امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 29 محرم 1448
شناسه خبر : 373976
  پرینت تاریخ انتشار : 13 جولای 2026 - 22:00 | 10 بازدید

روایت یک سند نویافته از فاجعه گوهرشاد و مقاومت مردم در برابر کشف حجاب

به گزارش ایکنا از قم، به نقل از پایگاه خبری آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه(س) حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، پژوهشگر دینی و فعال رسانه به مناسبت بیست‌ویکم تیرماه، سالروز قیام مسجد گوهرشاد و روز ملی «عفاف و حجاب» طی یادداشتی نوشت: این روز یادآور یکی از تلخ‌ترین و در عین حال ماندگارترین رخدادهای تاریخ معاصر […]

روایت یک سند نویافته از فاجعه گوهرشاد و مقاومت مردم در برابر کشف حجاب


روایت یک سند نویافته از فاجعه گوهرشاد و مقاومت مردم در برابر کشف حجاببه گزارش ایکنا از قم، به نقل از پایگاه خبری آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه(س) حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، پژوهشگر دینی و فعال رسانه به مناسبت بیست‌ویکم تیرماه، سالروز قیام مسجد گوهرشاد و روز ملی «عفاف و حجاب» طی یادداشتی نوشت: این روز یادآور یکی از تلخ‌ترین و در عین حال ماندگارترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران است؛ واقعه‌ای که در بستر سیاست‌های دین ستیزانه و ضدفرهنگی حکومت پهلوی اول، به‌ویژه ماجرای کشف حجاب و محدودسازی شعائر اسلامی، در حرم مطهر رضوی و مسجد گوهرشاد رقم خورد. این حادثه، نمادی از مقاومت دینی و فرهنگی مردمی بود که تعرض به حجاب، شعائر مذهبی و مرجعیت دینی را برنمی‌تافتند و در برابر آن ایستادند.

سرکوب وحشیانه این قیام به دست عوامل پهلوی، لکه‌ی ننگی بر دامان آن حکومت نهاد که تا ابد در حافظه تاریخی ملت ایران باقی خواهد ماند. درباره شمار قربانیان این فاجعه، به سبب سانسور شدید حکومتی، دفن پنهانی برخی اجساد و محدودیت‌های موجود در ثبت و انتشار اخبار، آمار دقیقی در دست نیست و در منابع مختلف، ارقام متفاوتی از چند صد تا چند هزار نفر گزارش شده است. با این همه، همین اختلاف در نقل‌ها خود بازتابی از ابعاد تکان‌دهنده حادثه و شدت سرکوب آن است. در این میان، اهمیت اسناد محلی، شخصی و نویافته دوچندان می‌شود؛ زیرا این‌گونه اسناد، افزون بر ثبت اصل واقعه، بازتاب‌دهنده نحوه انعکاس آن در حافظه دینی و اجتماعی مردم زمانه نیز هستند. از همین منظر، شایان توجه است که در این دست‌نوشته نویافته نیز از شهدای این رخداد با تعبیر «چندهزار نفر» یاد شده است؛ تعبیری که، فارغ از داوری آماریِ دقیق، نشان‌دهنده عمق فاجعه در ذهن و زبان جامعه متدین آن عصر است.

بر همین اساس، بازخوانی اسناد تازه‌یاب و محلی درباره کشف حجاب و واقعه گوهرشاد، علاوه بر افزودن سندی جدید به مجموعه دانسته‌های تاریخی و مستند درباره این فاجعه، راهی برای فهم بازتاب اجتماعی و عاطفی این رخداد در لایه‌های مختلف جامعه ایرانی است؛ چراکه «تجربه زیسته» مردمِ دین‌داری را روایت می‌کنند که صدایشان در هیاهوی تبلیغات حکومتی زمانه خویش گم شده بود.

در این نوشتار، ضمن معرفی سند نویافته‌ای از مرحوم حجت الاسلام ملابابا فتح‌الله‌زاده، که با دقتی کم‌نظیر، روایتی از فشارهای دوران پهلوی اول و عمق تأثیر فاجعه گوهرشاد بر حافظه دینیِ جامعه را به تصویر کشیده است. به بازخوانی، تحلیل و تبیین دلالت‌های تاریخی آن پرداخته و تصاویر این سند را پیش‌روی علاقه‌مندان قرار می‌دهیم.

معرفی سند و شرح حال کاتب سند؛ مرحوم «ملا بابا فتح الله زاده»

عالم بزرگوار، مرحوم ملا فتح‌الله‌زاده، معروف به «ملا بابا»، در حدود سال ۱۲۶۰ شمسی در قریه «شندآباد» از توابع شهرستان شبستر دیده به جهان گشود. وی در خاندانی مذهبی و علم‌پرور پرورش یافت که چندین نسل از اجدادش در زمره مبلغان و روحانیون بنام آن منطقه بودند؛ سلسله جلیله‌ای که پس از ایشان نیز در میان فرزندان و نوادگان فاضلشان استمرار یافت.

ملا بابا از علمای پرتلاش در عرصه تبلیغ دین و ترویج شریعت بود که در دوره پهلوی اول، نقش بسزایی در هدایت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مردم منطقه و روشنگری آنان نسبت به مسائل زمانه داشت. اقامه نماز جماعت، برپایی مجالس وعظ و خطابه و سوگواری اهل‌بیت (ع) در مسجد جامع شندآباد، از فعالیت‌های مستمر این عالم ربانی به شمار می‌رفت. وی علاوه بر رهبری مذهبی، با ثبت اسناد شرعی (اعم از قباله‌های نکاح، طلاق و معاملات شرعی) گره‌گشای امور روزمره مردم بود. تأسیس مسجد، رسیدگی به محرومان و یتیم‌نوازی از دیگر خدمات ماندگار این روحانی وارسته است؛ چنان‌که خانه‌اش همواره پناهگاه دردمندان و سفره اطعامش به روی همگان گشوده بود. این عالم بزرگوار سرانجام در سال ۱۳۴۰ شمسی بدرود حیات گفت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد.

یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد مرحوم ملا بابا، تقید ویژه ایشان به «روزنگاری» و ثبت وقایع و دخل‌وخرج‌های روزانه و ماهانه بود. اهتمام وافر او به ضبط حوادث سیاسی و اجتماعی روزگار خویش برای آیندگان، میراثی گران‌بها به یادگار گذاشت؛ گنجینه‌ای مشتمل بر هزاران برگ سند دست‌نویس که امروزه منبعی ارزشمند برای شناخت تاریخ معاصر ایران و خطه آذربایجان به شمار می‌رود.

در میان این ذخایر، مرقومه‌ای چهارصفحه‌ای به چشم می‌خورد که تصویرگر وقایع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دهه ۱۳۲۰ شمسی است. این سند که در «کتابچه دخل‌ و خرج سیاقیه» به خط مرحوم بابا ملا فتح‌الله‌زاده در سال ۱۳۶۳ قمری کتابت شده، حاوی اطلاعاتی ناب و دست‌اول درباره اقدامات ضدفرهنگی رضاشاه، از جمله ماجرای «کشف حجاب» و «واقعه خونین مسجد گوهرشاد» مشهد است. شایان‌ذکر است که نسخه‌ای از این اسناد ارزشمند به همت نوه ایشان، جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی فتح‌الله‌زاده، به مرکز اسناد آستان مقدس فاطمی اهدا شده است.

تبیین محتوای مرتبط با ماجرای کشف حجاب و واقعه خونین گوهرشاد

اهمیت این مرقومه تنها در آن نیست که به دو رخداد مهم تاریخ معاصر ایران، یعنی سیاست کشف حجاب و فاجعه مسجد گوهرشاد، اشاره می‌کند؛ بلکه ارزش اصلی آن در این است که این حوادث را از منظر یک عالم محلی، متدین و درگیر با زیست دینی مردم، بازتاب می‌دهد. به بیان دیگر، این سند صرفاً گزارشی از یک واقعه سیاسی نیست، بلکه بازتابی از دریافت اجتماعی و دینی یک روحانی شهرستانی از فشارهای فرهنگی و دینی عصر رضاشاه است.

در این دست‌نوشته، نویسنده نخست به مجموعه‌ای از تحولات دوره پهلوی اول اشاره می‌کند: تضعیف نفوذ علما، تبعید مجتهدان، تغییر لباس روحانیان، منع اقامه شعائر مذهبی و سرانجام تحمیل کشف حجاب. از خلال این عبارات، می‌توان دریافت که در نگاه او، سیاست‌های دولت پهلوی مجموعه‌ای پیوسته از اقدامات ضدشرعی و ضددینی بوده که به‌تدریج حیات مذهبی جامعه را هدف گرفته است. از همین منظر، کشف حجاب نه یک اقدام اداری یا اصلاح اجتماعی، بلکه تعرضی آشکار به عفاف زنان مسلمان و نقض آشکار شریعت اسلام تلقی شده است.

بخش مهمی از این سند، به واکنش مردم خراسان در برابر این سیاست و سپس به واقعه مسجد گوهرشاد اختصاص دارد. نویسنده سند (ملا بابا فتح الله زاده) می‌نویسد:

«… و زنان ایران از بدو اسلام که مستوره و محجوبه می‌زیستند، در زمان سلطنت پهلوی زبون مجبور به کشف حجاب نمودند.

و ستر چادر شب یا مقنعه زنان عفیفه را مستخدمین دولت در امنیه و آژان و فراش حکومت در بازار از سرش برداشته می‌بردند و می‌سوختند و مردان را هم به گذاشتن کلاه خارجه‌پرست مجبور نمودند. و درباره کشف حجاب نسوان اهل خراسان، اظهار عدم قبول نموده، مجرم به حرم حضرت ثامن الائمه(ع) پناهنده و متحصن شدند در حرم [رضوی] و مسجد گوهرشاد بیگم؛ چندهزار نفر به ضرب توپ و تفنگ مقتول، و خون بیگناهان ریخته شد…»

این قطعه، از چند جهت شایان توجه است. نخست آنکه نویسنده، کشف حجاب را با تعبیرهایی چون «مجبور نمودند» و «برداشته می‌بردند و می‌سوختند» وصف می‌کند؛ تعابیری که از خشونت اجرایی رژیم پهلوی در مواجهه با پوشش زنان حکایت دارد. در اینجا حجاب علاوه بر یک حکم شرعی، جزئی از حرمت اجتماعی و دینی زنان مسلمان تلقی شده و تعرض به آن، تعرض به نظم اخلاقی جامعه دانسته شده است.

نکته دوم، پیوندی است که سند میان اعتراض به کشف حجاب و تحصن در حرم رضوی و مسجد گوهرشاد برقرار می‌کند. در این روایت، مردم خراسان در برابر سیاست رسمی حکومت پهلوی اول «اظهار عدم قبول» کرده و برای اعتراض، به حریم قدسی آستان رضوی پناه برده‌اند. این بیان نشان می‌دهد که حرم مطهر رضوی و مسجد گوهرشاد، در ذهن و عمل دینداران آن عصر، علاوه بر مکان زیارت و عبادت، پناهگاه اجتماعی و کانون اعتراض دینی نیز به شمار می‌رفت.

از سوی دیگر، هرچند در این مرقومه آمار دقیق و مستند قربانیان ذکر نشده و تعبیر «چندهزار نفر» بیشتر بازتاب دریافت عمومی و فضای عاطفی و تکان‌دهنده حادثه است، اما همین تعبیر نیز از عظمت فاجعه در حافظه جمعی جامعه مذهبی حکایت دارد. در واقع، اهمیت سند در این نیست که آمار نهایی کشتار را روشن کند، بلکه در آن است که نشان می‌دهد خبر این سرکوب خونین تا روستاها و شهرهای آذربایجان نیز رسیده و در ذهن عالمان محلی به‌عنوان نمونه‌ای بارز از ستیز حکومت پهلوی با دین و شعائر مذهبی ثبت شده است.

نویسنده در ادامه، واقعه گوهرشاد را در کنار دیگر اقدامات رضاشاه ــ مانند محدود کردن علما، جلوگیری از عزاداری، دخالت در پوشش اسلامی مردان و زنان، تحدید موقوفات و منع اجرای برخی شئون شرعی قرار می‌دهد. این رویکرد نشان می‌دهد که از نگاه او، حادثه گوهرشاد یک رخداد منفرد نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیره فشارهای نظام‌مند حکومت بر دین‌داری عمومی جامعه محسوب می‌شد. به همین دلیل، این سند را باید نه فقط گزارشی درباره کشتار خونین زائران، بلکه متنی تفسیری درباره «تجربه زیسته دینداران در عصر رضاشاه» دانست.

در پایان سند نیز نکته‌ای درخور توجه دیده می‌شود. در یادداشت افزوده‌شده در پشت ورقه، نویسنده به سال ۱۳۶۳ قمری اشاره می‌کند و از کاهش برخی محدودیت‌ها، بازگشت نسبی اختیار در پوشش اصیل و اسلامی زنان و مردان، و توقف برخی مداخلات دولت در موقوفات و آموزش دینی سخن می‌گوید. این بخش، از منظر تاریخ‌نگاری نیز اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد نویسنده سند، تحولات سیاسی پس از سقوط رضاشاه را نیز دنبال کرده و آن را نوعی گشایش نسبی برای دین‌داران تلقی کرده است. بدین ترتیب، این مرقومه گزارشگر واقع گرایانه ای است که علاوه بر فشار و اختناق دوره پهلوی اول، بازتاب‌دهنده امید به بازگشت بخشی از آزادی‌های دینی نیز هست.

بر این اساس، سند مرحوم «ملا بابا» را می‌توان یکی از نمونه‌های ارزشمند اسناد محلیِ بازتاب‌دهنده حافظه دینی جامعه ایرانی درباره کشف حجاب و واقعه گوهرشاد دانست؛ سندی که اگرچه در مقیاس یک یادداشت شخصی نگاشته شده، اما از حیث بازنمایی احساسات، داوری‌ها و دریافت‌های مذهبی مردم نسبت به سیاست‌های فرهنگی رضاشاه، اهمیتی فراتر از یک یادداشت فردی دارد. این دست‌نوشته نشان می‌دهد که فاجعه گوهرشاد، نه فقط در مشهد، بلکه در دیگر مناطق ایران نیز به‌مثابه نشانه‌ای از اوج تقابل حکومت با شریعت اسلامی و ارزش‌های دینی فهم و روایت شده است.

میراث مکتوب مقاومت فرهنگی و پویایی هویت مذهبی

تحلیل و بازخوانی مرقومه‌ی نویافته‌ی مرحوم «ملا بابا فتح‌الله‌زاده»، ما را به چند دستاورد مهم در حوزه تاریخ‌نگاری اجتماعی و مذهبی عصر پهلوی اول رهنمون می‌سازد:

نخست آنکه این سند، فرضیه یکپارچگیِ «هویت و وجدان جمعی مذهبی» در ایرانِ آن دوران را اثبات می‌کند. نگارش این سند در قریه شندآباد شبستر در منطقه آذربایجان و انعکاسِ دردمندانه فاجعه مسجد گوهرشاد خراسان در آن، نشان‌دهنده جریان زنده و پویای اطلاعات میان شبکه علما و متدینین و پیوستگی عمیق عاطفی و اعتقادی سراسر ایران پیرامون مقدسات مذهبی است. در روزگاری که ابزارهای ارتباطی به‌شدت محدود و تحت نظارت حکومت بود، دردِ دین و جراحتِ وارد بر حریمِ حرم رضوی، در دلِ عالمی در آذربایجان این‌گونه بازتاب می‌یابد و ثبت تاریخ می‌شود.

دوم آنکه، سند تصویری دقیق از «مقاومت فعال» جامعه مذهبی ارائه می‌دهد. یادداشتِ تکمیلی در ظَهر ورقه (مورخ ۱۳۶۳ قمری) نشان‌دهنده نوعی واقع گرایی و رصد هوشمندانه تحولات سیاسی توسط عالمان محلی است. جامعه مذهبی بلافاصله پس از سقوط رضاشاه، منفعل ننشسته، بلکه با تکیه بر هدایت مراجع و مجتهدان، گام در مسیر بازپس‌گیری حقوقِ تضییع‌شده‌ی خود (از جمله احیای موقوفات، احترام به فرهنگ عفاف و حجاب، و آموزش معارف اسلامی در مدارس) برمی‌دارد. این پویایی، بطلانِ این ادعا را ثابت می‌کند که تجددِ آمرانه توانسته بود پایه‌های دین‌داری عامه را ویران سازد.

در نهایت، اهدای این سندِ گران‌بها توسط خاندانِ مکرّم کاتب به مرکز اسناد آستان مقدس فاطمی، الگویی شایسته از «حفاظت از حافظه تاریخی تشیع» است. اسناد محلی، خانوادگی و بومی، قطعات تاریخِ راستینِ این مرز و بوم هستند که بدون آن‌ها، تصویر کلان تاریخ معاصر ایران همواره ناقص خواهد ماند. بازخوانی این برگ‌های زرین در مناسبت‌هایی چون «روز ملی عفاف و حجاب»، یادآورِ بهای سنگینی است که جامعه متدین ایران برای صیانت از هویت، فرهنگ و ارزش‌های والای اسلامی خویش پرداخته است؛ میراثی گران‌سنگ که امروز پاسداری از آن، رسالتی دینی و ملی بر دوش همگان است.

بازخوانی اسناد

[صفحه اول:] «در بعضی اوراق این دفتر و زیر سطور نوشته ام که منظور از نوشتن دفتر دخل و خرج و قیمت قبض اشیاء نوعی از تاریخ و اطلاع آیندگان از برادران ایمانی و مقصود اصلی و یادآوری و طلب مغفرت این روسیاه مجرم جانی فانی سه روزگار است، که من محتاجم غایة الاحتیاج و ایشان هم بعد از فوت و دفن زیر زمین محتاج خواهند شد. سال‌هاست که دول خارجه با یکدیگر در جنگ و آتش و فتنه و زیان هایی که ندیده ایم، لکن تمام آنها را شنیده و خوانده ایم شعله ور است. بدین واسطه که ۲ سال قبل ۱۳۶۰ قمری، لشکر روس شوروی و انگلیس و آمریکا که اتحاد دارند بخاک ایران آمده و فعلا اکثر نقاط ایران و عموم شهرهای آن خالی از این متحدین نیست. و قبل از آمدنشان رضا خان پهلوی در سال ۱۳۴۵ قمری هجری تقریبا در خاک ایران پادشاه شده بود و در زمان هجوم و آمدن آنها به خاک ایران، پهلوی مرقوم؟ مستعفی و رفته. و پس از او زمامداران ایران با متحدین متفق شده، از فضل قادر متعال بوسیله این اتفاق خاک ایران امن از فساد جنگ و جدال آسوده است. نداند کسی غیر پروردگار که فردا چه بازی کند روزگار.

[صفحه دوم:] «و بعض قوانین و احکامات که در دوره ی پهلوی در ایران وضع و معمول شده بود که بعض از آنها به خلاف عرف و شرع محمدی (ص ع) است؛ بعد از هجوم متحدین رو به ضعف و سستی است. قبل از جلوس پهلوی، علما و مجتهدین در اجرای احکامات و قانوین شریعت نبویه خاتمیه (ص ع) و امر به معروف و نهی از منکر تسلط تام داشته، نافذ الحکم بودند. در دوره سلطنت مشارالیه احترام علما و نفوذ حکم و تسلطشان برداشته شد.

بعضی از مجتهدین مسلم کل و علمای اعظام از آن جمله آقایان حاج میرزا ابوالحسن مجتهد و آقا میرزا صادق مجتهد تبریزی و آقا میرزا علی اکبر مجتهد اردبیلی و غیرهم را که هریک برای ملت حصن و حصین و برای شریعت رکن قویم بودند، نفی بلد و تحت الحفظ تبعید نمودند و اکثرا از ائمه جماعت و وعاظ و اهل منبر راستین و ذاکرین را تغییر شکل و عمامه شانرا که نشانه پیغمبر (ص) بود برداشتند و بعضی از علما منزوی و بعضی مختفی [پنهان] شدند. تعزیه داری و سوگواری حضرت سید الشهدا(ع) در کلیه ایران و در هر نقطه دهستان و شهرستان قدغن اکید نمودند. عمامه سید اولاد پیغمبر را در بازار شبستر و در ملاء عام از سرش برداشته و سوختته و زنان ایران از بدو اسلام که مستوره و محجوبه می زیستند. در زمان سلطنت پهلوی زبون مجبور به کشف حجاب نمودند.

[صفحه سوم:] و ستر چادر شب یا مقنعه زنان عفیفه را مستخدمین دولت در امنیه و آژان و فراش حکومت در بازار از سرش برداشته می بردند و می سوختند و مردان را هم به گذاشتن کلاه خارجه پرست مجبور نمودند. و درباره کشف حجاب نسوان اهل خراسان، اظهار عدم قبول نموده، مجرم به حرم حضرت ثامن الائمه(ع) پنهانده و متحصن شدند در حرم [رضوی] و مسجد گوهرشاد بیگم؛ چندهزار نفر به ضرب توپ و تفنگ مقتول، و خون بیگناهان ریخته شد و چقدر از مساجد و معبد مسلمین را در شهرستان ها خراب و آثارش را برداشتند و به هر شیء جزئی قانونی وضع نمودند و تجار و کسب مالیات بر عایدات بستند و می گرفتند.

در شهرستان‌ها و قصبات از (؟) و واردین به است صد و سه پول می‌گرفتند و شراب که به نفس قرآن مجید، حرام و رجس است و معمول و رسمی نمودند و آثار سلف یعنی زمان قبل از اسلام را احیایی نمودند و عمرخیام که رایحه کفر از ربایعات او به مشام می رسد، از طرف رضا شاه امر به تعمیر قبر او شده و تعمیر شد در نیشابور از اول سلطنت مشارالیه راه زیارت عتبات و عالیات و حجاز از مکه و مدینه بسته شد. قدغن اکید است، الا عتبه حضرت رضوی(ع س) علماء از خواندن مزاوجت و طلاق ممنوع‌اند. عقدنامه و طلاق بارسمی و با اجازه دولت باشد.

[صفحه چهارم:] از این مرقومات که یکی از هزار داند که از بیشمار است. اعلام می شود که دین اسلام و اهل دین چه طور (؟) احکام شریعت بندد. چه اندازه بهزیر پا انداخته می شود. لابد لنا الا الصبر «الاصبر مفتاح الفرج». فی بیستم رجب ۱۳۶۲.»

در صفحه پشت ورقه مرقوم شده در ۲۲ ربیع الاول سنه .۱۳۶۳ نظر به توجهات مجتهدین اسلام کثرالله امثالهم و تقاضایشان از دولت القاء شد و موقوفات که از زمان پهلوی در تحت نظر معارف و بمدارسی جدیده صرف می شد، موقوف شد و درباره ی لباس مردان وزنان مختاریت حاصل شد و مقرر شد که در مدارس جدیده علم شریعت هم تعلیم شود. ۱۳۶۳»

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.