امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 29 محرم 1448
شناسه خبر : 374097
  پرینت تاریخ انتشار : 14 جولای 2026 - 10:31 | 4 بازدید

محرم در آیینه شعر ملک‌الشعرای بهار

محمد‌تقی بهار ملقب به ملک‌الشعرای بهار، شاعر، ادیب، نویسنده و روزنامه‌نگار بود که پرویز ناتل خانلری، از بزرگان زبان و ادب فارسی وی را آخرین ادیب بزرگ ایران می‌نامید. این شاعر مستعد و خلاق به کمک تخیل قوی و تصویرسازی به افق‌های تازه‌ای از زبان و اندیشه دست یافته بود و از همین رو منتقدان […]

محرم در آیینه شعر ملک‌الشعرای بهار


محمد‌تقی بهار ملقب به ملک‌الشعرا بهارمحمد‌تقی بهار ملقب به ملک‌الشعرای بهار، شاعر، ادیب، نویسنده و روزنامه‌نگار بود که پرویز ناتل خانلری، از بزرگان زبان و ادب فارسی وی را آخرین ادیب بزرگ ایران می‌نامید. این شاعر مستعد و خلاق به کمک تخیل قوی و تصویرسازی به افق‌های تازه‌ای از زبان و اندیشه دست یافته بود و از همین رو منتقدان ادبی خیال را خمیرمایه و عنصر اصلی شعر می‌دانند و بر این اعتقاد هستند که در پرتو خیال می‌توان بیان شاعرانه داشت.

 

در اصل تازگی، خیال‌بندی و تصویرسازی شعر سنت‌گرای معاصر عمدتاً مرهون تلاش‌های فراوان و بی‌دریغ بهار است، چراکه تصویر از شاخصه‌های سبکی شعر اوست که وی برای القای معانی مد‌ نظر خویش از عناصر هنری علم بیان شامل تشبیه و استعاره بهره گرفته و این امر قطعاً نشانگر احاطه کامل او در علوم ادبی و فنون شاعری است.

 

ملک‌الشعرای بهار در شعر و اندیشه، صدای بیداری یک عصر بود، شاعری که کلامش از دل سنت می‌آمد، اما در جان زمانه می‌تپید. در قصاید و غزلیات او آزادی، قانون، استقلال، وطن‌دوستی، اعتراض به استبداد و درد مردم حضوری پررنگ و مداوم دارند و همین مضامین به شعرش رنگ اجتماعی و تاریخی بخشیده‌اند و در اصل همین روحیه آزادی‌خواهی و ظلم‌ستیزی سبب شده است که در برخی سروده‌های او رد روشن مضامین عاشورایی نیز دیده شود و در جهان شعری بهار، عاشورا نه صرفاً یاد یک واقعه، بلکه تجلی همیشگی ایستادگی در برابر ظلم است.

 

بهار در یکی از سروده‌هایش درباره واقعه عاشورا می‌نویسد:

 

ای فلک، آل‌علی را از وطن آواره کردی

زان سپس در کربلاشان بردی و بیچاره کردی

تاختی از وادی ایمن، غزالان حرم را

پس اسیر پنجه گرگان آدم‌خواره کردی

چشم پاک شیرمردان را نمودی پاره‌پاره

هم دل شیر خدا را زین مصیبت پاره کردی

گوشواره عرش رحمان را بریدی سر، پس آنگه

دخترانش را ز کین بی‌گوشوار و یاره کردی

جبهه فرزند زهرا را ز سنگ کین شکستی

تو مگر ای آسمان! دل را ز سنگ خاره کردی

 

بهار در این شعر از فلک و روزگار به سبب ماجراهای کربلا شکایت می‌کند و در انتها به وقایعی که برای دختران امام حسین‌(ع) رخ می‌دهد، اشاره می‌کند.

 

شاعر در ادامه می‌نویسد:

کودکی دیدی صغیر اندر میان گاهواره

چون نکردی شرم و از کین، قصد آن گهواره کردی

چاره می‌جستند در خاموشی آن طفل گریان

خود تو در یک لحظه از پیکان تیرش چاره کردی

چون بدیدی مسلم اندر کوفه بی‌یار است و یاور

از چه رو، او را در آن بی‌یاوری، یاور نگشتی!

 

ملک‌الشعرای بهار همچنین در جایی دیگر بیان می‌کند:

خون پاکان را نریزد روزگار بی‌ثمر

هر شهیدی را بود در سینه تاریخ، اثر

 

از این رو در جهان‌بینی ملک‌الشعرای بهار، محرم نه موسم اندوه که زمان بیداری، دعوت به آزادی و مبارزه با ستم است و این یعنی نهضت حسینی نه فقط یک واقعه مذهبی که سرمایه‌‌ای فرهنگی برای همه کسانی است که در طول تاریخ به آزادی می‌اندیشند و در این مسیر از دادن جان نیز دریغ نخواهند کرد، چنانکه فرخی یزدی می‌گوید:

 

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی

دست خود ز جان شستم از برای آزادی

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را

می‌دوم به پای سر در هوای آزادی

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.