- تلاوت حسین پورکویر از سوره «آلعمران»
- اولین گروه خادمان موکبهای البرزی راهی نجف اشرف شدند
- ایران تاکنون به تعهداتش در تفاهم اسلامآباد پایبند بوده است
- آیین بزرگداشت رهبر شهید در سمنان برگزار شد + عکس
- روایتی از نگاه هنرمندانه رهبر شهید به قرآن و خوشنویسی
- بزرگداشت قائد شهید امت از سوی مقام معظم رهبری در قم
بازدارندگی نامتقارن و هوشمند؛ کارآمدترین گزینه نظامی ایران علیه تجاوزگری آمریکا
حملات اخیر آمریکا پس از آتشبس به مناطقی از ایران و پیامدهای آن برای امنیت منطقه، از جمله موضوعاتی است که واکنشهای مختلفی را در سطح بینالمللی به دنبال داشته است. در این میان، بررسی ابعاد حقوقی، سیاسی و امنیتی این اقدامات و تأثیر آن بر آینده تحولات منطقه اهمیت ویژهای دارد. در همین راستا […]

حملات اخیر آمریکا پس از آتشبس به مناطقی از ایران و پیامدهای آن برای امنیت منطقه، از جمله موضوعاتی است که واکنشهای مختلفی را در سطح بینالمللی به دنبال داشته است. در این میان، بررسی ابعاد حقوقی، سیاسی و امنیتی این اقدامات و تأثیر آن بر آینده تحولات منطقه اهمیت ویژهای دارد. در همین راستا خبرنگار ایکنا با نوید کمالی، کارشناس مسائل بینالملل گفتوگو داشته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
ایکنا – با توجه به حملات اخیر آمریکا به ایران، این اقدامات را چگونه میتوان ارزیابی کرد؟ آیا میتوان آن را نقض صریح توافق آتشبس دانست؟
حملات اخیر آمریکا به اهدافی در کشورمان، همزمان با شرایط آتشبس، را میتوان در قالب راهبرد بازدارندگی فعال و تلاش برای تحمیل خطوط قرمز جدید در فضای پساآتشبس ارزیابی کرد. واشنگتن با این اقدامات نشان میدهد که از نظر او، توافق آتشبس به معنای پایان برخورد کنشگرایانه یا اعطای مصونیت مطلق به طرف ایرانی نیست، بلکه ابزاری برای مدیریت سطح تنش است.
باید به این نکته توجه داشت که از منظر فنی و حقوقی، هرگونه اقدام نظامی میدانی و فرامرزی پس از امضای توافق، نقض صریح روح و متن آتشبس محسوب میشود، مگر اینکه سازوکارهایی مانند نقض یا حق دفاع مشروع، با تعاریف حقوقی مشخص در متن توافق گنجانده شده باشد. در چارچوب فعلی، چنین تفسیرهای یکجانبهای فاقد مشروعیت است و پایداری توافق را به شدت مخدوش میکند.
ایکنا – آمریکا مدعی است حملاتش در واکنش به اقدامات ایران در تنگه هرمز انجام شده است؛ این ادعا از منظر حقوق بینالملل و موازین نظامی تا چه حد قابل استناد است؟
این ادعا از منظر حقوق بینالملل با چالشهای جدی مواجه است. بر اساس کنوانسیون حقوق دریاهای سال ۱۹۸۲، تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی با حق عبور ترانزیتی است، اما این امر به معنای صلاحیت یک دولت ثالث برای اعمال قانون یکجانبه یا توسل به زور خارج از چارچوب منشور ملل متحد نیست. واشنگتن نمیتواند بدون موافقت شورای امنیت یا اثبات یک حمله مسلحانه قریبالوقوع علیه خاک خود — که در ماده ۵۱ منشور تصریح شده است — دست به اقدام نظامی بزند.
از منظر موازین نظامی نیز، تعمیم دادن اصطکاکهای دریایی یا حقوقی در یک تنگه به حملات موشکی و هوایی علیه مواضع زمینی در نقاط دیگر، با اصول بنیادین حقوق جنگ یعنی تناسب و ضرورت همخوانی ندارد؛ لذا این اقدامات بیشتر جنبه تهاجمی و پیشدستانه دارد تا دفاعی.
ایکنا – هدف آمریکا از ادامه حملات پس از آتشبس چیست؟ آیا این اقدامات صرفاً جنبه نظامی دارد یا اهداف سیاسی و فشار روانی را دنبال میکند؟
هدف آمریکا در این مقطع ماهیتی ترکیبی و چندبعدی دارد. اگرچه ابعاد نظامی آن معطوف به فرسایش توانمندیهای لجستیکی طرف مقابل و بازآرایی توازن قواست، اما وزن اهداف سیاسی و فشار روانی به مراتب بیشتر ارزیابی میشود. کاخ سفید به دنبال مدیریت ادراک در سطح داخلی و بینالمللی است تا مانع از بازنمایی توافق آتشبس به عنوان یک عقبنشینی استراتژیک برای آمریکا شود.
علاوه بر این، واشنگتن با تداوم کنترلشده این حملات، فشار روانی مستمری را بر زنجیره تصمیمگیری طرف مقابل وارد میکند تا او را در یک وضعیت بازدارندگی انفعالی نگه دارد و این پیام را به متحدان منطقهای خود مخابره کند که تعهد آمریکا به امنیت آنها، با وجود توافقات دیپلماتیک، پابرجاست.
ایکنا – نقض مکرر آتشبس چه تأثیری بر امکان ادامه مذاکرات و تثبیت آرامش در منطقه خواهد داشت؟
نقض مکرر توافقات، فرآیند اعتمادسازی را که زیربنای هرگونه دیپلماسی پایدار است، به طور کامل فرسایش میدهد. وقتی تعهدات مکتوب در میدان اجرا تضمین نشوند، انگیزه طرفین برای ورود به مذاکرات بعدی به شدت کاهش مییابد و دیپلماسی عملاً به گروگان تنشهای نظامی درمیآید.
این وضعیت، موقعیت نیروهای طرفدار راهحلهای سیاسی را در ساختارهای تصمیمگیری تضعیف کرده و رویکردهای امنیتمحور و شاهینها را تقویت میکند. نتیجه حتمی این روند، تبدیل آرامش موقت به فرصتی برای بازآرایی نظامی جهت دور بعدی درگیریهای شدیدتر خواهد بود.
ایکنا – آیا آمریکا با این اقدامات به دنبال تغییر معادلات میدانی پس از آتشبس است؟
مهندسی مجدد معادلات میدانی پساآتشبس یکی از محرکهای اصلی رفتار واشنگتن است. در استراتژی پیشبرد مذاکرات، مفهومی به نام چندشاخهسازی اهرمها وجود دارد؛ آمریکا تلاش میکند از طریق قدرت سخت در میدان، امتیازاتی را که احتمالاً در فرآیند سیاسی به طرف مقابل واگذار کرده است، خنثی کند یا کاهش دهد.
هدف نهایی، تحمیل یک وضعیت عادی جدید است که در آن، دست برتر نظامی و ژئوپلیتیک آمریکا حفظ شود و توازن قوا در ترتیبات امنیتی آینده منطقه به نفع محور مقاومت سنگینی نکند.
ایکنا – نقش رژیم صهیونیستی در تشدید تنشها پس از آتشبس را چگونه ارزیابی میکنید؟
اسرائیل در این معادله نقش یک کاتالیزور تنش و خرابکار را ایفا میکند. تلآویو هرگونه آتشبسی را که منجر به تثبیت موقعیت منطقهای ایران و متحدانش شود، یک تهدید راهبردی برای خود تلقی میکند؛ بنابراین منافع حیاتی خود را در درگیر نگه داشتن مستقیم ایالات متحده در بحرانهای منطقه تعریف کرده است.
بسیاری از این حملات حاصل اشتراکگذاری اطلاعاتی هدفمند و لابیگریهای فشرده تلآویو در واشنگتن است تا از این طریق، ضمن بازسازی بازدارندگی آسیبدیده خود، مانع از شکلگیری یک نظم پساآتشبس پایدار بدون در نظر گرفتن شروط حداکثریاش شود.
ایکنا – تداوم این حملات چه پیامدهایی برای امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز خواهد داشت؟
اولین و مستقیمترین پیامد این حملات، امنیتیسازی فزاینده محیط خلیج فارس و تنگه هرمز است. این وضعیت، صعود ناگهانی ریسک ژئوپلیتیک، افزایش نرخ بیمه کشتیهای تجاری و اختلال در زنجیره تأمین انرژی جهانی را به همراه دارد که میتواند بازارهای بینالمللی را دچار تلاطم کند.
از منظر استراتژیک، خطر محاسبه اشتباه در این آبراه حیاتی به شدت بالا میرود. در یک محیط نظامیشده و پرتنش، حتی یک رویارویی تاکتیکی کوچک یا سوءتفاهم میان شناورها میتواند جرقهای برای یک بحران کنترلناپذیر دریایی باشد که مهار آن ساده نخواهد بود.
ایکنا – واکنش مناسب ایران در برابر نقض آتشبس از نظر دیپلماتیک و نظامی چه میتواند باشد؟
واکنش بهینه ایران باید بر پایه دکترین پاسخ متناسب و همهجانبه استوار باشد. در حوزه دیپلماتیک، ایران نیازمند یک هجمه فعال حقوقی در سازمان ملل و رایزنی فشرده با پایتختهای منطقهای است تا مسئولیت عواقب نقض آتشبس را متوجه واشنگتن کرده و آمریکا را در موضع انزوای سیاسی قرار دهد.
در حوزه نظامی، راهبرد بازدارندگی نامتقارن و هوشمند کارآمدترین گزینه است؛ به این معنا که ایران باید از ورود به تله یک جنگ گسترده و از پیش طراحیشده پرهیز کند، اما در عین حال با اعمال هزینههای نقطهای، دقیق و ملموس به منافع استراتژیک آمریکا در منطقه، محاسبات سود ـ هزینه پنتاگون را وادار به تغییر کند.
ایکنا – آیا ادامه این روند میتواند به گسترش درگیری و ورود بازیگران دیگر به بحران منجر شود؟
احتمال پویایی تصاعدی و سرریز بحران بسیار بالاست. ساختار امنیتی خاورمیانه شبکهای و بههمپیوسته است؛ لذا تداوم ضربات آمریکا میتواند نیروهای همسو با ایران در عراق، سوریه، یمن و لبنان را به واکنش زنجیرهای وادار کند که عملاً جغرافیای نبرد را گسترش میدهد.
علاوه بر بازیگران منطقهای، طولانی شدن این بحران، پای قدرتهای فرامنطقهای مانند چین و روسیه را نیز — حداقل در لایههای دیپلماتیک، اطلاعاتی و تسلیحاتی — به میان خواهد کشید؛ چرا که ثبات خلیج فارس مستقیماً با امنیت انرژی چین و دغدغههای ژئوپلیتیک روسیه گره خورده است.
ایکنا – جامعه جهانی و نهادهایی مانند شورای امنیت سازمان ملل چه مسئولیتی در قبال این حملات و نقض آتشبس دارند؟
شورای امنیت سازمان ملل متحد بر اساس فصل هفتم منشور، مسئول اصلی حفظ صلح و امنیت بینالمللی است و در قبال نقض توافقاتی که استقرار آرامش را با خطر مواجه میسازند، مسئولیت قانونی دارد. این نهاد موظف است با صدور قطعنامه یا بیانیههای الزامی، اقدامات یکجانبه را محکوم و بر ضرورت پایبندی به توافقات اصرار ورزد.
با این حال، واقعیت ژئوپلیتیک و ساختار موازنه قدرت — بهویژه حق وتوی آمریکا — معمولاً مانع اقدام مؤثر این شورا میشود؛ بنابراین، مسئولیت ثانویه بر عهده جامعه جهانی، مجمع عمومی و بلوکهای نوظهور مانند بریکس است تا با ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی، هزینه نقض هنجارهای بینالمللی را برای ناقضان آتشبس افزایش دهند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


