مسئولیتپذیری خطا؛ ویژگی بارز حر بن یزید ریاحی + فیلم
سوگواره دانشجویی «طنین آزادگی» که به همت معاونت ترویج و توسعه سازمان قرآنی دانشجویان جهاددانشگاهی برگزار میشود از شنبه، ۲۷ تیرماه آغاز به کار کرده و با هدف ترویج معارف عاشورایی، تبیین مفاهیم قرآنی و تقویت بصیرت دینی در میان دانشجویان، مجموعهای از برنامههای علمی، فرهنگی و هنری را ارائه خواهد کرد. از جمله اهداف […]
سوگواره دانشجویی «طنین آزادگی» که به همت معاونت ترویج و توسعه سازمان قرآنی دانشجویان جهاددانشگاهی برگزار میشود از شنبه، ۲۷ تیرماه آغاز به کار کرده و با هدف ترویج معارف عاشورایی، تبیین مفاهیم قرآنی و تقویت بصیرت دینی در میان دانشجویان، مجموعهای از برنامههای علمی، فرهنگی و هنری را ارائه خواهد کرد. از جمله اهداف این رویداد میتوان به تبیین الگوی عملی توبه و بازگشت به حق از زندگی حُر بن یزید ریاحی، ارتباط مفاهیم قرآنی با تصمیمگیری اخلاقی در شرایط بحرانی و تقویت بصیرت دینی در مواجهه با آزمونهای زندگی مدرن اشاره کرد.
سوگواره «طنین آزادگی» در بخشهای مختلفی برگزار میشود که یکی از این بخشها سخنرانیهای کوتاه سجاد مهدیزاده، عضو هیئتعلمی دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع «درسهای اخلاقی از زندگی حُر بن یزید ریاحی» است. در ادامه قسمت سوم این گفتارها را با هم میبینیم و میخوانیم.
در جلسه گذشته با یکدیگر گفتوگو کردیم و درباره جناب حر بن یزید ریاحی سخن گفتیم؛ شخصیتی تاریخی و محبوب که بسیاری از افرادی که قصد دارند مسیر زندگی خود را تغییر دهند، توبه کنند و نگاه تازهای به زندگی داشته باشند، به ایشان توسل میکنند.
البته، پیش از آنکه بخواهیم به ایشان توسل کنیم، لازم است حر را بشناسیم، او را درک کنیم و بدانیم چه ویژگیها و روحیاتی داشته است که موجب شد توبه کند و مسیر زندگی خود را تغییر دهد. یکی از این ویژگیها مسئولیتپذیری است.
در جلسه گذشته اشاره کردیم که بدون تردید طرف مقابل جناب حر یعنی امام حسین(ع) با روحیه مسئولیتپذیری و عظمت اخلاقی خود تأثیر بسیار زیادی در رشد و تحول حر داشت، اما در گام نخست، این خود حر بود که عذرخواهی کرد، خطای خود را پذیرفت و مسئولیت آن را بر عهده گرفت. شایسته است که ما نیز خود، فرزندان و اطرافیانمان را به مسئولیتپذیری دعوت کنیم.
یکی از ویژگیهایی که امروزه در زندگی ما کمرنگ شده یا حتی میتوان گفت گمشده است، مسئولیتپذیری است؛ زیرا معمولا به فرافکنی روی میآوریم. تعبیر نیمهطنزی در این زمینه وجود دارد که میگوید اگر لیوان آبی در وسط خانه قرار داشته باشد و پای مادر خانواده به آن برخورد کند، معمولا بدون اعتراض لیوان را برمیدارد و جمع میکند، اما اگر پای پدر خانواده به همان لیوان برخورد کند، اعتراض میکند که چه کسی بیمبالاتی کرده و لیوان را در آنجا گذاشته است. در مقابل، اگر کودکی از آنجا عبور کند و پای او به لیوان برخورد کند، معمولا خود کودک را سرزنش میکنیم.
نتیجهای که از این مثال میتوان گرفت آن است که ما معمولا خطای دیگران را به خود آنان نسبت میدهیم، اما خطای خود را به عوامل بیرونی منتسب میکنیم. اگر فرزند من پایش به آن لیوان برخورد کند، او را مقصر میدانم، اما اگر پای خودم به همان لیوان برخورد کند، خود را مقصر نمیدانم و میپرسم چه کسی این لیوان را اینجا گذاشته است؟
در ادبیات روانشناسی به این موضوع «اسناد» گفته میشود. ما معمولا موفقیتهای خود را به تواناییهای خود نسبت میدهیم و شکستهایمان را به عوامل بیرونی اسناد میکنیم؛ اما درباره دیگران دقیقا برعکس عمل میکنیم. اگر با دوستی قرار ملاقات داشته باشیم و او دیر برسد، او را فردی بینظم میدانیم، اما اگر خودمان دیر برسیم، علت را ترافیک یا شرایط بیرونی عنوان میکنیم. اگر موفق شویم، موفقیت را حاصل شایستگی خود میدانیم، اما اگر دیگران پیشرفت کنند و به جایگاهی برسند، میگوییم حتماً از رانت یا پارتی استفاده کردهاند.
این رفتار ناشی از مسئولیتپذیر نبودن است. البته مسئولیتپذیری مفهومی گستردهتر از این موارد دارد، اما در این مرحله انسان باید مسئولیت اعمال خود به ویژه خطاها و اشتباهاتش را بر عهده بگیرد. لازم است بتوانیم در رفتارهای خود بخشهایی را که دچار خطا و نقص است از خود بدانیم و سهم خود را در آن بپذیریم.
متأسفانه گاهی اوقات هنگامی که با شکست مواجه میشویم، یا خود را به شدت سرزنش میکنیم یا شروع به سرزنش دیگران میکنیم و همواره در جستوجوی مقصر هستیم. این مسئله حتی در فعالیتهای گروهی و سازمانی نیز مشاهده میشود. هنگامی که یک کار جمعی انجام میدهیم، بیشتر به دنبال آن هستیم که چه کسی خطا کرده است و چگونه مسئولیت را از دوش خود برداریم.
اگر بتوانیم در هر کاری نقش و سهم خود را بشناسیم و مسئولیت آن را بپذیریم، بدون تردید گام مهمی در مسیر رشد و تعالی خود، خانواده و جامعه برداشتهایم. کاری که جناب حر انجام داد، همین بود. فارغ از اینکه با سپاهی هزار نفره در برابر حضرت قرار گرفت، فارغ از برخوردها و گفتوگوهایی که با امام(ع) داشت، سرانجام در روز عاشورا و در لحظات حساس آن روز به این نتیجه رسید که «من خطا کردهام و بخشی از این اتفاقات بر عهده من است».
به همین دلیل، هنگامی که نزد حضرت آمد، خطای خود را بیان کرد. البته توضیح داد که گمان نمیکرد کار به اینجا برسد و قصد خیرخواهی نیز داشته است، اما با وجود این توضیحات، اصل خطای خود را انکار نکرد و مسئولیت آن را پذیرفت. این یعنی اگر خطایی از من سر زده باشد، آن را به گردن دیگران نمیاندازم و فرافکنی نمیکنم.
چه نیکوست که ما نیز در هر خطا و اشتباهی سهم خود را بشناسیم. اگر بتوانیم به این مرحله از رشد برسیم و خود، فرزندانمان و اطرافیانمان را نیز به این شیوه تربیت کنیم که هنگام بروز هر اشتباه ابتدا سهم خود را شناسایی کنند، بیتردید در مراحل بعدی نیز خواهیم توانست خطاهای خود را جبران و اصلاح کنیم.
افرادی که زندگیشان تغییر نمیکند، کسانی که اهل پذیرش ریسک نیستند و کسانی که از تصمیمهای نادرست خود خارج نمیشوند، معمولا در همان مرحله نخست متوقف شدهاند؛ زیرا نپذیرفتهاند که خطا کردهاند و نپذیرفتهاند که بخشی از مسئولیت آن خطا بر عهده خودشان است.
انشاءالله به برکت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و به مدد توسل به شهدای درگاه امام حسین(ع) بتوانیم روحیه مسئولیتپذیری را در وجود خود تمرین کرده و آن را در شخصیت خویش نهادینه کنیم. انشاءالله.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


