امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 2 صفر 1448
شناسه خبر : 374916
  پرینت تاریخ انتشار : 17 جولای 2026 - 9:12 | 5 بازدید

زنجیره سه‌وجهی که تاب‌آوری را در بحران‌ها تقویت می‌کند

تاب‌آوری اجتماعی و انسجام ملی دو مفهوم به‌هم‌پیوسته در تحلیل‌های جامعه‌شناختی و مطالعات توسعه محسوب می‌شوند که نقش تعیین‌کننده‌ای در پایداری، ثبات و توان یک جامعه برای مواجهه با بحران‌ها دارند. تاب‌آوری اجتماعی به ظرفیت یک جامعه برای مقاومت، انطباق و بازسازی خود در برابر فشارها، شوک‌ها و بحران‌های داخلی یا خارجی اشاره دارد، ظرفیتی […]


ابراهیم فیاضتاب‌آوری اجتماعی و انسجام ملی دو مفهوم به‌هم‌پیوسته در تحلیل‌های جامعه‌شناختی و مطالعات توسعه محسوب می‌شوند که نقش تعیین‌کننده‌ای در پایداری، ثبات و توان یک جامعه برای مواجهه با بحران‌ها دارند. تاب‌آوری اجتماعی به ظرفیت یک جامعه برای مقاومت، انطباق و بازسازی خود در برابر فشارها، شوک‌ها و بحران‌های داخلی یا خارجی اشاره دارد، ظرفیتی که نشان می‌دهد یک جامعه تا چه اندازه می‌تواند بدون از دست دادن کارکردهای اساسی خود، شرایط دشوار را مدیریت کرده و به وضعیت تعادل جدیدی برسد.

در کنار آن، انسجام ملی به میزان همبستگی، پیوستگی و هماهنگی میان اجزای مختلف یک جامعه در سطح کلان اشاره دارد، به‌گونه‌ای که گروه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی علیرغم تفاوت‌ها در چارچوب یک نظام مشترک از ارزش‌ها، هویت و منافع عمومی با یکدیگر هم‌راستا عمل کنند. انسجام ملی در واقع زیرساختی است که امکان همکاری جمعی و هم‌افزایی اجتماعی را فراهم می‌کند و بدون آن جامعه دچار پراکندگی و کاهش ظرفیت تصمیم‌گیری جمعی می‌شود.

رابطه میان این دو مفهوم، مستقیم و متقابل است. هرچه انسجام ملی در یک جامعه قوی‌تر باشد، سطح تاب‌آوری اجتماعی نیز افزایش می‌یابد، زیرا در چنین شرایطی اعتماد، همکاری و هماهنگی میان گروه‌های مختلف بیشتر شده و جامعه در برابر بحران‌ها واکنش منسجم‌تر و کارآمدتری نشان می‌دهد. در مقابل، ضعف انسجام ملی می‌تواند منجر به کاهش تاب‌آوری اجتماعی و افزایش آسیب‌پذیری در برابر بحران‌ها شود.

بنابراین، بررسی همزمان این دو مفهوم امکان درک دقیق‌تری از وضعیت پایداری اجتماعی یک کشور فراهم می‌کند و نشان می‌دهد که توان یک جامعه برای عبور از چالش‌ها صرفا به منابع مادی محدود نمی‌شود، بلکه به میزان انسجام درونی و کیفیت روابط اجتماعی آن نیز وابسته است.

ایکنا در راستای واکاوی مقوله تاب‌آوری اجتماعی در جامعه و میزان تأثیر انسجام ملی در آن به گفت‌وگو با ابراهیم فیاض، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران پرداخته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.  

ایکنا ـ جوامع مختلف چگونه می‌توانند به سمت تاب‌آوری در حوزه انسجام ملی و حفظ آن در برهه‌های مختلف حرکت کنند؟

این بحث اساسا به نظام معنایی در سطح جامعه بازمی‌گردد، یعنی شبکه‌ای از معناها، برداشت‌ها و تفسیرهایی که افراد و گروه‌های اجتماعی براساس آن جهان پیرامون خود را درک می‌کنند و به آن پاسخ می‌دهند. نظام معنایی در واقع بستر اصلی شکل‌گیری کنش انسانی است، به این معنا که هر نوع کنش اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی پیش از آنکه به مرحله عمل برسد، درون یک چارچوب معنایی شکل می‌گیرد و در همان چارچوب نیز قابل فهم و تفسیر می‌شود.

بر این اساس، نظام معنایی به‌طور مستقیم به نظام کنشی منجر می‌شود. نظام کنشی مجموعه‌ای از رفتارها، واکنش‌ها و الگوهای عملی است که در سطح فردی و جمعی بروز پیدا می‌کند. این نظام کنشی صرفا مجموعه‌ای از رفتارهای پراکنده نیست، بلکه ساختارمند بوده و از نظام معنایی تغذیه می‌کند. به عبارت دیگر، کیفیت و گستره نظام معنایی تعیین‌کننده نوع، عمق و دامنه نظام کنشی در جامعه است. در ادامه این زنجیره، نظام کنشی نیز به شکل‌گیری ساختار اجتماعی منجر می‌شود. ساختار اجتماعی همان الگوهای نسبتا پایدار روابط، نهادها، نقش‌ها و قواعدی است که یک جامعه بر اساس آن سازمان می‌یابد. بنابراین، می‌توان گفت میان نظام معنایی، نظام کنشی و ساختار اجتماعی یک رابطه پیوسته و سلسله‌مراتبی وجود دارد که هر سطح سطح بعدی را تولید و تقویت می‌کند.

در این میان، هرچه نظام معنایی گسترده‌تر و عمیق‌تر باشد، به همان نسبت نظام کنشی نیز متنوع‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و در نتیجه ساختار اجتماعی نیز از انسجام و گستردگی بیشتری برخوردار خواهد شد. در چنین شرایطی تاب‌آوری اجتماعی نیز افزایش پیدا می‌کند، زیرا جامعه‌ای که دارای نظام معنایی گسترده‌تری است، توان بیشتری برای درک شرایط پیچیده، مواجهه با بحران‌ها و بازتولید خود در شرایط متغیر خواهد داشت.

از منظر مفهومی، مسئله به جهان پدیداری نیز گره می‌خورد. جهان پدیداری در واقع همان افق ادراک و تجربه‌ای است که افراد و جوامع از واقعیت دارند. هرچه این جهان پدیداری محدودتر باشد، درک فرد یا جامعه از موقعیت خود و جهان پیرامون نیز محدودتر خواهد بود، اما هرچه جهان پدیداری وسعت بیشتری پیدا کند، امکان فهم ارتباطات پیچیده‌تر و روابط چندلایه اجتماعی و جهانی نیز افزایش می‌یابد. در نتیجه، نظام معنایی نیز در چنین بستری گسترش پیدا کرده و نظام کنشی و ساختار اجتماعی را در سطحی وسیع‌تر سازمان‌دهی می‌کند.

برای فهم دقیق‌تر این مسئله نیاز به توجه به سطح تحلیل جهانی وجود دارد، یعنی باید ساختارهای کلان و فراملی را نیز در نظر گرفت. در دنیای امروز بسیاری از رخدادها صرفا در سطح محلی یا منطقه‌ای قابل تفسیر نیستند، بلکه در پیوند با ساختارهای جهانی معنا پیدا می‌کنند. به همین دلیل، برخی تحلیل‌ها بر این نکته تأکید دارند که حتی منازعات یا تنش‌هایی که در ظاهر محدود به یک جغرافیای خاص هستند، می‌توانند در سطح جهانی اثرگذار باشند و پیامدهای گسترده‌تری ایجاد کنند.

برای نمونه، در تحلیل برخی از روابط و تنش‌های بین‌المللی مانند روابط میان ایران و آمریکا این نگاه وجود دارد که این نوع تقابل‌ها صرفا در یک سطح محدود باقی نمی‌مانند، بلکه می‌توانند پیامدهایی در سطح نظم جهانی داشته باشند. در مقابل، برخی دیگر از درگیری‌ها مانند جنگ روسیه و اوکراین از منظر برخی تحلیل‌ها بیشتر به‌عنوان یک درگیری منطقه‌ای یا محلی مورد بررسی قرار می‌گیرند، هرچند که در عمل ممکن است اثرات آن فراتر از سطح منطقه‌ای نیز گسترش یابد. در این چارچوب، تفاوت در مقیاس و دامنه اثرگذاری رخدادها اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

در نهایت، زمانی که افراد و جوامع بتوانند جایگاه خود را در این ساختار پیچیده و گسترده جهانی درک کنند، نوعی آگاهی ساختاری شکل می‌گیرد که به آن‌ها امکان می‌دهد نقش خود را در فرایندهای بزرگتر بهتر بفهمند. این سطح از آگاهی نه‌تنها به درک عمیق‌تر از موقعیت اجتماعی و تاریخی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند به افزایش تاب‌آوری اجتماعی نیز منجر شود، زیرا جامعه‌ای که خود را در یک شبکه معنایی و کنشی گسترده‌تر تعریف می‌کند، توان بیشتری برای مواجهه با بحران‌ها، تغییرات و فشارهای بیرونی خواهد داشت.

ایکنا ـ جوامع مختلف چگونه می‌توانند از چالش‌ها و بحران‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی به خوبی عبور کنند؟ 

در پاسخ به این پرسش می‌توان به جامعه ایران اسلامی به ویژه در دوران جنگ تحمیلی اشاره کرد. ایران به‌عنوان کشوری در حال رشد و در مسیر توسعه مورد توجه قرار می‌گیرد، در حالی که در برخی دیدگاه‌های راهبردی در غرب تلاش برای جلوگیری از این روند رشد و محدودسازی آن مشاهده می‌شود. از این منظر، ایران نه‌تنها یک واحد سیاسی در حال توسعه، بلکه بازیگری با ظرفیت تمدنی در سطح منطقه‌ای و حتی جهانی تلقی می‌شود. در همین چارچوب، به دیدگاه‌هایی اشاره می‌شود که توسط چهره‌هایی چون هنری کسینجر به‌عنوان نماینده‌ای از سنت فکری و راهبردی غرب، مطرح شده است. او در ماه‌های پایانی عمر خود به این نکته اشاره کرده بود که کشورهایی مانند هند، چین و روسیه در برخی ابعاد واجد نوعی هم‌پوشانی یا هم‌سنخی با نظام معنایی و تمدنی غرب هستند، اما ایران در این دسته‌بندی قرار نمی‌گیرد و دارای هویت تمدنی مستقل و متفاوتی است.

براساس این نگاه، ایران نه صرفا یک کشور در حال توسعه، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک رقیب بالقوه در سطح تمدنی برای غرب مطرح شود. در این چارچوب، برخی تحلیل‌ها بر این باورند که ایران در آینده می‌تواند یکی از چالش‌برانگیزترین بازیگران در نظم تمدنی غرب باشد، به‌ویژه با توجه به روندهای رشد، پیچیدگی اجتماعی و ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی آن. باید به این نکته اشاره کرد که در برخی رویکردها تلاش‌هایی برای متوقف یا کند کردن روند توسعه کشورهایی که در حال پیشرفت هستند، از جمله ایران، وجود دارد. با این حال، تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که فشارها و درگیری‌های بیرونی الزاما منجر به توقف روند رشد نمی‌شوند، بلکه در برخی موارد می‌توانند به نوعی بازآرایی درونی، افزایش انسجام اجتماعی و حتی تسریع در فرآیندهای پیشرفت منجر شوند.

بر همین اساس، ایران به‌عنوان کشوری با ساختار اجتماعی پیچیده، ظرفیت‌های انسانی گسترده و رهبری منسجم در مواجهه با فشارها و چالش‌های بیرونی نه‌تنها دچار توقف نشده، بلکه در برخی تحلیل‌ها شاهد نوعی جهش در حوزه‌های مختلف بوده است. در این چارچوب، نقش مردم در این فرآیند بسیار تعیین‌کننده تلقی می‌شود و بر این نکته تأکید می‌شود که مشارکت اجتماعی و آگاهی جمعی می‌تواند به شکل‌گیری نوعی نقش تاریخی و تمدنی برای جامعه منجر شود. از این منظر، جنگ‌ها و تنش‌ها صرف‌نظر از نتیجه نهایی آن‌ها تنها در سطح نظامی قابل ارزیابی نیستند، بلکه می‌توانند پیامدهایی در سطح تمدنی نیز به همراه داشته باشند؛ به این معنا که پایان یک درگیری لزوما پایان اثرات آن نیست، بلکه ممکن است آغاز مرحله‌ای جدید در بازتعریف نقش تاریخی یک ملت باشد.

بر همین اساس، برخی تحلیل‌ها بر این نکته تأکید دارند که ایران در مسیر تحولات آینده خود می‌تواند وارد مرحله‌ای از بازآفرینی تمدنی شود، مرحله‌ای که در آن ظرفیت‌های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی کشور در قالبی جدید و در سطحی گسترده‌تر بالفعل می‌شوند. در این نگاه، آینده ایران نه صرفا ادامه روند فعلی، بلکه نوعی جهش در سطح تمدنی تلقی می‌شود که می‌تواند موقعیت آن را در نظم جهانی به شکل قابل توجهی تغییر دهد.

 ایکنا ـ مهمترین مؤلفه در حوزه مدیریت دوره‌های پرتنش چیست؟

در این زمینه باید توجه داشت که امروز ساختار اجتماعی جامعه در شرایط کنونی دچار انقباض نشده، بلکه با نوعی انبساط ساختاری مواجه است، به این معنا که ظرفیت‌های اجتماعی، نهادی و کنشی جامعه نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در بسیاری از حوزه‌ها گسترش یافته است. در چنین وضعیتی میدان عمل مدیران نیز گسترده‌تر می‌شود و امکان تصمیم‌گیری و کنش مدیریتی در سطوح مختلف افزایش پیدا می‌کند. در واقع، هرچه ساختار اجتماعی از انسجام و گستره بیشتری برخوردار باشد، فضای انتخاب برای مدیران نیز وسیع‌تر می‌شود و قدرت تصمیم‌گیری آنان در چارچوب‌های متنوع‌تری شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، مدیریت صرفا واکنشی یا محدود نیست، بلکه می‌تواند به شکل فعال‌تر و مسلط‌تری بر فرآیندها اثرگذار باشد و مسیرهای مختلفی را برای اداره امور پیش ببرد.

از این منظر، وضعیت جامعه به گونه‌ای توصیف می‌شود که حتی در شرایط تنش یا درگیری‌های بیرونی ساختار اجتماعی همچنان کارکرد خود را حفظ کرده و دچار فروپاشی یا اختلال جدی نشده است. برای مثال، در برخی مقاطع زمانی که تنش‌های امنیتی یا نظامی در منطقه افزایش یافته، نشانه‌های زندگی اجتماعی، اقتصادی و شهری همچنان ادامه داشته و جریان عادی فعالیت‌ها متوقف نشده است. تداوم ترافیک شهری، فعالیت‌های آموزشی، رفت‌وآمدهای روزمره و پویایی اقتصادی همگی نشان‌دهنده استمرار کارکردهای اجتماعی در سطح جامعه هستند.

در مقایسه تاریخی نیز اشاره می‌شود که در برخی مقاطع اولیه بحران‌ها یا درگیری‌ها، واکنش اجتماعی ممکن است به شکل خروج جمعیت از شهرها یا افزایش نگرانی‌های عمومی بروز پیدا کند، اما در مراحل بعدی، این الگو تغییر کرده و جامعه به نوعی ثبات و عادی‌سازی شرایط دست یافته است. این تغییر رفتار اجتماعی نشان‌دهنده افزایش تاب‌آوری و سعه صدر اجتماعی در سطح ملی است.

در این چارچوب، باید تأکید کرد که جامعه در مواجهه با فشارهای بیرونی به جای فروپاشی یا عقب‌نشینی، نوعی استمرار و حتی بازتولید نظم اجتماعی را تجربه کرده است. این وضعیت در برخی تحلیل‌ها به‌عنوان نوعی تغییر معادله در سطح اجتماعی و روانی جامعه تعبیر می‌شود، به این معنا که انتظارات از واکنش جامعه در شرایط بحرانی با واقعیت رفتاری آن متفاوت بوده است. بر این اساس، جامعه نه‌تنها دچار فروپاشی یا کاهش انسجام نشده، بلکه در برخی موارد نوعی همبستگی و پایداری اجتماعی نیز در آن تقویت شده است. در این نگاه استمرار زندگی روزمره، فعالیت‌های اقتصادی و حضور اجتماعی مردم حتی در شرایط تنش نشان‌ دهنده سطح بالایی از تاب‌آوری اجتماعی و پایداری ساختاری است.

در نهایت، این وضعیت به‌عنوان نشانه‌ای از ظرفیت بالای جامعه در مدیریت بحران و حفظ انسجام در شرایط دشوار تلقی می‌شود؛ ظرفیتی که می‌تواند در تحلیل‌های کلان اجتماعی و حتی تمدنی مورد توجه قرار گیرد و به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های مهم پایداری و استمرار ساختار اجتماعی در نظر گرفته شود.

ایکنا ـ چه ارتباطی بین اعتماد اجتماعی و استحکام انسجام ملی وجود دارد؟

اعتماد اجتماعی به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های حیات جمعی، نقش محوری در شکل‌دهی به ثبات، همبستگی و کارآمدی نظام‌های اجتماعی ایفا می‌کند. در واقع، اعتماد اجتماعی صرفا یک احساس فردی یا رابطه محدود میان اشخاص نیست، بلکه یک سازوکار ساختاری است که کیفیت روابط میان افراد، گروه‌ها و نهادهای مختلف را تعیین می‌کند و به‌تدریج در سطح کلان به شکل‌گیری الگوهای پایدار کنش اجتماعی منجر می‌شود. در سطح نظری، هرچه میزان اعتماد اجتماعی در یک جامعه بالاتر باشد، امکان پیش‌بینی‌پذیری رفتارها افزایش می‌یابد و تعاملات اجتماعی از حالت پرریسک، مبهم و کوتاه‌مدت به سمت روابط پایدار، قابل اتکا و مبتنی بر اطمینان متقابل حرکت می‌کند. این وضعیت باعث می‌شود که هزینه‌های نظارت، کنترل و تنش در روابط اجتماعی کاهش یافته و در مقابل، ظرفیت همکاری، مشارکت و هم‌افزایی میان کنشگران اجتماعی افزایش پیدا کند.

از این منظر، اعتماد اجتماعی به‌عنوان یک سرمایه اجتماعی عمل می‌کند، سرمایه‌ای که برخلاف منابع مادی، با مصرف شدن کاهش نمی‌یابد، بلکه در صورت تقویت، خود به ‌خود بازتولید می‌شود و سایر ابعاد نظام اجتماعی را نیز تقویت می‌کند. این سرمایه اجتماعی بستر لازم برای شکل‌گیری نهادهای کارآمد، روابط پایدار اقتصادی و تعاملات سیاسی باثبات را فراهم می‌سازد. در چنین شرایطی، نهادهای مختلف اجتماعی از خانواده و گروه‌های محلی گرفته تا ساختارهای کلان سیاسی و اقتصادی می‌توانند عملکردی منسجم‌تر و کارآمدتر داشته باشند، زیرا اعتماد اجتماعی موجب کاهش فاصله میان انتظار و واقعیت در رفتار نهادها و کنشگران می‌شود و همین امر، زمینه‌ساز افزایش هماهنگی در سطح جامعه خواهد بود.

در سطح کلان‌تر، اعتماد اجتماعی به‌طور مستقیم با مفهوم انسجام ملی پیوند دارد. انسجام ملی به معنای وجود نوعی همبستگی پایدار میان اجزای مختلف یک جامعه است، همبستگی‌ که در آن تفاوت‌های قومی، فرهنگی، اقتصادی یا سیاسی به عامل گسست تبدیل نمی‌شوند، بلکه در چارچوب یک نظام معنایی مشترک، قابل مدیریت و هم‌زیستی می‌شوند. اعتماد اجتماعی در این میان نقش پیونددهنده دارد و امکان همگرایی میان این تفاوت‌ها را فراهم می‌سازد. هرچه سطح اعتماد اجتماعی بالاتر باشد، جامعه در برابر بحران‌ها، فشارهای بیرونی و تغییرات ناگهانی از تاب‌آوری بیشتری برخوردار خواهد بود، زیرا در چنین شرایطی افراد و گروه‌ها به جای حرکت به سمت واگرایی یا بی‌اعتمادی، تمایل بیشتری به همکاری، هم‌فکری و پذیرش راه‌حل‌های جمعی نشان می‌دهند. این امر به‌طور مستقیم موجب تقویت انسجام ملی و کاهش احتمال فروپاشی یا شکاف‌های عمیق اجتماعی می‌شود.

در نهایت، می‌توان گفت اعتماد اجتماعی نه‌تنها یک پیش‌شرط برای کارکرد مطلوب نظام‌های اجتماعی است، بلکه به‌عنوان یک عامل راهبردی در سطح کلان زمینه‌ساز استحکام ساختار ملی و افزایش ظرفیت یک جامعه برای مواجهه با چالش‌ها و بحران‌ها محسوب می‌شود. به همین دلیل، تقویت اعتماد اجتماعی همواره یکی از مهمترین اهداف در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و توسعه‌ای به شمار می‌رود.

ایکنا ـ نقش سرمایه اجتماعی در افزایش تاب‌آوری اجتماعی چیست؟ 

بدون سرمایه اجتماعی هیچ‌گونه تاب‌آوری اجتماعی قابل تحقق نخواهد بود. در واقع، تاب‌آوری اجتماعی نه یک ویژگی مستقل، بلکه محصول مستقیم وجود و پایداری سرمایه اجتماعی در یک جامعه است. به همین دلیل در نبود سرمایه اجتماعی اساسا امکان شکل‌گیری تاب‌آوری اجتماعی به معنای واقعی آن وجود ندارد. در توضیح مفهوم سرمایه اجتماعی باید گفت که سرمایه اجتماعی صرفا به معنای وجود روابط فردی یا ارتباطات پراکنده میان افراد نیست، بلکه به معنای مشارکت عمومی در جهت شکل‌گیری خلاقیت اجتماعی، همکاری جمعی و کنش‌های هماهنگ در سطح جامعه است. این نوع سرمایه بستر اصلی برای تبدیل توان فردی به توان جمعی و سازمان ‌یافته محسوب می‌شود و بدون آن ظرفیت‌های اجتماعی به صورت پراکنده و غیرهم‌افزا باقی می‌مانند.

بر این اساس، اگر فرآیندهایی مانند نوسازی اجتماعی و اقتصادی به‌صورت آمرانه و از بالا به پایین انجام شوند، بدون توجه به سازوکارهای مشارکت عمومی می‌توانند به تضعیف یا حتی فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شوند. در چنین شرایطی، به جای تقویت همبستگی و مشارکت، نوعی گسست میان جامعه و ساختارهای تصمیم‌گیری شکل می‌گیرد که نتیجه آن کاهش اعتماد، کاهش مشارکت و تضعیف پیوندهای اجتماعی خواهد بود. در این چارچوب باید تأکید کرد که برخی الگوهای نوسازی آمرانه به‌ویژه زمانی که بدون مشارکت واقعی مردم اجرا شوند، می‌توانند به کاهش محسوس سرمایه اجتماعی در سطح جامعه منجر شوند. این کاهش سرمایه اجتماعی به‌طور مستقیم بر ظرفیت جامعه برای مواجهه با بحران‌ها و شرایط دشوار اثرگذار است و آن را تضعیف می‌کند.

در مقابل، زمانی که سرمایه اجتماعی در جامعه تقویت شود، مشارکت عمومی افزایش می‌یابد و جامعه به سمت نوعی هم‌افزایی اجتماعی حرکت می‌کند که در آن خلاقیت جمعی و همکاری میان گروه‌های مختلف تقویت می‌شود. این وضعیت زمینه‌ساز افزایش تاب‌آوری اجتماعی و شکل‌گیری مقاومت اجتماعی در برابر فشارها و بحران‌ها خواهد بود. همچنین، در این نگاه باید به برخی الگوهای رفتاری اجتماعی در شرایط بحرانی اشاره کرد که نشان‌ دهنده نوعی بازگشت و انسجام مجدد در سطح جامعه است، به گونه‌ای که در شرایط خاص حضور و ماندگاری مردم در شهرها و ادامه فعالیت‌های روزمره، نشانه‌ای از بازتولید سرمایه اجتماعی و افزایش تاب‌آوری جمعی تلقی می‌شود.

در نهایت، باید اشاره کرد که هرچه سرمایه اجتماعی در یک جامعه تقویت شود، سطح تاب‌آوری اجتماعی نیز به‌طور متقابل افزایش می‌یابد و جامعه توان بیشتری برای حفظ انسجام، مدیریت بحران‌ها و بازتولید نظم اجتماعی خواهد داشت. در مقابل، تضعیف سرمایه اجتماعی به معنای کاهش توان جامعه در مواجهه با چالش‌ها و افزایش آسیب‌پذیری ساختارهای اجتماعی است.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.