امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 15 محرم 1448
شناسه خبر : 370005
  پرینت تاریخ انتشار : 30 ژوئن 2026 - 9:21 | 3 بازدید

عهدشکنی، موجب فروپاشی سرمایه‌ اجتماعی می‌شود

در دو شماره گذشته، به ریشه‌های جدایی مردم کوفه از امام حسین(ع) پرداختیم و دیدیم که چگونه حکومت اموی با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای و شایعه‌پراکنی، سعی در مخدوش کردن جایگاه معنوی امام داشت. عبیدالله بن زیاد نیز با ایجاد فضایی از ترس و تهدید، این جدایی را تشدید کرد. اما در مقابل این تبلیغات، […]

عهدشکنی، موجب فروپاشی سرمایه‌ اجتماعی می‌شود


حجت‌الاسلام والمسلمین علی الوندی عضو هسته علمی مؤسسه کلامی احیای همداندر دو شماره گذشته، به ریشه‌های جدایی مردم کوفه از امام حسین(ع) پرداختیم و دیدیم که چگونه حکومت اموی با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای و شایعه‌پراکنی، سعی در مخدوش کردن جایگاه معنوی امام داشت. عبیدالله بن زیاد نیز با ایجاد فضایی از ترس و تهدید، این جدایی را تشدید کرد. اما در مقابل این تبلیغات، رسانه اهل‌بیت (ع)، به ویژه با خطبه‌های روشنگر حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) پس از واقعه عاشورا، توانست حقیقت را آشکار سازد و وجدان‌های خفته را بیدار کند. این تقابل دو جریان رسانه‌ای، نشان داد که چگونه در نهایت، حق بر باطل پیروز می‌شود و پیام عاشورا، با وجود تمام دشواری‌ها، در تاریخ ماندگار شد، خبرنگار ایکنا از همدان، به منظور بررسی درس‌هایی که می‌توان از این ماجرا برای جامعه امروز گرفت، با حجت‌الاسلام والمسلمین علی الوندی، عضو هسته علمی مؤسسه کلامی احیای همدان، گفت‌وگویی کرده است که مشروح آن را در زیر می‌خوانیم:

ایکنا _ چه درس‌هایی می‌توان از شکاف میان کوفه و امام حسین(ع) گرفت؟

شکاف میان امام حسین(ع) و مردم کوفه، اگرچه در ظاهر یک فاجعه‌ تاریخی است، اما در باطن، آیینه‌ای تمام‌نما از آسیب‌شناسی روابط رهبری و جامعه است. این شکاف، نه تنها برای شیعیان، بلکه برای همه‌ جوامعی که خواهان پیوندی استوار میان ارزش‌ها و عمل اجتماعی هستند، درس‌هایی ماندگار و هشداردهنده دارد.

کوفیان در ابتدا با شور و شوق فراوان از مسلم بن عقیل استقبال کردند و بیش از دوازده هزار نفر با او بیعت نمودند. اما همین جمعیت عظیم، در لحظه‌ی حساس، پشت کرد. این واقعه به ما می‌آموزد که اکثریت عددی، هرگز ملاک حق و باطل نیست. قرآن کریم نیز بارها به این حقیقت اشاره دارد: «وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ و اگر از بیشتر کسانی که روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند.» (انعام / آیه ۱۱۶). درس عملی این واقعه این است که در جستجوی حقیقت، نه هیاهوی جمعی باید بود.


بیشتر بخوانید:


امروزه نیز جوامع اسلامی با این آسیب دست‌به‌گریبان هستند که گاهی هیاهوی جمعی، فضای رسانه‌ای و نظرسنجی‌های سطحی را جایگزین حقیقت‌یابی می‌کنند. عبرت کوفه این است که یک جامعه‌ی آگاه، باید بتواند در میان هیاهوی تبلیغات و شایعات، صدای حق را تشخیص دهد، حتی اگر این صدا، در اقلیت باشد. امام حسین (ع) با جمعی اندک، در برابر سپاه عظیم کوفه ایستاد تا این پیام را جاودانه کند که شرف، در همراهی با حق است، نه در تعداد همراهان.

درس دوم این واقعه پایبندی به عهد و پیمان، بنیاد اعتماد اجتماعی است. مردم کوفه با فرستادن نامه‌های متعدد و بیعت با مسلم بن عقیل، پیمانی محکم با امام خود بستند. اما با آمدن ابن‌زیاد و تهدیدهای او، این پیمان را شکستند. این بی‌وفایی، نه تنها سبب عذاب وجدان تاریخی برای کوفیان شد، بلکه اعتماد را در روابط سیاسی-اجتماعی آنان به کلی ویران ساخت. بر این اساس عهدشکنی، فروپاشی سرمایه‌ اجتماعی را موجب خواهد شد.

ایکنا _ به نظر شما چطور می‌توان فاصله‌ بین حرف‌ و عمل‌ را کمتر کرد و محبت به امام و رهبر را در عمل به فعلیت رساند؟

در هر جامعه‌ای، پایبندی به عهد و پیمان، سرمایه‌ای ارزشمندتر از ثروت و قدرت است. وقتی مردم یا مسئولان، پیمان‌های خود را به‌راحتی زیر پا بگذارند، هیچ‌گونه همکاری و اعتمادی شکل نخواهد گرفت. واقعه‌ کربلا نشان داد که اگر عهدشکنی در یک جامعه نهادینه شود، آن جامعه نه شایسته‌ی رهبری الهی است و نه می‌تواند در مسیر تعالی گام بردارد. درس امروز ما این است که وفای به عهد، چه در سطح روابط فردی و چه در عرصه‌ی سیاست و اجتماع، باید به عنوان یک ارزش بنیادین احیا شود.

درس دیگر واقعه کربلا این را نشان می‌دهد که بصیرت‌افزایی، مهم‌تر از شور و احساسات است و شور بی‌بصیرت، بی‌ثباتی می‌آورد. کوفیان در دعوت از امام، شور و احساسات فراوانی داشتند، اما این شور و شوق، ریشه در بصیرت عمیق نداشت. آنان امام را با قلب خود پذیرفته بودند، اما با عقل و اراده‌ خویش، از او دفاع نکردند. به محض اینکه فشار بیرونی افزایش یافت، این شور سطحی، جای خود را به ترس و دنیاطلبی داد.

یکی از مهم‌ترین درس‌های کربلا، لزوم بصیرت و آگاهی در کنار عواطف دینی است. در جوامع امروزی، ما شاهد هستیم که گاهی احساسات مذهبی و هیجانات جمعی، جای تشخیص عقلانی و آگاهی عمیق را می‌گیرد. یک جامعه‌ بالغ، باید بتواند میان عشق به اهل‌بیت (ع) و عمل به تکلیف در شرایط سخت، پیوندی ناگسستنی برقرار کند. امام حسین (ع) در روز عاشورا، یاران خود را با معیار بصیرت و آگاهی آزمود و فرمود: «من بیعت خود را از همه‌ شما برداشته‌ام، هرکس می‌خواهد برود» تا فقط کسانی بمانند که با بصیرت و آگاهی کامل پای حق ایستاده‌اند.

درس دیگر نیز خطر تفکیک «دین» از «سیاست» و «رهبری» را تأکید می‌کند. جدایی مردم از امام، راهی برای سلطه‌ طاغوت است. یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای حکومت اموی، جدا کردن مردم از امام معصوم خود در سطح فرهنگی و اجتماعی بود. آنان با ایجاد یک حجاب ضخیم معرفتی، مانع از آن شدند که مردم بتوانند میان دعوت الهی امام و حکومت ظالم یزید، یکی را انتخاب کنند. نتیجه این شد که مردم در یک دوگانگی سرگردان ماندند و نتوانستند به‌درستی موضع‌گیری کنند.

این درس برای جوامع معاصر بسیار حیاتی است. اگر مردم، ارتباط خود را با رهبری دینی و آگاه خود قطع کنند، حکومت‌های ظالم و فاسد، به‌راحتی بر آنان مسلط خواهند شد. امام خمینی (ره) نیز بارها بر این نکته تأکید داشتند که بزرگ‌ترین توطئه‌ی دشمنان، جدا کردن دین از سیاست و مردم از رهبری دینی است. بنابراین، حفظ ارتباط آگاهانه و مستمر با رهبری اصیل، یک وظیفه‌ی همگانی است.

مسئولیت جمعی در قبال دعوت الهی پنجمین درس واقعه کربلاست. پاسخ به دعوت امام، تکلیفی همگانی است.

کوفیان، امام را دعوت کردند و سپس در سخت‌ترین لحظه، او را تنها گذاشتند. این رفتار، نشان داد که آنان مسئولیت جمعی خود در قبال دعوت امام را درک نکرده بودند. آنان فکر می‌کردند که دعوت از امام، یک کار تشریفاتی است، نه یک تکلیف سنگین که تا پای جان باید بر آن ایستاد.

ایکنا _ با توجه به گسترش فرهنگ مادی‌گرایی و رفاه‌زدگی در جوامع معاصر، چه راهکارهایی برای حفظ اولویت ارزش‌های اخلاقی و معنوی در برابر وسوسه‌های دنیوی وجود دارد؟

امروزه نیز بسیاری از ما، در بیان محبت و ارادت به اهل‌بیت (ع)، در گفتار بسیار توانمند هستیم، اما در عمل و هنگام سختی‌ها، ممکن است مانند کوفیان رفتار کنیم. این درس بزرگ، ما را فرا می‌خواند که میان ادعا و التزام عملی، پیوندی استوار برقرار کنیم و بدانیم که پاسخ به ندای رهبری الهی، تنها با زبان نیست، بلکه با جان، ماله و همه‌ وجود معنا می‌یابد. درس دیگز نیز پرهیز از دنیاطلبی و فریب وعده‌های مادی است.

عمر سعد و بسیاری از کوفیان، با وعده‌ حکومت ری یا مصادره‌ اموال از مسیر حق منحرف شدند. این نشان می‌دهد که دنیاطلبی، بزرگ‌ترین دشمن حق‌پذیری است. آنان به خاطر منافع مادی ناچیز، حاضر شدند با فرزند پیامبر (ص) بجنگند و بزرگ‌ترین جنایت تاریخ را رقم بزنند.

جوامع امروزی، به‌شدت در معرض فرهنگ مصرف‌زدگی و دنیاطلبی قرار دارند. این فرهنگ، ممکن است آنان را به‌تدریج از ارزش‌های الهی و انسانی دور کند. واقعه‌ی کربلا به ما می‌آموزد که اگر دنیا در چشم ما بزرگ شود، دین و امامت در چشم ما کوچک خواهد شد و این، آغاز انحراف و سقوط است. بنابراین، باید نظام ارزشی خود را بر محور تقوا، عدالت و آخرت‌اندیشی بازسازی کنیم.

کوفه فقط یک شهر در جغرافیای عراق نیست؛ کوفه، نماد هر جامعه‌ای است که میان حق و باطل، میان دعوت امام و وسوسه‌های دشمن، میان شور و بصیرت، و میان ادعا و عمل، سرگردان می‌ماند. امام حسین (ع) با قیام خود، این درس را به همه‌ی نسل‌ها داد که اگر جامعه‌ای از مسیر حق منحرف شد، باز هم نباید ناامید شد؛ بلکه باید با فداکاری، حقیقت را زنده کرد، همان‌گونه که خون مطهر ایشان، وجدان‌های خفته را بیدار کرد و تاریخ را دگرگون ساخت.

عبرت کوفه برای ما این است که ما نیز می‌توانیم کوفی نباشیم؛ می‌توانیم با بصیرت، وفاداری، و ایستادگی در برابر دنیاطلبی، مسیری غیر از مسیر کوفیان را انتخاب کنیم و ثابت کنیم که «حسین‌گونه زیستن» و «حسین‌گونه مردن»، آرزویی است که با اراده و آگاهی، دست‌یافتنی است.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.