- وحدت قوای سهگانه؛ کلید حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم
- جایگاه حضرت اباالفضل(ع) در زیارتنامه مأثور
- تابآوری اجتماعی؛ ضامن پیروزی ملت ایران در عصر تهدیدهای ترکیبی
- آمادگی ملایر برای مراسم وداع با قائد شهید
- ورود بیش از ۴۵ هزار زائر از پایانههای مرزی خوزستان در دهه اول محرم
- دستگاه قضا جنایات جنگی آمریکا را در مراجع بینالمللی پیگیری میکند
چگونه نهضت حسینی اسلام اصیل را از اسلام اموی جدا کرد
حجتالاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو، استاد حوزه علمیه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات طی یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داده، نوشت: بیگمان عاشورا و حرکت امام حسین(ع) به حسب معیارها و شاخصههایی که در آن وجود دارد یکی از ملاکهای تشخیص حق از باطل است؛ آنگاه این واقعیت روشن میشود […]
حجتالاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو، استاد حوزه علمیه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات طی یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داده، نوشت: بیگمان عاشورا و حرکت امام حسین(ع) به حسب معیارها و شاخصههایی که در آن وجود دارد یکی از ملاکهای تشخیص حق از باطل است؛ آنگاه این واقعیت روشن میشود که باید هدفها، آرمانها، شعارهای نهضت حسینی و فلسفه قیام را به خوبی مورد بازنگری و شناخت عمیق قرار دهیم و با بررسی بخشی از نتایج و پیامدهای قیام امام حسین(ع)، میتوان به معرفتی دست یافت که در آن حق و باطل از هم متمایز شده و نگرشها درباره نهضت و ابعاد آن روشنتر خواهد گردید.
پیامدها و آثار مستمر قیام امام حسین(ع)
1- رسوا نمودن حکومتگران و روشنگری مردم و شناساندن چهره واقعی بنیامیه که حکومت آنها از اول نامشروع و مخالف سیره پیامبر(ص) بود، چنانچه برخی از مورخان نوشتهاند که پس از نهضت عاشورا عموم مردم یزید را مورد لعن و ناسزا قرار دادند و به او عیب گرفته و از او روی گرداندند، بنابراین مشروعیت مردمی حکومت بنیامیه نیز به زیر سؤال رفت، لذا یزید پس از وقوف از خطر این مسئله عبیدالله را محکوم به انجام این عمل نموده و او را سرزنش کرد.
2- احیا و زنده نمودن برخی از ارزشها مانند قیام و شهادت در مقابل حکومت جائران و مستکبران؛ مردم حجاز در دوره خفقان و سیاه معاویه و عمال او هرگز تصور غلبه بر این جو و فضای سیاسی حاکم را نداشتند و از ترس و هراس هرگز در فکر قیام بر علیه این دستگاه را نداشتند بهطوری که او به راحتی خلافت را تبدیل به سلطنت موروثی نمود و به زور برای فرزند فاسقش بیعت گرفت و امام با قیام خود ارزش شهادت را احیا کرد و شجاعت قیام و مبارزه و آزادگی را به مردم معاصر خود و نسلهای بعدی درس داد و آموخت، درواقع امام معیار ارزشها را مطرح نمود و به جامعه حیات داد.
3- قیام عاشورا بهترین الگویی برای آزادگان جهان شد که پس از این نهضت تمام حکومتهای ستمکاران شکننده شد، با اینکه سرکوب و قتل در رأس کار بنیامیه و بنیعباس بود ولی مردم از مرگ بیم نداشتند و قیام مینمودند که پس از قیام امام حسین(ع)، قیام توابین و قیام مختار و قیامهای دیگر در نواحی مختلف جامعه اسلامی که از عناصر و شخصیتهای برجستهای که از صحابه بزرگ بودند رهبری این قیامها را عهدهدار بودند مانند سلیمان بن صرد و… عبدالله عفیف ازدی بدون هیچ ترسی بر یزید اعتراض و و از او اظهار تنفر نمود.
قیامهای سرزمینهای اسلامی پس از نهضت عاشورا به گونهای از این نهضت اقتباس الگو داشتند و به ارزشهای مکتب عاشورا پایبند بودند، نمونه ملموس و محسوس آن قیام امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است که در جریان آن قرار دارید و میدانید که شهدای جنگ تحمیلی با استناد به کدام مکتب از جان خویش در راه دفاع از استقلال و هویت ایران اسلامی گذشتند و در پانزده خرداد ۴۲ مردم با استناد به چه ارزشهایی در مقابل رژیم طاغوت در برابر گلولههای آتشین جانفشانی کردند.
4- امام با نهضت سرخ خویش اسلام اصیل محمدی(ص) را با اسلام اموی، عباسی و آمریکایی از هم جدا کرد و تا هستی برقرار است حق و باطل را از هم تمایز نمود، بنیامیه بهنام اسلام و به عنوان جانشین پیامبر بدعتهای فراوانی در تاریخ اسلام بوجود آورد، آنها در حال مستی بر مردم امامت مینمودند و معاویه بهقدری از نام اسلام به سود خود بهره جست که روز چهارشنبه بر مردم شام نماز جمعه خواند و مردم نیز بدون کوچکترین اعتراضی بر او اقتدا کردند.
بنیامیه با این اعمال و رفتار خود اسلام را کاملا وارونه نمودند اگر قیام امام حسین(ع) نبود امروز اسلام واقعی از اسلام اموی متمایز نبود، آنها مردم شام را چنان فریفته بودند که گمان میکردند پیامبر(ص) خویشانی غیر از آنها ندارد.
5- اگر قیام امام حسین(ع) نبود امامت فراموش میشد، پس از قیام آن حضرت بود که مردم فهمیدند چیزی که پس از پیامبر(ص) به عنوان جانشینی آن حضرت (خلافت) مطرح شده غیر واقعی است و راه درست اسلام را باید از خاندان پیامبر(ص) گرفت که توسط بنیامیه قتل عام شدند و امام حسین(ع) قرآن و معارف آن را زنده نگه داشت.
همچنان که قرآن میفرماید: «وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند» (آل عمران/۱۰۴)
خداوند در فراروی انسانها دو راه قرار داده که یکی راه هدایت و دیگری ضلالت است و خاندان بنیامیه و آنانکه قبل از آنها خود را جانشین پیامبر(ص) معرفی نمودند و اسباب به قدرت رسیدن معاویه را فراهم نمودند غاصباند، خلاصه آنکه امام حسین(ع) با خون خویش راه راستین اسلام را مشخص نمود و بر روی تمام فرقههای ساخته و پرداخته امویان و عباسیان و دیگران را خط بطلان کشید.
سایر ائمه(ع)؛ ادامه دهنده رسالت امام حسین(ع)
اگر مواضع امامان دیگر درباره قیام امام حسین(ع) تبیین شود، نشان میدهد که تمام ائمه(ع) بعد از امام حسین(ع) همین رسالت را استمرار داده و در این راه شهید شدند و هر یک در دوره خود وظایف خویش را انجام دادند و شهادت آنها را نباید به عنوان محرومیت از ارزشهای اسلامی تلقی کرد، بلکه هر یک از آنها براساس امامت و عهدی که با خداوند داشتند در زمان خود به نوعی از مکتب حسینی پاسداری نمودهاند؛ امام زینالعابدین(ع) با دعاها و گریههایی جانسوز، امام باقر(ع) با تربیت شاگردان، ترویج علوم الهی و ایجاد مبانی غنی برای فرهنگ شیعه، امام صادق(ع) نیز با توجه به تشابه زمانی این دو بزرگوار همین اندیشه را استوار نموده و استمرار داد.
امام کاظم(ع) باتوجه به شرایط زمانش که بنیعباس حکومت را گرفته بود، از ابعاد مختلف به انجام رسالت الهی خویش پرداخت، امام رضا(ع) نیزبا مناظراتی که در پرتو قبول اجباری ولایتعهدی، خدمت بسیار اساسی به فرهنگ شیعه و اسلام راستین نمود، زیرا تمام فرقههای اسلامی و غیراسلامی به محوریت علمی اهلبیت(ع) اذعان نمودند.
امام جواد(ع) با توجه به شرایط عصر خویش که مناظرات علمی با توجه به روشی که در زمان پدر بزرگوارش زمینهسازی شده بود با بزرگترین علمای اهلسنت «ابن اکثم» مناظره فقهی و علمی نمود (در حالیکه کمتر از ده سال از عمر شریفش سپری نشده بود) و قویترین حریف و دشمن اسلام را در حضور بسیاری از فقهای فرقههای مختلف رسوا نمود.
بدین ترتیب امامان بعد از او، حضرت هادی(ع) و عسگری(ع) خط سرخ حسین بن علی(ع) را به دوره غیبت کبری منتقل نمودند، بنابراین فرق است بین حجی که امام سجاد(ع) انجام داده و نمازی که آن حضرت و پیروانش میخواندند با حج و نمازی که خلفای اموی با مستی و غرور و فریب و ریا به مردم میآموختند.
در اسلام منظور از عبادت حیات دادن به انسان است، وگرنه نماز خشک و تهی از درون به ورزش و نرمش بیشتر شباهت دارد تا یک عبادت و حج تهی از احیای معارف و بیزاری از بتهای زمانه. بسیار نامفهوم و پوچ و عملی مضحک است که انسان از خانه خویش حرکت کند و در سرزمین حج حاضر شود و کارهای ساده و ظاهری انجام بدهد، بنابراین حجی که امام حسین(ع) ناتمام گذاشت و ادامه آن را در کربلا استمرار بخشید حج اسلام اصیل است و حجی که دیگران انجام میدادند حجی بیخاصیت و عاری از حیات معقول است.
عظمت کار امام حسین(ع) وقتی روشن میشود که تحلیل درست از عبادات و اصول دین داشته باشیم؛ آیا دستگاه اموی که امام حسین(ع) با آن مبارزه کرد به معنای واقعی توحید موحد بودند یا بپادارنده واقعی نماز و آمر به معروف و نهی از منکر بودند، درکدام گزاره تاریخی گزارش شده که امویان منکری را از جامعه محو نمودند یا کدام معروفی را احیاکردند؟
از اینرو هرگز نمیتوان گفت در واقعه عاشورا غلو شده است، بلکه باید در تبیین آن پذیرفت که درباره واقعه عاشورا کاستی و کوتاهی شده است و در واقع امام حسین(ع) با خداوند چنان معاملهای کرد که گویی حسین تمام اسلام و اسلام خلاصه شده در قیام اوست.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


