امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 23 محرم 1448
شناسه خبر : 372582
  پرینت تاریخ انتشار : 08 جولای 2026 - 22:33 | 3 بازدید

چرا غرب از آیت‌الله خامنه‌ای می‌هراسید

به قلم عبدالوهاب فراتی؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی  غرب با خونسردی تمام، انفجار هسته‌ای در هیروشیما را تماشا کرد؛ با آرامش، کودتاهای بیشمار را طراحی نمود و با متانت، ملت‌ها را زیر چکمه‌های استعمار خرد کرد، اما در برابر آیت‌الله خامنه‌ای، این خونسردی تاریخی را از دست داد. چرا؟ زیرا او تنها […]

چرا غرب از آیت‌الله خامنه‌ای می‌هراسید


چرا غرب از آیت‌الله خامنه‌ای می‌هراسیدبه قلم عبدالوهاب فراتی؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی 

غرب با خونسردی تمام، انفجار هسته‌ای در هیروشیما را تماشا کرد؛ با آرامش، کودتاهای بیشمار را طراحی نمود و با متانت، ملت‌ها را زیر چکمه‌های استعمار خرد کرد، اما در برابر آیت‌الله خامنه‌ای، این خونسردی تاریخی را از دست داد. چرا؟ زیرا او تنها رهبری بود که نقاب تمدن، حقوق بشر، دموکراسی و توسعه را از چهره غرب کنار زد و نشان داد که در پشت این مفاهیم فریبنده، چه حقیقتی نهفته است. او غرب را در برهنگی نظریاتش به تصویر کشید و این کاری بود که جز او، هیچ‌یک از رهبران معاصر شرق و غرب، جسارت انجام آن را نداشتند.

رهبر انقلاب نشان داد که غرب با تمام ادعاهای روشنگرانه‌اش، در عمیق‌ترین لایه، گرفتار سه بیماری مهلک است: پوچی وجودی، سلطه‌گری پنهان و مصرف‌زدگی بی‌روح. او ثابت کرد که نظام لیبرال غرب، وعده آزادی می‌دهد اما در عمل انسان را به برده‌ای مصرف‌گرا تبدیل می‌کند. وعده دموکراسی می‌دهد اما در پشت آن، سلطه شبکه‌های اطلاعاتی و مالی را پنهان کرده است.

وعده پیشرفت می‌دهد اما در باطن، توسعه‌ای را طراحی کرده که فقط به سود قدرت‌های بزرگ تمام می‌شود. این افشاگری برای غرب، فاجعه‌بارتر از یک حمله نظامی بود؛ چون اسطوره مشروعیت خود غرب را هدف گرفته بود.

غرب تا پیش از انقلاب اسلامی، خود را آخرین تاریخ و تنها مسیر ممکن تمدن معرفی کرده بود. اما آیت‌الله خامنه‌ای، امکان زیستنی دیگر را به جهان نشان داد؛ زیستنی که نه در تقلید کورکورانه از غرب، که در بازگشت آگاهانه به خویشتن خویش تعریف می‌شد. این زلزله‌ای در دستگاه معرفتی غرب بود؛ چراکه برای اولین بار، یک شرقی نه از موضع ضعف، که از موضع تمدن جایگزین، به نقد هستی‌شناختی غرب نشست.

اینجا، شهادت، گواه صدق بر تمام این ادعاها بود. او چهار دهه تکرار کرد که غرب از معنایی که او به مقاومت بخشیده می‌هراسد؛ غربی‌ها این را شعار می‌پنداشتند. اما وقتی تا پای جان ایستاد و شهادت را پذیرفت، به جهانیان ثابت کرد که ادعاهایش نه شعار، که حقیقتی بود که جان خود را بر سر آن نهاد. شهادت، منطق زیستن جایگزین او را از یک نظریه انتزاعی به واقعیتی عینی تبدیل کرد؛ واقعیتی که با خون تضمین شد و دیگر هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.

غرب از این شهادت بیش از حیاتش هراسید؛ چون فهمید که با مرگ یک رهبر، معنایی که او بنیان نهاد، نه تنها پایان نمی‌یابد، که جاودانه می‌شود. این، همان راز هراس ابدی غرب است؛ هراسی که نه از موشک، که از حقیقتی برآمده از دل ایمان و خون سرچشمه  می‌گیرد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.