امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 14 محرم 1448
شناسه خبر : 369711
  پرینت تاریخ انتشار : 29 ژوئن 2026 - 9:40 | 3 بازدید

چرا مفهوم «اقتصاد مقاومتی» در محافل دانشگاهی به یک نظریه فراگیر تبدیل نشد

یک استاد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس تشریح کرد یکی از مهم‌ترین محورهای اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب طی سال‌های اخیر، تأکید بر «پیشرفت همراه با عدالت» و همچنین تبیین سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی بوده است. در این چارچوب، ایشان بارها بر تفاوت میان «پیشرفت» و «توسعه» و نیز ضرورت طراحی الگویی بومی برای رشد اقتصادی […]

چرا مفهوم «اقتصاد مقاومتی» در محافل دانشگاهی به یک نظریه فراگیر تبدیل نشد


یک استاد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس تشریح کرد

مرتضی عزتی

یکی از مهم‌ترین محورهای اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب طی سال‌های اخیر، تأکید بر «پیشرفت همراه با عدالت» و همچنین تبیین سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی بوده است. در این چارچوب، ایشان بارها بر تفاوت میان «پیشرفت» و «توسعه» و نیز ضرورت طراحی الگویی بومی برای رشد اقتصادی کشور تأکید کرده‌اند؛ الگویی که ضمن حفظ استقلال اقتصادی، عدالت اجتماعی را نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی خود مدنظر قرار دهد.

با وجود جایگاه این مفاهیم در سیاست‌گذاری کلان کشور، همچنان درباره نسبت آنها با ادبیات رایج علم اقتصاد، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی اقتصاددانان معتقدند مفاهیمی مانند توسعه، رشد اقتصادی و تاب‌آوری، سال‌هاست در ادبیات علمی جهان تعریف شده‌اند و هرگونه بازتعریف آنها باید در همان چارچوب صورت گیرد؛ در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که می‌توان متناسب با مبانی فکری و فرهنگی هر جامعه، تعاریف متفاوتی از این مفاهیم ارائه کرد.

از سوی دیگر، یکی از پرسش‌های مهم در فضای دانشگاهی این است که چرا مفاهیمی مانند اقتصاد مقاومتی، با وجود تأکید فراوان بر آنها، کمتر به عنوان یک نظریه علمی در دانشکده‌های اقتصاد مورد بحث قرار گرفته‌اند و بیشتر در حوزه سیاست‌گذاری یا مباحث نظری و ایدئولوژیک مطرح شده‌اند.

مرتضی عزتی، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، در گفت‌وگو با ایکنا، ضمن تشریح نگاه خود به این موضوع، معتقد است علت اصلی این مسئله، تفاوت میان تعاریف ارائه‌شده از این مفاهیم با ادبیات پذیرفته‌شده علم اقتصاد است. وی تأکید می‌کند که اگر این مفاهیم با زبان علم اقتصاد بازتعریف شوند، ظرفیت بیشتری برای پذیرش در محافل دانشگاهی خواهند داشت.

ایکنا – رهبر شهید انقلاب در تبیین الگوی مطلوب اقتصادی، همواره بر «پیشرفت» به جای «توسعه» تأکید داشته‌اند. از منظر علم اقتصاد، این دو مفهوم چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

درباره تفاوت میان «پیشرفت» و «توسعه» باید ابتدا این نکته را عرض کنم که من نمی‌توانم دقیقاً همان برداشتی را که رهبر شهید انقلاب از مفهوم پیشرفت دارند، توضیح دهم؛ زیرا آنچه ایشان از این واژه مدنظر دارند، الزاماً همان چیزی نیست که در علم اقتصاد از آن برداشت می‌شود.

در علوم انسانی، به‌ویژه در اقتصاد، بسیاری از مفاهیم دارای برداشت‌های متفاوت هستند. هر صاحب‌نظری ممکن است تعریف خاص خود را از یک مفهوم ارائه کند و همین موضوع باعث می‌شود نتوان به سادگی گفت تنها یک تعریف صحیح وجود دارد.

در ادبیات علم اقتصاد، واژه Progress مفهومی قدیمی‌تر است که دهه‌ها پیش در زبان فارسی به «پیشرفت» ترجمه می‌شد، اما پس از آن واژه Development وارد ادبیات علمی شد و به تدریج جای مفهوم پیشرفت را گرفت. حدود پنج تا شش دهه است که مفهوم توسعه در ادبیات اقتصاد جهان تثبیت شده و تقریباً تمام اقتصاددانان، کتاب‌های دانشگاهی، سازمان‌های بین‌المللی و مراکز پژوهشی از همین مفهوم استفاده می‌کنند.

به همین دلیل اگر امروز بخواهیم واژه پیشرفت را جایگزین توسعه کنیم، از منظر علم اقتصاد با دشواری‌هایی مواجه خواهیم شد؛ زیرا توسعه اکنون دارای چارچوب نظری مشخص، شاخص‌های تعریف‌شده و ادبیات گسترده‌ای است که طی دهه‌ها شکل گرفته است.

البته ممکن است در زبان فارسی یا در حوزه‌های دیگر علوم انسانی، افراد برداشت متفاوتی از واژه پیشرفت داشته باشند، اما اقتصاددانان ناچارند بر اساس مفاهیمی سخن بگویند که در ادبیات علمی این رشته پذیرفته شده است.

ایکنا – یکی دیگر از محورهای مهم اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب، تأکید بر عدالت است. چرا با وجود اهمیت این مفهوم، هنوز درباره تعریف عدالت اجماع وجود ندارد؟

عدالت از جمله پیچیده‌ترین مفاهیم علوم انسانی است و شاید بتوان گفت کمتر مفهومی را می‌توان یافت که تا این اندازه درباره آن اختلاف نظر وجود داشته باشد.

حتی اگر دو اندیشمند برجسته را در نظر بگیریم، بعید است در همه ابعاد عدالت به تعریف مشترکی برسند. ممکن است هر دو از عدالت دفاع کنند، اما وقتی وارد جزئیات شوند، تفاوت دیدگاه‌ها آشکار می‌شود.

برای نمونه، برخی عدالت را به معنای احقاق حقوق صاحبان حق می‌دانند، در حالی که گروهی دیگر عدالت را مساوات و برابری تعریف می‌کنند. حتی اگر تعریف نخست را بپذیریم، باز این پرسش مطرح می‌شود که حق را چه کسی تعیین می‌کند؟ قانون؟ شرع؟ عرف؟ سنت؟ یا توافق اجتماعی؟

هر یک از این مبانی نیز تفسیرهای مختلفی دارند. حتی در میان اندیشمندان دینی نیز ممکن است درباره منابع استنباط یا نحوه تفسیر احکام اختلاف نظر وجود داشته باشد. بنابراین طبیعی است که برداشت‌ها از عدالت نیز متفاوت باشد.

به همین دلیل است که هیچ‌کس در دنیا مخالف عدالت نیست، همان‌گونه که هیچ‌کس مخالف پیشرفت یا توسعه نیست؛ اما اختلاف اصلی در تعریف این مفاهیم و تعیین مصادیق آنهاست. هر صاحب‌نظر، برداشت خود را از عدالت یا توسعه ارائه می‌دهد و همین مسئله باعث شده است که این مفاهیم همواره محل بحث و گفت‌وگو باشند.

ایکنا – با وجود تأکید فراوان بر اقتصاد مقاومتی و الگوی پیشرفت، این مفاهیم هیچ‌گاه به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت در فضای دانشگاهی و میان اقتصاددانان مورد توجه قرار نگرفتند. از نگاه شما علت این مسئله چیست؟

به نظر من، مهم‌ترین دلیل این موضوع آن است که این مفاهیم از زاویه علم اقتصاد صورت‌بندی نشدند. اقتصاددانان با مجموعه‌ای از مفاهیم، نظریه‌ها و ادبیات علمی سروکار دارند که طی دهه‌ها و حتی بیش از یک قرن شکل گرفته است. زمانی که مفهومی خارج از این چارچوب مطرح می‌شود، طبیعی است که برای جامعه علمی اقتصاد چندان قابل فهم یا قابل پذیرش نباشد.

اقتصاددانان توسعه را بر اساس مبانی اقتصاد تعریف می‌کنند. جامعه‌شناسان نیز ممکن است توسعه را از منظر جامعه‌شناسی توضیح دهند و دانشمندان علوم سیاسی نیز برداشت متفاوتی از این مفهوم داشته باشند. هیچ‌کدام از این تعاریف الزاماً نادرست نیست، اما هر رشته علمی زبان و چارچوب مفهومی خود را دارد.

متأسفانه در کشور ما گاهی این مرزهای تخصصی چندان رعایت نمی‌شود. افرادی که تخصص اصلی آنها اقتصاد نیست، درباره مسائل اقتصادی نظریه‌پردازی می‌کنند و حتی کتاب و مقاله نیز می‌نویسند. ممکن است این افراد از منظر دینی، فرهنگی یا ایدئولوژیک به موضوع نگاه کنند، اما این نگاه با آنچه اقتصاددانان در دانشگاه‌ها بر اساس آن آموزش دیده‌اند، تفاوت دارد.

به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان ترجیح می‌دهند وارد این مباحث نشوند، زیرا احساس می‌کنند اگر مفاهیمی که با ادبیات علمی اقتصاد سازگار نیستند وارد تحلیل‌های اقتصادی شوند، ممکن است به اعتبار علمی مباحث آسیب وارد شود.

البته این به معنای نفی ارزش نگاه‌های دینی یا فرهنگی نیست. هر حوزه‌ای می‌تواند برداشت خود را داشته باشد، اما زمانی که درباره اقتصاد صحبت می‌کنیم، باید از زبان و مفاهیم پذیرفته‌شده همین علم استفاده کنیم. اگر قرار باشد تعریفی جدید ارائه شود، لازم است ابتدا مبانی نظری آن در چارچوب علم اقتصاد تبیین شود تا قابلیت طرح در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی را پیدا کند.

از نظر من، یکی از دلایل اصلی اینکه اقتصاد مقاومتی در محافل دانشگاهی به یک نظریه فراگیر تبدیل نشد، همین فاصله میان تعاریف ارائه‌شده و ادبیات علمی اقتصاد بود. اگر این فاصله کمتر می‌شد، احتمالاً اقبال دانشگاهیان نیز بیشتر بود.

ایکنا – از منظر علم اقتصاد، اقتصاد مقاومتی تا چه اندازه با مفهوم «تاب‌آوری اقتصادی» همپوشانی دارد و چگونه می‌توان این مفهوم را به ادبیات علمی نزدیک‌تر کرد؟

اگر اقتصاد مقاومتی را معادل مفهوم «تاب‌آوری اقتصادی» یا Economic Resilience در نظر بگیریم، این مفهوم کاملاً در ادبیات اقتصاد شناخته‌شده است و اقتصاددانان نیز آن را به رسمیت می‌شناسند.

تاب‌آوری اقتصادی به این معناست که اگر اقتصاد با شوک‌های داخلی یا خارجی، مانند تحریم، بحران مالی، جنگ، بلایای طبیعی یا نوسانات شدید بازارهای جهانی روبه‌رو شود، بتواند ساختار و عملکرد خود را حفظ کند و دچار فروپاشی نشود. این یکی از مفاهیم پذیرفته‌شده در اقتصاد امروز است.

البته باید توجه داشت که تاب‌آوری الزاماً به معنای رشد اقتصادی بالا نیست. ممکن است اقتصادی رشد چندانی نداشته باشد، اما در برابر بحران‌ها مقاوم باشد و پس از عبور از شوک‌ها بتواند به مسیر عادی خود بازگردد. بنابراین نباید تاب‌آوری را با مفاهیمی مانند رشد، شکوفایی یا توسعه یکسان دانست.

در برخی تعاریفی که از اقتصاد مقاومتی ارائه شده، مجموعه‌ای از مفاهیم مانند عدالت، پیشرفت، الگوی اسلامی، استقلال اقتصادی، شکوفایی، خودکفایی و سایر اهداف نیز در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. اینها هر کدام موضوعات مهمی هستند، اما از نظر علمی، همگی در مفهوم تاب‌آوری اقتصادی قابل جمع نیستند.

به همین دلیل، اقتصاددانان زمانی که این تعاریف را می‌بینند، احساس می‌کنند با مفهومی روبه‌رو هستند که از چارچوب‌های شناخته‌شده اقتصاد فاصله گرفته است. اگر اقتصاد مقاومتی با استفاده از مفاهیم رایج اقتصاد و بر پایه نظریه‌های علمی بازتعریف شود، امکان پذیرش آن در محیط‌های دانشگاهی و پژوهشی بسیار بیشتر خواهد شد.

به اعتقاد من، اقتصاددانان با اصل مقاوم بودن اقتصاد یا افزایش توان اقتصاد در برابر شوک‌ها مخالفتی ندارند. اختلاف بر سر شیوه تعریف و صورت‌بندی این مفاهیم است. هرچه این صورت‌بندی به ادبیات علمی اقتصاد نزدیک‌تر باشد، امکان گفت‌وگو، نقد، توسعه و آموزش آن نیز بیشتر خواهد شد.

در نهایت باید تأکید کنم که علم اقتصاد طی دهه‌های گذشته ادبیات گسترده‌ای درباره توسعه، رشد، تاب‌آوری، رفاه، عدالت و سایر مفاهیم اقتصادی تولید کرده است. اگر قرار باشد مفاهیم جدیدی به این ادبیات اضافه شود، باید به گونه‌ای ارائه شوند که با این چارچوب علمی قابل گفت‌وگو باشند. در غیر این صورت، این مفاهیم بیشتر در حوزه‌های ایدئولوژیک، سیاسی یا فرهنگی مطرح خواهند شد و کمتر به عنوان نظریه‌ای علمی در دانشگاه‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.