امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 10 صفر 1448
شناسه خبر : 377197
  پرینت تاریخ انتشار : 25 جولای 2026 - 9:49 | 4 بازدید

پیامدهای منفی تلفیق درس قرآن و تعلیمات دینی در نظام آموزشی

به قلم رضا نباتی، کارشناس تعلیم و تربیت انتظار این بود با حضور حوزویون در رأس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی و دفاتر آن، ویژگی مهم حوزه‌های علمیه یعنی «استادمحوری» ملاک تحول بنیادین قرار گیرد؛ نه آنکه نقطه ضعف حوزه‌های علمیه یعنی «مهجوریت قرآن» بر نظام آموزش رسمی منتقل شود. تغییر همزمان همه کتاب‌های درسی […]

پیامدهای منفی تلفیق درس قرآن و تعلیمات دینی در نظام آموزشی


رضا نباتیبه قلم رضا نباتی، کارشناس تعلیم و تربیت

انتظار این بود با حضور حوزویون در رأس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی و دفاتر آن، ویژگی مهم حوزه‌های علمیه یعنی «استادمحوری» ملاک تحول بنیادین قرار گیرد؛ نه آنکه نقطه ضعف حوزه‌های علمیه یعنی «مهجوریت قرآن» بر نظام آموزش رسمی منتقل شود.

تغییر همزمان همه کتاب‌های درسی پایه‌های تحصیلی برای چندمین بار در آموزش و پرورش بیشتر به «كاریكاتور» شبیه است تا تحول بنیادین. كتاب‌های درسی قرآن اول ابتدایی تا نهم تا همین دو سال قبل در حال «اجرای آزمایشی» بود. در حالی كه حتی یك معلم از صدها هزار معلم آموزش ندید، مجدداً و بلافاصله از سال قبل (مهر 1404) در حال اجرای آزمایشی است. آن هم چه اجرای آزمایشی؟!

نمی‌دانم در حوزه‌های علمیه هر چند سال یك بار تمام كتاب‌های درسی یكجا متحول می‌شود یا اصلا سابقه داشته است یا براساس فرمایش امام خمینی (ره) فرمودند: «اصل استاد است؛ (زیرا) استاد الهی، متن مادی را الهی درس می‌دهد؛ و استاد مادی، متن الهی را مادی تفسیر می‌کند.» نقطه عزیمت تحول را «معلم و استاد» می‌دانند؛ اما وقتی كه بارها به نام همسوسازی با اسناد تحولی كتاب‌های درسی تغییر کرده است؛ تغییر مجدد آن به جز اتلاف وقت و هزینه مادی و معنوی چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟! اتفاقی که برخلاف نص همه اسناد تحولی و به ویژه منویات امام شهید امت درباره درس قرآن در نظام آموزشی است که هم در دیدار اعضای سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی با معظم له و هم در سیاست‌های کلی ایجاد تغییر در نظام آموزشی به صراحت هر چه تمام‌تر بیان شده است.

با این وجود، با كمال تأسف تلاش چندین ساله مدیران حوزوی بالاخره به نتیجه رسید و با وجود تلاش‌های دلسوزان و متخصصان برای جلوگیری از تلفیق دو درس قرآن و تعلیمات دینی و تبدیل کتاب‌های درسی قرآن به آموزش معارف و احکام اسلامی تا این لحظه با شکست روبرو شد و از سال 1404 شاهد اجرای آزمایشی این كتاب در مدارس هستیم. این رویه امسال به صورت گسترده‌تر و سال آینده به صورت سراسری اجرا خواهد شد. این اتفاق قبلاً هم به نام تلفیق در درس «دین و زندگی» اتفاق افتاده است كه به محو تدریجی درس قرآن از برنامه درسی و نظام آموزش رسمی منجر شد و کاهش ۵۰ درصدی ساعات درسی آن را در پی داشت.

تعلیم قرآن در سنت نبوی و سیره علوی؛ مستقل از تعلیم سایر معارف

این در حالی است که «تعلیم قرآن در سنت نبوی و سیره علوی همواره مستقل از تعلیم سایر معارف اسلامی بوده است.» این شیوه هنوز هم در مدارس و جلسات قرآنی در ایران و جهان اسلام رعایت می‌شود. جالب‌تر اینکه تمام اسناد تحولی و از جمله سیاست‌های کلی ایجاد تغییر در نظام آموزش و پرورش (سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری) به صراحت به موضوع آموزش روخوانی و روان خوانی اشاره شده است. ایشان در ۲۷ دی‌ماه ۱۳۷۹ به سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی فرمودند: «باید تعلیم قرآن را در سه مقطع پیگیری کنیم، مقطع روخوانی، مقطع روان‌خوانی و مقطع مفاهیم قرآن؛ در مقطع روخوانی قرآن برای اینکه کودک و نوجوان قرآن را یاد بگیرد، هیچ ضرورتی وجود ندارد که شما داستان‌های قرآنی را بیان کنید. این داستان‌ها را بگذاریم برای کتاب‌های تاریخ و دینی تا دانش‌آموز در فراگیری قرآن متمرکز شود.»

به عنوان مثال در كتاب نونگاشت اول ابتدایی كه از سال 1404 به صورت اجرای آزمایشی در مدارس ابتدایی تدریس می شود، طبق مصوبه 677 شورای عالی آموزش و پرورش ساعت این درس از «درس فارسی» گرفته شده است. و دلیل اصلی اینكه درس قرآن از پایه سوم ابتدایی به اول ابتدایی آمد هم همین مسئله یعنی «امكان آموزش همزمان فارسی‌آموزی و روخوانی قرآن» به عنوان مكمل یكدیگر بود. تا امروز هم این حسن همجواری هم به سود دو درس و دانش‌آموزان بوده و هم مورد تأیید آموزگاران محترم پایه اول ابتدایی در سراسر كشور. اما اینكه یكدفعه این درس بدون هیچ پژوهش معتبر یا مستند قانونی به نفع آموزش معارف دینی و اعتقادی و اخلاقی مصادره شده جای شگفتی و بسی تأسف است.

كتابی كه دقیقاً برخلاف منویات رهبری و تمامی اسناد تحولی و مصوبات شورای عالی است. بررسی كتاب نشان می‌دهد نه تنها 100 درصد روخوانی قرآن حذف شده است، بلكه تقریباً كل كتاب به داستان‌های اعتقادی و تربیتی تبدیل شده است. از 13 سوره كوتاه قبلی تنها دو سوره «حمد و توحید» باقی مانده و آموزش احكام وضو و قرائت نماز هم كه در پایه اول ابتدایی آمده در صورت ادامه كتاب قرآن را (مانند كتاب‌های هدیه‌های آسمان دوم تا ششم) به دو كتاب «قرآن شیعه» و «قرآن اهل سنت» تقسیم خواهد كرد.

آنچه این وضعیت را رقم زده است، نحوه اجرایی‌سازی ماده واحده «طرحواره تحول از برنامه درسی تا سطح مدرسه» شورای عالی آموزش و پرورش است که مانند خود عنوان طرحواره، سر و ته (برعکس) انجام می‌شود. اینكه هنوز بندهای اول تا ششم این مصوبه محقق نشده، چگونه و با چه مجوزی كتاب‌های درسی تألیف و در مدارس اجرا می‌شود؟! جای سؤال جدی از وزیر محترم و معاونان ایشان است؟

«کتاب» یا «معلم»؟!

امام شهید خامنه‌ای (ره) فرمودند: «تحول بنیادین در آموزش و پرورش یعنی تحول عمیق در آموزش و پرورش» سؤال این است که منظور از «تحول عمیق» چیست و «نقطه عزیمت» تحول عمیق و بنیادین کجاست؟! 

اگر منظور از تحول بنیادین، تغییر هر ساله و یك جای کتاب‌های درسی در هر پایه تحصیلی است که بارها در ۱۵ سال گذشته براساس اسناد تحولی این بازنگری و همسوسازی انجام شده است؛ هر چند اعم اغلب معلمان آموزشی ندیده‌اند و در حوزه راهبری و نظارت بر حسن اجرای برنامه‌های درسی هیچ اتفاق قابل توجهی رخ نداده است؛ و اگر نقطه عزیمت تحول بنیادین، «معلم» است، باید پرسید با تمرکز حوزه ستادی به ویژه سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی بر تغییر مجدد کتاب‌های درسی، آیا عملاً فرصت تحول از بین نخواهد رفت و ادعای تحول بنیادین در حد حرف باقی نخواهد ماند؟!

جوجه اردک زشت آموزش و پرورش

«آموزش معلمان» همان جوجه اردک زشت آموزش و پرورش است که بر سر نخواستن آن همیشه دعواست. شاید معلمان ندانند که این بخش (به عنوان مهمترین بخش نظام آموزشی) چه وضعیتی دارد. مدیریت این بخش مهم و حیاتی و تعیین‌كننده، یک روز در معاونت پشتیبانی وزارت مستقر است و روز دیگر در دانشگاه فرهنگیان و باز روز دیگر در بخش دیگری از حوزه ستادی؛ در حالیكه در اصل، آموزش معلمان وظیفه ذاتی و قانونی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی است که به موازات برنامه‌ریزی درسی (تألیف کتاب و بسته‌های آموزشی) باید به آن توجه شایسته و بایسته مبذول شود. کافی است نگاهی به مأموریت سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی در وب‌سایت این سازمان بیاندازید. عنوان سازمان پژوهش نیز به خوبی وظیفه این سازمان در عرصه «برنامه‌ریزی آموزشی» را تأیید می‌كند. 

مركز «برنامه‌ریزی آموزشی» كجاست؟!

همانطور كه از عنوان سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش مشخص است، «برنامه‌ریزی آموزشی» یعنی آموزش معلمان و راهبری مستمر ایشان در مدارس در طول اجرای برنامه‌های درسی وظیفه همین سازمان است؛ اما این سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی چرا در سطح «برنامه‌ریزی درسی» متوقف شده است؛ به مسائل اداری و اجرایی باز می‌گردد. در حالی كه براساس منطق و ضوابط مبدأ و منشأ «برنامه‌ریزی درسی» و «برنامه‌ریزی آموزشی» یكجاست. 
همان خدایی كه پیامبر می‌فرستد هم او كتاب را نازل می‌كند و این دو با هم هستند. براساس «حدیث شریف ثقلین» هم بی‌عیب و نقص بودن «کتاب» زمانی حُسن محسوب می‌شود که معلم آن دارای «عصمت» باشد! توقف بر شعار «حسبنا کتاب الله» برای تحول بنیادین نه تنها کفایت نمی‌کند؛ كه باعث گمراهی است. آنچنان كه می‌بینیم.

جای معلم در «طرحواره»

اگر به ماده‌واحده «طرحواره تحول از برنامه درسی تا سطح مدرسه» نگاهی بیاندازید، خواهید دید که جای معلم و آموزش و راهبری کار او تا چه اندازه خالی است! تا جایی كه هیچ نامی از معلم و آموزش نیروی انسانی در آن نیامده است. پس عنوان مدرسه در متن ماده‌واحده چندان روشن و منقح نیست!

با فرض محوریت همین ماده‌واحده مصوب، با کمال تعجب شاهد هستیم بندهای اول تا ششم طرحواره مصوب انجام نشده، کتاب‌های درسی تألیف شده و حتی یک سال از اجرای آزمایشی آن در مدارس می‌گذرد؟! درست مثل این است که اول ساختمانی را بسازیم و در آن زندگی كنیم و بعد از دو سال نقشه ساخت آن تازه تأیید و ابلاغ شود!

ضمن احترام به اعضای محترم شورای عالی آموزش و پرورش، می‌توان گفت عنوان ماده‌واحده مصوب باید «طرحواره تحول از سطح مدرسه تا برنامه درسی» باشد. لذا عنوان فعلی ماده‌واحده و هدف‌گذاری آن یک «خطای راهبردی» و «انحرافی» است تا کل نظام آموزشی (از ستاد تا مدرسه) را سال‌های سال مجدداً سرگرم تغییرات نه چندان مهم کتاب‌های درسی کند، بدون آنکه زیرساخت‌های لازم برای تحول در مدرسه، منطقه، استان و حتی حوزه ستادی مهیا شده باشد. به عنوان مثال وقتی هیچ «سامانه» مشخصی به منظور «ارتقای شایستگی‌های حرفه‌ای معلمان» (برای رصد، نظارت، راهبری و حمایت از «معلم») به عنوان «محور تحول» و نیز هدایت مدرسه و خانواده در امر تربیت و یادگیری وجود ندارد؛ لذا هر تغییری ناگزیر به سرنوشت کتاب‌های درسی گذشته دچار خواهد شد؛ و فقط اتلاف وقت و انرژی و هزینه‌های سنگین مادی و معنوی را به همراه داشته و زمینه‌های ناامیدی و شکست بیشتر را برای نظام آموزشی فراهم خواهد آورد. این مسیر از جنبه های سیاسی و امنیتی نیز بسیار حائز اهمیت است.

كتاب‌های درسی پایه اول

وقتی نه سازمان پژوهش زیر بار «برنامه‌ریزی آموزشی» (آموزش معلمان و راهبری و نظارت بر اجرای برنامه درسی در مدرسه) می‌رود و نه بخش مستقل دیگری مسئولیت این مهمترین بخش تحول بنیادین را بر عهده دارد؛ طبیعی است كه كتاب‌های درسی هم به سمت «خودآموز» شدن می‌روند. تعداد كتاب‌های درسی نونگاشت پایه اول ابتدایی در سال 1404 از «5» كتاب درسی به «9» كتاب درسی و از «630» صفحه به «1086» صفحه و وزن «2200» گرمی و كیف حدوداً «3200» گرمی دانش‌آموز افزایش می‌یابد. در حالیكه ساعت درسی ریاضی پایه اول ابتدایی هیچ تغییری نكرده، چرا كتاب ریاضی دانش‌آموز از یك جلد به دو جلد و از 178 صفحه به 352 صفحه (دقیقاً دو برابر) رسیده است. (آیا مهمترین دلیل آن خودآموز كردن كتاب به دلیل ناتوانی در آموزش معلمان نیست؟!)  

راه چاره؟!

وضعیت نظام آموزشی در مدارس و مناطق و استان‌ها در حوزه برنامه‌های درسی و آموزشی به شدت وخیم و نیازمند رسیدگی فوری است‌. در این میان معلمان بیش از همه به توجه و رسیدگی نیاز دارند. به نظر می‌رسد چارچوب‌های اداری و علمی پذیرای تغییر کتاب‌های درسی نیست‌. به نحوی كه تا بسیاری از این زیرساخت‌ها اصلاح و تكمیل نشود سخن از تحول با بی‌انگیزگی و بی‌تفاوتی از سوی اغلب مدارس و اولیا و حتی مقاومت روبرو خواهد بود. تحول بنیادین باید همه‌جانبه و با محوریت معلمان صورت پذیرد.

اگر هدف از تحول بنیادین در آموزش و پرورش «زمینه‌سازی برای شکوفایی فطرت توحیدی دانش‌آموزان» است؛ پس باید ببینیم خدای رحمان برای تربیت و هدایت انسان كدام محور را ترجیح داده است؟ خدای حكیم برای هدایت انسان ۱۲۴ هزار پیامبر (معلم) ارسال و تنها ۱۰۴ کتاب آسمانی نازل فرموده است. (طبق حدیثی از امام صادق علیه السلام) یعنی طبق سنت‌های الهی، محور تحول «ارسال رسل» بوده تا «انزال کتب» (به ازای هر 1200 پیامبر یك كتاب)

لذا امید است، ضمن اصلاح رویه موجود اجرایی‌سازی اسناد تحولی و معکوس‌سازی ماده‌واحده طرحواره «از مدرسه تا برنامه درسی» موضوع استقرار نظام برنامه‌ریزی آموزشی در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی به عنوان مهمترین استلزام تحول بنیادین به رسمیت شناخته شود. از سوی دیگر با مداخله بهنگام و مؤثر «مرکز آموزش حوزه علمیه قم» و به ویژه حضرت آیت‌الله اعرافی و همچنین مدیران محترم «شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور» و کمیسیون‌های تابعه از اتفاق خطیری که در حال رقم خوردن است، جلوگیری شود.

یقیناً اگر مسیر تحول به شیوه صحیح و منطقی و «شفاف» و براساس اسناد تحولی و ضوابط اداری «قابل دفاع» و نیز پژوهش‌های معتبر صورت پذیرد، وقوع چالش‌های آموزشی و تربیتی نیز كاهش خواهد یافت. اما در حال حاضر محتوای طرحواره و مراحل اجرایی‌سازی آن و نیز بررسی كتاب‌های درسی نونگاشت چیز دیگری را نشان می‌دهد تا آنجا كه باید گفت در صورت ادامه روند کنونی باید شاهد عكس‌العمل‌های همكاران فرهنگی به ویژه در زمینه درس قرآن باشیم.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.