- استقرار هزاران نیرو و تجهیزات در مسیر بلوار پیامبر اعظم(ص) در آستانه تشییع رهبر شهید
- فضای مصلای تهران تجلی شور و وفاداری امت به امام شهید و ولیزمان است
- عزیمت ۳۰۰ هزار نفر از مشتاقان فارس برای وداع با «آقای شهید ایران»
- «وداع قرآنی با امام شهید» در همدان برگزار میشود
- اندیشههای رهبر شهید؛ نقطه اتکای همبستگی ملی و بازسازی سیاسی
- «نفس مطمئنه» روی آنتن رادیو قرآن میرود
عدالت؛ حلقه اتصال ایران و اسلام در اندیشه رهبر شهید
به گزارش ایکنا از آذربایجانشرقی، حجتالاسلام والمسلمین سعید نیازی، مدرس حوزه و دانشگاه در یادداشتی نوشت: در این نگاه، عدالت همان حلقهای است که دو ساحت مهم هویت انقلاب اسلامی ـ یعنی «ایران» به عنوان یک جامعه تاریخی با تجربه طولانی رنج از تبعیض و «اسلام» به عنوان یک مکتب الهی با رسالت اقامه قسط […]

به گزارش ایکنا از آذربایجانشرقی، حجتالاسلام والمسلمین سعید نیازی، مدرس حوزه و دانشگاه در یادداشتی نوشت: در این نگاه، عدالت همان حلقهای است که دو ساحت مهم هویت انقلاب اسلامی ـ یعنی «ایران» به عنوان یک جامعه تاریخی با تجربه طولانی رنج از تبعیض و «اسلام» به عنوان یک مکتب الهی با رسالت اقامه قسط ـ را به یکدیگر پیوند میدهد. در اندیشه رهبر شهید انقلاب، جمهوری اسلامی از اساس با مأموریتی روشن متولد شده است: خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامی. هنگامی که ایشان تصریح میکنند «جمهوری اسلامی که جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامی هدف و فلسفهای ندارد»، در واقع ماهیت نظام را از هرگونه تعریف صرفاً سیاسی یا نهادی فراتر میبرند. در این بیان، جمهوری اسلامی نه یک ساختار حکمرانی صرف، بلکه یک پروژه تاریخی برای تحقق عدالت است؛ پروژهای که باید در همه ساحتهای زندگی اجتماعی ـ از اقتصاد و سیاست گرفته تا فرهنگ و روابط اجتماعی ـ خود را نشان دهد.
این نگاه، ریشه در فهمی عمیق از اسلام دارد. در قرائت رهبر شهید انقلاب، اسلام از اساس دینی عدالتمحور است. قرآن کریم فلسفه بعثت پیامبران را در یک جمله خلاصه میکند: «لیقوم الناس بالقسط». یعنی هدف از ارسال رسل و نزول کتاب، برپایی عدالت در میان مردم است. بنابراین اگر نظامی به نام اسلام شکل میگیرد اما عدالت در آن محور اصلی نباشد، آن نظام از حقیقت اسلام فاصله گرفته است. از همین رو ایشان تأکید میکنند که اساس جامعه نظام اسلامی بر همین اصل قرآنی است و «تکیه بر عدالت، اساسیترین و محوریترین اصل یک حرکت الهی است».
در چنین منظری، عدالت نه یک انتخاب سیاسی بلکه یک ضرورت الهی است. حکومت اسلامی زمانی معنا پیدا میکند که در خدمت تحقق این ضرورت باشد. رهبر شهید انقلاب با صراحتی کمنظیر میگویند: «فلسفه وجود من و امثال من این است که بتوانیم عدالت را اجرا کنیم و لاغیر». این جمله در واقع تعریف تازهای از قدرت سیاسی ارائه میدهد. قدرت در نگاه ایشان هدف نیست؛ ابزار است. ابزار تحقق عدالت. اگر قدرت از این هدف جدا شود، دیگر نه ارزش دارد و نه مشروعیت.
در این چارچوب، مسئولیت کارگزاران نظام اسلامی نیز معنایی عمیقتر پیدا میکند. مسئول بودن در نظام اسلامی فقط به معنای اداره امور کشور یا حفظ نظم عمومی نیست؛ بلکه به معنای تلاش مستمر برای تحقق عدالت است. از این رو ایشان تأکید میکنند: «مهمترین وظیفه مسئولان کشور این است که در جامعه عدالت را معنا ببخشند». این «معنا بخشیدن» به عدالت، تنها در حد قانونگذاری یا شعار باقی نمیماند؛ بلکه باید در ساختارهای اقتصادی، توزیع فرصتها، در دسترسی به امکانات و رفع تبعیضهای اجتماعی متجلی شود.
الگوی عملی این عدالت در اندیشه ایشان، حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) است. عدالت در حکومت علوی فقط یک اصل نظری نبود، بلکه معیار همه تصمیمها و سیاستها بود. رهبر شهید انقلاب با اشاره به این الگو میگویند در خلافت امیرالمؤمنین «همه چیز تحتالشعاع عدالت قرار میگیرد». این جمله به معنای آن است که حتی مصلحتهای ظاهری، روابط شخصی و ملاحظات سیاسی نیز نمیتوانند جای عدالت را بگیرند. عدالت در منطق علوی، خط قرمزی است که هیچ قدرتی حق عبور از آن را ندارد.
بر اساس همین فهم است که ایشان تأکید میکنند «نظام اسلامی، نظام عدالت است». یعنی اگر عدالت از آن گرفته شود، دیگر نمیتوان آن را نظام اسلامی نامید. این سخن در واقع معیار روشنی برای سنجش اسلامیت حکومت ارائه میدهد. اسلامیت تنها در نمادها یا شعارها خلاصه نمیشود؛ بلکه در میزان تحقق عدالت در جامعه سنجیده میشود.
از نگاه رهبر شهید انقلاب، انقلاب اسلامی نیز از اساس حرکتی عدالتخواهانه بود. مردمی که سالها تبعیض، استبداد و فاصلههای طبقاتی را تجربه کرده بودند، با امید به برپایی جامعهای عادلانه به میدان آمدند. بنابراین انقلاب فقط تغییر یک حکومت نبود؛ بلکه تلاشی برای تغییر یک نظم ناعادلانه بود. به همین دلیل ایشان میگویند: «انقلاب برای این بود که عدالت برقرار شود».
در این میان، عدالت نه تنها هدف انقلاب بلکه گفتمان اصلی آن است. رهبر شهید انقلاب تصریح میکنند: «گفتمان عدالت همه چیز ماست». این عبارت نشان میدهد که عدالت باید به زبان مشترک سیاستگذاری، مدیریت و حتی فرهنگ عمومی تبدیل شود. هر سیاست اقتصادی، هر برنامه توسعه و هر تصمیم حکومتی باید با این معیار سنجیده شود که تا چه اندازه به تحقق عدالت کمک میکند.
در عین حال، یکی از ویژگیهای مهم این اندیشه، صداقت در مواجهه با واقعیتهاست. رهبر شهید انقلاب با شجاعت میگویند: «در مورد عدالت ما عقب مانده هستیم؛ در این تردیدی نیست». این اعتراف نشان میدهد که عدالت در نگاه ایشان یک شعار برای مشروعیتبخشی نیست، بلکه یک معیار واقعی برای نقد و اصلاح است. نظام اسلامی باید همواره خود را با این معیار بسنجد و کاستیهای خود را بپذیرد.
با این حال، ایشان تأکید میکنند که این کاستیها نباید موجب فراموش شدن هدف اصلی شود. زیرا «امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل کشور مسئله عدالت است». عدالت نه یک موضوع فرعی، بلکه مسئله مرکزی کشور است. اقتصاد، سیاست، فرهنگ و حتی پیشرفت علمی زمانی معنا پیدا میکنند که در خدمت عدالت باشند.
در همین راستا، ایشان هشدار میدهند که بدون عدالت اجتماعی، جامعه اسلامی شکل نخواهد گرفت. حتی اگر ساختارهای حکومتی ظاهری اسلامی داشته باشند، اما عدالت در آنها جاری نباشد، آن نظام از روح اسلام فاصله گرفته است. به تعبیر صریح ایشان، «هر نظامی هر چند با آرایش اسلامی، اگر تأمین قسط و عدل در سرلوحه برنامههای آن نباشد، غیر اسلامی و منافقانه است».
این سخن به مسئله مشروعیت حکومت نیز گِره میخورد. در اندیشه رهبر شهید انقلاب، مشروعیت نه تنها از رأی مردم یا ساختار قانونی، بلکه از عدالتخواهی ناشی میشود. ایشان با صراحت اعلام میکنند: «مشروعیت من و شما وابسته به عدالتخواهی است». حتی پا را فراتر میگذارند و میگویند اگر منِ رهبری و سایر مسئولان در پی عدالت نباشیم، وجود ما بیهوده و نامشروع خواهد بود.
در این چارچوب، عدالت به نقطه تلاقی ایران و اسلام تبدیل میشود. اسلام با پیام قسط و عدالت وارد میدان میشود و ایران با تجربه تاریخی مبارزه با ظلم و تبعیض به استقبال آن میآید. انقلاب اسلامی در واقع محل تلاقی این دو جریان است: یک سنت دینی که عدالت را هدف بعثت میداند و یک ملت تاریخی که عدالت را آرمان دیرینه خود میشمارد.
به همین دلیل، عدالت در اندیشه رهبر شهید انقلاب نه فقط یک اصل نظری بلکه ستون هویت انقلاب است. اگر این ستون استوار بماند، نظام اسلامی میتواند به رسالت تاریخی خود ادامه دهد؛ اما اگر این ستون تضعیف شود، نه تنها مشروعیت نظام آسیب میبیند، بلکه پیوند عمیق میان اسلام و ایران نیز دچار گسست خواهد شد. از این رو، عدالت در این اندیشه فقط یک مفهوم اخلاقی یا اقتصادی نیست؛ بلکه روح حیاتبخش انقلاب اسلامی و مهمترین معیار سنجش صداقت آن است. عدالت همان پلی است که ایمان دینی را به مطالبه اجتماعی پیوند میزند و حکومت را از یک ساختار قدرت به یک مسئولیت الهی و مردمی تبدیل میکند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


