امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 13 محرم 1448
شناسه خبر : 369606
  پرینت تاریخ انتشار : 28 ژوئن 2026 - 22:06 | 3 بازدید

شهید بهشتی؛ فقیهی فراتر از زمانه

گاهی عمری کوتاه چنان گسترده و ژرف می‌شود که شرح آن به دفترهای مطول نیاز دارد. شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی از همین گروه افراد بود؛ ایشان که در دوم آبان ۱۳۰۷ در محله لنبان اصفهان، در خانه‌ای که بوی علم و دیانت می‌داد، به دنیا آمد، از کودکی پای درس بزرگان نشست و […]

شهید بهشتی؛ فقیهی فراتر از زمانه


شهید بهشتیگاهی عمری کوتاه چنان گسترده و ژرف می‌شود که شرح آن به دفترهای مطول نیاز دارد. شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی از همین گروه افراد بود؛ ایشان که در دوم آبان ۱۳۰۷ در محله لنبان اصفهان، در خانه‌ای که بوی علم و دیانت می‌داد، به دنیا آمد، از کودکی پای درس بزرگان نشست و در جوانی چنان در علوم حوزوی غرق شد که استادانش، آیت‌الله‌العظمی بروجردی(ره)، امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی(ره) و دیگران، بهشتی را از شاگردان ممتاز خود می‌دانستند. اما علاقه وافر ایشان به دانستن، به حوزه ختم نشد؛ به دانشگاه رفت و مدرک دکترای فلسفه گرفت. در روزگاری که حوزه از دانشگاه کاملاً جدا بود، بهشتی نشان داد که می‌توان هم فقیه بود و هم فیلسوف، هم عالم دین بود و هم مدیری مدرن. 

ایشان در ایام پیروزی انقلاب، در حزب جمهوری اسلامی، ستون اصلی محسوب می‌شد؛ بهشتی بود که در مجلس خبرگان برای گنجاندن اصل ولایت فقیه، ساعت‌ها بحث و جدل را تاب آورد؛ و بهشتی بود که در جایگاه ریاست دیوان عالی کشور، سعی کرد عدالت ناب محمدی را از لا‌به‌لای پرونده‌ها بیرون بکشد. 

اما ایشان با وجود تمام این مسئولیت‌های سنگین، روحیه معلمی هم داشت و دبیرستانی در قم به‌ نام «دین و دانش» تأسیس کرد؛ مدرسه‌ای که در روزگاری که هیچ‌کس به فکر پیوند حوزه و دانشگاه نبود، با یک کلاس و ۲۸ دانش‌آموز کار خود را آغاز و بعدها، نسلی از مدیران و کارگزاران تراز انقلاب را به جامعه تقدیم کرد. در یادداشت پیش رو، با فعالیت‌های فرهنگی شهید بهشتی بیشتر آشنا می‌شویم. 

ساختاری که در دل سنت، تجدد آفرید 

در تیرماه سال ۱۳۳۴، دکتر محمود مهران، وزیر فرهنگ وقت مجوز تأسیس دبیرستانی را در قم به امضا رساند که بعدها، نامش در میان مدارس کشور درخشید و در زمره کانون‌های تحول‌ساز برای تاریخ معاصر ایران قرار گرفت. مخاطب این مدرسه، طلاب جوانی بودند که در کنار دروس حوزوی، به علوم جدید نیز روی آورده بودند. مدیر نخست، مهدی حائری بود، اما کسالت او سبب شد تا سیدمحمد بهشتی به میدان مدیریتی بیاید و سرنوشت این نهال نوپا را دگرگون کند. 

در مدرسه دین و دانش، دروس حوزوی در کنار تاریخ اسلام، فلسفه، ریاضیات، جغرافیای اسلامی و زبان خارجی تدریس می‌شد. شهید بهشتی، خود زبان انگلیسی تدریس می‌کرد، شهید مفتح، شرعیات، آیت‌الله مکارم شیرازی، عربی و علی‌اصغر فقیهی، ادبیات را آموزش می‌دادند. آیت‌الله شبیری زنجانی، آیت‌الله سبحانی، شهید مفتح و آیت‌الله مصباح یزدی، همگی از جمله شاگردانی بودند که در این مدرسه، با نگاهی تازه به آموزه‌های دینی، راهی عرصه‌های علم و سیاست شدند. 

شهید بهشتی از همان آغاز، نگاهی نظام‌مند و اخلاق‌مدار به اداره مدرسه داشت. در روزگاری که امکانات تکثیر نامه‌ها محدود بود، ایشان تمام مكاتبات و پاسخ‌ها را آرشیو می‌کرد تا در زمان مقتضی، از آن‌ها بهره بگیرد. شیوه مدیریت بهشتی به‌گونه‌ای بود که همواره برای اولیای دانش‌آموزان، پرسشنامه‌هایی ارسال می‌کرد و پاسخ‌ها را با حضور همه اولیا و دانش‌آموزان به بحث می‌گذاشت. این روش، مدرسه را به یک خانواده بزرگ آموزشی تبدیل کرده بود.

منش فکری بهشتی بر تعامل و گفت‌وگو استوار بود. ایشان حتی با نگاه‌ها و جریان‌های فکری متفاوت در آن ایام نیز همین رفتار اخلاق‌مدارانه را داشت و با آن‌ها مدارا می‌کرد. مثلاً، در یکی از سخنرانی‌های خود در مدرسه حقانی، با انتقاد از تندروی برخی طلاب نسبت به دکتر شریعتی، خطاب به حاضران فرمود: «اگر این وضع آزاردهنده ادامه پیدا کند، دیگر در اینجا سخنرانی نخواهم کرد.» این موضع‌گیری، نشان از نگاه باز و مداراگونه بهشتی نسبت به جریان‌های فکری گوناگون داشت. 

هامبورگ و مأموریتی برای گسترش اسلام 

دو سال پس از درگذشت آیت‌الله‌العظمی بروجردی(ره)، با تصمیم حضرات آیات میلانی و خوانساری، شهید بهشتی در سال ۱۳۴۶، برای سرپرستی مرکز اسلامی هامبورگ، به آلمان اعزام شد. انجمن‌های اسلامی در هامبورگ و چند شهر دیگر شکل گرفت و بهشتی همواره بر استقلال این انجمن‌ها و فعالیت صنفی آن‌ها براساس اهداف اسلامی و مبارزه با فقر و بی‌عدالتی تأکید می‌کرد. 

کار فرهنگی از مردم شروع می‌شود

محمدباقر صدر، پسرعموی امام موسی صدر نقل می‌کند که آیت‌الله‌العظمی خویی هنگام عزیمت امام موسی صدر از نجف، به ایشان گفته بود که اگر دو یا سه سال دیگر در حوزه بماند، از برجسته‌ترین فقهای روز خواهد شد؛ اما امام موسی صدر پاسخ داد: «محل حوزه‌ها برای من تنگ است. ما باید وارد اجتماع شویم و کار ناتمام سیدجمال‌الدین اسدآبادی را به پایان برسانیم، با این تفاوت که خطای او را مرتکب نشویم. سیدجمال اصلاحات را از رأس شروع کرد و به جایی نرسید. ما باید دست قشرهای ضعیف را بگیریم تا آنان بتوانند حق خود را بستانند.» این نگاه دقیقاً همان مسیری بود که شهید بهشتی نیز در مدیریت فرهنگی جامعه دنبال می‌کرد و به آن معتقد بود. 

نگاهی به آینده و تربیت مدیرانی برای فردا 

انگيزه شهید بهشتی، تربیت افرادی بود که به‌مثابه سرمایه‌های اجتماعی، اداره‌کننده آینده کشور باشند. از این رو، خود بر کارنامه دانش‌آموزان نظارت مستقیم داشت؛ برگزاری کلاس‌های تربیتی علوم جدید پس از تعطیلی رسمی مدرسه، در دستور کار قرار داشت. بهشتی در انجام فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی خود، هرگز متکی به دولت نبود و حتی در هامبورگ نیز تجار ایرانی را گرد هم جمع و بر اداره مردمی امور ایرانیان تأکید فراوان می‌کرد. 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.