستیم که با وجود ادعای مسلمانی، دست در دست آمریکا و قدرت‌های استکباری گذاشته‌اند و در برابر ظلم‌های آشکار علیه امت اسلام، از جمله جنایات علیه مردم مظلوم غزه، یمن و حتی ایران که چندین جنگ تحمیلی و فشارهای بی‌سابقه را تجربه کرده، سکوت کرده‌اند. دولت‌های اسلامی نه تنها پیمان دوستی با ایران علیه دشمن مشترک نمی‌بندند، بلکه با همان ظالمان هم‌پیمان می‌شوند.

منشأ این نابسامانی، بی‌توجهی به دو دغدغه بزرگ پیامبر اعظم(ص) است. یکی انحراف از مسیر اهل بیت(ع) زیرا زمانی که دین بر اساس تفسیر غیراهل‌بیتی فهم شود، هر گروهی نسخه‌ای جداگانه ارائه می‌دهد و تشتت و پراکندگی در جهان اسلام پدیدار می‌شود. از گروه‌های افراطی نظیر داعش تا سایر جریانات، همگی نتیجه دوری از چشمه زلال ولایت و عترت هستند.

دوم چسبیدن به دنیا و هزینه‌ناپذیری است زیرا این دولت‌ها به دلیل ترس از به خطر افتادن منافع و جایگاه دنیوی خود، نه تنها هزینه دفاع از مظلوم را نمی‌پردازند، بلکه در برابر جلادان تاریخی نظیر آمریکا و اسرائیل نیز موضع‌گیری جدی ندارند و سکوت اختیار می‌کنند.

بنابرین مشکل بزرگ دنیای امروز از آنجا نشأت گرفته که به سفارش‌ها، نگرانی‌ها و دغدغه‌های پیامبر اکرم(ص) پس از رحلتشان، توجه کافی نشده است. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به سیره نبوی و تمسک به اهل بیت(ع) هستیم تا هم سبک زندگی فردی و هم سیاست‌های جمعی جهان اسلام، اصلاح شده و امت واحدی در برابر ظلم و ستم شکل گیرد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.