جهان تشنه حقوق بشر اسلامی
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری از حقوق بشر سخن میگوید، اما شاید هیچگاه تا این اندازه با بحران اعتماد به این مفهوم روبهرو نبوده است. تصاویر کودکان زیر آوار، بیمارستانهای ویران، محاصره ملتها، تحریمهای فلجکننده و سکوت نهادهای مدعی دفاع از انسان، این پرسش را به میان آورده که آیا حقوق بشر اصلی […]
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری از حقوق بشر سخن میگوید، اما شاید هیچگاه تا این اندازه با بحران اعتماد به این مفهوم روبهرو نبوده است. تصاویر کودکان زیر آوار، بیمارستانهای ویران، محاصره ملتها، تحریمهای فلجکننده و سکوت نهادهای مدعی دفاع از انسان، این پرسش را به میان آورده که آیا حقوق بشر اصلی جهانشمول است یا ابزاری در خدمت قدرت؟
روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی، فرصتی برای طرح دوباره همین پرسش است؛ پرسشی که پاسخ به آن فقط در مقایسه دو نظام حقوقی خلاصه نمیشود، بلکه به دو نوع نگاه متفاوت به انسان بازمیگردد. یک نگاه، انسان را محور همهچیز میداند، اما در عمل، کرامت او را تابع منافع سیاسی و اقتصادی قدرتها میکند. نگاه دیگر، کرامت انسان را موهبتی الهی میداند که هیچ دولت، سازمان یا قدرتی حق سلب یا معامله بر سر آن را ندارد.
بزرگترین آسیب گفتمان رایج حقوق بشر، نه در متن اسناد بینالمللی، بلکه در شیوه اجرای آنهاست؛ آنجا که حقوق بشر برای بعضی از کشورها به مطالبهای جدی تبدیل میشود، اما در برابر جنایتهای آشکار، زبان مدعیان به سکوت میگراید. این استانداردهای دوگانه، سرمایه اجتماعی و اخلاقی نهادهای بینالمللی را به شدت کاهش داده و این تصور را تقویت کرده است که حقوق بشر، بیش از آنکه معیار عدالت باشد، گاه به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، حقوق بشر اسلامی میتواند صرفاً بهمثابه یک نقد مطرح نباشد، بلکه همچون اصلی مورد نیاز نیز دیده شود؛ اصلی که محور آن کرامت ذاتی انسان است. در منطق اسلام، انسان پیش از آنکه شهروند یک کشور یا عضو جامعهای باشد، مخلوق خداوند است و همین حقیقت، منشأ حقوق اوست. از اینرو، هیچ تفاوتی میان جان یک انسان در شرق یا غرب و مسلمان یا غیرمسلمان وجود ندارد و ظلم در هر لباس و با هر توجیهی، محکوم است.
نکته مهم دیگر آن است که حقوق بشر اسلامی میان حق و مسئولیت جدایی قائل نیست. در حالیکه بسیاری از چالشهای امروز جهان، از تفسیرهای افراطی از آزادی ناشی میشود، اندیشه اسلامی تأکید دارد که آزادی بدون مسئولیت، به تضییع حقوق دیگران خواهد انجامید. از همینرو، حق حیات، حق امنیت، حق خانواده، حق عدالت، حق برخورداری از حیثیت انسانی و حق زندگی شرافتمندانه، همگی در کنار تکالیف فردی و اجتماعی معنا پیدا میکنند.
البته دفاع از حقوق بشر اسلامی به معنای نادیدهگرفتن ضعفها و کاستیهای جوامع اسلامی نیست. میان آموزههای اسلام و عملکرد بعضی از دولتها باید تفکیک قائل شد. همانگونه که رفتار بعضی از قدرتهای غربی را نمیتوان معیار ارزشهای انسانی دانست، کاستیهای موجود در بعضی از کشورهای اسلامی نیز نباید به پای مبانی اسلام نوشته شود. آنچه اهمیت دارد، ظرفیتهای نظری این مکتب برای ارائه الگویی عادلانهتر از حقوق بشر است.
امروز جهان بیش از هر زمان دیگری به گفتوگویی صادقانه درباره مفهوم کرامت انسانی نیاز دارد؛ گفتوگویی که از انحصار قدرتهای سیاسی خارج شود و به همه فرهنگها و تمدنها فرصت ارائه دیدگاه بدهد. حقوق بشر، اگر واقعاً جهانی است، باید صدای همه سنتهای فکری را بشنود، نه اینکه فقط یک روایت را معیار حقیقت بداند.
روز حقوق بشر اسلامی یادآور ضرورتی برای بازگشت به اصل انسان است، نه استفاده ابزاری از نام او. اگر کرامت انسان فارغ از دین، نژاد، ملیت و جغرافیا، معیار قضاوت قرار گیرد، دیگر نمیتوان میان قربانیان تبعیض قائل شد و دیگر سکوت در برابر رنج ملتها، با هیچ بیانیه و شعاری قابل توجیه نخواهد بود.
مهمترین رسالت این روز، دعوت به بازنگری در معنای واقعی حقوق بشر است؛ اینکه معیار ارزش انسان، قدرت و ثروت نباشد، بلکه همان کرامتی باشد که خداوند برای همه انسانها قرار داده است. فقط در چنین صورتی است که حقوق بشر از ابزاری سیاسی به حقیقتی انسانی تبدیل خواهد شد؛ حقیقتی که جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

