امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 21 محرم 1448
شناسه خبر : 371980
  پرینت تاریخ انتشار : 06 جولای 2026 - 22:52 | 3 بازدید

آسمان ارومیه در سوگ خورشید؛ روایت دل‌های جامانده

وقتی خبر رفتن، مثل تازیانه‌ای سرد بر پیکر شهر نشست، گویی زمان در ارومیه از حرکت باز ایستاد، آسمان، خاکستری‌تر از همیشه بر شانه‌های این دیار سنگینی می‌کرد و انگار کوه‌های سرافراز آذربایجان نیز سر در گریبان اندوه برده بودند، دیگر نه آن صدای گرم پدرانه در گوش جان ملت و مردم آذربایجان می‌پیچد و […]

آسمان ارومیه در سوگ خورشید؛ روایت دل‌های جامانده


آسمان ارومیه در سوگ خورشید؛ روایت دل‌های جاماندهوقتی خبر رفتن، مثل تازیانه‌ای سرد بر پیکر شهر نشست، گویی زمان در ارومیه از حرکت باز ایستاد، آسمان، خاکستری‌تر از همیشه بر شانه‌های این دیار سنگینی می‌کرد و انگار کوه‌های سرافراز آذربایجان نیز سر در گریبان اندوه برده بودند، دیگر نه آن صدای گرم پدرانه در گوش جان ملت و مردم آذربایجان می‌پیچد و نه آن نگاه نافذ، دل‌های بی‌قرار را به ساحل آرامش می‌رساند که می‌فرمود: شما آذربایجانی‌ها و جوانان خون‌گرم و شجاع و فداکار و علاقه‌مند، باید این میدان را همچنان گرم، حفظ کنید و در راه استقلال و آزادگی ملّت‌تان هر چه می‌توانید تلاش کنید.

در یک کلام باید گفت: ایران، در سوگ رهبرش، نه فقط یک فرمانده، که پدری را از دست داده است که سایه‌ مهرش، سقف امن این خانه بود؛ امروز، ارومیه نه در یک عزاداری معمولی، که در یک «وداع جانسوز» غرق شده است؛ وداعی که در آن، هر نفس، بوی دلتنگی و هر قطره اشک، حکایت از یتیمی ملتی دارد که مراد و مقتدایش را به معراج فرستاده است.

آسمان ارومیه در سوگ خورشید؛ روایت دل‌های جامانده

روایت یتیمی از میان جبهه‌ها

خیابان‌های منتهی به میدان اصلی شهر، امروز نه مسیر عبور و مرور، که رودخانه‌ای از خروش دل‌های شکسته است، در میان این سیل جمعیت که سیاه‌پوش، سر به زیر و بغض‌آلود گام برمی‌دارند، نمی‌توان قدم از قدم برداشت بی‌آنکه با حقیقتی تکان‌دهنده مواجه نشد، پیرمردی در کنار دیواری تکیه داده بود؛ قامتی که بوی جبهه و خاکریز می‌داد، جلوتر رفتم، او یک جانباز دفاع مقدس بود که پیکرش نشان از زخم‌های کهنه دارد، او در حالی که اشک‌هایش بی‌صدا بر گونه‌های پیرشده‌اش می‌ریزد، با صدایی لرزان اما پر از معنا، از معنای یتیمی می‌گوید: «امروز با تمام وجودم، تاریکی را حس می‌کنم، وقتی شنیدم رفته، انگار تمام چراغ‌های دنیا خاموش شد، ما در جبهه‌ها یاد گرفتیم که برای ماندن این مسیر، باید از خودمان گذشت؛ اما حالا، این دل یتیم، با رفتن او، دیگر جایی برای ماندن ندارد…»

آسمان ارومیه در سوگ خورشید؛ روایت دل‌های جامانده

ریشه‌های وفاداری؛ از خاک شهادت تا آسمان وصال

کمی دورتر، مادری با چهره‌ای که از سال‌ها صبر و انتظار حک شده است، ایستاده است، او مادر یکی از شهدا است، او که فرزندش را در راه همین مسیر فدا کرده، امروز با نگاهی به آسمان، از پیوند بی‌مرز رهبر و شهدا می‌گوید: «ما فرزندمان را دادیم تا این مسیر بسته نشود، امروز می‌بینم که او(رهبر) هم تمام زندگی‌اش را در این راه گذاشت، ما امروز برای او نمی‌گرییم، ما برای بازگشت نوری گریه می‌کنیم که تمام زندگی‌مان را روشن کرده بود. او رفت تا در میان ما، میان همه شهدا، جا بگیرد.»

آسمان ارومیه در سوگ خورشید؛ روایت دل‌های جامانده

پرچم و چفیه؛ حماسه‌ نسل نو

در مقابل این چهره‌های پخته، دختری ۱۸ ساله ایستاده است که با چشمانی نافذ، تضاد میان غم و شجاعت را نشان می‌دهد، او در حالی که عکس رهبر شهید ایران را با استواری در دست دارد و چفیه‌ای بر دوش بسته است، با لحنی که از او شکوه نسل جدید حکایت دارد، می‌گوید: «ما می‌گرییم، اما این اشک‌ها نشانه ضعف نیست، ما امروز اینجا هستیم تا بگوییم که ایران‌دوستی او در خون ماست، او به ما یاد داد که چطور بایستیم و چطور سربلند باشیم، این پرچم و این چفیه، عهد ماست با او؛ که تا آخرین نفس، بر این راه ایستاده‌ایم.»

آسمان ارومیه در سوگ خورشید؛ روایت دل‌های جامانده

وقتی زبان‌ها یکی می‌شود

اما در میان این سیل اشک، جلوه‌ای از وحدت ملی، چشم‌ها را به خود خیره می‌کرد، در ارومیه، خاستگاه رنگارنگ فرهنگ‌ها، امروز دیگر رنگی، جز رنگ سوگِ واحد نداشت، در کنار یکدیگر، ترک و کرد، ارمنی و آشوری با گویش‌هایپ و زبان‌های متفاوت اما با یک قلب واحد، در صفوف منظم عزاداری ایستاده بودند.

در اینجا تنها یک زبان شنیده می‌شد: زبان عشق به ایران و سوگ از دست دادن پدری که برای همه، فراتر از هر مرز و قوم، پدر وطن بود؛ این هم‌آغوشی اقوام در میانه‌ میدان، خود گواهی بود بر آن حقیقت که او، پیونددهنده‌ گره‌های گسسته‌ این سرزمین بود.

آسمان ارومیه در سوگ خورشید؛ روایت دل‌های جامانده

دست‌های خاکی؛ ادامه دادن مسیر خدمت

در گوشه‌ای از میدان، مردی با لباس کار پاکبانی، در حالی که با سادگی و وقار، مشغول نظافت محوطه است و غبار غم را از پیش روی جمعیت کنار می‌زند، جمله‌ای می‌گوید که تمام معنای ایستادگی را در خود دارد: «ما هم مثل او، خدمت می‌کنیم، او به ما یاد داد که خدمت به مردم، بالاترین عبادت است، امروز که غمگینیم، نباید کارمان را رها کنیم، وظیفه‌ ما این است که راه او را با پاک نگه داشتن این خاک، ادامه دهیم، او رفت، اما راه خدمت او در دست‌های ما باقی ماند.»

خروش سرخ در هوای اندوه

حال و هوای شهر، پارادوکسی از غم و خشم است، ارومیه، امروز یک‌صدا می‌سوزد، سکوت حاکم بر جمعیت، هر لحظه با فریادهای «انتقام» شکسته می‌شود‌ پرچم‌های سرخ «انتقام» در دستان مردم شهرم برافراشته شده است، این پرچم‌ها، نه فقط نماد سوگواری، که گویی پیام بیعت مجدد مردم با آرمان‌های رهبر شهیدشان است. 

موج جمعیت، انگار که یک پیکر واحد باشد، با هر تکان پرچم‌های سرخ، لرزه‌ای بر جان بدخواهان می‌اندازد، در اینجا، غم به حماسه پهلو می‌زند؛ مردم ارومیه در وداع با رهبرشان، با هر قطره اشک، مشت‌های‌شان را برای ایستادگی گره کرده‌اند سرخ‌هایی که نه از خون گریه، بلکه از خون پایداری و وعده‌ برخاستن از میان خاکستر هستند.

تو زنده‌تر شده‌ای در قلوب عالمیان

در این لحظات تپنده، گویی کلمات شاعرانه در میان هق‌هق جمعیت، جان می‌گیرند و با خود می‌آورند آن سطور جانسوز اکرم هاشمی سجزئی را که برای همین لحظه و همین سوگ سروده شده است:

نشسته داغ غمت، بی‌کرانه بر جانم/ که زیر ابر پر از اشک، غرق بارانم

هزار شمع، درونم مدام می‌سوزد/ حماسه است به جانم، اگرچه گریانم

چه کرده داغ خبر با دلم که بعد از تو/ به شور موج خروشان، شبیه طوفانم

تو زنده‌تر شده‌ای در قلوب عالمیان/من از حماقت دشمن، همیشه حیرانم

اگرچه زخم بزرگی‌ست داغ تو، امّا/ همیشه خاطر من هست عهد و پیمانم

دوباره می‌رسد از راه نیمۀ رمضان/بگو که در شب شعرت، به بیت مهمانم

نگاه کن به افق‌های دوردستِ وطن…/قوی و زنده به عشق است، خاکِ ایرانم

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.