- بازخوانی رسالت خبرنگار تراز در جهاد تبیین
- آغاز چهلوچهارمین دوره مسابقات قرآن، عترت و نماز دانشآموزان مازندران در ساری
- مراسم «محرم و عاشورا در آینه اسناد وزارت امور خارجه»
- عکس | نشست صمیمانه جمعی از اصحاب رسانه با فرمانده سپاه الغدیر یزد
- محلهمحوری با محوریت مسجد و شورای فرهنگی محلات اجرایی شود
- ثبت هشتمین وقف جدید سال در جنوب شرق تهران
واکاوی دیدگاهها درباره هدف قیام و حضور خاندان امام حسین(ع) در کربلا
به گزارش ایکنا، زهرا کبیریپور؛ مدرس حوزه و دانشگاه و عضو انجمن تاریخپژوهان حوزه علمیه، 18 مردادماه در نشست علمی «گونهشناسی دیدگاهها درباره حضور خاندان امام حسین(ع) در کربلا» به ایراد سخن پرداخت که متن سخنان وی به شرح زیر است: در مورد واقعه عاشورا، در قرون گذشته مطالعات بسیاری پیرامون هدف قیام امام […]
به گزارش ایکنا، زهرا کبیریپور؛ مدرس حوزه و دانشگاه و عضو انجمن تاریخپژوهان حوزه علمیه، 18 مردادماه در نشست علمی «گونهشناسی دیدگاهها درباره حضور خاندان امام حسین(ع) در کربلا» به ایراد سخن پرداخت که متن سخنان وی به شرح زیر است:
در پاسخ به این پرسش، نظرات متفاوتی بیان شده است. برخی معتقدند که امام حسین(ع) از همان ابتدا با قصد تشکیل حکومت در کوفه، از مدینه خارج شدند. قائلان به این دیدگاه نیز خود به دو دسته تقسیم میشوند: گروهی بر این باورند که امام(ع) هنگام خروج از مدینه، علم به شهادت نداشتند و احتمال موفقیت بالایی برای تشکیل حکومت پیشبینی میکردند؛ در مقابل، گروهی دیگر معتقدند که ایشان علم به شهادت داشتند، اما برای احیای دین اقدام کردند (که البته قائلان به نظریه «احیای دین» نیز دیدگاههای متفاوتی دارند).
نظریه «هدف از قیام، تشکیل حکومت» در میان اهل سنت و شیعه قدمت دارد. در میان شیعیان، شخصیتهایی چون شیخ مفید و سید مرتضی به این موضوع پرداختهاند. در سنت نیز، «ابن جوزی» این مسئله را مورد توجه قرار داده و میگوید: «اهل عراق به امام حسین(ع) نامه نوشتند و اعلام کردند که طرفدار حکومت ایشان هستند و امام نیز چون حق حکومت را با خود میدیدند، این درخواست را پذیرفتند.» در واقع، در میان اهل سنت اختلافی درباره هدف امام حسین(ع) وجود ندارد و همگی هدف را تشکیل حکومت میدانند.
در دوران معاصر، مرحوم صالحی نجفآبادی (از شاگردان امام خمینی پیش از انقلاب) نیز به این نظریه پرداختند که امام حسین(ع) علم به شهادت نداشتند و در پی تشکیل حکومت بودند. از آنجا که در این دیدگاه، «علم امام» نفی شده است، نقدها و مطالب بسیاری در فضای حوزوی در رد این نظر نوشته شد. همچنین، شیخ مفید و سید مرتضی نیز تقریباً همین نظر را دارند که قصد امام تشکیل حکومت بوده و نمیتوان به علم ایشان به شهادت تصریح کرد.
تشکیل حکومت با علم به شهادت
نظریات مختلف در مورد اهداف شهادت امام حسین(ع)
برخی دیگر مطرح کردهاند که علت حضور خانواده در کنار امام(ع)، تداوم رسالت ایشان است؛ به این معنا که امام(ع) کاملاً علم به شهادت داشتند و از همین رو، خانواده را همراه کردند تا پس از شهادت ایشان، رسوایی بنیامیه را برملا سازند؛ هدفی که در سخنان امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) بهوضوح دیده میشود. در این راستا، به روایتی استناد شده است که طبق آن، پیامبر اکرم(ص) خوابی دیدند که در آن به ایشان گفته شد: «إنَّ اللهَ شاءَ أنْ یَراکَ قتیلاً» (خداوند خواست که تو را کشته ببیند). البته برخی این تحلیل را بیمنطق دانسته و روایت مذکور را رد میکنند، اما قائلان به نظریه «شهادت محض»، این روایت را میپذیرند.
در بحث هدف از قیام، دیدگاه دیگر «شهادت محض» است که خود به چندین تقسیم تقسیم میشود: شهادت سیاسی، شهادت فدیهای (یا قرائت مسیحیانه)، شهادت عرفانی و شهادت تکلیفی.
مشهورترین دیدگاه این است که امام(ع) به قصد شهادت قیام کردند تا با این اقدام، اسلام را نجات داده و احیا کنند و موجب رسوایی بنیامیه شوند. در تایید این نظر، استنادات متعددی ارائه شده است؛ برای نمونه، علامه شرفالدین موسوی در کتاب «المجالس الفاخره» ۳۵ دلیل، علامه سیدمحسن امین در «اعیان الشیعه» ۲۰ دلیل و آیتالله صافی ۳۳ دلیل برای اثبات شهادتطلبی امام(ع) آوردهاند.
این نظریه بهویژه در میان علمای متأخر طرفداران بسیاری دارد؛ شخصیتهایی چون شهید مطهری، آیتالله کمرهای، علامه مجلسی، دکتر شریعتی، سیدمحسن امین، آیتالله صافی و محمدجواد مغنیه از طرفداران دیدگاه «شهادت محض» هستند.
نوع دیگر شهادت، «شهادت فدیهای» است. این گروه معتقدند امام حسین(ع) شهید شدند تا شیعیان به شفاعت برسند؛ مشابه دیدگاه مسیحیان که باور دارند حضرت مسیح به صلیب کشیده شد تا مایهی شفاعت پیروانش باشد. همچنین برخی بر این باورند که امام(ع) کشته شدند تا مردم با گریه بر ایشان، گناهان خود را بریزند؛ دیدگاهی که در منابر و روضهها بسیار شنیده میشود و کسانی چون شریف طباطبایی، ملامهدی نراقی و ملا عبدالرحیم اصفهانی از طرفداران این نظر هستند.
شهادت عرفانی
نظریه دیگر، «شهادت عرفانی» است؛ بر اساس این دیدگاه، امام(ع) قیام کردند تا خود و یارانشان به مقام شهادت نائل شوند. در این تفسیر، محوریت با مفاهیمی چون مبارزه و قیام سیاسی نیست، بلکه میتوان آن را تفسیری «سیاستزدایانه» از واقعه عاشورا دانست. شخصیتهایی چون ابن طاووس، فاضل دربندی، صفی علیشاه و عمان سامانی قائل به این نظر بودهاند.
گونهای دیگر از این دیدگاه، «شهادت تکلیفی» است؛ شهادتی رمزآلود و مختص به امام(ع) که ماموریتی الهی برای ایشان بوده است. از نظر این گروه، این نوع شهادت الگویی برای حوادث دیگر نیست و تنها در حق امام حسین(ع) قابل توجیه است.
کسانی که به نظریه «شهادت عرفانی» باور دارند، در مورد همراهی خانواده چنین استدلال میکنند که اگر امام(ع) خانواده را همراه نمیبرد، آنان اسیر نمیشدند؛ اما همانگونه که اراده خداوند بر شهادت امام بود، اراده کرده بود که خانواده ایشان نیز اسیر شوند. بنابراین، پیروان این نظریه برای توجیه همراهی خانواده، به آن روایت مشهور استناد میکنند که این اقدام، در واقع انجام یک ماموریت الهی بوده است.
دیدگاه شهید مطهری
شهید مطهری که از طرفداران نظریه سیاسی است، در توجیه این مسئله میگوید: همانگونه که خداوند از ما خواسته است با وجود سختیها روزه بگیریم، در مورد امام حسین(ع) نیز شهادت ایشان و اسارت خانوادهشان را مقدر کرده است؛ در واقع، این امر تأکیدی بر مقام صبر و رضا امام حسین(ع) و خانواده گرامی ایشان است.
جلالالدین فارسی نیز در تبیین علت حضور خاندان امام(ع) معتقد است که امام برای دستیابی به شهادت، مسیر و نقشهای دقیق داشتند و حضور خانواده بخشی از این طراحی بود تا از این طریق، دین خدا حفظ شود.
از سوی دیگر، ابن طاووس در مورد علت همراهی خانواده میگوید اگر ایشان در مدینه میماندند، تحت فشار شدید حکومت یزید قرار میگرفتند و امام(ع) نیز از مسیر حرکت خود باز میماند (چرا که نگرانی از وضعیت آنان مانع از پیشروی ایشان میشد). همچنین آیتالله صافی معتقد است که انسان باید تا سرحد شهادت از دین دفاع کند، حتی اگر این مسیر منجر به کشته شدن او و اسارت خانوادهاش شود؛ امام حسین(ع) این مسیر را پیمودند و همین امر سبب رسوایی یزید گشت.
در نهایت، برخی از طرفداران نظریات «شهادت عرفانی» و دیدگاههای مشابه بر این باورند که اگر خانواده امام(ع) همراه ایشان نبودند، اصل شهادت امام به محاق میرفت و ابعاد این واقعه پنهان میماند؛ چرا که در آن صورت، دشمن میتوانست این حادثه را به «کشته شدن یک شورشی» تقلیل دهد. اما حضور اسرا در کنار سرهای شهدا، پرده از چهره پلید یزید برداشت و تداوم و امتداد نهضت حسینی(ع) با این حضور رقم خورد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.