- امروز نیازمند الگوگیری از منش مدیریتی رهبر شهید انقلاب هستیم
- خدمترسانی ۱۲۵ موکب سپاه سمنان به زائران در مسیر تهران، قم و مشهد
- روایت امام جماعت اهلسنت از همبستگی مذاهب در تشییع رهبر شهید
- آمادگی جهاددانشگاهی سمنان برای میزبانی از زائران در حاشیه آیین وداع با «رهبر شهید»
- بازدید استاندار سمنان در موکب بدرقه آقای شهید ایران
- برگزاری شب شعر «نوای نینوا؛ از کربلا تا امتداد مقاومت» در پیشاور
تبیین «ابرنظریه» رهبر شهید در مقابله با تمدن غرب و مسیر تحقق تمدن اسلامی
به گزارش ایکنا آیتالله سیدمحمدمهدی میرباقری، عضو مجلس خبرگان رهبری، در گفتگو با برنامه جریان به تحلیل مسیر مجاهدت و ایدههای بنیادین رهبر شهید طی ۳۷ سال حکمرانی و سالهای پیش از آن پرداخت. میرباقری در آغاز سخنان خود اشاره کرد: تبیین کامل نظام اندیشههای امام شهید در یک یا دو جلسه ممکن نیست و این […]

به گزارش ایکنا آیتالله سیدمحمدمهدی میرباقری، عضو مجلس خبرگان رهبری، در گفتگو با برنامه جریان به تحلیل مسیر مجاهدت و ایدههای بنیادین رهبر شهید طی ۳۷ سال حکمرانی و سالهای پیش از آن پرداخت.
میرباقری در آغاز سخنان خود اشاره کرد: تبیین کامل نظام اندیشههای امام شهید در یک یا دو جلسه ممکن نیست و این موضوع نیازمند کاوشهای عمیق است که اندیشمندان در حال حاضر در حال بررسی آن هستند. وی در تحلیل شخصیت ایشان، دوران زندگی ایشان را به دو مقطع اساسی تقسیم کرد: دوران پیش از رهبری و دوران پس از رهبری. دوران پیش از رهبری، دوره آمادگی برای پذیرش این مسئولیت بزرگ بود. ایشان در این سالها ابتلائات و امتحانات سنگینی را پشت سر گذاشتند که از دیدگاه وی، ساختاری الهی برای آمادهسازی ایشان در تراز این جایگاه بود.
وی به مطالعات گسترده امام شهید در زمینههای زیر اشاره کرد: تاریخ سیاسی ائمه و انبیا و تاریخ تمدنها و تاریخ استعمار
میرباقری تأکید کرد: در آن دوران، امام شهید در مواجهه با جریانهای رقیب تمدنی، به ویژه مارکسیستها و نظام سرمایهداری، اندیشهورزی کرده و خود را آماده میکرد؛ حتی در زمانی که براساس بیان خود ایشان، احتمال پیروزی انقلاب نیز به زودیها نمیافتاد.
در بخشی از این گفتوگو، وی با نقل روایتی درباره امتحانات سخت وصیای انبیا (مانند حضرت موسی و پیامبر اکرم(ص)، تبیین کردند که هر کس بخواهد جانشین امام امت شود، باید امتحاناتی در تراز آن جایگاه پشت سر بگذارد. وی حضرت آیتالله العظمی خامنهای(شهید) را نمونهای از این ساختار دانست که امتحانات بزرگی را از دوران مبارزه، شورای انقلاب و ریاست جمهوری پشت سر گذاشت.
میرباقری به طور خاص به تجربه ترور ایشان اشاره کرد و بیان کرد پاسخ امام شهید پس از ترور (با اشاره به بیت «سر خمّ می سلامت، شکند اگر سبوئی»)، نشاندهنده پذیرش یکی از همان امتحانات سنگین الهی بود.
عضو مجلس خبرگان رهبری در خصوص دوران ۳۷ ساله رهبری، بر دو نکته کلیدی تأکید کرد: ۱. عدم طلب مقام: وی تأکید کرد که امام شهید هرگز طالب این مقام نبودند و حتی تلاش کردند که این بار بر دوش ایشان قرار نگیرد.۲. پذیرش با قوت: با این حال، زمانی که این مسئولیت بر دوش ایشان گذاشته شد و ایشان آن را پذیرفتند، بلافاصله با قوت و آگاهی کامل از سنگینی این مأموریت الهی و تکلیف دشوار، مسیر را در راه حجت الهی آغاز کردند.
وی در ادامه به تشریح دیدگاههای راهبردی و تمدنی رهبر شهید در مدیریت انقلاب اسلامی و مواجهه با رقیب جهانی پرداخت.
میرباقری با اشاره به پیامهای امام شهید، تأکید کرد: ایشان همواره بر طراحی و تفکر برای ۴۰ سال آینده تأکید داشتند و این نشاندهنده نگاه بلندمدت و درک عمیق ایشان از عظمت میدان است. امام شهید، مأموریت انقلاب اسلامی و ماهیت درگیری با «رقیب تمدنی» (غرب) را بهخوبی میشناختند.
وی در این تحلیل، به تبیین مراحل پنجگانه انقلاب اسلامی در مقابل رنسانس پرداخت که عبارتند از: ۱. شکلگیری نظام اسلامی ۲. شکلگیری دولت ۳. ایجاد جامعه اسلامی ۴. تحقق تمدن اسلامی ۵. مقدمه ظهور ولایت عظمای حضرت بقيهالله (عج)
وی تأکید کرد: امام شهید مأموریت بزرگی را بر دوش داشتند تا برای ساخت این مسیر تلاش کنند و همزمان برای ابطال تمدن غرب بکوشند. ایشان رهبری خود را معطوف به مقیاس ملی نمیدیدند و هرگز اجازه ندادند انقلاب اسلامی از آرمانهای خود دور شود.
میرباقری در مورد نحوه تعامل امام شهید با دولتهای مختلف اشاره کرد که ایشان با ظرفیتهای گوناگون و دولتهایی که به دنبال توسعه، آزادی سیاسی یا عدالت اقتصادی به مفهوم غربی و مدرن بودند، همکاری کردند. وی تبیین کرد که امام شهید جوری مدیریت کردند که برآیند تمامی این دولتها در سبد انقلاب قرار گیرد. در حالی که اجراییات دست دولت بود، اما مسئولیت شرعی و الهی هدایت کل نظام را محکم در دست داشتند و اجازه ندادند کشتی انقلاب در تلاطمها گم شود.
جلوگیری از هضم انقلاب در نظم مدرن
به گفته میرباقری، امام شهید در شرایطی قرار داشتند که ایران میان نظم مدرن و امکان تاریخی جدید (ایجاد شده توسط امام خمينی) ایستاده بود. ایشان تلاش کردند تا این امکان تاریخی را به ساختاری پایدار تبدیل کنند تا انقلاب اسلامی در نظم مدرن جهانی هضم نشود. امام شهید در برابر تلاشهای گسترده بیرونی برای هضم انقلاب و تلاشهای درونی برای هماهنگی با نظم جهانی، مسیر اصلی را حفظ کردند.
میرباقری در ادامه اشاره کرد امام شهید به دلیل شناخت ظرفیت انقلاب اسلامی و ایمان به «سنن الهی»، هرگز مأیوس نشدند و باور داشتند که با حرکت درست، نصرت الهی همراه خواهد بود و این کار بزرگ به نتیجه میرسد. ایشان در تحلیل کلی اندیشه خود، به الگوبرداری از پیروزیهای انبیا در طول تاریخ اشاره کردند. در ادامه میرباقری به تشریح دیدگاههای امام شهید در مورد تمدن غرب، لزوم طراحی تمدن جایگزین و تبیین «ابرنظریه» ایشان در حل مسائل بنیادین پرداخت.
عضو مجلس خبرگان با اشاره به آخرین پیامهای امام شهید به مناسبت صدسالگی حوزه، تأکید کرد: از نگاه ایشان، تمدن غرب طبق سنت حتمی آفرینش، باطل، رفتنی و «ذاله» است. از دیدگاه امام شهید، وظیفه امروز جامعه اسلامی دو محور اصلی دارد: ۱. کمک به ابطال این تمدن باطل. ۲. تدارک تمدن جایگزین در نظر و عمل (نه صرفاً تحلیلهای نظری).

وی اظهار کرد: امام شهید هرگز دچار مغالطه «دیگران نتوانستند، پس ما هم نمیتوانیم» نشدند و باور داشتند هر جا ایمان، محاسبه و استقامت باشد، پیروزی ممکن است و خودِ انقلاب اسلامی گواه این سنت الهی است. امام شهید افق عظیمی برای انقلاب اسلامی داشتند و رقیب خود (تمدن غرب) را با تمام پیچیدگیهای فلسفی، دانشی، فناوری و سبک زندگیاش بهخوبی میشناختند.
وی تأکید کرد: هدف امام شهید هرگز الگوبرداری از غرب نبود، بلکه ایشان تمدنی جدید را در نظر و عمل تئوریزه و طراحی کردند تا از پیشرفت تمدن باطل جلوگیری کرده و به ابطال آن کمک کنند.
«ابرنظریه» در مقابل «کارشناسی متعهد»
میرباقری در تحلیل روش حل مسئله توسط امام شهید، به مفهومی با عنوان «ابرنظریه» اشاره کرد. وی تبیین کرد شناخت مسائل صرفاً با تکیه بر دانش و تعهد دینی (کارشناسی متعهد) کافی نیست؛ برای مثال، کسی نمیتواند تنها با نماز شب و دعای کمیل، اما با مدل اقتصاد سرمایهداری، مسائل اقتصادی را حل کند.
این «ابرنظریه» بر پایه درگیری دو جریان امامت (نور و نار) است. از نظر امام شهید، تمام تحولات جهان و جوامع، از جمله مسائل مادی و اقتصادی، در میدان درگیری این دو جریان (حق و باطل) قرار دارد و هر الگویی برای پیشرفت (مثلاً برای ایران) باید در بستر این درگیری تمدنی دیده شود، نه در خلأ.
وی در مورد تعامل با متخصصان، بیان کرد: امام شهید با وجود احترام کامل به کارشناسی متعهد (مانند برخورد ایشان با دانش پزشکی در دوران کرونا)، هرگز مقیاس راهبری و مأموریت خود را به دست کارشناسان نسپردند. ایشان با تکیه بر یک «نظریه حاکمیتی»، بستر امنی را برای پژوهشهای جدید و نوآوری در عرصه دانش فراهم کردند تا امکان تاریخی انقلاب اسلامی محقق شود.
میرباقری به ویژگی خاص امام شهید در مواجهه با جنگ اشاره کرد و گفت: ایشان از جنگگریزترین آدمها بودند و نمیخواستند کار به جنگ بکشد، اما در عین حال، آمادهترین و جنگاورترین انسان در عرصه قتال بودند. رویکرد ایشان، ترکیبی از نظریه مقاومت و جنگاوری در زمان لازم بود، بدون آنکه به دنبال جنگ باشند.
میرباقری در پاسخ به این پرسش که جایگاه شهادت امام شهید در ابرنظریه ایشان کجاست، تبیین کرد: شهادت ایشان در واقع تأیید عملی این نظریه است؛ چرا که ایشان جان خود را فدای این مسیر کردند. وی با اشاره به پیشینه مطالعاتی رهبر شهید، اظهار کرد، ایشان در جوانی (حدود ۳۱ سالگی در سال ۴۹) کتاب «صلح امام حسن مجتبی(ع)» را با ترجمهای فاخر به رشته تحریر درآوردند، اما با این حال، تشخیص راهبردی ایشان این بود که دوران فعلی، دوران صلح نیست، بلکه «دوران عاشورا» است و هر اتفاقی در این مسیر، از جنس عاشورا و فداکاری است.
مسئلهشناسی در مقیاس کلان و موازنه جهانی
به گفته وی، امام شهید دارای یک «نظام اندیشه» جامع از مبنا تا عمل بودند و در مسئلهشناسی خود هرگز به مقیاسهای کوچک بسنده نمیکردند. ایشان مسائل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را همواره در تراز «موازنه جهانی» و «درگیری تمدنی» بررسی میکردند.
وی افزود: از نظر امام شهید، بررسی اقتصاد یا سیاست بدون توجه به درگیری تمدنی بیمعنا است. در حالی که برخی، مفاهیمی چون «جنگ فرهنگی» یا «ناتو فرهنگی» را توهم یا انکار میکردند، امام شهید اینها را در ذیل یک درگیری بزرگ تمدنی میدیدند و تحلیل میکردند.
تمایز مقاومت و جنگ؛ تبیین «جهاد کبیر»
میرباقری در تبیین نظریه مقاومت امام شهید، تأکید کرد: مقاومت با «جنگطلبی» متفاوت است. وی تصریح کرد که جنگ تنها بخشی از مقاومت است و لزوماً هر مقاومتی به قتال نمیکشد.
وی بر مفهوم «جهاد کبیر» تأکید کرد و ابراز کرد: مقاومت یعنی در برابر تمدنی که در عالم حاکم است و میخواهد ما را در درون خود استحاله (منحل و جذب) کند، استقامت کنیم. وظیفه رهبری امت این است که اجازه ندهد مردم در دستگاه نفاق و کفر منحل شوند و در برابر طرحهای تمدن رقیب به صورت فعال بایستند.
صیافت از انحلال در مفاهیم غربی
میرباقری در ادامه اشاره کرد: امام شهید به دلیل همین درک عمیق از خطر «استحاله تمدنی»، در دهههای اخیر از بهکاربردن عباراتی نظیر توسعه پرهیز میکردند و میفرمودند «پیشرفت ایرانی – اسلامی» (در قالب مفاهیم توسعه غربی)؛ زیرا میفهمیدند که نباید اجازه داد ملت در درون مفاهیم و طرحهای توسعهای تمدن رقیب منحل شود. مقاومت در نگاه امام شهید، صرفاً به معنای رد کردن تمدن مادی و سلطه غرب نیست. ایشان تأکید داشتند که در عین نپذیرفتن فلسفه، ساختارها و سبک زندگی غربی، باید در مسیر «سازندگی» حرکت کرد. به گفته ایشان، مقاومت بدون طرح اثباتی و ساختنی، کامل نیست. وی در این راستا به محورهای زیر اشاره کرد: استقلال علمی: امام شهید بر این باور بودند که ایران باید «سلطان علم» شود و زمام دانش را به دست بگیرد. ایشان با این دیدگاه که «ما شاگردی میکنیم اما شاگرد نمیمانیم»، مسیر تبدیل شدن به استاد را ترسیم کردند تا در آینده کتابهای علمی ایران در جهان ترجمه شود. بازسازی علوم انسانی: رهبر شهید معتقد بودند علوم انسانی غرب آمیخته به کفر است و مسلمانان باید علوم انسانی خود را بر اساس ایمان و دانش متعهد بنا کنند.
میرباقری با اشاره به آغاز رهبری امام شهید در دوران فروپاشی شوروی و شکلگیری جهان تکقطبی، اظهار کرد ایشان از همان ابتدا نظم جهانی مبتنی بر لیبرال-دموکراسی به پرچمداری آمریکا را «نظم مبتنی بر سلطه» دانستند. امام شهید در سالهای آخر حیات خود، به تکرار بر «افول قدرت آمریکا»، «انتقال قدرت به آسیا» و «فروپاشی نظم کنونی جهان» تأکید داشتند. هدف امام شهید این بود که جهان اسلام از نظم جدید در راه، جا نماند و در مبانی و حقوق نظم آینده جهان حضور فعال داشته باشد.
جبهه مقاومت و عبور از مرزهای استعماری
میرباقری در تحلیل یکی از مهمترین دستاوردهای امام شهید، به تشکیل «جبهه مقاومت» اشاره کرد. وی در تبیین این موضوع گفت: امام شهید در برابر تقسیمات جغرافیایی دستساز استعمار ایستادند تا پیوندهای سرنوشتساز میان کشورهای منطقه ایجاد شود. از نظر ایشان، عبور از این مرزهای قراردادی برای یکپارچه کردن قدرت در برابر تمدن مادی غرب ضروری بود تا منطقه از نو احیا شود.
میرباقری در مورد تعامل با دشمن، ابراز کرد: امام شهید «نرمش قهرمانانه» را بهعنوان ابزاری در طرح مقاومت به کار میبردند؛ یعنی در عین حفظ مسیر، در نقاط لازم انعطاف نشان میدادند تا از درگیریهای بیمورد اجتناب شود، اما هرگز از درگیریهای ضروری نمیگریختند. وی مراحل درگیری دشمن را به شرح زیر تحلیل کرد:۱. جنگ شناختی و فرهنگی: تلاش برای استحاله و تسلیم کردن ملتها. ۲. جنگ اقتصادی و تحریم: در صورت شکست در جنگ شناختی. ۳. درگیری نظامی: زمانی که دشمن در سایر مراحل شکست میخورد، به درگیری نظامی رو میآورد. رویارویی مستقیم نظامی دشمن در سالهای اخیر (مانند سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۲۵)، در واقع نشاندهنده «توانمندی» نظام اسلامی است که دشمن را مجبور کرده تا به گزینه نظامی روی آورد.
پایانی بر مسیر استقامت تا ظهور
میرباقری در ادامه تصریح کرد: مسیر مقاومت، مسیری مستمر است که تا ظهور حضرت ولیعصر(عج) ادامه دارد. وی اشاره کرد حتی پس از ظهور نیز درگیریهای همهجانبه با دستگاه شیطانی وجود خواهد داشت تا در نهایت «خبیث و طیب» از یکدیگر جدا شوند. لذا پیروزی نهایی، نتیجه استقامت در برابر تلاشهای دشمن برای استحاله و انحلال است.
میرباقری تبیین کرد که در مرحلهای که دشمن به دلیل شکست در سایر عرصهها، مجبور به ورود به درگیری نظامی میشود، امام شهید با نثار خون خود، طرح مقاومت را به کمال رساندند. وی تأکید کرد شهادت ایشان، تنها تکاندهنده ملت شریف ایران نبود، بلکه «جبهه مقاومت» را مبعوث کرد و این شهادت خاص، تحولی عظیم را ایجاد میکند که مسیر حرکت امت را به سمت ظهور تسریع میبخشد.
وی در تحلیل تعاملات دیپلماتیک، ابراز کرد: امام شهید آگاهانه اجازه دادند مذاکراتی صورت گیرد تا ماهیت واقعی دشمن آشکار شود. ایشان بیان کردند که هدف آمریکا هرگز پذیرش متقابل یا حل مسائل محدود (مانند انرژی هسته ای یا موشکی) نبود، بلکه هدف آنها «بلعیدن ایران» و تحمیل تسلیم کامل بود. رهبر شهید با درک این موضوع، اجازه نداد ایران در نظم سلطه غربی منحل شود.
الگوی حسینی در مقابل «بیعت با یزید زمانه»
میرباقری با استناد به سیره حضرت امام حسین(ع)، تبیین کرد: رهبر شهید در مواجهه با قدرتهای سلطهگر (از جمله ترامپ)، بر اساس الگوی عاشورا عمل کردند. «بیعت» در اینجا به معنای پذیرش زعامت و سلطه دشمن و رفتن زیر بار دستورات آنهاست. امام شهید، همانطور که امام حسین(ع) با یزید بیعت نکردند، هرگز حاضر نشدند با نظام سلطه بیعت کنند و بر استقلال و عزت امت اصرار داشتند.
میرباقری در ادامه تأکید کرد: مسیر امام شهید، مسیری است که در آن مقاومت، سازندگی و عدم تبعیت از نظم مادی غرب، به طور توأمان دنبال شده است تا بستری امن برای نوآوری، استقلال علمی و تحقق یک نظام جهانی عادلانه فراهم شود.
در بخش پایانی این گفتگو، حضرت آیتالله سید محمدمهدی میرباقری به بررسی چالشهای داخلی در دوران ۳۷ سال حکمرانی امام شهید، دیدگاه ایشان نسبت به مردم و تفاوت میان «مردمسالاری دینی» و دموکراسی غربی پرداختند.
میرباقری در تحلیل نیروهایی که در طول ۳۷ سال در مقابل اندیشههای امام شهید ایستادند، دو گروه را شناسایی کردند:
۱. جریان منافعطلب: کسانی که به دلیل منافع اقتصادی یا سیاسی در قدرت، مانع از فهم ایدههای بزرگ امام شهید بودند و هرگز به دلیل تعلقات مادی، حقیقت را نخواهند پذیرفت.
۲. جریان دچار خطای محاسباتی: کسانی که در چارچوبهای محدود میاندیشند و قدرت اسلام در موازنه جهانی را درک نکردند، اما احتمال میرود با شکست محاسباتشان، در نهایت به حقیقت بازگردند.
وی اظهار کرد فتنههای داخلی (مانند وقایع سال ۸۸ یا ۷۸) تلاشی برای متوقف کردن این مسیر و ضربه زدن به موازنه جهانی انقلاب اسلامی بود.
مردمسالاری دینی در برابر دموکراسی غربی
در مورد رابطه امام شهید با مردم، آیتالله میرباقری تأکید کردند که حضور میلیونی مردم در تشییع جنازه ایشان، پاسخ عینی و واقعی به ۳۷ سال حکمرانی است. وی تبیین کرد که امام شهید برخلاف الگوهای تحمیلی، به بصیرت و ایمان مردم باور داشتند و اعتقاد داشتند که «مردم مومناند و باید راه را برایشان باز کرد».
وی با مقایسه دیدگاه امام شهید با دموکراسی غربی، اشاره کرد: ایشان به جای «جامعه مدنی» به مفهوم غربی، به دنبال تحقق «مدینه فاضله» و «مردمسالاری دینی» بودند. از نظر ایشان، مردم نه تنها ابزار، بلکه رکن اصلی مدیریت و حرکت به سوی آرمانها بودند و عبارت «خادم مردمم» یک شعار نبود، بلکه ریشه در اندیشه و باور عمیق ایشان داشت.
میرباقری در پایان اشاره کرد: یکی از مهمترین دستاوردهای امام شهید، «پرورش مردم» بود. حقیقت باطنی باید به یک «ساختار» تبدیل شود تا شکل و شمایل ظهور پیدا کند. امام شهید با تلاش برای تربیت نخبگان، تقویت دانشبنیانها و ایجاد نهادهای علمی و دینی، بستر لازم را برای تبدیل شدن این ایمان فردی به یک ساختار اجتماعی و جهانی فراهم کردند.
میرباقری در جمعبندی این گفتوگو، تأکید کرد: اگرچه تواضع و سادهزیستی امام شهید تحسینبرانگیز است، اما نکته اصلی در «ابرنظریه» و طرح کلان ایشان نهفته است. ایشان مسئولیت عظیمی را برای استقلال ملی و اسلامی بر دوش گرفتند و با استقامت تا لحظه شهادت، راهی را گشودند که در آن مردم نه تنها بهعنوان پیرو، بلکه بهعنوان یک جامعه بیدار و مبعوث، در جبهه مقاومت در برابر نظم سلطه غرب ایستادند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


