امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 24 صفر 1448
شناسه خبر : 381274
  پرینت تاریخ انتشار : 08 آگوست 2026 - 12:09 | 4 بازدید

خبرنگاری؛ از رؤیا تا رسالت

به گمانم اولین مواجهه‌ام با خبر و خبرنگاری، به تماشای آیتم‌های خبری کامران نجف‌زاده در اخبار ۲۰:۳۰ برمی‌گردد؛ همان گزارش‌هایی که در دهه 80، جذاب‌ترین بخش اخبار را تشکیل می‌داد. آن روزها، به شوق دیدن همان روایت‌های خلاقانه، همراه بزرگترها پای اخبار می‌نشستم. با این حال، از ته دل مطمئن بودم که خبرنگاری قرار نیست […]

خبرنگاری؛ از رؤیا تا رسالت


خبرنگاریبه گمانم اولین مواجهه‌ام با خبر و خبرنگاری، به تماشای آیتم‌های خبری کامران نجف‌زاده در اخبار ۲۰:۳۰ برمی‌گردد؛ همان گزارش‌هایی که در دهه 80، جذاب‌ترین بخش اخبار را تشکیل می‌داد. آن روزها، به شوق دیدن همان روایت‌های خلاقانه، همراه بزرگترها پای اخبار می‌نشستم. با این حال، از ته دل مطمئن بودم که خبرنگاری قرار نیست رؤیای من باشد.

آن زمان، خبرنگاری برایم شبیه راهی بود که دویدن می‌خواست، بی‌قراری می‌خواست و دل‌سپردن به هزار جریان و اتفاق؛ تلاطمی که با جهان آرام کودکی‌ام نسبتی نداشت. نجف‌زاده را روی طاقچه ذهنم گذاشته بودم تا بدانم رؤیای من در سمت‌‌وسوی رسانه نیست. 

گویی زندگی همیشه به همان سمت می‌برد که خیال می‌کنی هرگز قرار نیست به آن برسی. دست‌کم برای من همیشه همین‌طور بوده است. سال‌ها بعد، اطلاعیه ثبت‌نام دوره آموزش خبرنگاری، مسیر زندگی‌ام را دستخوش تغییر کرد؛ کشش غریبی که من را به سوی خودش می‌خواند. آشنایی با مهرداد خورسندی، خبرنگار پیشکسوت و مدرس دلسوز این حوزه، جرقه علاقه‌‌مندی‌ام به خبرنگاری شد. کلاس‌های او فقط آموزش خبرنویسی نبود؛ دریچه‌ای تازه بود به دنیای روایت، دقت و مسئولیت.

قرار بود نفرات برگزیده دوره به خبرگزاری معرفی شوند تا قلم‌شان را در وادی خبر بیازمایند. از میان شرکت‌کننده‌ها، فقط یک نفر به میدان عمل رسید و همکاری با خبرگزاری ایکنا، سرآغاز فعالیت من در رسانه شد؛ مسیری که اکنون چند سال از آن می‌گذرد و اگرچه با عشق آمیخته است؛ اما فرازونشیب و دشواری‌های خودش را هم دارد. 

امروز اگر از من بپرسند خبرنگاری برایت چه معنایی دارد، می‌گویم پناهگاه. اغراق نیست اگر بگویم هر بار که از شلوغی زندگی به ستوه می‌آیم و خستگی مسئولیت بر دوشم سنگینی می‌کند، نفس‌کشیدن در اتمسفر خبر برایم گریزی می‌شود تا جانی تازه بگیرم. حق با شاعر است: «عشق یک شیشه انگور کنار افتاده‌ست/ که اگر کهنه شود، مست‌ترت خواهد کرد.» 

به‌مناسبت 17 مردادماه که روز خبرنگار نام‌گذاری شده است، پای صحبت سه تن از خبرنگاران نشستم تا اولین مواجهه‌شان با خبرنگاری و مسیری که آن‌ها را به این حرفه رساند، روایت کنند.

از نشریات دانشجویی تا خبرنگاری حرفه‌ای

خبرنگاری علاوه بر تجربه‌های حرفه‌ای، دوستی‌های عمیقی نیز برایم به دنبال داشته که از بهترین یادگارهای این مسیر است. مطهره‌سادات هاشمی فشارکی، خبرنگار خبرگزاری فارس، از جمله این دوستان است و نحوه ورودش به عرصه خبر را این‌گونه روایت می‌کند: فعالیت من در حوزه خبرنگاری از دوران دانشجویی آغاز شد. در آن زمان در کلاس‌های نویسندگی و مطبوعات ویژه نشریات دانشجویی شرکت می‌کردم و همزمان فعالیت خود را در نشریات دانشگاه آغاز کرده بودم.

به‌واسطه مطالبی که می‌نوشتم، به باشگاه خبرنگاران دانشجویی دانشگاه، «ایسکانیوز» معرفی شدم. این مجموعه با برگزاری دوره‌های آموزشی مختلف، زمینه آشنایی بیشتر ما با اصول خبرنگاری و فعالیت رسانه‌ای را فراهم کرد و به‌تدریج وارد فضای حرفه‌ای این حوزه شدم.

نخستین تجربه جدی من در خبرنگاری، مصاحبه با همسر و مادر شهید باباخانی بود. این گفت‌وگو به‌مناسبت بزرگداشت شهدای مدافع حرم انجام شد و پس از انتشار آن، انگیزه بیشتری برای ادامه فعالیت در این حرفه پیدا کردم. با نزدیک‌شدن به پایان دوران تحصیل، فراخوان جذب خبرنگار خبرگزاری فارس منتشر شد. رزومه‌ام را فرستادم و پس از دعوت به مصاحبه حضوری، فعالیت حرفه‌ای‌ام را در این خبرگزاری آغاز کردم.

با وجود تمام دشواری‌های این حرفه، از جمله درآمد اندک و سختی‌های کار، هیچ‌گاه انگیزه‌ام برای ادامه مسیر از بین نرفت؛ زیرا خبرنگاری شغلی بود که به آن علاقه داشتم و در آن احساس مفیدبودن می‌کردم. زمانی که مردم مشکلات خود را با من در میان می‌گذاشتند و انتظار داشتند از طریق رسانه پیگیر مطالباتشان باشم، مسئولیت سنگینی احساس می‌کردم. خوشبختانه پیگیری بعضی از این مسائل به نتیجه رسید و حل‌شدن چند مورد از مشکلات مردم، علاقه و انگیزه‌ام را برای ادامه فعالیت در عرصه خبری دوچندان کرد.

از انتخابی اتفاقی تا علاقه‌ای ماندگار

نرگس سلطانی، دوست دیگری است که فعالیتش در خبرگزاری ایسنا سرآغاز آشنایی ما بود. او ماجرای پیوندش با خبرنگاری را اين‌گونه توصيف می‌کند: مسیر ورود من به خبرنگاری، از ابتدا برنامه‌ریزی‌شده یا آگاهانه نبود. پیش از ورود به دانشگاه حتی نمی‌دانستم رشته‌ای با عنوان روزنامه‌نگاری وجود دارد. هنگام انتخاب رشته، بدون شناخت دقیق آن را انتخاب کردم و تصور روشنی از آینده این حرفه نداشتم.

نقطه آغاز فعالیت جدی من در دوران دانشگاه رقم خورد؛ زمانی که یکی از هم‌دانشگاهی‌هایم که در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل می‌کرد، همزمان در روزنامه دنیای اقتصاد مشغول به کار بود. او از من پرسید که آیا علاقه‌ای به فعالیت خبری دارم یا نه. در آن زمان هیچ شناختی از فضای خبرنگاری نداشتم. وقتی برای نخستین بار، نسخه‌ای از روزنامه را به من نشان داد و درباره فرآیند تهیه خبر، جمع‌آوری اطلاعات، گفت‌وگو با افراد و روایت یک رویداد توضیح داد، تازه متوجه شدم که خبرنگاری چیست و یک خبرنگار چگونه باید سراغ سوژه برود، سؤال بپرسد و روایتی دقیق و مستند از اتفاقات ارائه کند.

پس از کسب نخستین تجربه‌ها در روزنامه، یکی دیگر از دوستانم پیشنهاد داد فعالیت در خبرگزاری را نیز تجربه کنم. به این ترتیب، با خبرگزاری ایسنا آشنا شدم و از سال ۱۴۰۰ فعالیت حرفه‌ای خود را در این مجموعه آغاز کردم.

دوران حضور در خبرگزاری، مهم‌ترین بخش مسیر حرفه‌ای من بود، زیرا بسیاری از مهارت‌های اصلی خبرنگاری را در محیطی حرفه‌ای آموختم. در این دوره فهمیدم که خبرنگاری فقط به نوشتن محدود نمی‌شود، بلکه دقت، سرعت عمل، مسئولیت‌پذیری، شناخت مخاطب و ارائه اطلاعات صحیح و قابل اعتماد، از مهم‌ترین اصول این حرفه به‌شمار می‌رود.

در ادامه مسیر، فعالیت حرفه‌ای من به حوزه‌های دیگر نیز گسترش پیدا کرد و در کنار تجربه رسانه‌ای، با تولید محتوای سازمانی، ارتباطات و موضوعات تخصصی‌تر نیز آشنا شدم. با این حال، تجربه خبرنگاری همچنان ارزشمندترین بخش کارنامه حرفه‌ای من باقی مانده است.

اگر بخواهم دلیل علاقه‌ام به این حرفه را بیان کنم، باید بگویم خبرنگاری انتخاب اولیه من نبود، اما در طول مسیر به کاری تبدیل شد که به آن علاقه‌مند شدم. فرصت حضور در رویدادهایی که کمتر کسی امکان حضور در آن‌ها را دارد، آشنایی با افراد گوناگون، شنیدن روایت‌های متفاوت، یادگیری مداوم و تبدیل این تجربه‌ها به روایت‌هایی برای مخاطبان، از جذاب‌ترین ویژگی‌های این حرفه است؛ ویژگی‌هایی که همچنان خبرنگاری را برای من به حرفه‌ای الهام‌بخش و ارزشمند تبديل کرده است. 

خبرنگاری حرفه‌ای ارزشمند اما پرچالش است؛ حرفه‌ای که با وجود تمام سختی‌ها، به‌ویژه پایین‌بودن حق‌التحریر و دستمزد اندک برای تهیه و پوشش اخبار، همچنان نقش اساسی در ثبت و روایت واقعیت‌های جامعه ایفا می‌کند و شایسته توجه بیشتری است. 

عشقی که به رسالت تبدیل شد

زهرا گشول، خبرنگار خبرگزاری تسنیم نیز دوست رسانه‌ای دیگری است که نحوه ورودش به این حرفه را این‌طور بیان می‌کند: روز خبرنگار فرصتی است تا از مسیری بگویم که زندگی حرفه‌ای من را شکل داد؛ مسیری که شاید هیچ‌کس تصور نمی‌کرد از یک خاطره کودکی آغاز شود. من نخستین بار در شش‌سالگی مقابل دوربین خبرنگاری قرار گرفتم؛ تجربه‌ای که آن روز برای اطرافیان شاید فقط اتفاقی ساده بود، اما بعدها به نقطه آغاز مهم‌ترین مسیر زندگی‌ام تبدیل شد. پدرم همان روز با نگاهی سرشار از امید گفت: دوست دارم روزی تو هم روایتگر بی‌خوابی‌های این سرزمین باشی. آن جمله سال‌ها در ذهنم ماند، بی‌آنکه بدانم روزی به بزرگترین علاقه زندگی‌ام تبدیل خواهد شد.

در 12 سالگی، پدرم من را در دوره‌های آموزش خبرنگاری ثبت‌نام کرد. هرچند در آن سال‌ها بیشتر به درس و کتاب علاقه داشتم و هنوز خبرنگاری برایم جذابیتی نداشت، اما نخستین مأموریت خبری همه‌چیز را تغییر داد. مأموریتی در منطقه‌ای سردسیر، میان برف سنگین و هوای منفی چهار درجه؛ جایی که با خودم فکر می‌کردم این آخرین تجربه من در خبرنگاری خواهد بود و دیگر هرگز به این مسیر بازنمی‌گردم، اما چند ساعت بعد، همان گزارش از شبکه یک سیما و بخش خبری ساعت ۱۴ پخش شد.

شنیدن صدای خودم از تلویزیون، جرقه‌ای در وجودم ایجاد کرد که تا امروز خاموش نشده است. پس از آن، گزارش‌هایم از شبکه دو، شبکه خبر و شبکه اصفهان نیز روی آنتن رفت و به مرور، خبرنگاری از تجربه‌ای ساده به مهم‌ترین بخش زندگی‌ام تبدیل شد. اکنون اگر روزی را بدون تهیه خبر یا گزارش به پایان برسانم، احساس می‌کنم چیزی در زندگی‌ام کم است. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست، بلکه بخشی از هویت و زندگی‌ام شده است.

یکی از ماندگارترین خاطرات دوران کاری‌ام به روزهای جنگ برمی‌گردد؛ زمانی که برای تهیه گزارشی از فعالیت دستگاه‌های خدمات‌رسان، همراه پدرم در یکی از مراکز اصفهان حضور داشتیم. ناگهان آسمان با صدای انفجار و اصابت چندین موشک به لرزه درآمد. دود، ترکش و اضطراب همه‌جا را فرا گرفته بود. در آن لحظه، قلبم از شدت ترس به تپش افتاده بود، اما پدرم با آرامشی مثال‌زدنی حتی یک قدم از پشت دوربین عقب ننشست و ثبت صحنه‌ها را ادامه داد. دیدن استواری او به من نیز آرامش و جسارت داد و توانستم مأموریت خبری‌ام را ادامه دهم. همان روز بود که بیش از هر زمان دیگری فهمیدم خبرنگاری فقط یک حرفه نیست؛ رسالتی است برای روایت حقیقت، حتی در دشوارترین و خطرناک‌ترین شرایط.

هرچه زمان می‌گذرد، بیشتر باور می‌کنم که اگر امروز در این مسیر مانده‌ام، بخش بزرگی از آن را مدیون حمایت و همراهی پدرم هستم. او به من آموخت که سخت‌ترین لحظه‌ها می‌توانند به پرافتخارترین خاطرات زندگی تبدیل شوند، اگر عشق، ایمان و مسئولیت‌پذیری همراه انسان باشد.

خبرنگاری بی‌تردید حرفه‌ای سخت و پرخطر است، اما عشق به حقیقت، توان ادامه مسیر را به خبرنگار می‌بخشد. خبرنگاران صدای مردمی هستند که شاید فرصت شنیده‌شدن نداشته باشند؛ با قلم، دوربین و میکروفون تلاش می‌کنند واقعیت را روایت کنند و چراغی را روشن نگه دارند، حتی در سخت‌ترین شرایط.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.