ترومپت و نی؛ دو زبان یک روایت مقدس + فیلم
یک نوازنده تعزیه در گفتوگو با ایکنا مطرح کرد موسیقی تعزیه یکی از ژرفترین و پیچیدهترین شاخههای هنر آیینی ایران است؛ هنری که در آن، صدا نه ابزار تزئین، بلکه ستون اصلی روایت محسوب میشود. در این سنت چندصدساله، نغمهها و الحان نه فقط برای زیبایی شنیداری، بلکه برای هدایت معنا، القای حس، بازنمایی نقشها […]
یک نوازنده تعزیه در گفتوگو با ایکنا مطرح کرد
موسیقی تعزیه یکی از ژرفترین و پیچیدهترین شاخههای هنر آیینی ایران است؛ هنری که در آن، صدا نه ابزار تزئین، بلکه ستون اصلی روایت محسوب میشود. در این سنت چندصدساله، نغمهها و الحان نه فقط برای زیبایی شنیداری، بلکه برای هدایت معنا، القای حس، بازنمایی نقشها و ایجاد پیوند میان متن و مخاطب به کار میروند. تعزیه از آغاز تا امروز، فضای منحصربهفردی برای ترکیب شعر، نمایش و موسیقی بوده و همین پیوند خاص سبب شده که شناخت موسیقی تعزیه، بدون توجه به ساختار نمایشی آن، کامل و دقیق نباشد.
در فرآیند اجرا، موسیقی تعزیه همچون زبان دوم نمایش عمل میکند؛ زبانی که رفتار شخصیتها، موقعیت لحظهای صحنه، نوع روایت و شدت عواطف را به مخاطب منتقل میسازد. دستگاههای موسیقی ایرانی در این هنر، هم کارکرد روایی دارند و هم بار معنایی، و هر گوشه یا ملودی میتواند نقشی کلیدی در تفکیک حالات گوناگون ایفا کند. افزون بر این، تعزیه در طول تاریخ نه فقط مصرفکننده موسیقی دستگاهی بوده، بلکه به شکلگیری حالات و نغمههایی انجامیده که اکنون جزئی جداییناپذیر از حافظه شنیداری این هنر محسوب میشوند.
از سوی دیگر، سازها در موسیقی تعزیه نقشی فراتر از همراهی ساده داشتهاند. سازهایی چون ترومپت و نی، ابزارهای اصلی انتقال حس و معنا هستند و با تغییر در جملهبندی، ریتم، کوک و جنس صدا، فضای حزن، حماسه، ورود شخصیتها، اضطراب یا سکون را آشکار میکنند. نقش نوازنده نیز در این میان بسیار کلیدی است؛ زیرا او علاوه بر مهارت فنی، باید شناخت دقیقی از شعر، دستگاهها، توان صوتی تعزیهخوانان و شرایط لحظهای صحنه داشته باشد تا بتواند اجرا را در مسیر درست و آیینی هدایت کند.
با توجه به اهمیت این هنر و نقش محوری موسیقی در آن، ایکنا پیرامون این موضوع با مجید ربانی، نوازنده و فعال باسابقه تعزیه، گفتوگویی انجام داده که در ادامه با آن همراه میشویم.
ایکنا – با توجه به تجربه چند دههای شما در خواندن و نوازندگی تعزیه، جایگاه بنیادین موسیقی در این هنر آیینی را چگونه تبیین میکنید؟
موسیقی در تعزیه نقشی کاملاً محوری دارد و بدون شناخت آن، فهم دقیق ساختار تعزیه ممکن نیست. تعزیه فقط مجموعهای از اشعار و نقشها نیست، بلکه یک نظام نمایشی منسجم است که در آن، موسیقی به انتقال معنا، تشخیص موقعیت و القای حالوهوا کمک میکند. وقتی از دستگاهها، گوشهها و ملودیهای تعزیه سخن میگوییم، در حقیقت از زبانی صحبت میکنیم که مخاطب از طریق آن میان حزن، حماسه، اضطراب، انتظار، سوگ و حتی لحظات خاص روایی تمایز قائل میشود. به همین دلیل، موسیقی در تعزیه نه در حاشیه، بلکه در متنِ اجرا قرار دارد. در سالهای گذشته گاه این بحث مطرح بوده که تعزیه موجب حفظ و زندهماندن برخی دستگاهها و آوازهای ایرانی شده است. نسبت میان موسیقی دستگاهی و موسیقی تعزیه، نسبتِ تقابل نیست، بلکه نسبت تکمیل و تأثیر متقابل است. یعنی از یک سو، تعزیه از ظرفیتهای موسیقی ایرانی بهره برده و از سوی دیگر، در بستر اجراهای آیینی، برخی حالتها و ملودیهایی را پرورده که رنگ و هویت مستقلی پیدا کردهاند. در واقع، تعزیه و موسیقی دستگاهی در طول زمان به هم کمک کردهاند و هر کدام بخشی از حافظه شنیداری جامعه ایرانی را شکل دادهاند.

نکته مهم دیگر این است که در تعزیه، موسیقی فقط احساس تولید نمیکند، بلکه کارکرد اجرایی و نمایشی هم دارد. گاهی یک ملودی میتواند به تعزیهخوان کمک کند که فضای شعر بعدی را به یاد بیاورد، یا ورود یک شخصیت را برای مخاطب معنادار کند. به همین علت، موسیقی تعزیه دانشی تجربی، ذوقی و فنی را همزمان میطلبد. هر نوازنده یا خوانندهای که در این حوزه فعالیت میکند، باید بداند که با یک سنت پیچیده و ریشهدار روبهرو است؛ سنتی که در آن، هر نغمه در نسبت با متن، نقش، صحنه و باور دینی معنا پیدا میکند.
ایکنا – به پیوند موسیقی تعزیه با موسیقی دستگاهی اشاره کردید. یکی از مباحث جدی در این زمینه، وجود حالتها و ملودیهایی است که یا در ردیف به همان صورت شناختهشده نیستند یا در تعزیه هویتی متمایز یافتهاند. این ارتباط دقیقاً چگونه شکل میگیرد و چه تفاوتی میان گوشههای متعارف موسیقی ایرانی با آنچه در میدان عمل تعزیه اجرا میشود وجود دارد؟
تعزیه فقط استفادهکننده صرف دستگاهها نیست، بلکه در فرآیند اجرا و تکرار تاریخی خود، به شکلگیری بعضی حالتهای خاص کمک کرده است. در تعزیه با فضاهایی مواجه میشویم که ریشه آنها در دستگاهها و آوازهای شناختهشده موسیقی ایرانی است، اما در عمل، به دلیل پیوند با متنهای خاص و موقعیتهای نمایشی ویژه، رنگ و شخصیت مستقلی پیدا کردهاند. این همان جایی است که میبینیم یک ملودی در تعزیه فقط یک الگوی موسیقایی نیست، بلکه حامل سابقه روایی و عاطفی هم هست و با شنیدن آن، مخاطب به یک موقعیت مشخص ذهنی و احساسی منتقل میشود. برای نمونه، برخی تعبیرها و نغمههایی که در تعزیه میان اهل فن شناخته شدهاند، الزاماً در ردیف به همان نام و صورت ثابت ثبت نشدهاند. یعنی ممکن است بگوییم حالتی در دشتی، حالتی در ابوعطا یا حالتی در چهارگاه، اما آنچه در تعزیه اجرا میشود صرفاً تکرار عین ردیف نیست. این حالتها گاه چنان با یک مجلس یا یک شخصیت عجین شدهاند که عملاً هویت تعزیهای پیدا کردهاند. بنابراین، اگرچه از نظر تئوریک ریشه در دستگاهها دارند، اما از نظر اجرایی و فرهنگی، محصول بستر تعزیه هم هستند و باید با همین نگاه مطالعه شوند.
این مسئله نشان میدهد که موسیقی تعزیه یک حوزه زنده و پویاست و نمیتوان آن را فقط در قالب تقسیمبندیهای رسمی موسیقی دستگاهی خلاصه کرد. در تعزیه، تجربه استادان، انتقال سینهبهسینه، نیاز صحنه و حافظه جمعی مجالس، در شکلگیری این ملودیها نقش داشته است. به همین دلیل، پژوهش در موسیقی تعزیه باید هم از منظر موسیقیشناسی صورت بگیرد و هم از منظر اجراشناسی و مردمنگاری. اگر فقط به نت یا نام دستگاه توجه کنیم، بخش مهمی از حقیقت این هنر از نظر دور میماند؛ زیرا جانِ موسیقی تعزیه در میدان اجرا و در نسبت زنده آن با مجلس آشکار میشود.
ایکنـا – شما از کودکی وارد فضای تعزیه شدهاید و سپس از دوره نوجوانی بهصورت جدی به سمت نوازندگی در این عرصه رفتهاید. برای فهم بهتر مسیر حرفهای شما، مایل هستم درباره چگونگی ورودتان به موسیقی تعزیه، تجربههای نخستین، نقش استادان و آن نقطه عطفی که باعث شد از خواندن به سوی ساز حرکت کنید توضیح دهید. این تغییر مسیر چگونه رخ داد و چه عواملی سبب شد نوازندگی را نه بهعنوان فعالیتی جانبی، بلکه بهعنوان بخشی اساسی از حضور خود در تعزیه دنبال کنید؟
من از کودکی با تعزیه مأنوس بودم و از سنین پایین در این فضا حضور داشتم. ابتدا در بخش بچهخوانی فعالیت میکردم و بعد بهتدریج وارد نقشهای جدیتر شدم. افتخار شاگردی استاد مرحوم رضا مشایخی را داشتم و از همان سالها فهمیدم که تعزیه فقط یک اجرا نیست، بلکه یک مکتب تربیتی و هنری است. در آن فضا، انسان هم شعر میآموزد، هم لحن، هم آداب صحنه و هم حرمت مجلس را. همین سابقه باعث شد که نگاه من به تعزیه از ابتدا نگاهی جدی باشد و آن را صرفاً یک علاقه گذرا ندانم.
گرایش من به موسیقی تعزیه از یک تجربه عملی و ناگهانی شکل گرفت. در نوجوانی، در مجلسی قرار بود تعزیه اجرا شود، اما نوازنده با تأخیر رسید و همین وقفه برای من یک تلنگر شد. در همان موقع یکی از دوستان قدیمی که برای من بسیار عزیز بود، پیشنهادی مطرح کرد که چرا خودم به سراغ ساز نروم. همان جمله به ظاهر ساده، جهت زندگی هنری مرا تغییر داد. بعد از آن، با پیگیری خانوادگی توانستم ساز تهیه کنم و با شوق فراوان، تمرین را آغاز کردم. شروع کار بسیار ساده و ابتدایی بود، اما انگیزهای که درون من شکل گرفته بود، کاملاً جدی و ماندگار بود. در ادامه، بخشی از مسیر را با تجربه شخصی و تمرین مستمر پیش بردم و بخشی را هم با استفاده از آموزش و بهرهگیری از استادان تکمیل کردم. شاید در آغاز، یادگیری من بیشتر خودجوش بود، اما بهمرور فهمیدم که برای ماندن در این مسیر، صرف علاقه کافی نیست و باید آوازها، دستگاهها، فضای تعزیه و منطق صحنه را عمیقتر شناخت. از همانجا نوازندگی برای من به یک مسئولیت تبدیل شد، نه یک مهارت فرعی. احساس کردم نوازنده در تعزیه فقط ساز نمیزند، بلکه در پیشبرد اجرا، حفظ انسجام مجلس و یاریرساندن به تعزیهخوانان نقش تعیینکننده دارد.
ایکنـا – به نقش تعیینکننده نوازنده اشاره کردید. در بسیاری از اجراها، مخاطب شاید بیشتر متوجه خواننده یا بازیگر صحنه باشد، در حالی که پشت این ظاهر، هدایت موسیقایی مجلس بر عهده نوازنده است. میخواهم دقیقتر بفرمایید نوازنده در تعزیه چه وظایف آشکار و پنهانی دارد و چگونه میتواند بر کیفیت اجرای خوانندگان، ترتیب صحنهها و حتی بازیابی ذهنی اشعار و الحان اثر بگذارد؟ آیا میتوان گفت نوازنده، پس از معینالبکاء، نوعی کارگردان درون صحنه بهشمار میآید؟
بله، نوازنده در تعزیه نقشی بسیار فراتر از اجرای چند قطعه یا علامت صوتی دارد. در صحنه تعزیه، همهچیز بهصورت زنده اتفاق میافتد و برخلاف بسیاری از اجراهای رسمی، امکان بازگشت، توقف و تنظیم دوباره وجود ندارد. در چنین شرایطی، نوازنده باید هم به شعر مسلط باشد، هم به موقعیت نقشها، هم به فضای دستگاهی و هم به شرایط لحظهای خوانندگان. وقتی تعزیهخوان در اثر فشار اجرا، خستگی یا درگیری ذهنی با صحنه، برای لحظهای در یادآوری ادامه شعر یا لحن دچار مکث میشود، این نوازنده است که میتواند با اجرای درست یک ملودی یا ریتم، او را به مسیر اصلی بازگرداند.

از این جهت، نوازنده در تعزیه فقط همراه نیست، بلکه هدایتگر هم هست. البته جایگاه معینالبکاء محفوظ است و او ساختار کلی مجلس را مدیریت میکند، اما در بطن اجرا، نوازنده یکی از مهمترین عناصر حفظ انسجام صحنه است. او باید تشخیص دهد که اکنون چه فضایی لازم است، کدام شخصیت وارد میدان میشود، کدام لحن باید تقویت شود و کجا لازم است خواننده را از نظر ذهنی حمایت کند. این هدایت اگر درست و بهموقع انجام شود، مخاطب شاید متوجه آن نشود، اما کل اجرا را منسجمتر و اثرگذارتر میکند. نوازنده حرفهای باید از حافظه موسیقایی و صحنهای بالایی برخوردار باشد. او نمیتواند فقط چند الگوی آماده را تکرار کند، بلکه باید نسبت میان متن، شخصیت و شرایط روز اجرا را بشناسد. گاهی حتی لازم است در همان لحظه تصمیم گیرد که ملودی را سادهتر، کوتاهتر، یا در گامی مناسبتر اجرا کند تا تعزیهخوان بتواند راحتتر ادامه دهد. این سطح از مسئولیت، نوازندگی تعزیه را به یک هنر مرکب تبدیل میکند؛ هنری که در آن مهارت فنی، شناخت روایی، تجربه میدانی و درک روانیِ اجرا باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
ایکنا – اگر بخواهیم از منظر سازشناسی به موضوع نگاه کنیم، یکی از سازهای مهم در موسیقی تعزیه، ترومپت است که در تجربه شما جایگاه ویژهای دارد. لطفاً توضیح دهید ترومپت در تعزیه چه گونههای اجرایی پیدا میکند، چه تفاوتی میان بخشهای آوازی و بخشهای حماسی با این ساز وجود دارد و نوازنده چگونه از طریق تغییر ریتم، جملهبندی و حالوهوا، مرز میان اولیاخوانی و اشقیاخوانی را روشن میکند؟
ترومپت در تعزیه از مهمترین سازهاست، زیرا هم قدرت اعلام و حضور دارد و هم قابلیت اجرای حالتهای آوازی و احساسی را. در یک تقسیمبندی کلی، میتوان گفت که کارکرد ترومپت در تعزیه عمدتاً در دو حوزه نمود پیدا میکند: یکی اجرای حالتهای آوازی یا به اصطلاح سلو و دیگری اجرای ریتمهای حماسی و حرکتی که در زبان رایج برخی از اهل تعزیه به آن مارش میگویند. در بخش اول، ترومپت وظیفه دارد فضای دستگاهی را برای اولیاخوانها و موقعیتهای عاطفی و معنوی آماده کند. در اینجا، جملهبندیها نرمتر، کشیدهتر و نزدیکتر به بیان آوازی هستند.
اما در بخشهای حماسی، بهویژه هنگام ورود اشقیا یا صحنههای نبرد، نقش ترومپت تغییر میکند. در این موقعیتها، ساز باید ضرباهنگ، صلابت و تحرک بیشتری داشته باشد و به مخاطب اعلام کند که اکنون فضای نمایشی عوض شده است. این تغییر فقط به سرعت یا بلندی صدا مربوط نیست، بلکه به نحوه جملهپردازی، قطع و وصل نفس، ریتم درونی و رابطه آن با سازهای کوبهای هم بستگی دارد. بنابراین، ترومپت در تعزیه زبانی دوگانه دارد: از یک سو زبان اندوه و اشاره آوازی، و از سوی دیگر زبان اعلام، رزم و حرکت. نکته مهم این است که نوازنده باید دقیقاً بداند چه زمانی از کدام ظرفیت ساز استفاده کند. اگر کسی فقط جنبه پرصدای ترومپت را بشناسد، بخش مهمی از قابلیتهای آن در تعزیه را نادیده گرفته است. ترومپت میتواند خواننده را به دستگاه مورد نظر هدایت کند، فضای ورود به یک گوشه را آماده سازد و حتی نقش یادآور ملودی برای تعزیهخوان داشته باشد. در مقابل، همین ساز در فضای حماسی باید کاملاً تغییر شخصیت بدهد. هنر نوازنده در همین تشخیص و تبدیل است؛ یعنی درک اینکه یک ساز واحد، در بستر تعزیه، چندین هویت اجرایی و روایی پیدا میکند.
ایکنا – در کنار ترومپت، نی نیز در موسیقی تعزیه جایگاهی ویژه و بهنوعی عاطفیتر دارد. بسیاری از شنوندگان، صدای نی را با لحظات اوج اندوه، شهادت و مفاهیم درونیتر پیوند میدهند. با توجه به اینکه شما به سراغ نی هم رفتهاید، بفرمایید این ساز در چه صحنهها و موقعیتهایی بیشترین کاربرد را دارد، چه تفاوتی میان اثرگذاری نی و ترومپت در تعزیه میبینید و چرا به نظر شما برای یک نوازنده تعزیه، تسلط همزمان بر هر دو ساز میتواند امتیاز مهمی محسوب شود؟
نی در تعزیه، ساز بسیار مؤثری است، بهویژه در صحنههایی که بار عاطفی، سوگمندانه و تأملی بیشتری دارند. در لحظاتی مانند شهادت، وداع، نامهنویسی، صحنههای اندوهبار یا موقعیتهایی که باید تأثر و شکستگیِ درونی شخصیت برجسته شود، نی میتواند حالتی ایجاد کند که با بسیاری از سازهای دیگر به این شکل حاصل نمیشود. صدای نی بهطور طبیعی با حس حزن، خلوت درونی و اندوه پیوند دارد و همین ویژگی باعث شده که در تعزیه برای صحنههای خاص، بسیار مناسب باشد. در برخی مجالس، بدون نی، عمق عاطفی بعضی لحظات بهخوبی منتقل نمیشود. تفاوت نی و ترومپت در تعزیه فقط تفاوت دو جنس صدا نیست، بلکه تفاوت دو نوع کارکرد نمایشی و احساسی است. ترومپت بیشتر قابلیت اعلام، هدایت و برجستهسازی صحنه را دارد، اما نی در بسیاری از موارد، نقش نفوذ به لایههای عمیقتر عاطفی را ایفا میکند. اگر ترومپت میتواند میدان را روشن کند، نی بیشتر به درون جان مخاطب راه پیدا میکند. به همین دلیل، این دو ساز در تعزیه رقیب هم نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند و در کنار هم، طیف کاملتری از معنا و احساس را پوشش میدهند.
اگر نوازنده تعزیه بتواند هر دو ساز را بشناسد و اجرا کند، توان عملی و هنری بیشتری خواهد داشت. در سالهای نخست، ممکن است نوازنده فقط به یک ساز متکی باشد، اما تجربه نشان میدهد که تسلط بر هر دو، در اجرا بسیار کمککننده است. وقتی خودِ نوازنده بتواند بسته به موقعیت از ترومپت یا نی استفاده کند، هم انسجام اجرا بیشتر میشود و هم وابستگی به حضور فرد دیگر کاهش مییابد. البته این امر نیازمند تمرین جدی، شناخت دقیق مجلس و درک تفاوتهای حسی و فنی هر دو ساز است و با یادگیری سطحی به دست نمیآید.
ایکنا – یکی از مسائل بسیار تخصصی در نوازندگی تعزیه، هماهنگی با وسعت صدای تعزیهخوانان و تشخیص شرایط لحظهای آنان است. شما اشاره کردید که هر خواننده، رنگ صوتی، گام مطلوب و توان روزانه متفاوتی دارد و حتی ممکن است در یک روز خاص به دلیل فشار اجرا، خستگی یا شرایط بدنی، آمادگی همیشگی را نداشته باشد. لطفاً توضیح دهید نوازنده چگونه این وضعیت را تشخیص میدهد و بر چه اساسی گام، کوک، پنجه یا مسیر ملودیک را انتخاب میکند تا اجرای خواننده دچار فشار یا اختلال نشود؟
این موضوع یکی از مهمترین بخشهای نوازندگی حرفهای در تعزیه است و شاید برای مخاطب عادی چندان آشکار نباشد. هر تعزیهخوان محدوده صوتی، رنگ صدا، توان اوجگیری و شیوه خاص خود را دارد. یک نوازنده باتجربه باید این ویژگیها را از قبل بشناسد و بداند هر خواننده در کدام گام راحتتر میخواند، در کدام بخشها توان بیشتری دارد و در چه نقطهای ممکن است صدا تحت فشار قرار بگیرد. این شناخت فقط با تئوری به دست نمیآید، بلکه حاصل معاشرت هنری، تجربه مجالس متعدد و گوشدادن دقیق به اجراهای مختلف خواننده است.

اما شناخت ثابت کافی نیست، زیرا صدای انسان همیشه در یک وضعیت قرار ندارد. بهویژه در ایام محرم و صفر که فشار کاری بالاست، یک خواننده ممکن است روزی بسیار آماده و روزی دیگر خسته باشد. هنر نوازنده در اینجاست که همان ابتدای اجرا، از لحن اولین جملهها، بازشدن صدا، قدرت نفس و کیفیت تحریرها تشخیص دهد که امروز باید چگونه همراهی کند. اگر احساس کند خواننده در شرایط همیشگی نیست، باید گام را متناسبتر انتخاب کند، جملهها را طوری بچیند که فشار اضافی به صدا وارد نشود و مسیر موسیقایی را با وضعیت واقعیِ آن روز هماهنگ سازد. این توانایی، حاصل شناخت صرفِ ساز نیست، بلکه نتیجه درک مشترک میان نوازنده و تعزیهخوان است. وقتی سالها با خوانندگان مختلف کار کرده باشید، کمکم میفهمید که هر صدا چه اقتضایی دارد و در هر مجلس باید چگونه به آن پاسخ داد. حتی انتخاب نیهای مختلف یا شیوه اجرای یک ملودی روی ساز، میتواند تابع همین مسئله باشد. بنابراین، نوازندگی تعزیه فقط نواختن نیست؛ نوعی گوشدادنِ عمیق، تشخیص سریع و تصمیمگیری هنرمندانه است. اگر این دقت وجود نداشته باشد، هم خواننده آسیب میبیند و هم کیفیت کلی مجلس افت میکند.
ایکنا – در سالهای اخیر، بحث استفاده از برخی ادوات و سازهای جدید در مجالس تعزیه و آیینهای مرتبط، محل گفتوگو بوده است. عدهای بر این باورند که برای جذب نسل جوان باید در سازبندی و رنگآمیزی صوتی دست به تغییر زد و برخی دیگر معتقدند هرگونه توسعه بیضابطه، به اصالت این هنر آسیب وارد میکند. با توجه به تجربه شما، مرز میان نوآوری و خروج از چارچوب در موسیقی تعزیه کجاست و چه معیارهایی باید رعایت شود تا هم نیازهای اجرا پاسخ بگیرد و هم هویت آیینی و هنری تعزیه مخدوش نشود؟
اصل مسئله در این بحث، ضابطهمندی است. با این نگاه که هر تغییری ذاتاً بد است موافق نیستم، اما معتقدم تعزیه چارچوبی دارد که نباید از آن خارج شد. اگر قرار باشد برای جذابیت بیشتر، هر نوع ساز یا افکت صوتی را وارد مجلس کنیم، کمکم ماهیت موسیقی تعزیه دگرگون میشود و دیگر نمیتوان آن را در همان سنت شناختهشده بررسی کرد. این هنر بر اساس تجربه تاریخی، منطق روایی و ذوق آیینی شکل گرفته و هر تغییری باید در نسبت با همین اصول سنجیده شود، نه فقط بر اساس سلیقه روز یا هیجان زودگذر.
در برخی موارد ممکن است استفاده از بعضی ادوات، اگر کارکردی نزدیک به سازهای پذیرفتهشده داشته باشند و فضای مجلس را برهم نزنند، قابل تأمل باشد، اما این امر نیازمند شناخت دقیق است. مسئله این نیست که صرفاً چیزی جدید باشد یا نباشد؛ مسئله این است که آیا با روح تعزیه سازگار است یا نه. اگر سازی باعث شود لحن آیینی کار به سمت فضاهای نامتناسب برود، یا مخاطب را از جهان صوتیِ جاافتاده تعزیه خارج کند، آنگاه باید با احتیاط بسیار با آن برخورد کرد. تعزیه محل تجربهگری بیقاعده نیست. جذب نسل جوان از مسیر عمقبخشی، آموزش صحیح و اجرای باکیفیت حاصل میشود، نه الزاماً از راه افزودن هر ابزار تازه. جوان اگر تعزیه اصیل، خوشاجرا، منظم و هنرمندانه ببیند، جذب میشود. بنابراین، پیش از آنکه بخواهیم صورت مسئله را با افزودن سازهای نامأنوس حل کنیم، باید به تربیت نوازنده و تعزیهخوان حرفهای، ثبت و آموزش الحان درست، و ارتقای سطح اجرا فکر کنیم. نوآوری اگر در چارچوب و با فهم سنت انجام شود، میتواند مفید باشد؛ اما اگر به قیمت گسستن از هویت تعزیه تمام شود، دیگر نوآوری نیست، بلکه تغییر ماهیت است.
ایکنا – در پایان، میخواهم به مسئله آموزش، پژوهش و آینده موسیقی تعزیه بپردازیم. شما تأکید کردید که در هنر، ایستایی معنا ندارد و هنوز تعزیهها و نغمههای بسیاری وجود دارد که حتی برای اهل فن نیز ناشناخته یا کمشناختهاند. با توجه به تجربه میدانیتان، وضعیت امروز آموزش موسیقی تعزیه را چگونه ارزیابی میکنید و برای حفظ، انتقال و پژوهش در تعزیههای غریب و ملودیهای کمتر شناختهشده چه اقداماتی را ضروری میدانید؟
نخستین نکته این است که هیچکس در این هنر نباید تصور کند به نقطه پایان رسیده است. موسیقی تعزیه حوزهای گسترده و پرلایه است و هنوز تعزیههای فراوانی وجود دارد که چه از نظر متن و چه از نظر موسیقی، کمتر کار شدهاند. برخی مجالس و نغمهها به اصطلاح غریباند؛ یعنی هم اجرای آنها دشوار است و هم تعداد کسانی که بهدرستی با آنها آشنایی دارند محدود است. همین مسئله نشان میدهد که آموزش موسیقی تعزیه نباید فقط به چند مجلس مشهور و چند ملودی پرکاربرد محدود شود. اگر چنین شود، بخش بزرگی از میراث تعزیه بهتدریج کمرنگ خواهد شد.

برای حفظ این میراث، هم آموزش میدانی لازم است و هم پژوهش علمی. آموزش میدانی یعنی شاگرد در کنار استاد، در مجلس، در تمرین و در اجرای واقعی یاد گیرد که هر نغمه در چه موقعیتی معنا پیدا میکند. پژوهش علمی هم یعنی این دانش شفاهی ثبت، تحلیل و مستندسازی شود؛ اعم از ضبط اجراها، جمعآوری روایت استادان، مقایسه نسخههای مختلف، بررسی نسبت نغمهها با دستگاهها و شناخت تفاوتهای منطقهای. بدون این دو بال، یعنی تجربه و تحقیق، آینده موسیقی تعزیه با خطر سادهسازی و فراموشی روبهرو میشود. به جوانانی که میخواهند وارد این مسیر شوند، توصیه میکنم از شوق صرف عبور کنند و با صبر، احترام و ممارست قدم بردارند. باید هم به استادان قدیمی رجوع کنند، هم تعزیه را در میدان اجرا ببینند، هم موسیقی ایرانی را بشناسند و هم خود را به چند دانسته محدود نکنند. هر روز باید چیزی تازه آموخت، زیرا در تعزیه هنوز راههای نرفته بسیار است. اگر این هنر با دقت، اخلاص و مطالعه دنبال شود، هم میتواند اصالت خود را حفظ کند و هم در آینده با اتکا به پژوهش و آموزش درست، غنیتر و ماندگارتر از گذشته به نسلهای بعد منتقل شود.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


