امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 15 محرم 1448
شناسه خبر : 370139
  پرینت تاریخ انتشار : 30 ژوئن 2026 - 17:15 | 5 بازدید

دانشگاه باید به مثابه قوه عاقله کشور عمل کند

به گزارش ایکنا، نشست تبیینی «نقش دانشگاه در تمدن اسلامی از نگاه رهبر شهید» امروز ۹ تیرماه با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه در دانشگاه الزهرا(س) برگزار شد. در این نشست که با حضور جمعی از اساتید و پژوهشگران دانشگاهی برگزار شد، ابعاد مختلف نقش دانشگاه در شکل‌گیری و پیشبرد تمدن نوین اسلامی از منظر […]

دانشگاه باید به مثابه قوه عاقله کشور عمل کند


علم اقتدارآفرین زیربنای امنیت ملی است

به گزارش ایکنا، نشست تبیینی «نقش دانشگاه در تمدن اسلامی از نگاه رهبر شهید» امروز ۹ تیرماه با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه در دانشگاه الزهرا(س) برگزار شد. در این نشست که با حضور جمعی از اساتید و پژوهشگران دانشگاهی برگزار شد، ابعاد مختلف نقش دانشگاه در شکل‌گیری و پیشبرد تمدن نوین اسلامی از منظر اندیشه‌های رهبر شهید مورد بررسی و تبیین قرار گرفت و با اشاره به جایگاه علم، عقلانیت و تولید معرفت در تمدن اسلامی، بر مسئولیت دانشگاه‌ها در هدایت علمی و فرهنگی جامعه تأکید کرد و نقش نخبگان دانشگاهی را در تحقق تمدن اسلامی بسیار مهم دانست.

معیار عقلانیت در حکمرانی؛ میزان بهره‌گیری نهادها از ظرفیت دانشگاه

خسروپناه با تأکید بر اینکه مبانی بحث‌های خود را از منظومه فکری امام شهید استخراج می‌کند، به معرفی منابع اصلی این اندیشه پرداخت و گفت: منظومه فکری رهبری در دو جلددر سال ۹۵ منتشر شده که شامل تبیین نظام‌های جهان‌بینی، اخلاقی، منشی و اجتماعی ایشان است و همچنین کتاب مستقل «منظومه فکری امام شهید» نیز در این حوزه منتشر شده است.

وی در تشریح مفهوم بنیادین «نقش دانشگاه در تمدن نوین اسلامی»، به یکی از کلیدی‌ترین آموزه‌های امام شهید اشاره کرد و گفت: امام شهید تأکید داشتند که دانشگاه باید به مثابه قوه عاقله کشور عمل کند. برای درک این مطلب، جامعه یا کشور را مانند یک انسان در نظر بگیرید که عناصری با رابطه ارگانیک با یکدیگر در ارتباط هستند. در یک انسان، اگر هر کنش، فعل و رفتاری از سر قوه عاقله باشد، آن فرد را انسان عاقلی می‌نامیم؛ اما اگر اعمال وی برخاسته از احساسات محض یا تخیلات باشد، از عقلانیت او خبری نیست.

خسروپناه در تبیین رابطه میان دانشگاه و قدرت، نگاهی ساختارگرا ارائه داد و گفت: اگر دانشگاه را قوه عاقله کشور بدانیم، پس میزان عقلانیت در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور، مستقیماً با میزان بهره‌گیری نهادهای حاکمیتی از دانشگاه رابطه دارد. میزان بهره‌مندی قوه قضائیه، مجلس و به‌ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی از دانش و یافته‌های دانشگاه، نشان‌دهنده میزان عقلانیت در مدیریت و سیاست‌گذاری‌های کشور است. هرچه این نهادها بیشتر از خروجی‌های علمی استفاده کنند، کنش‌های آن‌ها عاقلانه‌تر خواهد بود.

علم اقتدارآفرین زیربنای امنیت ملی است

شکاف میان دانشگاه و صنعت؛ چالش تربیت انسان مؤثر

وی با اشاره به چالش‌های موجود در پیوند میان فضای آکادمیک و دنیای تولید، به نقد تعاملات فعلی میان دانشگاه و صنعت پرداخت و گفت: در جلسات مشترک، همواره شکاف عمیقی احساس می‌شود. از یک سو فعالان صنعت انتقاد دارند که نیروهای دانشگاهی فاقد توانمندی‌های عملیاتی برای حل گره‌های کارخانه‌ها هستند و نمی‌توانند در فرآیندهای تولیدی اثرگذار باشند. از سوی دیگر، دانشگاهیان نیز معتقدند بسیاری از این صنایع، با نگاهی مونتاژی و فسیل‌شده به مسائل می‌نگرند و از پذیرش نوآوری‌های علمی سر باز می‌زنند.

وی تأکید کرد: این چالش، بسیار جدید و مربوط به دوران کنونی است و نباید آن را به سال‌های گذشته نسبت داد.  شاخص واقعی موفقیت دانشگاه‌ها در تمدن‌سازی، صرفاً میزان تولید مدرکلیسانس، ارشد و دکترا نیست؛ بلکه باید پرسید چقدر انسان مؤثر تربیت کرده‌ایم؟ انسانی که بتواند با دانشی که در کلاس آموخته، در پارک‌های علم و فناوری گره‌گشایی کند و دانش خود را به یک بنگاه دانش‌بنیان تبدیل کرده و در نهایت، در بدنه صنعت اثرگذار باشد. این زنجیره از کلاس درس تا صنعت، شاخص اصلی ما در راستای منظومه فکری امام شهید است.

نظام‌های سه‌گانه در تبیین نقش دانشگاه

خسروپناه با ورود به مباحث معرفت‌شناسی، نظام بینشی مورد نظر امام شهید گفت: توحید مورد نظر ما، تنها یک باور انتزاعی به وحدانیت خداوند نیست که همه جهان بر آن اتفاق نظر دارند؛ بلکه توحیدی است که در عرصه عمل، در کلاس درس، در کار و در تصمیم‌گیری‌های سیاسی جاری شود. ما به دنبال توحید در عمل هستیم. اما توحید مورد نظر امام شهید، تبدیل شدن به موحد در کنش است؛ یعنی وقتی توحید در تصمیم‌گیری و مهندسی ارزش‌ها جاری شود، فضایل اخلاقی و نگاه ما به دیگران تغییر می‌کند. در این حالت، ما دیگر به دنبال رقیب‌شکنی نیستیم، بلکه به دنبال هدایت خود و دیگران هستیم.

وی همچنین با دقت در تعریف سکولاریسم، سوءتفاهم‌های رایج را برطرف کرد و گفت: مخالفت ما با سکولاریسم، به معنای مخالفت با عقلانیت انسانی، محاسبات ریاضی، عقل نظری یا عقل عملی نیست. ما از تمام محاسبات دقیق علمی حمایت می‌کنیم؛ بلکه با سکولاریسمی مخالفیم که می‌کوشد مرزهای معرفتی را به شکلی تقلیل‌گرایانه و با جدایی وحی از عقل، محدود کند.

در بخش مربوط به نظام کنشی و نقش دانشگاه در نظامات اجتماعی، وی به موضوع حیاتی استانداردسازی پرداخت و گفت:امروزه با ظهور دانش‌های مانند هوش مصنوعی، کوانتوم، نانو تکنولوژی و بیوتکنولوژی، نقش دانشگاه در تعیین استانداردهای این محصولات چیست؟ آیا کسی هست که استانداردهای اخلاقی، الگوریتم‌نویسی و کدنویسی در هوش مصنوعی را تدوین کند؟ این دقیقاً همان وظیفه دانشگاه است. همان‌گونه که امام شهید در پیام خود به مناسبت صدمین سال حوزه علمیه قم، بر لزوم نقش‌آفرینی حوزه و دانشگاه در نظامات اجتماعی تأکید داشتند، ما نیز معتقدیم دانشگاه باید در تدوین چارچوب‌ها و استانداردهای جدید دنیای مدرن، پیشگام باشد.

علم اقتدارآفرین زیربنای امنیت ملی است

نقد معرفت‌شناختی سکولاریسم

وی سپس به تحلیل ریشه‌ای سکولاریسم پرداخت و آن را محصول انسان‌گرایی و سابژکتیویسم دانست و گفت: اشکال اصلی سکولاریسم این نیست که از عقل و عرف بشری استفاده می‌کند؛ بلکه اشکال در جایگاه وحی است. در نگاه سکولار، وحی یک ابژه و موضوع مطالعه است؛ یعنی مسیحی یا ملحد درباره کتاب مقدس بحث می‌کند، آن را مطالعه می‌کند و از آن می‌گوید، اما کتاب مقدس برای او منبع معرفت نیست. در مقابل، در عقلانیت توحیدی، وحی سوژه و منبع اصلی شناخت است. وحی به ما از مناسبات میان امور مادی و معنوی خبر می‌دهد؛ مثلاً می‌گوید قطع صله رحم باعث کوتاهی عمر می‌شود؛ این یک حقیقت است که در هیچ آزمایشگاهی کشف نمی‌شود، بلکه تنها از طریق منبع وحی قابل درک است.

وی افزود: ما با عقلانیت توحیدی، علم را نه تنها قبول داریم، بلکه آن را نعمتی الهی می‌دانیم که باید با تحقیق و آزمایش در آزمایشگاه‌های به‌روز آن را تبیین کرد، اما نباید فراموش کرد که علاوه بر تجربه و آزمایش، دعا و سایر منابع معرفتی الهی نیز در تحولات اجتماعی نقش اثرگذار دارند؛ امری که در فضای سکولار هرگز یافت نمی‌شود.

نظام منشی؛ از تزریق امید تا بازسازی پیوند با نسل جوان

در بخش دوم از نظام‌های سه‌گانه، خسروپناه به نظام منشی پرداخت و بر ضرورت بازسازی اخلاق و معنویت در کالبد دانشگاه تأکید کرد و با ابراز نگرانی از آسیب‌های روانی و یأس در میان نسل جوان، راهکار خود را در تزریق امید و خودباوری دانست و گفت: در تجربه‌ای که با دانش‌آموزان المپیادی داشتم، شاهد بودم که  هرچه مسئولان و اساتید بیشتر به این عزیزان توجه کنند، حرفشان را بشنوند و در جلسات شورای خود حضور داده و به آن‌ها گوش دهند، حس ما می‌توانیم در آن‌ها تقویت شده و یأس‌شان کمتر می‌شود. در مقابل، هرچه ارتباط ما با این جوانان قطع شود، دیگران این خلأ را پر می‌کنند.

خسروپناه با ارائه یک پیشنهاد راهبردی برای مدیران و مسئولان، اظهار داشت: معتقدم دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و رؤسای دانشگاه‌ها باید دست‌کم ۴۰ درصد از وقت خود را در ارتباطات چهره‌به‌چهره با دانشجویان بگذرانند. ما نباید در اتاق‌های دربسته تصمیم‌گیری کنیم و سپس آن را به دانشجو تحمیل کنیم. بسیاری از دانشجوانی که در جریان آشوب‌ها رفتارهای مخرب انجام می‌دهند، یا از آسیب‌های خانوادگی رنج می‌برند و یا کادر دانشگاه نتوانسته‌اند با آن‌ها تعامل انسانی داشته باشد.

وی با انتقاد از رویکرد صرفاً انضباطی دانشگاه‌ها افزود: وظیفه ما تنها تشکیل کمیته‌های انضباطی برای برخورد با خطاها نیست. اگر ما با دانشجویان خود در فضای تفریحی، زیارتی و دوستانه همراه نشویم و پیوند عاطفی با آن‌ها برقرار نکنیم، دانشجو احساس بی‌ارزشی می‌کند و این خلأ را از دیگران پر می‌کند. دانشگاه باید محل محبت و همراهی باشد، نه صرفاً محل اعمال قوانین و برخوردها.

مدیریت بحران در میان جوانان

خسروپناه در ادامه سخنان خود، با بازخوانی تجربه‌ای از دوران مسئولیت خود، به اهمیت حضور در کنار جوانان خاطره‌ای از جلسات خود با رهبر معظم انقلاب نقل کرد و گفت: یکی از نکاتی که به رهبری عرض کردم، در مورد جوانانی که نامه تندی نوشته بودند. به ایشان پیشنهاد دادم که باید با این عزیزان، که در واقع فرزندان انقلاب و میدان هستند، برخوردی متفاوت صورت گیرد و جلساتی برای شنیدن حرف‌هایشان برگزار شود. ایشان نیز با تأیید کامل، این رویکرد را پذیرفتند.

خسروپناه با نقل از تجربه‌ای مشابه در دوران ریاست خود بر انجمن فلسفه ایران، افزود: ما با برگزاری جلسات طولانی و صمیمانه با این جوانان، توانستیم بسیاری از شبهات و تندی‌های آنان را برطرف کنیم. نتیجه این برخورد مبتنی بر شنیدن، بسیار مؤثر بود؛ بسیاری از آنان که در تندی و اعتراض بودند، دوباره به مسیر انقلاب بازگشتند. این دقیقاً همان معنای تزریق امید و خودباوری است؛ یعنی به جای برخورد صرفاً انضباطی، باید با ترکیب علم و تهذیب، از استاد به عنوان فرمانده جنگ نرم و الگوی عملی اخلاق برای شاگردپروری استفاده کرد.

از دانشگاه آموزش‌محور تا حکمرانی علم نافع

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به تبیین دقیق نظام کنشی و گذار از مدل‌های سنتی دانشگاه به مدل‌های مدرن و تمدن‌ساز پرداخت و با تکیه بر تعابیر امام شهید، ساختار تحول دانشگاه را به صورت زیر ترسیم کرد: دانشگاه نسل اول و دوم آموزش‌محور است که اگرچه برای حفظ نظم ضروری است، اما به تنهایی منجر به تمدن‌سازی نمی‌شود. دانشگاه نسل سوم پژوهش‌محور است که گامی نخست برای گره‌گشایی ملی است و رشد چشمگیر مقالات علمی و مجلات در سطح بین‌المللی (ISI) و ارتقای رتبه علمی کشور نشان از این موضوع دارد. دانشگاه نسل چهارم خدمات‌محور و گره‌گشاست. اگر به پژوهش‌محوری، عنصر خدمات اجتماعی و حل مسائل ملموس جامعه را نیز اضافه کنیم، به دانشگاه نسل چهارم دست می‌یابیم. هدف ما باید رسیدن به حکمرانی علم نافع باشد؛ یعنی تبدیل پژوهش به فناوری و تبدیل فناوری به پتنت (حق اختراع) و محصولی که در صنعت اثرگذار باشد.

گذار به اقتصاد دانش‌بنیان

خسروپناه در تبیین بخش پایانی نظام کنشی، بر پیوند ارگانیک میان علم و ثروت تاکید داشت: اگر دانشگاه‌های ما به سمت اقتصاد دانش‌بنیان حرکت کنند، نیازی به دریافت بودجه از دولت نخواهند داشت. دانشگاهی که دست نیاز به سوی دولت دراز کرده و با تأخیر در تخصیص بودجه و مشکلات اقتصادی، دچار اعتراض و چالش می‌شود، بیش از آنکه دانشگاه باشد، شبیه به یک دبیرستان است که دغدغه تأمین هزینه‌های جاری خود را دارد.

وی با انتقاد از آفت تصدی‌گری در وزارت علوم افزود: شورای گسترش و برنامه‌ریزی وزارت علوم، به جای آنکه در جایگاه سیاست‌گذار و ناظر بنشیند، با دخالت‌های مستقیم، مانع از چابکی دانشگاه‌ها می‌شود. دانشگاه‌های تراز اول کشور آن‌قدر عاقل و بالغ هستند که بتوانند در مورد حذف یک رشته، ایجاد دانشکده‌ای جدید یا جابجایی فرصت‌های مطالعاتی تصمیم بگیرند. چرا باید برای همه دانشگاه‌ها یک نسخه واحد پیچید و اجازه داد کارشناسان وزارتخانه به جای اساتید تمام ، برای مدیریت عالی دانشگاه تصمیم بگیرند.

وی با پیشنهاد مدل پرداخت درصد منافع به اساتید، تأکید کرد: اگر دست اساتید را برای نوآوری و درآمدزایی دانش‌بنیان باز بگذاریم و سهم عادلانه‌ای از درآمدهای حاصله را به آنان اختصاص دهیم، درآمد دانشگاه‌ها نه تنها ده برابر، بلکه صد برابر خواهد شد. این مدل، کلید خروج از انتظار و وابستگی به بودجه دولتی است.

علم اقتدارآفرین زیربنای امنیت ملی است

علم اقتدارآفرین؛ رمز پیروزی است

خسروپناه با اشاره به رویدادهای اخیر جنگ، علم و فناوری برخاسته از دانشگاه‌ها را زیربنای امنیت و اقتدار ملی دانست و گفت: در روزهای نخست جنگ، دشمن با هدف‌گذاری برای ترور رهبران و ایجاد رعب و وحشت در شهرهای بزرگ، به دنبال تجزیه کشور بود. اما آنچه محاسبات دشمن را به‌هم ریخت و آنان را در کمتر از ده روز به استیصال و درخواست آتش‌بس کشاند، قدرت علم و فناوری دفاعی دانشمندان ما بود.

وی با تقدیر از روحیه جهادی اساتید، خاطرنشان کرد: ما استادانی را سراغ داریم که در دوران بحرانی جنگ، خانواده خود را ماه‌ها ندیدند تا پدافند کشور را تقویت کنند. این جهاد علمی تنها مختص به یک جریان سیاسی خاص نبود؛ از اصول‌گرا تا اصلاح‌طلب و فارغ از حزب‌بازی، همه در این مسیر اقتدارآفرین گام برداشتند. نمونه بارز آن، دانشمند شهید دانشگاهعلم و صنعت بود که تا لحظه شهادت، با تمام وجود بر روی فناوری‌های پیشرفته کار می‌کرد و حتی بسیاری از نزدیکانش نیز از عمق تلاش‌های علمی او در حوزه پهپادی بی‌خبر بودند.

وی با بیان اینکه تنها بخش کوچکی از جامعه دانشگاهی(کمتر از ۲۰ درصد) در این لایه‌های اقتدارآفرین حضور دارند، خواستار گسترش این روحیه جهادی به سایر حوزه‌های علمی و اقتصادی شد تا تمام ظرفیت‌های دانشگاه در خدمت پیشرفت و امنیت ایران اسلامی قرار گیرد.

نقشه راه تمدن نوین اسلامی؛ از مرجعیت علمی تا اقتدار بین‌المللی

خسروپناه در بخش پایانی سخنان خود، با ارائه تعریفی دقیق از تمدن، به تبیین ابعاد و ماموریت‌های دانشگاه در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی پرداخت و افزود: تمدن یعنی دستیابی به اقتدار بین‌المللی، چه در لایه نرم‌افزاری نظریات و اندیشه‌ها و چه در لایه سخت‌افزاری فناوری و زیرساخت‌ها. با استناد به سیر تحول نظام جمهوری اسلامی، پنج مرحله (انقلاب، نظام، دولت، اسلام و تمدن) را میتوان ترسیم کرد و ماموریت‌های کلیدی دانشگاه برای عبور از مرحله نظام به مرحله تمدن را در چهار محور اصلی خلاصه نمود.

جهاد علمی و مرجعیت جهانی

وی در توضیح محور نخست تأکید کرد: دانشگاه باید در علوم پایه عقب نماند و در عین حال، مرجعیت زبان فارسی و پدافند دانایی‌محور را حفظ کند. باید مراقب بود که فرصت‌های مطالعاتی از حالت دیپلماسی علمی خارج و به فرصت‌های مطالعاتی شخصی و خانوادگی تبدیل نشود. دیپلماسی علمی یعنی اعزام اساتید برتر به مراکز تراز اول جهان برای کسب دانش؛ اما نباید اجازه داد خروج از کشور به بهانه فرصت مطالعاتی، به نوعی فرار از خدمت یا اتلاف بودجه دولت برای مقاصد غیرعلمی تبدیل شود. حتی مدل فرصت مطالعاتی داخلی مثلاً حضور یک استاد در مرکز کوانتوم دانشگاه شریف برای انجام تحقیق می‌تواند جایگزین سفرهای غیرضروری به کشورهای ثالث شود.

تربیت فرهنگی و کارسازی انسان

خسروپناه با تشریح محور دوم اهداف آموزش، تأکید کرد: هدف از نظام آموزشی صرفاً انتقال دانش و مهارت‌های علمی نیست، بلکه باید به تربیت انسان‌هایی منجر شود که به‌طور قلبی به دین و وطن خود پایبند باشند. نظام آموزشی باید افرادی پرورش دهد که حتی در صورت مهاجرت نیز پیوندهای هویتی و فرهنگی خود را حفظ کنند. در این زمینه پیشنهاد می‌شود برای ارتقای کیفیت آموزش عالی، دیپلم علمی به‌عنوان شاخصی برای سنجش کیفیت خروجی دانشگاه‌ها تصویب شود تا بتوان بر اساس آن، میزان کارآمدی و کیفیت تربیت دانش‌آموختگان را ارزیابی کرد.

بصیرت سیاسی و نفی انفعال در برابر استکبار

خسروپناه با اشاره به لزوم بیداری دانشجویان در برابر سیاست‌های جهانی، هشدار داد: دانشگاه باید به دانشجویان بیاموزد که سیاست مذاکره از موضع ضعف و انفعال منجر به نابودی کشور می‌شود؛ همان مسیری که کشورهای منطقه مانند مصر با نفی استکبار طی کردند. قدرت واقعی در تجهیزات نظامی نیست، بلکه در تسلط بر دانش است. همان‌طور که قدرت‌های جهانی حتی اجازه دسترسی به فناوری‌های محاسباتی و داده‌ها را به دیگران نمی‌دهند، ما نیز باید با تکیه بر دانش، از انفعال بگریزیم و به سمت آرمان‌خواهی و مطالبه‌گری حرکت کنیم.

 تحول در علوم انسانی؛ از تقلید تا نظریه‌پردازی

در بخش پایانی، وی بر ضرورت تغییر پارادایم در علوم انسانی تأکید کرد و آن را عبور از مرحله تقلید و رسیدن به مرحله نظریه‌پردازی دانست و با انتقاد از فضای فعلی که حتی اجازه نقد و بررسی صریح آثار را به دانشجو نمی‌دهد، گفت: ما نباید صرفاً به خواندن و تکرار آموزه‌های غربی بسنده کنیم. دانشجو باید فلسفه غرب را بشناسد، اما با نگاهی نوآورانه و مبتنی بر اندیشه اسلامی، به دنبال تولید نظریه باشد. تنها از این طریق است که علوم انسانی ما از حالت تقلیدی خارج شده و به ابزاری برای تمدن‌سازی تبدیل می‌شود. دانشگاه‌ها باید برای خود «شاخص‌های اقتدارآفرین» تعریف کنند؛ به گونه‌ای که برای مثال، درصد مشخصی از اعضای هیئت علمی در پروژه‌های استراتژیک و اقتدارآفرین ملی حضور داشته باشند و این عدد در بازه‌های زمانی مشخص، ارتقا یابد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.