- دانشگاه ملی مهارت قم میزبان زائران مراسم بدرقه آقای شهید ایران بود
- نماهنگ | انیمیشن نمدی «باید برخاست»
- قدردانی استاندار البرز از مردم و دست اندرکاران بدرقه آقای شهید ایران
- مؤمنان؛ مأمور عذاب فرعونیان زمان
- توسعه اقتصاد دانشبنیان بدون تقویت مهارتهای مدیریتی ممکن نیست
- برگزاری مراسم سوگواری و پیادهروی مردمی در شیراز در سوگ رهبر شهید انقلاب
انتقام خون در فرهنگ شیعی پایان نمییابد
ثار، خونخواهی و انتقام، ویژگی برجسته گفتمان تشیع است. مطالبه خونخواهی رهبر شهید انقلاب و گستره مباحث مرتبط با این موضوع، ضرورت واکاوی بیشتر را نمایان میکند. هدف از ثار، جایگاه انتقام، نحوه تحقق خونخواهی و…، محورهایی بود که سبب شد تا خبرنگار ایکنا از اصفهان با امیرحسین پرورش، مدیر ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی و […]
ثار، خونخواهی و انتقام، ویژگی برجسته گفتمان تشیع است. مطالبه خونخواهی رهبر شهید انقلاب و گستره مباحث مرتبط با این موضوع، ضرورت واکاوی بیشتر را نمایان میکند. هدف از ثار، جایگاه انتقام، نحوه تحقق خونخواهی و…، محورهایی بود که سبب شد تا خبرنگار ایکنا از اصفهان با امیرحسین پرورش، مدیر ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی و هنری مساجد استان اصفهان و پژوهشگر علوم سیاسی به گفتوگو بنشیند و به بررسی بیشتر این محورها در هویت جمعی شیعی بپردازد.
ایکنا ـ پس از شهادت حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای، موضوع انتقام و خونخواهی به یکی از مطالبههای اصلی امت اسلامی تبدیل شد. بر این اساس، انتقام و خونخواهی در گفتمان شیعی به چه معناست و چه جایگاهی دارد؟
پس از شهادت رهبر انقلاب، همه ما سوگوار و در حقیقت دچار خشم و اندوهی شدیم که همچنان نیز با ما همراه است؛ اما نخستین نکتهای که همه به فکر کردن درباره آن پرداختیم و ما را به تلاطم و تکاپو انداخت، مسئله انتقام بود. بنابراین، ضرورت نظرورزی و سخنگفتن در باب انتقام از همان زمان روشن شد. آیا انتقام، اقدام مقابلهبهمثل است؟ آیا ما باید از مسیر به کیفر رساندن شقیترین و پستترین حکمرانان تاریخ مدرن، یعنی ترامپ و نتانیاهو انتقام رهبر شهید را دنبال کنیم؟ آیا انتقام همین است؟ اگر در عالم واقع، این انتقام میسر نباشد، تکلیف ما چیست؟ یا اگر در عالم واقع این اتفاق إنشاءالله افتاد و قاتلان رهبر به کیفر خود رسیدند، مسئله انتقام سامان مییابد و پرونده آن مختومه میشود؟
من مایلم که مفهوم ثار و خونخواهی را از منظر دکتر شریعتی تبیین و بررسی کنم. او میگوید که «ثأر» در عرب جاهلی، مفهومی قبیلهای بود؛ یعنی اگر از قبیلهای کسی کشته میشد، قبیلهاش باید میرفت و از قبیله طرف مقابل، کسی را به انتقام میکشت. در اسلام، همانگونه که پیامبر(ص) بسیاری از سنن جاهلی را با اعمال تغییراتی پذیرفت و آنها را اعتلا بخشید، متناسب با تحولاتی که شریعتی از آنها با عنوان تغییرات از قبیله به جامعه تعبیر میکند، «ثأر» هم از معنای قبیلهای و خونی خود، بهمرور به معنای ایدئولوژیک انتقام ارتقا یافت و سپس به معنای انسانی، تاریخی و سیاسیاش درآمد.
همانگونه که بالاترین مرتبه زندگی انسانی، زندگی سیاسی است، یعنی وقتی انسان وارد جامعه سیاسی میشود و دولت تشکیل میدهد، به بالاترین سطح جامعه متمدن بشری ارتقا پیدا میکند، مفهوم «ثأر» نیز چنین است و اوج «ثأر»، مفهوم سیاسی آن است و از اینجاست که پای واژه بعدی به بحث باز میشود: «ثوره»؛ واژهای که شریعتی از آن استفاده میکند و معادلش در زبان فارسی، واژه «انقلاب» است. وقتی ثار و خونخواهی در قالب نهضتی اجتماعی و انقلابی سیاسی رخ دهد و با کانون ظلم درگیر شود، «ثوره» محقق میشود. درواقع تعین مفهوم سیاسی ثار، «ثوره» است.
واژه دیگری که در ارتباط با موضوع ثار و خونخواهی مطرح میشود، «وراثت» است. دکتر شریعتی در تبیین این واژه، آن را به زیارت وارث ارجاع میدهد و میگوید خون حسین بن علی(ع) فقط «ثأر» نیست؛ اولین «ثأر» هم نیست، سلسله وراثت خونخواهی الهی، به نخستین خون، خون هابیل بازمیگردد؛ ثاری که نزد خداوند گرامی داشته شده است. خون هابیل، این بار و تاوان را بر دوش خونخواهان او، قبیله هابیلیان در طول تاریخ نهاد و این سلسله وراثت تا خون حسین بن علی(ع)، «ثار الله»، گرامیترین خونها نزد خداوند ادامه یافته است.
ثار متوقف نمیشود، بلکه به ارث میرسد و ثورهای تازه و ثاری جدید پدی میآید؛ یعنی گروهی برای گرفتن انتقام یک «ثار»، به قیام و انقلاب دست میزنند و دوباره در این مسیر، ثار جدیدی پدید میآید و این زنجیره، سلسلهوار ادامه مییابد. با شهادت هر شهید، ثار جدیدی بر زمین ریخته میشود و این سلسله وراثت همچنان ادامه مییابد.
ایکنا ـ طبق صحبتهای شما، دکتر شریعتی خون حسین(ع) را بار و تاوانی بر دوش تاریخ معرفی میکند که با کشتهشدن قاتلان آن حضرت برداشته نمیشود. این نگاه متفاوت، چه نسبتی با نگرش رایج به انتقام دارد؟
به نظر من در آثار نویسندگان معاصر، دو انجیل عاشورایی داریم؛ یکی «فتح خون» شهید آوینی و دیگری مقاله «حسین وارث آدم» دکتر شریعتی که انسان واقعاً از تسلط تاریخی و عمق نگاه ایشان دچار حیرت میشود. دکتر شریعتی معتقد است، اساساً انتقام حسین بن علی(ع) گرفته نشده و جنگی که حسین بن علی(ع) وارد آن شد و به شهادت رسید و در عالم ظاهر هم شکست خورد، پایان نیافته و به رسم عرب، همچنان پرچم سرخ بر قبه حسین بن علی(ع) در اهتزاز است.
در قبایل عرب همواره جنگ جریان داشت، اما مکه، زمین حرام بود و سه ماه رجب، ذیالقعده، ذیالحجه و محرم، زمان حرام بودند؛ یعنی جنگ در آنها حرام بود. دو قبیلهای که با یکدیگر میجنگیدند، بهمحض آنکه وارد ماه محرم میشدند، جنگ را موقتاً تعطیل میکردند؛ اما برای آنکه اعلام کنند در حال جنگ هستند و این آرامش از سر سازش نیست، میگفتند ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت. سنت بود که بر فراز خیمه فرمانده قبیله، پرچمی سرخ برافرازند تا همگی بدانند که جنگ پایان نیافته است.
همینگونه است که در واقعه عاشورا، در حالیکه به حسب ظاهر، جنگ با پیروزی یزید پایان گرفت، اما بر گنبد آرامگاه امام حسین(ع)، پرچم سرخی برافراشته است. اینجاست که دکتر شریعتی «ثأر» را بهمثابه تاوان و بار مطرح میکند؛ بار خون حسین بن علی(ع) که بر دوش تاریخ نهاده شده است. شعری مشهور هم از علی معلم وجود دارد که از شاهکارهای او بهحساب میآید و مؤید همین مطلب است: «نوباوگان مصطفی را سر بریدند/ مرغان بستان خدا را سر بریدند/ در بر گریز باغ زهرا برگ کردیم/ زنجیر خائیدیم و صبر مرگ کردیم/ چون بیوهگان ننگ سلامت ماند بر ما/ تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما» که این بیت آخر معنای «ثأر» را از نگاه دکتر شریعتی بهخوبی میرساند. این نشان میدهد که ماجرای «ثأر» و تاوانی که خون حسین بن علی(ع) بر دوش تاریخ نهاده است، در ادبیات شیعی نیز ریشه دارد؛ باری که به این راحتی و با کشتهشدن قاتلان، یا حتی با پیروزی شیعیان در میدان ظاهری برداشته نمیشود.
ایکنا ـ آیا گفتمان و فلسفه تاریخی ثار و خونخواهی در تشیع با دیگر ادیان آسمانی همسو و یکسان است؟
در پاسخ قیاسی میکنم میان مصائب حسین بن علی(ع) و مصائب مسیح(ع). در مسیحیت، گزارهای رایج است که میگوید هر کس صلیب خود را بر دوش میکشد؛ یعنی هر کس باری از سوی مسیح بر دوش دارد؛ اما در مسیحیت، این بار با ایمانآوردن و رستگاری شخصی، از عهده شخص برداشته میشود؛ یعنی اگر کسی در مسیحیت کاتولیک، ذیل کلیسای کاتولیک قرار گیرد و غسل تعمید یابد، در حقیقت دین خود را به مسیح ادا کرده است و اصلاً رنجی که مسیح کشیده، برای رستگاری دیگران است. اما در ادبیات شیعی چنین نیست؛ شیعیان هیچگاه از باری که خون حسین بن علی(ع) بر دوش آنها نهاده، رهایی نمییابند.
شریعتی قائل به آن است که اساساً فلسفه تاریخ شیعه در مقابل دیالکتیک تاریخی مارکسیستی قرار میگیرد. او معتقد است که فلسفه تاریخ شیعه، همان «ثار، وراثت و ثوره» است و این روند، مدام ادامه دارد. شریعتی توضیح میدهد که در دیالکتیک تاریخی یا ماتریالیسم تاریخی، خودآگاهی در نتیجه فرآیندهای تاریخی و بهصورت جبری به وجود میآید؛ اما در سوژه شیعی، از ابتدا خودآگاهی وجود دارد.
سوژه شیعی هنگامی که با مسئله «ثار» مواجه میشود، نوعی خودآگاهی به او دست میدهد؛ هر چند مسئله جبری نیز وجود دارد. بهزعم ایشان، پایان تاریخ جبراً به تحقق کامل «ثوره» و در حقیقت، گرفتهشدن انتقام منتهی میشود. به همین دلیل، یکی از صفاتی که به منجی شیعیان نسبت داده میشود، این است که او تنها کسی است که میتواند این چرخه وراثت، ثار و به دوش کشیدن بار خون مظلومان تاریخ را به پایان ببرد و انتقام را در نهایت تاریخ محقق کند؛ او منتقم نهایی و منجی وعدهدادهشده شیعیان است. تا آن زمان، این چرخه مدام ادامه دارد و هیچگاه انتقام خون به تمام معنا گرفته نمیشود؛ یعنی ثاری به ثورهای منتهی شده و دوباره کسی به شهادت میرسد و ثاری تازه پدید میآید و این چرخه وراثت، از نسلی به نسل دیگر در میان شیعیان منتقل میشود.
در اینجا دوباره به تفاوتی که در گفتمان شیعی با مسیحیت وجود دارد، بازمیگردم. در مسیحیت، مصائب مسیح به سایر مؤمنان ارث نمیرسد؛ یعنی همانجا پایان مییابد. مسیح براساس ادبیات انجیلی، نه ادبیات قرآنی، این مصائب را کشیده و خدا به او میگوید «تمام شد» و او شرابی مینوشد و پیش از رستاخیز، از جهان رخت برمیبندد و ماجرا به پایان میرسد. بر این مبنا، پس از مسیح، کسی قرار نیست این رنج را تجدید کند و بار آن را بر دوش گیرد؛ بلکه فقط با تبعیت از مسیح، رستگاری شخصی برای خود فراهم میکند. اما در شیعه، ماجرا پایان نمییابد و نسلبهنسل ادامه مییابد. فلسفه تاریخ شیعه با «ثار» آغاز میشود و با انتقام نهایی به پایان میرسد.
ایکنا ـ در این گفتمان شیعی که از انتقام ترسیم کردید، خونخواهی رهبر شهید انقلاب را چگونه میبینید؟
خون شهید خامنهای، ثاری است که در جریان بهارثرسیدن بار خون، بر دوش ایشان و همرزمانش نهاده شده است. آنان انقلابی پدید آوردند که این انقلاب، خود ثاری تازه بهوجود آورد که باید به ثورهای جدید منتهی میشد. از این نظر، وراثت خامنهای نیز وراثت همین باری است که بر دوش همه ماست؛ همانگونه که بار انتقام هابیل بر دوش ماست و بار انتقام خون یکایک مظلومان تاریخ بر دوش ما نهاده شده است؛ اما تحقق این انتقام، لزوماً در کشتن قاتلان ایشان خلاصه نمیشود و حتی اگر آنان کشته شوند، این بار از دوش ما برداشته نمیشود؛ همانگونه که خون حسین بن علی(ع) با کشتهشدن قاتلانش، هرگز به انتقام کامل نرسید.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

