امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 18 صفر 1448
شناسه خبر : 379603
  پرینت تاریخ انتشار : 02 آگوست 2026 - 16:09 | 2 بازدید

گناه؛ راهی به سوی بی‌راهه

به گزارش ایکنا از اصفهان، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله‌ العظمی مظاهری به‌مناسبت ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع)، درس اخلاق معظم‌‌ له با موضوع «۱۰ حدیث نورانی از امام حسین(ع)» را منتشر می‌کند که در سایت خبرگزاری ایکنا بازنشر می‌شود. «أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم […]

گناه؛ راهی به سوی بی‌راهه


آیت‌الله‌العظمی مظاهریبه گزارش ایکنا از اصفهان، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله‌ العظمی مظاهری به‌مناسبت ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع)، درس اخلاق معظم‌‌ له با موضوع «۱۰ حدیث نورانی از امام حسین(ع)» را منتشر می‌کند که در سایت خبرگزاری ایکنا بازنشر می‌شود.

«أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلّی‌ الله‌ علیه‌ و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

روایتی از امام حسین(ع) وارد شده که روایت بالایی است. شخصی خدمت امام حسین(ع) نوشت: «عِظْنِي بِحَرْفَيْنِ»؛ ‌آقا سرمشقی در زندگی به من بده. گفتار مفصل نباشد و کوتاه باشد و اگر بخواهیم در زبان فارسی بریزیم، آمده بود تا دستور یا سرمشقی از امام حسین(ع) بگیرد. امام حسین(ع) نیز سرمشقی در زندگی به او دادند و فرمودند: «مَنْ حَاوَلَ‏ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ؛ هر كه با گناه‌كردن چيزی به دست آورد، به آنچه اميد بسته، به‌سرعت از دست برود و از آنچه گريزان است، در چنگ او گرفتار آيد.» (الکافی، ج 2، ص 373)


بیشتر بخوانید:


اگر کسی از راه گناه بخواهد مطلوب خودش را به دست بیاورد، دوان‌دوان به ضد مطلوب رفته و از آنچه می‌ترسیده، به سرش آمده است. مثلاً می‌خواسته شهرت پیدا کند، اما از راه گناه. اگر این شهرت را هم به دست بیاورد، ریشه‌دار و عاقبت‌به‌خیر نیست. یا می‌خواسته تأمین آتیه کند برای اولادش، آن‌گاه برعکس می‌شود و فقر و نکبت برای اولادش تحصیل کرده است. می‌خواسته از راه گناه عاقبت‌به‌خیر شود، اما عاقبت‌به‌شر می‌شود.

هرکه از راه گناه بخواهد به جایی برسد، حتماً نمی‌شود. نشدن آن هم به‌دلیل این است که راه،‌ بی‌راهه است و معلوم است اگر کسی بخواهد از بی‌راهه به مطلوب برسد، حتماً نمی‌شود. به تجربه هم اثبات شده که چنین است. ممکن است کسی از راه گناه، زرق‌وبرقی در زندگی‌اش پیدا شود؛ یعنی زرق‌وبرقی به اینکه به مطلوب رسیده، اما این ریشه‌دار نیست و عاقبت‌به‌خیر نیست و علاوه بر اینکه او را جهنمی می‌کند، در دنیایش هم نمی‌تواند از راه گناه به مقصود و مطلوب برسد. «مَنْ حَاوَلَ‏ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ»؛ از آنچه امید دارد، حتماً امیدش ناامید می‌شود و از آنچه می‌ترسیده، دوان‌دوان به سوی آن خواهد رفت.

من به تجربه برایم اثبات شده است و دیگران هم می‌گویند، به تجربه برای ما اثبات شده است که از راه گناه، کسی نمی‌تواند به جایی برسد. اگر می‌خواهد آبرو کسب کند، طوری می‌شود که بخواهد یا نخواهد، بی‌آبرو می‌شود. اگر بخواهد مال‌دار شود، بالاخره بی‌مال می‌شود. بالاخره اگر بخواهد کسب منفعت کند، کسب ضرر کرده است و از آنچه می‌ترسد، به سرش خواهد آمد. این به تجربه هم اثبات شده است. انسان وقتی در تاریخ برود، می‌بیند به راستی چنین است. نمی‌شود کسی بی‌راهه برود و در راه مستقیم نباشد، اما به مطلوب برسد. کسی از راهی که شرع‌پسند و عقلاپسند نیست، برود و به مقصود و مطلوب برسد. هرکه رفته، به مقصود نرسیده است. حال تفاوتی هم ندارد که این گناه چه باشد.

از باب مثال، این قضیه حضرت آدم است و قرآن همین سرمشق امام حسین(ع) را به ما گوشزد می‌کند. اینکه شیطان، حوا و حضرت آدم را گول زد و از راه غیرمتعارف رفتند که مخلد در این بهشت باشند و ناگهان اراده حق آن باغ بهشتی را نابود کرد و حوا روی کوه مروه و حضرت آدم روی کوه صفا و جدا از هم در آن بیابان بی‌آب‌وعلف بودند. حال چطور فریب داده شدند و حضرت آدم چطور فریب خورده، ما نمی‌توانیم تفسیر کنیم، اما می‌دانیم کاری کرده که به مقام شامخ حضرت آدم نمی‌خورده و نتوانسته از امتحان خوب بیرون بیاید؛ «وَ عَصىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوىٰ؛ و اين‌گونه‏ آدم به پروردگار خود عصيان ورزيد و بی‌راهه رفت.» (سوره طه، آیه 121)

قرآن می‌گوید «فَغَوىٰ» به‌دلیل این است که از راه غیرمتعارف بود. خیال می‌کردند همیشه در بهشت نیستند و می‌خواستند از راه غیرمتعارف همیشه در بهشت باشند؛‌ اما ««مَنْ حَاوَلَ‏ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ»، از آنچه می‌ترسیدند، به سرشان آمد و دوان‌دوان به ضد مطلوب رفتند. البته می‌فهمیم که پروردگار عالم باغی برای این‌ها ایجاد کرده که هرچه می‌خواستند، در این باغ بوده است و ظاهراً لطف خدا اقتضا می‌کرده که این‌ها همیشه در این باغ باشند، اما به آن‌ها گفته بودند از یک درخت نخورید؛ ولی این‌ها چه شد که گول خوردند و از این درخت خوردند، برای اینکه همیشه در باغ بمانند، اما شاید نصف روز طول نکشید که همه نعمت‌ها به همه ذلت‌ها تبدیل شد. آمدن در این دنیا با زحمت‌ها و مشقت‌ها.

از قرآن تا این اندازه می‌توانیم استفاده کنیم که «مَنْ حَاوَلَ‏ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ»، اما همه آیات حضرت آدم از متشابهات است و هیچ‌کس نمی‌تواند معنا کند. هرکسی وارد شده و معنا کرده، باز هم نتوانسته شبهات را حل کند. آنچه مربوط به بحث ماست، این است که این‌ها می‌خواستند از راه غیرمتعارف به جایی برسند و در نعمت و رفاه باشند؛ اما چون راه غیرمتعارف بود، به ذلت و بدبختی و «فَغَوىٰ» منجر شد: «وَ عَصىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوىٰ.» این راجع به این است که راه غیرمتعارف باشد. هرچه باشد، اگر غیرمتعارف باشد، نمی‌شود، چه رسد به اینکه گناه باشد.

عاقبت قلبی که برای شیطان باز باشد

عمر سعد، ‌امام حسین(ع) را خوب می‌شناخت و به امامتش یقین داشت، اما به‌دلیل شهرت و ریاست تصمیم گرفت امام حسین(ع) را بکشد. می‌گویند از اول شب تا صبح هم درباره این فکر می‌کرد و بالاخره اول اذان صبح فکر شیطانی او رسید به اینجا که به کربلا می‌رویم و حسین(ع) را می‌کشیم و بعد توبه می‌کنیم. معمولاً «أَلْقَى اَلشَّيْطٰانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ؛ شيطان در تلاوتش القاى شبهه‏ مى‏‌كرد.» (سوره حج، آیه 52) اگر دهان و قلب کسی برای شیطان باز باشد، تخیل‌ها و توهم‌های شیطان هم زیاد است و هرکسی به فراخور حالش.

بالاخره تصمیم گرفت از راه گناه به ریاست و پول برسد. به کربلا آمد و خیلی داغ عمل کرد. حتی بعضی چیزهایی که به او نگفته بودند، انجام داد، اما نمی‌دانست که رو به بدبختی می‌رود. قضیه کربلا تمام شد و می‌خواست به تهران بیاید و آنجا حکومت ری را بگیرد. به ابن‌زیاد گفت، حکومت را بنویس، به من بده و اجازه بده من بروم. ابن‌زیاد به او گفت، من شنیدم تو در کربلا با حسین(ع) جلسات خصوصی داشتی. عمر گفت خواه داشته باشم یا نداشته باشم. تو می‌خواستی من حسین(ع) را بگیرم و بچه‌هایش را اسیر کنم و من هم حسین(ع) و مردانشان را کشتم و بچه‌هایشان را اسیر کردم و به شام رفتند و قضیه تمام شد.

آن‌گاه جر و بحث شروع شد و همین‌جا بود که بیچاره شد. ابن‌زیاد گفت این حکومت‌نامه را بده و گرفت و پاره کرد و مقابلش انداخت. بنا کرد داد بزند و بگوید «خَسِرَ اَلدُّنْيٰا وَ اَلْآخِرَةَ ذٰلِكَ هُوَ اَلْخُسْرٰانُ اَلْمُبِينُ؛ دنیا و آخرت را از دست داده‌اند و این است همان زیان آشکار.» (سوره حج، آیه 11) کم‌کم دیوانه شد و در کوچه می‌آمد،‌ بچه‌ها سنگش می‌زدند و مردها سر به سر او می‌گذاشتند. در خانه هم که زنش خواهر مختار بود و با او بد بود و به او زخم زبان می‌زد و مسخره‌اش می‌کرد. بنابراین، رختخوابش هم پهن بود و همیشه در رختخواب بود. همین‌طور بود تا آنکه مختار آمد و دل شیعه را خنک کرد. مختار انصافاً خیلی کار کرد و دل شیعه را خنک کرد، اما این عمر سعد خاری در چشمش بود و نمی‌دانست با او چه کند. برای اینکه به زور امان‌نامه‌ای برایش نوشته بودند که عمر سعد در امان است: «إلا أن تحدث حدثا.»

بالاخره یک روز تصمیم گرفت او را نابود کند. دو تا از افسرهای رشیدش را فرستاد و گفت سر او را بیاورید. آمدند و دیدند در رختخواب خوابیده است. گفتند امیر تو را می‌خواهد. گفت من امان‌نامه دارم. گفتند امان‌نامه را بده و وقتی امان‌نامه را گرفتند، دیدند در آن نوشته، این در امان است، «إلا أن تحدث حدثا.» یکی از آن‌ها گفت این دو معنا دارد؛ «إلا أن تحدث حدثا» یعنی تا وقتی وضو یا غسل باطل نشده باشد. معنای دیگر هم این است که تا دسته گلی به آب نداده باشی. عمر گفت معنای اول که درست نیست و تا این را گفت، سرش را بریدند. بالاخره سر را در مقابل مختار آوردند. مختار هم این‌ها را گفت که امام حسین(ع) فرمودند. (بحارالانوار، ج 45، ص 377) بالاخره سخن امام حسین(ع) که فرموده‌ بودند: «مَنْ حَاوَلَ‏ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ» محقق شد.

شما اگر در تاریخ بروید، با این عینکی که امام حسین(ع) داده است، بسیاری از این نمونه‌ها پیدا می‌کنید. شما اگر در زندگی مردم بروید، ولو از راه گناه هم نباشد، بلکه از راه غیرمتعارف باشد، می‌بینیم که به راستی به اینجا می‌رسد که امام حسین(ع) گفته است: «مَنْ حَاوَلَ‏ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ.»

تقاضا دارم این روایت شریف امام حسین(ع) را برای خودتان الگو کنید و در زندگی‌تان صفا، صداقت و صمیمیت باشد و غیر از این راه نیست. اگر بی‌راهه رفتید، ولو با کلاه شرعی، این صفا، صداقت و صمیمیت نیست و حتماً زمین می‌خورید.

و صلّی‌ الله علی محمّد وَ آل محمّد.»

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.