امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 20 محرم 1448
شناسه خبر : 371384
  پرینت تاریخ انتشار : 05 جولای 2026 - 0:40 | 4 بازدید

عبور شجاعانه از چهارراه وسوسه‌ها؛ روایتی از سلوک شهید مصباح باقری‌کنی

به قلم؛ حدیث منتظری دانش‌آموخته فلسفه برخی انسان‌ها در سکوت می‌زیند، اما رد حضورشان در ذهن و جان دیگران، از هر خطابه‌ای پررنگ‌تر می‌ماند. مصباح‌الهدی باقری‌کنی از همان چهره‌هایی بود که نامش با وقار، تعهد، اثرگذاری و زیست مسئولانه گره خورده است؛ مردی که هم در ساحت علم و تدریس، و هم در میدان سلوک […]

عبور شجاعانه از چهارراه وسوسه‌ها؛ روایتی از سلوک شهید مصباح باقری‌کنی


عبور شجاعانه از چهارراه وسوسه‌ها؛ روایتی از سلوک شهید مصباح باقری‌کنی

به قلم؛ حدیث منتظری دانش‌آموخته فلسفه

برخی انسان‌ها در سکوت می‌زیند، اما رد حضورشان در ذهن و جان دیگران، از هر خطابه‌ای پررنگ‌تر می‌ماند. مصباح‌الهدی باقری‌کنی از همان چهره‌هایی بود که نامش با وقار، تعهد، اثرگذاری و زیست مسئولانه گره خورده است؛ مردی که هم در ساحت علم و تدریس، و هم در میدان سلوک فردی و اجتماعی، نشانی روشن از دغدغه‌مندی و معنا به جا گذاشت.

او دارای مدرک دکتری تخصصی مدیریت بازاریابی با گرایش بازاریابی بین‌المللی از دانشگاه تربیت مدرس تهران بود و در سال ۱۳۸۳ در این رشته فارغ‌التحصیل شد. اما آنچه او را تنها یک استاد دانشگاه نشان نمی‌داد، عمق نگاهش به انسان، جامعه و مسئله‌مندی زمانه بود. حوزه‌های تخصصی‌اش از بازاریابی سیاسی و بازاریابی سیاسی بین‌الملل تا دیپلماسی عمومی، قدرت نرم و تصویر ملی امتداد داشت؛ موضوعاتی که نشان می‌داد او علم را نه برای انباشت عنوان، بلکه برای فهم و حل مسائل واقعی جامعه دنبال می‌کرد.

داستان زندگی و مشی شهید مصباح را نمی‌توان بدون اشاره به یک توصیه‌ راهبردی و اخلاقی از سوی رهبر شهید انقلاب خواند. برادران شهید روایت می‌کنند که در جریان پیوند ازدواج او، رهبر شهید مؤکداً توصیه کرده بودند اعضای این خانواده نباید وارد فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی شوند. این توصیه برای او، نه یک تعارف خانوادگی، بلکه یک مرز سرخ همیشگی شد. او تا آخرین روزهای حیاتش بر این پیمان استوار ماند و اجازه نداد نام و انتساب خانوادگی‌اش، پلی برای کسب مناصب سیاسی یا منافع اقتصادی شود.

یکی از شاگردان او در توصیف این ویژگی می‌گوید: او به سبب انتساب به رهبر شهید، بر سر چهارراه فرصت‌ها ایستاده بود؛ چهارراهی که هر مسیرش می‌توانست به مطامع دنیوی و انباشتن ثروت شخصی ختم شود اما هیچ‌گاه از این موقعیت استفاده نکرد. در عوض، تمام‌وقت و عمرش را وقف تئوری‌پردازی و تلاش برای تحقق شاخص‌های حکمرانی خوب، رفع چالش‌ها و موانع توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران نمود.

به روایت شاگردانش، در کلاس و میدان تربیت، بیش از هر چیز یک پیام را تکرار می‌کرد: «آدم‌ها مهم‌اند.» این گزاره برای او فقط یک شعار نبود، بلکه منش آموزشی و زیست فکری‌اش را شکل می‌داد. هاشم سوداگر، استاد مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) که از سال ۱۳۸۰ شاگردی او را داشته، از او چنین یاد کرده است که شهید باقری کنی به شاگردانش این باور را می‌داد که انسان می‌تواند در این عالم اثرگذار باشد؛ و آموزش، تنها انتقال اطلاعات نیست، بلکه باید به رشد انسان در میدان عمل بینجامد، جایی که دانش، در حل مسائل واقعی جامعه معنا پیدا می‌کند.

از سوی دیگر سال‌های اخیر برای او، سال‌های تهدید و خطر نیز بود. با این حال، هرگز از خدمت صادقانه و عالمانه دست نکشید. نه ترور و نه تهدید، نتوانست او را از مسیری که برگزیده بود بازدارد. او با آرامشِ کسی که مقصد را می‌شناسد، تا آخرین لحظه پای کار ماند. 

شاید هیچ توصیفی به اندازه این جمله، چهره‌ انسانی و الهی او را روشن نکند که یکی از نزدیکانش نوشته بود: فقط به همین اکتفا می‌کنم که این شخص جزو معدود کسایی بود که وقتی می‌دیدمش، سر تا پاش رنگ و بوی خدا می‌داد. 

او همان‌طور که زیست، از جهان ما نیز عبور کرد؛ در هیاهوی روزگار و در میان فرصت‌های بسیار. آرام، بی‌اعتنا به دنیا و وفادار به مردم، علم و خدا.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.