- چرایی ناکامی سینما و تلویزیون در بازنمایی هنری اربعین
- ظرفیت داستانهای تمثیلی سهروردی برای فلسفهورزی با کودکان
- اربعین؛ قدرت نرم جهان اسلام برای تشکیل تمدن مهدوی است
- بازتعریف کارکرد عزاداری بهمثابه جهاد اکبر در اندیشه شیعه
- از خودباوری علمی تا مدیریت جهادی؛ مأموریت جدید جهاددانشگاهی در مسیر پیشرفت کشور چیست
- واکنش شورای عالی فتوای فلسطین به آتشزدن مساجد
چرایی ناکامی سینما و تلویزیون در بازنمایی هنری اربعین
محمدصادق دهنادی، استاد دانشگاه، پژوهشگر فرهنگ و رسانه و نویسنده در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه مهمترین مانع تولید آثار ماندگار درباره اربعین، نبود نگاه اصیل و تجربه زیسته در میان بخشی از فیلمسازان و سیاستگذاران فرهنگی است، اظهار کرد: اگرچه راهپیمایی اربعین امروز بزرگترین اجتماع دینی جهان به شمار میرود، اما سینما و […]
محمدصادق دهنادی، استاد دانشگاه، پژوهشگر فرهنگ و رسانه و نویسنده در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه مهمترین مانع تولید آثار ماندگار درباره اربعین، نبود نگاه اصیل و تجربه زیسته در میان بخشی از فیلمسازان و سیاستگذاران فرهنگی است، اظهار کرد: اگرچه راهپیمایی اربعین امروز بزرگترین اجتماع دینی جهان به شمار میرود، اما سینما و تلویزیون ایران هنوز نتوانستهاند تصویری درخور از این پدیده عظیم ارائه کنند؛ موضوعی که ریشه آن را باید در نوع مواجهه هنرمندان، مدیران فرهنگی و سازوکار تولید آثار هنری جستوجو کرد.
وی با بیان اینکه اربعین از دو جبهه مختلف در معرض آسیب قرار گرفته است، افزود: نخستین جریان، بخشی از فضای روشنفکری هنر و سینماست که اساسا نسبت به پدیدههای دینی نگاهی همدلانه ندارد و به همین دلیل نیز کمتر حاضر میشود به این موضوع نزدیک شود. از سوی دیگر، جریان تولیدات سفارشی قرار دارد که با وجود نیتهای مثبت، به دلیل فقدان نگاه هنری و تجربه واقعی، نتوانسته است آثار ماندگاری خلق کند. حاصل این دو رویکرد آن شده که با وجود عظمت اربعین، سهم آن در سینما و سریالهای ایرانی بسیار اندک و گاه غیرقابل دفاع باشد.
دهنادی با اشاره به ویژگیهای منحصربهفرد راهپیمایی اربعین گفت: هنرمندی که بخواهد درباره چنین رویدادی اثر خلق کند، ابتدا باید عظمت آن را بپذیرد و آن را درک کند. اربعین صرفا یک مراسم مذهبی نیست، بلکه نمونهای کمنظیر از شکلگیری جامعهای مبتنی بر همدلی، ایثار، برادری و مشارکت مردمی است. سالانه میلیونها نفر از کشورهای مختلف بدون آنکه مناسبات اقتصادی رایج بر روابط آنان حاکم باشد، در کنار یکدیگر زندگی میکنند، از یکدیگر پذیرایی میکنند و شبکهای گسترده از خدمترسانی مردمی را شکل میدهند. این اتفاق در جهان امروز کمنظیر است و حتی بسیاری از آرمانهایی که مکاتب مختلف اجتماعی و سیاسی در طول دههها درباره آن سخن گفتهاند، در این اجتماع عظیم جلوهای عینی پیدا میکند.
وی ادامه داد: اگر چنین پدیدهای در کشوری برخوردار از ثروتهای عظیم اقتصادی شکل میگرفت، شاید برخی آن را به امکانات مالی نسبت میدادند، اما بخش قابل توجهی از این حرکت در مناطقی رقم میخورد که مردم آن از نظر اقتصادی نیز با محدودیتهای فراوانی روبهرو هستند. همین مسئله نشان میدهد انگیزه اصلی خدمترسانی، ایمان، محبت و باورهای دینی است؛ موضوعی که برای برخی جریانهای فکری که همواره تلاش کردهاند دین را صرفا امری فردی یا غیرکارآمد معرفی کنند، قابل پذیرش نیست. به همین دلیل نیز بخشی از جریان روشنفکری هنر ترجیح میدهد یا این واقعیت را نادیده بگیرد یا تصویری ناقص و غیرواقعی از آن ارائه کند.
این پژوهشگر حوزه رسانه و هنر با انتقاد از شیوه تولید آثار سفارشی درباره اربعین اظهار کرد: آسیب دوم زمانی شکل میگیرد که نهادهای فرهنگی برای جبران این خلأ، صرفا به تولیدات سفارشی روی میآورند. در چنین شرایطی، گاهی به جای آنکه هنرمند دغدغهمند فرصت تجربه و اندیشیدن پیدا کند، پروژه به افرادی واگذار میشود که تنها انگیزه آنان انجام یک سفارش اداری است. طبیعی است محصول چنین فرایندی نمیتواند اثری تأثیرگذار و ماندگار باشد، زیرا هنر پیش از آنکه حاصل بودجه و دستور باشد، نتیجه باور، تجربه و خلاقیت هنرمند است.
وی افزود: نمونههای فراوانی از این رویکرد را در سالهای گذشته دیدهایم؛ برنامههایی که صرفا برای پر کردن جدول پخش تولید شدهاند و در آنها دوربین مقابل یکی از اماکن مقدس مستقر میشود، مجری به بیان چند جمله کلیشهای میپردازد و تلاش میشود با ایجاد فضای احساسی، مفهوم اربعین منتقل شود، در حالی که چنین آثاری نه روایت تازهای ارائه میکنند، نه شخصیتپردازی دارند و نه مخاطب را با حقیقت این حرکت عظیم آشنا میکنند. حتی در برخی برنامههای کودک نیز همین نگاه تکرار شده و بدون توجه به اقتضائات مخاطب، صرفا مکان اجرا تغییر کرده است؛ در حالی که تغییر لوکیشن به تنهایی نمیتواند اثر رسانهای موفقی خلق کند.
دهنادی با تأکید بر اینکه رسانه باید حقیقت اربعین را روایت کند، بیان کرد: زمانی که تولیدکننده تنها به رفع تکلیف فکر میکند، نتیجه نیز چیزی جز اثری شعاری نخواهد بود. اربعین ظرفیت آن را دارد که روایتهای انسانی، اجتماعی، فرهنگی و حتی دراماتیک فراوانی از دل آن استخراج شود، اما این ظرفیت زمانی شکوفا میشود که هنرمند فرصت مشاهده، زندگی کردن و اندیشیدن درباره این تجربه را پیدا کند، نه اینکه از ابتدا نتیجه مطلوب برای او تعیین شود و تنها مأمور اجرای یک سفارش باشد.
وی تصریح کرد: هنر اصیل همواره از دل تجربه شخصی متولد میشود. اگر میخواهیم سینما و تلویزیون صاحب آثار ماندگار درباره اربعین شوند، باید به جای سفارش دادن مستقیم، امکان حضور آزادانه هنرمندان در این مسیر را فراهم کنیم. هنرمند باید بدون سناریوی از پیش تعیینشده، با مردم همراه شود، با موکبداران زندگی کند، رنج و شادی زائران را ببیند، با فرهنگهای مختلف آشنا شود و پس از بازگشت، بر اساس دغدغه شخصی خود به خلق اثر بپردازد. تنها در چنین شرایطی است که میتوان انتظار داشت فیلم یا سریالی تولید شود که نهتنها مخاطب ایرانی، بلکه مخاطب جهانی نیز با آن ارتباط برقرار کند.
اربعین ظرفیت آن را دارد که روایتهای انسانی، اجتماعی، فرهنگی و حتی دراماتیک فراوانی از دل آن استخراج شود، اما این ظرفیت زمانی شکوفا میشود که هنرمند فرصت مشاهده، زندگی کردن و اندیشیدن درباره این تجربه را پیدا کند، نه اینکه از ابتدا نتیجه مطلوب برای او تعیین شود و تنها مأمور اجرای یک سفارش باشد
دهنادی با بیان اینکه حمایت از هنرمند با سفارشیسازی تفاوت اساسی دارد، اظهار کرد: برخی تصور میکنند اگر با اختصاص بودجه و تعریف پروژه، از هنرمند بخواهند درباره اربعین فیلم یا سریال بسازد، وظیفه خود را انجام دادهاند، در حالی که این شیوه در بسیاری از موارد نتیجه مطلوبی به همراه نداشته است. حمایت واقعی آن است که زمینه خلق اثر فراهم شود، نه اینکه از ابتدا همه مسیر، محتوا و حتی نتیجه برای هنرمند تعیین شود. هنرمند باید احساس کند اثر متعلق به خود اوست و در شکلگیری آن نقش واقعی دارد. زمانی که تولیدکننده تنها مجری یک سفارش باشد، طبیعی است انگیزه لازم برای خلق اثری ماندگار نیز از بین میرود و محصول نهایی بیشتر شبیه گزارشی تصویری خواهد بود تا یک اثر هنری تأثیرگذار.
وی ادامه داد: حمایت درست به معنای ایجاد یک فرآیند شفاف برای انتخاب طرحها و ایدههاست. نباید حمایت فرهنگی تنها نصیب افرادی شود که ارتباطات اداری گستردهتری دارند یا به واسطه نزدیکی با مدیران فرهنگی، فرصت بیشتری برای تولید پیدا میکنند. آنچه باید ملاک قرار گیرد، کیفیت ایده، توانایی هنرمند، سابقه حرفهای، میزان تعهد به اجرای طرح و همچنین مشارکت واقعی صاحب اثر در فرآیند تولید است. اگر هنرمند بداند که در موفقیت اثر خود سهیم است و آینده حرفهای او نیز به کیفیت همان اثر وابسته خواهد بود، تمام توان و خلاقیت خود را برای خلق اثری ماندگار به کار خواهد گرفت.
این پژوهشگر حوزه رسانه و هنر افزود: متأسفانه گاهی شاهد هستیم که پروژههای فرهنگی با هزینههای سنگین تولید میشوند، اما به دلیل آنکه از ابتدا بر پایه دغدغه شخصی هنرمند شکل نگرفتهاند، نه در میان مخاطبان موفق هستند و نه در حافظه فرهنگی جامعه باقی میمانند. حتی حضور بازیگران مشهور یا عوامل شناختهشده نیز نمیتواند ضعف ایده و فقدان انگیزه را جبران کند. چهبسا آثاری که با حضور چهرههای مطرح ساخته شدهاند، اما پس از مدتی به فراموشی سپرده شدهاند، زیرا روح اثر از ابتدا بر اساس یک نیاز واقعی و یک تجربه درونی شکل نگرفته است.
وی با اشاره به تجربه آثار ماندگار ادبی و هنری تاکید کرد: وقتی به تاریخ ادبیات و هنر نگاه میکنیم، میبینیم که آثار بزرگ هیچگاه محصول جلسات اداری یا تصمیمهای بروکراتیک نبودهاند. رمانها، فیلمها و نمایشهایی که در ذهن مخاطب ماندگار شدهاند، حاصل سالها اندیشیدن، تجربه کردن و درگیری ذهنی خالق اثر با یک مسئله بودهاند. به همین دلیل نیز هر اثر بزرگ، جهان منحصربهفرد خود را دارد و نمیتوان آن را با بخشنامه یا دستور تولید کرد. اگر به دنبال شکلگیری آثار ماندگار درباره اربعین هستیم، باید چنین نگاهی را در سیاستگذاری فرهنگی نیز بپذیریم.
دهنادی با تأکید بر اینکه اربعین از نظر دراماتیک یکی از غنیترین رویدادهای معاصر است، اظهار کرد: بسیاری تصور میکنند جذابیت اربعین تنها در حضور میلیونی زائران خلاصه میشود، در حالی که این اجتماع عظیم سرشار از روایتهای انسانی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و حتی روانشناختی است. هر زائر با انگیزه، پیشینه، دغدغه و تجربهای متفاوت وارد این مسیر میشود و همین تفاوتها میتواند دهها داستان جذاب برای سینما و تلویزیون خلق کند. کسی که برای نخستین بار به این سفر میآید، تجربهای کاملاً متفاوت از فردی دارد که سالهاست در این مسیر حضور پیدا میکند و هر بار با حال و هوایی تازه بازمیگردد.
وی افزود: بخشی از ظرفیتهای اربعین نیز به تحولات درونی انسانها مربوط میشود. گاهی فردی با تردید، پرسش یا حتی نگاه انتقادی وارد این مسیر میشود، اما در طول سفر دچار تحول فکری و روحی میشود. در مقابل، ممکن است فرد دیگری با باورهای عمیق وارد این فضا شود و در میانه راه با آزمونهایی روبهرو شود که ایمان و استقامت او را به چالش بکشد. این فراز و فرودهای روحی، از مهمترین عناصر درام هستند و اگر هنرمند بتواند آنها را به درستی روایت کند، مخاطب نیز فارغ از گرایشهای فکری خود با شخصیتهای اثر همذاتپنداری خواهد کرد.
این پژوهشگر حوزه رسانه و هنر ادامه داد: موضوع کرامات، امدادهای غیبی و تجربههای معنوی نیز از دیگر ظرفیتهای مهم اربعین است، اما پرداختن به این موضوع نیازمند دقت و ظرافت فراوان است. اگر این مفاهیم بدون تحقیق، شناخت و رعایت اصول روایت هنری وارد فیلم یا سریال شوند، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشند. هنرمند باید بتواند میان واقعیت، باور دینی و اقتضائات درام تعادل برقرار کند تا مخاطب احساس نکند با اثری شعاری یا اغراقآمیز روبهرو است.
وی یکی دیگر از ویژگیهای مهم اربعین را تنوع گسترده انسانها و اندیشهها دانست و گفت: برخلاف تصور برخی افراد، اربعین فضایی یکدست و یکنواخت نیست. در این مسیر، انسانهایی با ملیتها، فرهنگها، زبانها، سلیقهها و حتی دیدگاههای سیاسی متفاوت در کنار یکدیگر حضور دارند، اما آنچه آنان را به هم نزدیک میکند، احترام متقابل و هدف مشترک است. همین تکثر فرهنگی و اجتماعی یکی از مهمترین سرمایههای اربعین به شمار میرود و میتواند دستمایه تولید آثار ارزشمند نمایشی قرار گیرد.
دهنادی با اشاره به توصیههای علما و مراجع تقلید درباره حفظ وحدت در ایام اربعین اظهار کرد: یکی از ویژگیهای این راهپیمایی آن است که با وجود همه تفاوتهای فکری و اجتماعی، تلاش میشود اختلافها به حاشیه برود و آنچه محور قرار میگیرد، همدلی، خدمت و محبت باشد. این فرهنگ میتواند الگویی برای روایتهای هنری نیز باشد. اگر فیلمساز بتواند این روحیه را به تصویر بکشد، در حقیقت بخشی از حقیقت اربعین را روایت کرده است؛ حقیقتی که فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی، انسانها را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
وی در ادامه تأکید کرد: سینما و تلویزیون ایران هنوز بخش اندکی از ظرفیتهای عظیم اربعین را به تصویر کشیدهاند و برای جبران این فاصله باید نگاه سیاستگذاران فرهنگی تغییر کند. تا زمانی که هنرمند فرصت تجربه آزادانه، اندیشیدن مستقل و خلق اثر بر پایه دغدغه شخصی خود را نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت فیلمها و سریالهایی در تراز این رویداد جهانی تولید شوند. اربعین مجموعهای از هزاران روایت انسانی است و هر یک از این روایتها میتواند مبنای خلق اثری ماندگار باشد؛ مشروط بر آنکه هنرمند فرصت داشته باشد حقیقت این تجربه را زندگی کند و سپس آن را با زبان هنر برای مخاطبان روایت کند.
بسیاری از افراد تصور میکنند جذابیت اربعین تنها در حضور میلیونی زائران خلاصه میشود، در حالی که این اجتماع عظیم سرشار از روایتهای انسانی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و حتی روانشناختی است
دهنادی با اشاره به نقش سیاستگذاری فرهنگی در شکلگیری آثار هنری درباره اربعین گفت: یکی از ضعفهای جدی مدیریت فرهنگی آن است که بیش از آنکه به فرآیند تولید فکر کند، به محصول نهایی توجه دارد. مدیران فرهنگی معمولا انتظار دارند در فاصلهای کوتاه، فیلم یا سریالی درباره اربعین تولید و آماده پخش شود، در حالی که خلق یک اثر ماندگار نیازمند زمان، مطالعه، مشاهده و تجربه است. اگر هنرمند فرصت داشته باشد چند دوره در راهپیمایی اربعین حضور پیدا کند، با فرهنگ موکبها، شیوه خدمترسانی، روابط انسانی و زیست مشترک زائران آشنا شود، آنگاه میتوان انتظار داشت اثری خلق کند که نه تنها برای مخاطب امروز، بلکه برای سالهای آینده نیز ارزش تماشا داشته باشد.
وی با بیان اینکه اربعین تنها یک سوژه مذهبی نیست، بلکه یک گنجینه بزرگ روایتهای انسانی است، اظهار کرد: بسیاری از فیلمسازان تصور میکنند اگر بخواهند درباره اربعین اثری تولید کنند، باید صرفا به بیان مفاهیم اعتقادی بپردازند، در حالی که مهمترین ظرفیت این رویداد، انسانهایی هستند که در آن حضور دارند. روابط میان اعضای خانواده، دوستیهایی که در مسیر شکل میگیرد، ایثار موکبداران، همراهی ملتهای مختلف، گذشت، فداکاری، امید، بخشش و حتی تضادهای فکری که در نهایت به همدلی ختم میشود، هر کدام میتواند محور یک فیلم یا سریال باشد. هنر زمانی موفق است که این مفاهیم را در قالب روایت و شخصیت به مخاطب منتقل کند، نه اینکه صرفا آنها را در قالب شعار بیان کند.
این پژوهشگر حوزه رسانه و هنر افزود: اگر سینمای ایران بتواند تنها بخشی از حقیقت اربعین را با زبان حرفهای روایت کند، آثار تولید شده محدود به مخاطبان داخلی نخواهد ماند. امروز جهان تشنه شناخت تجربههای ناب انسانی است و اربعین از این منظر ظرفیت رقابت با بسیاری از آثار موفق سینمای جهان را دارد. همانگونه که برخی کشورها با روایت یک آیین یا یک سنت بومی توانستهاند فرهنگ خود را به مخاطبان جهانی معرفی کنند، جمهوری اسلامی ایران نیز میتواند از مسیر هنر، حقیقت اربعین را به جهانیان بشناساند، اما این هدف تنها با تولید آثار فاخر، صادقانه و مبتنی بر استانداردهای حرفهای سینما و تلویزیون محقق خواهد شد.
این پژوهشگر رسانه در پایان بیان کرد: هر زمان که از نگاه مناسبتی و اداری فاصله بگیریم و به هنرمند اعتماد کنیم، میتوان امیدوار بود که آثار شاخصی درباره اربعین خلق شود. اربعین آنقدر از نظر درام، شخصیت، حادثه، احساس، تحول و معنویت غنی است که دهها فیلم سینمایی، مجموعه تلویزیونی و رمان ماندگار میتواند از دل آن متولد شود. آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، تغییر نگاه از «سفارش اثر» به «پرورش هنرمند صاحب دغدغه» است؛ زیرا تنها هنرمندی که حقیقت اربعین را با جان خود لمس کرده باشد، قادر است آن را به اثری هنری و ماندگار برای نسلهای آینده تبدیل کند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


