امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 26 محرم 1448
شناسه خبر : 373189
  پرینت تاریخ انتشار : 11 جولای 2026 - 8:30 | 7 بازدید

الگوی حکمرانی رهبر شهید؛ تبلور مبانی توحیدی و عقلانیت انقلابی

شهادت رهبر شهید، افزون بر اندوهی که در میان ملت ایران و جهان اسلام بر جای گذاشت، بار دیگر منظومه فکری، شیوه حکمرانی و میراث مدیریتی ایشان را به یکی از مهم‌ترین موضوعات محافل علمی، سیاسی و رسانه‌ای تبدیل کرده است. تبیین مؤلفه‌های این الگوی حکمرانی، نقش آن در شکل‌گیری نهضت علمی کشور، پیام‌های آیین […]

الگوی حکمرانی رهبر شهید؛ تبلور مبانی توحیدی و عقلانیت انقلابی


حجت‌الاسلام والمسلمین سعید صلح‌میرزایی، عضو مجلس خبرگان رهبریشهادت رهبر شهید، افزون بر اندوهی که در میان ملت ایران و جهان اسلام بر جای گذاشت، بار دیگر منظومه فکری، شیوه حکمرانی و میراث مدیریتی ایشان را به یکی از مهم‌ترین موضوعات محافل علمی، سیاسی و رسانه‌ای تبدیل کرده است. تبیین مؤلفه‌های این الگوی حکمرانی، نقش آن در شکل‌گیری نهضت علمی کشور، پیام‌های آیین تشییع و همچنین نسبت اندیشه مقاومت با سیره سیاسی رهبر شهید، از جمله پرسش‌هایی است که این روز‌ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

از همین رو، خبرنگار ایکنا از قم، به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین سعید صلح‌میرزایی، عضو مجلس خبرگان رهبری رفت تا درباره ابعاد مختلف منظومه حکمرانی رهبر شهید، نقش این منظومه در پیشرفت علمی کشور، پیام‌های مراسم تشییع و مؤلفه‌های اندیشه مقاومت از نگاه ایشان به گفت‌و‌گو بنشیند که متن آن را می‌خوانیم و می‌بینیم:

ایکنا- به عنوان نخستین سؤال، بفرمایید چه تفاوت‌هایی میان الگوی حکمرانی رهبر شهید و الگو‌های رایج حکمرانی در جهان وجود دارد؟

الگوی حکمرانی رهبر شهید، در حقیقت همان الگویی است که ایشان از سیره امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) و پیامبر اکرم(ص) آموخته بودند. این الگوی حکمرانی بر یک منظومه معرفتی، ارزشی و بینشی استوار است که از پنج بخش اصلی تشکیل می‌شود. بخش نخست، «مبانی یا جهان‌بینی» است؛ بخش دوم، «مأموریت‌های کلان»؛ بخش سوم، «هدف غایی»؛ بخش چهارم، «آرمان‌ها» و در نهایت، بخش پنجم که سیاست‌های رفتاری و راهبرد‌های حکمرانی را در برمی‌گیرد.

در تشریح عنصر نخست، یعنی مبانی یا جهان‌بینی، رهبر شهید در سخنرانی ۱۲ آذر ۱۳۷۹ به پنج مبنای اساسی اشاره می‌کنند.

نخستین مبنا، توحید به معنای حقیقی کلمه و نه صرفاً یک باور ذهنی است. دومین مبنا، ایمان به معاد است. سومین مبنا، اعتقاد به حرکت عالم به سوی جریان حق است. چهارمین مبنا، انسان‌محوری اسلامی در برابر اومانیسم غربی است؛ انسان‌محوری‌ای که ترجمان کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم است؛ همان کرامتی که خداوند در آیه ۷۰ سوره اسراء می‌فرماید: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا؛  به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم، و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکب‌هایى که در اختیارشان گذاشتیم]سوار کردیم، و به آنان از نعمت‌هاى پاکیزه روزى بخشیدیم، و آنان را بر بسیارى از آفریده هاى خود برترى کامل دادیم.» بیان کرده و در آیات متعدد دیگری همچون آیه ۲۹ سوره بقره که می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ؛ اوست که همۀ آنچه را در زمین است براى شما آفرید، سپس آفرینش آسمان را [که به صورت ماده اى دود مانند بود]اراده کرد و آن را به شکل هفت آسمان [همراه با نظامى استوار]درست و نیکو قرار داد؛ و او [به قوانین و محاسباتِ]همه چیز داناست.» به ظرفیت‌ها و امکاناتی که برای انسان در زمین قرار داده، اشاره فرموده است. پنجمین مبنا نیز باور به استعداد بی‌پایان انسان است.

به محض آنکه این پنج باور نسبت به جهان در انسان شکل بگیرد، پنج مأموریت کلان نیز بر عهده او قرار می‌گیرد. مأموریت نخست، عبودیت انحصاری خداوند و نفی عبادت غیر خداست که اساس حرکت جامعه توحیدی به شمار می‌رود. مأموریت دوم، ترجیح سعادت اخروی بر سود دنیوی، در هنگام تعارض میان این دو است. مأموریت سوم، پرهیز از ناامیدی است؛ زیرا انسان مؤمن و جامعه ایمانی هیچ‌گاه دچار یأس نمی‌شوند. مأموریت چهارم تلاش برای تعالی انسان و پنجم تلاش و مجاهدت همیشگی در راه خدا است.

این مجموعه، هدف غایی مشخصی را دنبال می‌کند که همان «حیات طیبه» است. رهبر شهید، به‌ویژه در سخنرانی‌های مربوط به عید مبعث، بار‌ها تأکید می‌کردند که حیات طیبه هدف همه پیامبران الهی است. حیات طیبه یعنی انسان در دنیا زندگی گوارا و همراه با سعادت داشته باشد و در آخرت نیز به رستگاری و فلاح برسد.

پس از آن، نوبت به اهداف میانی یا آرمان‌ها می‌رسد که رهبر شهید بیش از همه بر ۹ آرمان تأکید داشتند.

نخستین آرمان، معنویت است؛ یعنی ارتباط با خداوند، باور به غیب و دخیل کردن محاسبات غیرمادی در تصمیم‌گیری‌ها.

دومین آرمان، اخلاق است؛ به این معنا که جامعه اسلامی باید همواره در مسیر ارتقای فضایل اخلاقی حرکت کند.

سومین آرمان، عدالت است. قرآن کریم در آیه ۲۵ سوره مبارکه حدید یکی از مهم‌ترین اهداف بعثت پیامبران و نزول کتاب‌های آسمانی را برپایی عدالت معرفی کرده و می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ؛  همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو [ى تشخیص حق از باطل]نازل کردیم تا مردم به عدالت بر خیزند، و آهن را که در آن براى مردم قوت و نیرویى سخت و سودهایى است فرود آوردیم و تا خدا مشخص بدارد چه کسانى او و پیامبرانش را در غیاب پیامبران یارى مى دهند؛ یقیناً خدا نیرومند و تواناى شکست ناپذیر است.» بر همین اساس، همه مردم باید در برخورداری از فرصت‌ها و امتیازات، از عدالت اجتماعی بهره‌مند باشند.

چهارمین آرمان، استقلال است که می‌توان آن را ترجمان سیاسی نفی عبادت طاغوت دانست. پنجمین آرمان، عقلانیت و ارتقای خردورزی در جامعه است.  ششمین آرمان، عزت است؛ یعنی جامعه اسلامی باید عزتمند، مستقل و به دور از سلطه و ذلت باشد.

هفتمین آرمان، آزادی است. خداوند انسان را آزاد آفریده و خواسته است که از قید خرافات، جهل و بندگی غیر خدا رها باشد. در عرصه اجتماعی نیز آزادی‌های سیاسی، آزادی اندیشه و آزادی بیان باید پاس داشته شوند.

هشتمین آرمان، برادری و انسجام اسلامی است؛ همان اتحادی که از ویژگی‌های جامعه ولایی به شمار می‌رود و سرمایه اصلی انسجام داخلی محسوب می‌شود.

نهمین آرمان نیز رفاه عمومی است. رهبر شهید بار‌ها تأکید می‌کردند که یکی از اهداف میانی حکومت اسلامی، تأمین رفاه مردم است؛ از تأمین غذا، مسکن، بهداشت، آموزش و اشتغال گرفته تا فراهم کردن شرایط ازدواج و حتی امکانات تفریحی. از نگاه ایشان، حاکمیت وظیفه دارد این نیاز‌های اساسی را برای مردم فراهم کند.

این چهار بخش اساسی، یعنی مبانی، مأموریت‌های کلان، هدف غایی و آرمان‌ها، در نهایت به مجموعه‌ای از سیاست‌های رفتاری منتهی می‌شوند که راهبرد‌های اصلی حکمرانی را شکل می‌دهند.

نخستین سیاست، حفظ نظام اسلامی است. دومین سیاست، جهاد کبیر؛ سومین سیاست، التزام به عقلانیت انقلابی؛ چهارمین سیاست، رعایت اصول اخلاقی در حکمرانی؛ پنجمین سیاست، ایمان و پایبندی به مردم‌سالاری؛ و ششمین سیاست نیز دغدغه و التزام عملی برای تحقق آرمان‌هاست.

در مجموع، این ۲۸ عنصر که در پنج سرفصل اصلی دسته‌بندی می‌شوند، اصول حکمرانی رهبر شهید را تشکیل می‌دهند. از آنجا که این منظومه بر وحی الهی، سیره اهل‌بیت (ع)، سیره انبیای الهی و فقه جواهری که از آن با عنوان عقلانیت انقلابی یاد می‌کنم، استوار است، الگوی حکمرانی ایشان تفاوتی بنیادین با الگو‌های رایج حکمرانی در جهان دارد.

این تفاوت، هم با الگو‌های مبتنی بر دیکتاتوری و هم با نظام‌هایی که اساساً اعتقادی به خداوند ندارند، آشکار است. حتی میان این الگو و حکومت‌هایی که اگرچه ظاهری اسلامی دارند، اما به اسلام ناب محمدی (ص) پایبند نیستند و در چارچوب اسلام آمریکایی حرکت می‌کنند نیز تفاوتی جدی وجود دارد؛ حکومت‌هایی که نه‌تنها خطری برای آمریکا، رژیم صهیونیستی و جبهه استکبار ایجاد نمی‌کنند، بلکه در مواردی منافع جهان اسلام را نیز قربانی منافع قدرت‌های سلطه‌گر می‌کنند؛ موضوعی که نمونه‌های آن را می‌توان در برخی کشور‌های منطقه مشاهده کرد؛ کشور‌هایی که در نهایت به تأمین‌کنندگان منافع و نیاز‌های حیاتی رژیم صهیونیستی تبدیل شده‌اند.

ایکنا- با توجه به جهان‌بینی رهبر شهید که به آن اشاره کردید، این جهان‌بینی چگونه زمینه‌ساز شکل‌گیری نهضت علمی در کشور شد و چه نقشی در تحول علمی دانشمندان ایرانی ایفا کرد؟

اگر به همان مؤلفه‌هایی که درباره منظومه حکمرانی رهبر شهید برشمردم بازگردیم، درمی‌یابیم که در دل آن منظومه چند عنصر اساسی وجود دارد که به‌صورت طبیعی، ایشان را به پیگیری رشد علمی کشور ترغیب و حتی ملزم می‌کرد.

از آنجا که یکی از مأموریت‌های اساسی، نفی عبادت طاغوت و تحقق استقلال است و در بخش آرمان‌ها نیز بر استقلال، عزت، رفاه عمومی و جهاد کبیر تأکید شده، تحقق این اهداف بدون اقتدار علمی امکان‌پذیر نیست. جهاد کبیر، به معنای نپذیرفتن سلطه و اطاعت از جبهه کفر و طاغوت است و لازمه آن، دستیابی به استقلال علمی و فناورانه است.

بر همین اساس، مجموعه آرمان‌ها، مأموریت‌های کلان و سیاست‌های رفتاری رهبر شهید اقتضا می‌کرد که کشور از وابستگی علمی رهایی یابد. این استقلال علمی از دو منظر قابل بررسی است.

نخست، حوزه علوم انسانی اسلامی است. از نگاه رهبر شهید، الگوی اداره جامعه باید از اسلام اخذ شود. ایشان در سفر به قم و در دیدار با طلاب در سال ۱۳۸۹، با صراحت تأکید کردند که علوم انسانی غربی، ذاتاً مسموم است و نباید اجازه داد کشور در حوزه‌هایی همچون اقتصاد، فرهنگ، سیاست، روابط بین‌الملل، آموزش‌وپرورش و سایر عرصه‌های حکمرانی، بر اساس الگو‌های غربی اداره شود.

به همین دلیل، همواره به‌ویژه از حوزه‌های علمیه مطالبه می‌کردند که به سمت تولید علوم انسانی اسلامی حرکت کنند و زمینه خودکفایی کشور را در این حوزه فراهم آورند.

بخش دوم، به علوم پایه، علوم مهندسی، علوم تجربی، علوم پزشکی و علوم نوپدید مربوط می‌شود. رهبر شهید اعتقاد داشتند جمهوری اسلامی در بسیاری از علوم نوظهور، از مزیت رقابتی برخوردار است؛ چراکه در رشته‌هایی که سابقه آنها در غرب به دو یا سه قرن می‌رسد، فاصله تاریخی وجود دارد، اما در علوم نوپدید، این فاصله کمتر است و امکان رسیدن سریع‌تر به مرز‌های دانش فراهم می‌شود.

بر همین اساس، ایشان توجه ویژه‌ای به حوزه‌هایی مانند فناوری نانو، سلول‌های بنیادی و سایر علوم نوین داشتند و معتقد بودند جمهوری اسلامی می‌تواند در این عرصه‌ها با سرعت بیشتری به قله‌های علمی دست یابد؛ موضوعی که در عمل نیز محقق شد.

طرح «جنبش نرم‌افزاری» که رهبر شهید از اواخر دهه ۱۳۷۰ و در دهه ۱۳۸۰ با جدیت دنبال کردند، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. پیگیری مستمر این راهبرد موجب شد جمهوری اسلامی ایران در شاخص‌های تولید علم، رشد علمی و توسعه پژوهش، به جایگاه‌های قابل توجهی در سطح جهان دست پیدا کند.

در کنار توسعه علمی، یکی دیگر از دغدغه‌های جدی رهبر شهید، پیوند علم با نیاز‌های واقعی جامعه بود. ایشان بر این باور بودند که هم در حوزه علوم انسانی اسلامی و هم در عرصه علوم پایه، مهندسی، پزشکی و سایر رشته‌ها، باید میان دانشگاه، صنعت، دستگاه‌های اجرایی، نهاد‌های حاکمیتی و همچنین بازار عمومی ارتباطی مؤثر برقرار شود.

به همین دلیل، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، تقویت اقتصاد دانش‌بنیان و ایجاد پیوند میان دانشگاه و صنعت، همواره از مهم‌ترین مطالبات ایشان به شمار می‌رفت.

در واقع، همه این سیاست‌ها ذیل همان منظومه حکمرانی که پیش‌تر به آن اشاره شد، معنا پیدا می‌کند؛ منظومه‌ای که علم را نه یک موضوع صرفاً دانشگاهی، بلکه یکی از ارکان حکمرانی و اقتدار ملی می‌داند و از آن با عنوان «حکمرانی علمی» می‌توان یاد کرد.

ایکنا- تجربه رهبری رهبر شهید چه درس‌هایی برای آینده کشور دارد و مسیری که ایشان برای تحول علمی ترسیم کردند، چگونه باید ادامه یابد؟

امروز جمهوری اسلامی از رهبر شهید، حدود ۴۷ سال تجربه مدیریتی در اختیار دارد؛ تجربه‌ای که بخشی از آن به دوران پیش از ریاست‌جمهوری ایشان بازمی‌گردد، بخشی به هشت سال مسئولیت در جایگاه رئیس‌جمهور مربوط است و بخش عمده آن نیز حاصل ۳۷ سال رهبری و هدایت کشور است.

مجموع این تجربه متراکم، سرمایه‌ای کم‌نظیر به شمار می‌رود؛ سرمایه‌ای که شاید بتوان گفت در میان زعمای شیعه و حتی رهبران جبهه حق در طول تاریخ، نمونه‌ای با این گستره و عمق کمتر یافت می‌شود.

انبوه بیانات، رهنمودها، سیره عملی و تجربه‌های مدیریتی رهبر شهید، امروز یک منبع عظیم برای بهره‌گیری در عرصه‌های مختلف حکمرانی است. اهمیت این تجربه در آن است که سیره عملی ایشان، صرفاً یک رفتار خاموش و بدون تبیین نبود؛ بلکه در بسیاری از موارد، فلسفه تصمیم‌ها، چرایی سیاست‌ها و منطق مدیریتی خود را نیز برای جامعه تشریح می‌کردند.

اگرچه بخشی از این تبیین‌ها به‌صورت عمومی منتشر شده و در دسترس پژوهشگران قرار دارد و بخشی دیگر هنوز منتشر نشده است، اما مجموعه این میراث، ظرفیت بسیار بزرگی را برای استفاده در حوزه‌های مختلف مدیریتی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و علمی در اختیار کشور قرار می‌دهد.

از این رو، هرچه این تجربه‌ها دقیق‌تر استخراج، تبیین و به نسل‌های آینده منتقل شود، امکان بهره‌گیری از الگوی مدیریتی و حکمرانی رهبر شهید در مسیر پیشرفت کشور بیش از پیش فراهم خواهد شد.

ایکنا ـ به نظر شما مراسم تشییع رهبر شهید چه پیام‌هایی برای آینده کشور و چه تأثیری بر وحدت و انسجام ملی داشت؟

امروز دو گروه با دقت فراوان، مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید و خانواده معظم ایشان را در تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا دنبال کردند.

گروه نخست، دشمنان جمهوری اسلامی هستند. آنان با دقت رصد کردند که مردم ایران تا چه اندازه به رهبر شهید خود وفادار مانده‌اند و چگونه در این روز‌های گرم، از دورترین نقاط کشور، حتی از فاصله‌هایی بیش از هزار کیلومتر، خود را به تهران، قم و مشهد رسانند تا با حضور در آیین تشییع، بار دیگر وفاداری خود را به آرمان‌های انقلاب اسلامی و بیعت مجدد با خلف صالح ایشان، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای، اعلام کنند.

از منظر دشمن، این حضور گسترده، چیزی فراتر از یک مراسم تشییع است؛ آنان در حال مشاهده یک همه‌پرسی واقعی بودند. همه تصوراتی که بر پایه مشکلات اقتصادی، گرانی‌ها، ناآرامی‌های سال‌های گذشته و جنگ روانی رسانه‌ای درباره فاصله گرفتن مردم از نظام شکل گرفته بود، با مشاهده این حضور مردمی فرو ریخت و دیدند مردمی که بیش از یکصد و سی شبانه‌روز در میدان ایستادگی کردند، با حضور میلیونی، پیکر مطهر رهبر خود را در آغوش گرفتند.

 این حضور گسترده مردم در تهران، قم، عراق و مشهد تنها یک اجتماع انسانی نبود، بلکه مصداق عملی آیه شریفه ۱۲۰ سوره توبه «وَلَا یَطَئُونَ مَوْطِئًا یَغِیظُ الْکُفَّارَ وَلَا یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلًا إِلَّا کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ؛ در هیچ مکانى که کافران را به خشم مى‌آورد، قدم نمى‌گذارند، و از هیچ دشمنى انتقام نمى‌گیرند [و با نبرد با او به کام دل نمى‌رسند]مگر آنکه به پاداش هر یک از آنان عمل شایسته‌اى در پروندۀ آنان ثبت مى‌شود؛ چرا که خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌کند.» است؛ حضوری که هر قدم آن، موجب خشم دشمنان و در پیشگاه الهی، عملی صالح محسوب می‌شود.

دشمنان با مشاهده این صحنه‌ها، خشم و ناکامی خود را بیش از گذشته احساس کردند و آتش حسرت و غضب آنان نیز افزون‌تر خواهد شد.

در مقابل، گروه دوم، دوستان و همراهان جمهوری اسلامی در سراسر جهان هستند. آنان نیز با مشاهده این صحنه‌ها، نسبت به آینده انقلاب اسلامی اطمینان بیشتری پیدا کردند و دریافتند که مردم‌ام‌القرای جهان اسلام و پایتخت مقاومت، چگونه بر عهد و پیمان خود ایستاده‌اند.

حضور شخصیت‌های سیاسی، علما، اندیشمندان، نخبگان و هیئت‌های مختلف داخلی و خارجی برای ادای احترام به رهبر شهید و خانواده معظم ایشان نیز نشان‌دهنده جایگاه ممتاز این شخصیت در جهان اسلام است. مجموعه این رخدادها، بزرگ‌ترین مراسم تشییع تاریخ را رقم زد.

در عین حال، دشمنان تلاش فراوانی کردند تا این مراسم با شکوه لازم برگزار نشود، اما تاکنون جلوه‌های بسیار ارزشمندی از این حضور مردمی در رسانه‌های جهان منعکس شده و همین موضوع، سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی را در نگاه دوستداران و حتی مخالفان نظام به نمایش گذاشته است.

ملت ایران که تجربه بیش از یکصد و سی شب حضور مستمر در میدان را در کارنامه خود دارد، اکنون این تجربه را با وحدت حول محور ولایت پیوند زده است و همین مسئله می‌تواند آغازگر مرحله‌ای تازه از انسجام، همبستگی و همدلی ملی باشد.

ایکنا- چرا در نماد مراسم تشییع رهبر شهید از تصویر مشت گره‌کرده ایشان استفاده شد و این نماد چه نسبتی با اندیشه سیاسی رهبر شهید دارد؟

در پیام رهبر معظم انقلاب درباره رهبر شهید، نکته‌ای بسیار مهم مطرح شد. ایشان فرمودند که توفیق زیارت پیکر مطهر رهبر شهید را داشته‌اند و آنچه مشاهده کرده‌اند، «کوهی از صلابت» بوده است. همچنین اشاره کردند که دست چپ ایشان، که مجروح نشده بود، به صورت مشت گره‌کرده باقی مانده بود.

از همان‌جا، این مشت گره‌کرده به نمادی برای ملت ایران تبدیل شد؛ نمادی که بیانگر مقاومت، استقامت و ایستادگی در برابر همه موانع است.

رهبر شهید بار‌ها درباره اندیشه مقاومت سخن گفته و تأکید کرده بودند که نظریه مقاومت در برابر دشمنان قدرتمند باید هم از نظر نظری تبیین شود و هم در عرصه عمل مورد حمایت قرار گیرد.

در منظومه فکری ایشان، مقاومت به معنای آن است که وقتی جامعه‌ای هدفی الهی و صحیح را برای خود انتخاب می‌کند، طبیعی است که در مسیر رسیدن به آن هدف با موانع گوناگون روبه‌رو شود؛ موانع طبیعی، موانع انسانی، موانع شیطانی، چه از سوی شیاطین انس و چه شیاطین جن، و حتی موانع درونی همچون تنبلی، راحت‌طلبی و عافیت‌جویی.

رهبر شهید معتقد بودند در چنین شرایطی نباید از مسیر بازگشت، بلکه باید مقاومت کرد. ایشان مفهوم «صبر» در ادبیات قرآنی را نیز با همین معنای مقاومت تفسیر می‌کردند.

از این منظر، اندیشه مقاومت یکی از ارکان اصلی اندیشه سیاسی رهبر شهید به شمار می‌رود؛ اندیشه‌ای که از آغاز نهضت اسلامی تاکنون استمرار یافته است.

ایشان در کتاب «خون دلی که لعل شد»، در صفحات ۵۷ تا ۵۹، تصریح می‌کنند که از ابتدای نهضت امام خمینی (ره)، دو خط اصلی انقلاب اسلامی را شکل داده است؛ نخست، خط مقاومت و دوم، خط روشنگری.

رهبر شهید در همان کتاب تأکید می‌کنند که خود از معدود یاران امام بودند که از آغاز تا پایان، این دو خط را همزمان دنبال کردند. ایشان هشدار می‌دهند که مقاومت بدون روشنگری، به جمود و ارتجاع منتهی می‌شود و روشنگری بدون مقاومت نیز حرکتی بی‌روح و بی‌اثر خواهد بود. به اعتقاد ایشان، انقلاب اسلامی از پیوند این دو عنصر شکل گرفته است.

رهبر شهید همچنین بار‌ها به روایتی از پیامبر اکرم (ص) اشاره می‌کردند که فرمودند: «شَیَّبَتْنِی سُورَةُ هُودٍ؛ سوره هود مرا پیر کرد.» هنگامی که علت این سخن را پرسیدند، پیامبر (ص) به آیه ۱۱۲ سوره مبارکه هود «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ» اشاره فرمودند. رهبر شهید توضیح می‌دادند که گرچه عبارت «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ» در سوره شوری نیز آمده است، اما در سوره هود، ادامه آیه یعنی «وَمَنْ تَابَ مَعَکَ» مسئولیت هدایت و استقامت امت را نیز بر دوش پیامبر اکرم (ص) قرار داده و همین مسئولیت سنگین، موجب نگرانی رسول خدا (ص) بوده است.

به همین دلیل، هم امام خمینی (ره)، هم رهبر شهید و هم رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای همواره مقاومت را به عنوان خط اصیل انقلاب اسلامی معرفی کرده‌اند.

البته باید میان «اندیشه مقاومت» و «جبهه مقاومت» تفاوت قائل شد. جبهه مقاومت، یکی از جلوه‌های عملی اندیشه مقاومت است، اما اندیشه مقاومت مفهومی فراگیرتر دارد و همه عرصه‌های زندگی فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را در بر می‌گیرد.

بر همین اساس، مشت گره‌کرده رهبر شهید تنها نماد مقاومت در برابر دشمن خارجی نیست؛ بلکه نشانه ایستادگی در برابر موانع درونی، فشار‌های بیرونی، تهدید‌های دشمن و همه عواملی است که مانع حرکت جامعه اسلامی به سوی قله‌های پیشرفت و عزت می‌شوند.

ایکنا- در پایان اگر نکته‌ای باقی مانده است، بفرمایید.

همان‌گونه که مشاهده می‌کنیم، امروز دل‌های مردم ایران بیش از هر زمان دیگری به لطف هدایت الهی به یکدیگر نزدیک شده است. این هدایت را هم در روز‌های پس از شهادت رهبر شهید می‌توان مشاهده کرد؛ زمانی که مردم به صورت خودجوش به خیابان‌ها آمدند و با حضور گسترده خود اجازه ندادند بدخواهان و آشوب‌طلبان از شرایط ایجادشده سوءاستفاده کنند، و هم امروز که با حضور در آیین‌های وداع و تشییع، بار دیگر وفاداری خود را به آرمان‌های انقلاب اسلامی به نمایش گذاشته‌اند.

همچنین مردم با هدایت الهی، بهترین فرد را برای ادامه مسیر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای برگزیده‌اند و اکنون نیز مشاهده می‌شود که در کنار وداع با رهبر شهید، مطالبه خون‌خواهی ایشان را نیز با صدای رسا فریاد می‌زنند.

به اعتقاد بنده، هر یک از اقشار و نهاد‌های کشور در موضوع خون‌خواهی رهبر شهید مسئولیتی مشخص بر عهده دارند.

نخست، نیرو‌های مسلح و مجموعه‌های امنیتی کشور هستند که وظیفه دارند مسیر قصاص و انتقام خون رهبر شهید، شهدای مظلوم و همه شهدای نظامی و غیرنظامی، اعم از زنان، کودکان، نوزادان و سالمندان را دنبال کنند.

در کنار آن، مسئولان اجرایی کشور نیز وظایف مهمی بر عهده دارند. هر زمان که کشور با تهدید مواجه می‌شود، لازم است همه ظرفیت‌های سیاسی، دیپلماتیک و اجرایی در جهت صیانت از منافع ملی و مقابله با تهدید‌ها به کار گرفته شود.

از سوی دیگر، دستگاه قضایی نیز مسئولیت مهمی بر دوش دارد. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب در هفتم تیرماه تأکید کردند، این جنایتکاران جنگی باید هم در محاکم صالح داخلی و هم در دادگاه‌های بین‌المللی مورد پیگرد قرار گیرند و از منظر حقوقی پاسخگوی اقدامات خود باشند.

اما در کنار همه این مسئولیت‌ها، مردم نیز نقش بی‌بدیلی در این مسیر دارند. مطالبه عمومی ملت می‌تواند همان نیروی محرکه‌ای باشد که مسیر تحقق عدالت را هموار می‌کند.

رهبر شهید پیش‌تر درباره عملیات عین‌الاسد فرموده بودند موشک‌هایی که به سمت پایگاه عین‌الاسد شلیک شد، سوخت خود را از فریاد انتقام‌خواهی و خون‌خواهی مردم گرفت. این سخن نشان می‌دهد که اراده و مطالبه عمومی ملت، پشتوانه اصلی تصمیم‌های بزرگ ملی است.

در این میان، نقش رسانه‌ها نیز بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. رسانه می‌تواند احساس مقدس خون‌خواهی مردم را که ریشه در فرهنگ عاشورا و خون‌خواهی حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دارد، به درستی تبیین و هدایت کند. امروز نیز مشاهده می‌شود که این مطالبه در قالب شعار «یالثارات خامنه‌ای» از سوی مردم دنبال می‌شود.

البته باید توجه داشت که ارزش و منزلت شهدای این سرزمین با هیچ معیار مادی قابل سنجش نیست. به تعبیر بنده، حتی خاک کفش شهید کودک، ماکان نصیری، که از او تنها همان کفش به یادگار مانده است، از سران کفر و استکبار ارزشمندتر است. با این حال، اگر جمهوری اسلامی بخواهد بازدارندگی خود را حفظ کند، ناگزیر است مسیر پیگیری حقوقی، سیاسی و عملی خون شهدای خود را با جدیت دنبال کند.

در این مسیر، رسانه‌ها، نخبگان، اندیشمندان، چهره‌های اثرگذار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همه کسانی که امکان تأثیرگذاری بر افکار عمومی را دارند، وظیفه‌ای مهم بر عهده خواهند داشت.

از نگاه رهبر شهید، عزاداری برای رهبران الهی هرگز صرفاً یک سوگواری و ابراز اندوه نیست؛ بلکه حرکتی اجتماعی و تمدن‌ساز است که باید به ایجاد تحول، بصیرت، حرکت و مطالبه منجر شود. از همین رو، امروز نیز آیین‌های عزاداری رهبر شهید با پرچم‌های سرخ خون‌خواهی و انتقام شهدای این سرزمین همراه شده است؛ پرچم‌هایی که از نگاه ایشان، نماد استمرار راه شهدا و تداوم مسیر مقاومت به شمار می‌روند.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.