حرکت امام حسین(ع) دفاعی بود یا ایجابی
به گزارش ایکنا، محمد اسفندیاری، پژوهشگر و نویسنده «کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)»، 12 مردادماه در دومین جلسه از سلسله جلسات امام حسینشناسی که از سوی مؤسسه پرسمان برگزار شد، به تبیین سه نظریه در مورد هدف امام حسین(ع) و نقد آن پرداخت. متن سخنان اسفندیاری به شرح زیر است: در جلسه گذشته به ذکر چند نظریه […]
به گزارش ایکنا، محمد اسفندیاری، پژوهشگر و نویسنده «کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)»، 12 مردادماه در دومین جلسه از سلسله جلسات امام حسینشناسی که از سوی مؤسسه پرسمان برگزار شد، به تبیین سه نظریه در مورد هدف امام حسین(ع) و نقد آن پرداخت.
متن سخنان اسفندیاری به شرح زیر است:
در جلسه گذشته به ذکر چند نظریه در مورد دلایل حرکت امام حسین(ع) از مدینه به سمت کوفه اشاره شد که یکی از آنها امتناع از بیعت است یا دفاع، یعنی حرکت امام از مدینه به سمت کوفه به قصد قیام و جهاد با دشمن نبود بلکه امام(ع) قصد داشت بیعت نکند و آنان قصد داشتند ایشان را بکشند لذا امام یک حرکت کاملاً دفاعی کرد.
معتقدین به این نظریه قائل به نهضت و قیام و انقلاب و حماسه برای حرکت امام حسین(ع) نیستند؛ این عده، هدف سلبی قائل هستند و نه ایجابی، یعنی امام قصد داشت مبارزه منفی کند و نه مثبت؛ در توجیه چرایی این کار هم گفته میشود امام(ع) چون عده و عده نداشت، دنبال عدم بیعت و حفظ جان بود.
این نظریه همه حقیقت را در خود ندارد و تحلیلی ناقص از حرکت امام(ع) است که ایراداتی دارد. گرچه هدف امام حسین(ع) وقتی از مدینه حرکت کرد و به مکه رفت، عدم بیعت بود ولی اگر ایشان قصد داشت فقط دفاع کند، باید اماننامه حاکم مکه را میپذیرفت. عمرو بن سعید، حاکم مکه بود و وقتی دید امام قصد دارد از طرف مکه به سمت کوفه برود، اماننامه نوشت و عبدالله بن جعفر را هم واسطه قرار داد و از امام خواست شما به سمت کوفه نروید و من به شما امان میدهم و از صله من هم برخوردار خواهی شد.
نظریه فرار از بیعت
امام اگر فقط قصد دفاع و فرار از بیعت را داشت، این اماننامه و صله را میپذیرفت و اگر اعتمادی هم به این اماننامه نداشت، میفرمود که من اعتمادی به شما ندارم حال که امام چنین چیزی نفرمود. اشکال دیگر بر این نظریه، آن است که طبق چیزی که در کتاب فتوح ابن اعثم آمده است، عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زینب(س) وقتی دید که امام قصد رفتن به سمت کوفه را دارد، نامه به امام(ع) نوشت و گفت: تو را به خدا سوگند میدهم از مکه خارج نشو، من از یزید و همه بنیامیه برای جان، مال و فرزندان و خاندان تو اماننامه خواهم گرفت ولی امام(ع) به این اماننامهها وقعی نگذاشت.
شاهد دیگر این است که وقتی امام(ع) قصد داشت از مکه به سمت کوفه برود، عبدالله بن عباس با او مخالفت کرد امام حسین(ع) نامههای کوفیان را به وی نشان داد و گفت بر من تکلیف و واجب شده است که به سمت کوفه بروم. همچنین هنگامی که امام(ع) با حر برخورد کرد، خطبهای خطاب به اصحاب خود و حر فرمود: من رای سلطان جائرا فلم یغیر علیه…؛ هر کسی سلطان جائری را ببیند و با قول و فعلش به او اعتراض نکند، بر خدا لازم میشود که این فرد را با همان سلطان جائر محشور کند و من سزاوارترین فرد به اعتراض هستم؛ پس هدف امام(ع) ایجابی بود و نه سلبی و نجات جان. همچنین فرمودند: آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل هم پرهیز نمیشود؟ لذا سزاوار است انسان بمیرد. من زندگی با ظالمان را جز ننگ و ذلت نمیدانم.
اشکال دیگر به این نظریه، این است که اگر امام فقط قصد دفاع از جانش را داشت، باید به سمت کوفه نمیرفت که آتشفشان حوادث بود و باید به سمت یمن میرفت که برخی چنین پیشنهاداتی داشتند، همچنین محمدبن حنفیه گفته بود به کوهها پناه ببرید.
نظریه حکومت _ شهادت
نظریه دوم درباره حرکت حضرت، نظریه حکومت _ شهادت است که شیخ جعفر شوشتری قائل به این نظر است؛ او معتقد بود که امام(ع) دو جهاد داشت؛ عام و خاص که عام به معنای پیروزی و خاص هم شهادت است؛ امام(ع) ابتدا قصدش پیروزی عام بود تا اینکه به کربلا رسید؛ در آنجا حبیب بن مظاهر را فرستاد تا لشکریانی تهیه کند و مأیوس شد و برنامه امام به سمت شهادت تغییر کرد. این نظر یعنی امام دنبال تشکیل حکومت در کوفه بود ولی وقتی خبر شهادت مسلم آمد، متوجه شدند که امکان پیروزی محال است لذا قصد شهادت کردند. برخی میگویند امام تا وقتی به سپاه حر برخورد کرد، امید به پیروزی داشت ولی بعد از آن نومید شد. مراد از حکومت هم عهدهدارشدن امامت شیعیان در کوفه بود که مطابق با درخواست شیعیان این شهر هم بود.
نظریه جهاد شهادتآمیز یا جهاد متعبدانه و صابرانه
نظریه سوم، جهاد شهادتآمیز یا جهاد متعبدانه و صابرانه است که شیخ طوسی این نظر را دارد؛ او میگوید امام حسین(ع) هدفش جهاد در راه خدا بود و نه شهادت ولی مطلع بود حتماً کشته خواهد شد زیرا در اخبار قبل هم نقل شده بود. امام(ع) مکلف به جهاد بود و نه شهادت و او استقبال از شهادت را مذموم میداند ولی میدانست پایان این جهاد، شهادت است.
نظر شیخ طوسی درباره شهادت امام حسین(ع)
شیخ طوسی در چند کتاب در مورد امام حسین(ع) بحث کرده از جمله در تلخیص الشافی، التبیان و تمهیدالاصول که نظر قطعی وی در تمهید بیان شده است؛ این نظریه از نظریاتی است که خوشایند خیلی از افراد بوده و رایج خواهد شد و اگر تاکنون چنین اقبالی نداشته است، افراد مطلع نبودند به خصوص اینکه نمیدانستند شیخ طوسی این نظر را دارد.
منتقدان این نظر معتقدند که امام(ع) نمیدانست که حتماً در این نهضت به شهادت خواهد رسید و برخی دیگر هم میگویند امام حسین(ع) مأمور به شهادت بود و باید کشته میشد تا مشروعیت امویان را سلب و حقانیت خود را اثبات کند که فعلاً از نقد این نظریه عبور میکنم.
نظریه سوم، شهادت عرفانی است؛ این نظریه تفسیر غیر اجتماعی و غیر سیاسی از امام(ع) است که ابن طاووس قائل به این نظر است؛ او میگوید امام(ع) دست به شهادت زد تا به درجات معنوی برسد.
این نظر که امام حسین(ع) قیام استشهادی کرد با وجود اینکه امروزه بسیار شایع است در گذشته قولی شاذ بود و اولین فردی که آن را مطرح کرده است سیدابن طاووس بوده است؛ او شهادت امام را عرفانی تفسیر کرده است و اصلاً هدف از حرکت امام(ع) را شهادت میداند.
در پایان لازم است تذکر بدهم که ببینید چقدر تضاد و تعارض در این نظریات سهگانه وجود دارد؛ یکی هدف امام را شهادت ذکر میکند و دیگری معتقد است که امام قصد حکومت داشت و چون موفق نشد باید راه را ادامه میداد لذا به شهادت رسید.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

