امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 15 صفر 1448
شناسه خبر : 378688
  پرینت تاریخ انتشار : 30 جولای 2026 - 10:24 | 2 بازدید

سهروردی؛ فیلسوفی که نور را به اندیشه بازگرداند

هشتم مردادماه، روز بزرگداشت شهاب‌الدین یحیی سهروردی، فیلسوف بزرگ ایرانی و بنیان‌گذار حکمت اشراق است؛ اندیشمندی که هرچند عمر کوتاهی داشت، اما اثری ماندگار بر تاریخ تفکر اسلامی و حتی فلسفه جهان بر جای گذاشت. نام سهروردی فقط یادآور یک فیلسوف نیست، بلکه نشانه ظهور مکتبی است که کوشید شکاف میان عقل و شهود، فلسفه […]

سهروردی؛ فیلسوفی که نور را به اندیشه بازگرداند


سهروردی؛ فیلسوفی که نور را به اندیشه بازگرداندهشتم مردادماه، روز بزرگداشت شهاب‌الدین یحیی سهروردی، فیلسوف بزرگ ایرانی و بنیان‌گذار حکمت اشراق است؛ اندیشمندی که هرچند عمر کوتاهی داشت، اما اثری ماندگار بر تاریخ تفکر اسلامی و حتی فلسفه جهان بر جای گذاشت. نام سهروردی فقط یادآور یک فیلسوف نیست، بلکه نشانه ظهور مکتبی است که کوشید شکاف میان عقل و شهود، فلسفه و عرفان و برهان و حقیقت را از میان بردارد.

در تاریخ اندیشه اسلامی، معمولاً از سه جریان بزرگ فلسفی یاد می‌شود؛ فلسفه مشاء با محوریت ابن‌سینا، حکمت اشراق با محوریت سهروردی و حکمت متعالیه که چند قرن بعد ملاصدرا بنیان نهاد. اگر ابن‌سینا نماد عقل فلسفی و استدلال منطقی است و ملاصدرا نماد تلفیق گسترده فلسفه، عرفان و آموزه‌های دینی، سهروردی حلقه واسطی است که با نگاهی نو، افق تازه‌ای در برابر فلسفه اسلامی گشود.

سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری در روستای سهرورد زنجان متولد شد. او از همان سال‌های جوانی استعداد شگفت‌انگیزی در فراگیری علوم عقلی از خود نشان داد و نزد استادان برجسته زمان، فلسفه، منطق، فقه و کلام را آموخت؛ اما آنچه او را از دیگر فیلسوفان عصر خود متمایز کرد، بسنده‌نکردن به آموزش‌های رایج بود. وی معتقد بود، حقیقت فقط از مسیر استدلال عقلی به دست نمی‌آید و انسان برای دستیابی به معرفت کامل، نیازمند نوعی شهود و روشن‌شدگی درونی نیز هست.

این نگاه، پایه‌های حکمت اشراق را شکل داد؛ مکتبی که نور را محور تبیین هستی قرار می‌دهد. در فلسفه سهروردی، نور تنها حقیقت بنیادین عالم است. همه موجودات به اندازه بهره‌ای که از نور دارند، از وجود و کمال برخوردارند. در رأس این سلسله‌مراتب، نورالانوار قرار دارد که سرچشمه همه هستی است و سایر موجودات، مراتب مختلفی از تجلی آن نور به‌شمار می‌روند.

از همین منظر است که بسیاری از پژوهشگران، فلسفه اشراق را فلسفه نور می‌نامند. البته نور در اندیشه سهروردی، مفهومی صرفاً نمادین یا شاعرانه نیست، بلکه بنیانی فلسفی دارد و ساختار هستی‌شناسی او بر همین اصل استوار شده است. به بیان دیگر، او کوشید نظامی فلسفی ارائه دهد که در آن، مفاهیم عقلی و تجربه شهودی در کنار یکدیگر معنا پیدا کنند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سهروردی، احیای سنت حکمت ایرانی بود. او بر این باور بود که پیش از ظهور فلسفه یونان نیز نوعی حکمت الهی در ایران باستان وجود داشته؛ حکمتی که در اندیشه حکیمانی همچون زرتشت و فرزانگان ایران کهن جلوه داشته و بعدها بخش‌هایی از آن به فراموشی سپرده شده است. سهروردی تلاش کرد این میراث را با آموزه‌های اسلامی و فلسفه یونانی پیوند بزند و نظامی تازه از تفکر پدید آورد.

همین رویکرد سبب شد آثار او آمیزه‌ای از استدلال فلسفی، زبان نمادین، تمثیل‌های عرفانی و مفاهیم قرآنی باشد. برخلاف بسیاری از فیلسوفان که فقط به نگارش آثار استدلالی بسنده می‌کردند، سهروردی داستان‌های رمزی و رساله‌های ادبی نیز نوشت؛ آثاری که خواننده را از طریق روایت، به تأمل فلسفی دعوت می‌کنند. رساله‌هایی همچون «عقل سرخ»، «صفیر سیمرغ»، «آواز پر جبرئیل» و «روزى با جماعت صوفیان» نمونه‌هایی از این سبک کم‌نظیر هستند که هنوز نیز از شاهکارهای ادبیات عرفانی فارسی و عربی به‌شمار می‌آیند.

اثر اصلی او، «حکمةالاشراق»، نقطه اوج اندیشه فلسفی سهروردی است. این کتاب نه‌تنها نظام فلسفی اشراق را بنیان گذاشت، بلکه مسیر جدیدی در تاریخ فلسفه اسلامی گشود. بعدها ده‌ها شرح و حاشیه بر این اثر نوشته شد و بسیاری از فیلسوفان مسلمان، به‌ویژه در ایران، هند و سرزمین‌های اسلامی از آن تأثیر پذیرفتند.

اما سرنوشت سهروردی به اندازه اندیشه‌هایش درخشان نبود. او در حدود ۳۸ سالگی، در شهر حلب و در دوران حکومت صلاح‌الدین ایوبی، به اتهام‌هایی که بیشتر در اختلافات فکری و سیاسی ریشه داشت، زندانی شد و سرانجام به قتل رسید. از همین رو، در تاریخ اندیشه اسلامی از او با لقب شیخ مقتول یا شیخ شهید یاد می‌شود. هرچند زندگی سهروردی کوتاه بود، اما آثارش مرزهای زمان را درنوردید و تا امروز الهام‌بخش نسل‌های متعدد فیلسوفان و عارفان باقی مانده است.

تأثیر سهروردی بر فلسفه اسلامی را نمی‌توان صرفاً در آثار مستقیم او جست‌وجو کرد. چند قرن بعد، ملاصدرا هنگام بنیان‌گذاری حکمت متعالیه، بسیاری از مبانی اشراقی را در کنار آموزه‌های مشائی و عرفان ابن‌عربی به‌کار گرفت. به همین دلیل، بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند اگر حکمت اشراق پدید نمی‌آمد، شکل‌گیری حکمت متعالیه نیز با دشواری‌های فراوان روبه‌رو می‌شد.

در دوران معاصر نیز اندیشه سهروردی بار دیگر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. فیلسوفان ایرانی و اسلام‌شناسان غربی، آثار او را از منظرهای گوناگون بررسی کرده‌اند؛ از فلسفه تطبیقی گرفته تا عرفان، زیبایی‌شناسی، هستی‌شناسی و حتی فلسفه هنر. این استقبال نشان می‌دهد حکمت اشراق فقط متعلق به گذشته نیست، بلکه همچنان ظرفیت پاسخ‌گویی به بسیاری از پرسش‌های انسان امروز را دارد.

در جهانی که فناوری با شتابی بی‌سابقه پیش می‌رود و عقل ابزاری بر بسیاری از عرصه‌های زندگی سایه افکنده، اندیشه سهروردی یادآور این حقیقت است که معرفت انسانی فقط در محاسبه و استدلال خلاصه نمی‌شود. او بر این باور بود که حقیقت، زمانی به‌درستی آشکار می‌شود که عقل و دل، برهان و شهود و دانش و تزکیه در کنار یکدیگر قرار گیرند. این نگاه امروز نیز می‌تواند الهام‌بخش گفت‌وگو میان علم، فلسفه و معنویت باشد.

بزرگداشت شهاب‌الدین سهروردی فرصتی برای بازخوانی یکی از عمیق‌ترین جریان‌های فکری تمدن اسلامی و ایرانی است. میراث او نشان می‌دهد که فلسفه زمانی زنده و اثرگذار خواهد بود که بتواند علاوه بر پاسخ‌دادن به پرسش‌های عقل، راهی به سوی روشنایی درون نیز بگشاید. شاید به همین دلیل است که پس از گذشت بیش از هشت قرن، شیخ اشراق همچنان در سپهر اندیشه ایران و جهان می‌درخشد؛ فیلسوفی که نور را نه فقط موضوع فلسفه، بلکه حقیقت بنیادین هستی می‌دانست و انسان را به سفری از تاریکی جهل به روشنایی معرفت فرامی‌خواند. 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.