گسست احساس و معرفت؛ تهدید پنهان عزاداریهای معاصر
احسان پوراسماعیل، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی درباره مهمترین چالشهای مطالعات معاصر آیینهای دینی اظهار کرد: برای تحلیل نسبت میان زیبایی و شکوه آیینی از یک سو و سادهزیستی و معنویت از سوی دیگر باید از داوریهای شتابزده فاصله گرفت و موضوع را در چند سطح بررسی کرد. […]
احسان پوراسماعیل، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی درباره مهمترین چالشهای مطالعات معاصر آیینهای دینی اظهار کرد: برای تحلیل نسبت میان زیبایی و شکوه آیینی از یک سو و سادهزیستی و معنویت از سوی دیگر باید از داوریهای شتابزده فاصله گرفت و موضوع را در چند سطح بررسی کرد. استفاده از امکانات جدید، فضاهای مناسب، نظم اجرایی، طراحی هنری و عناصر زیباییشناختی به خودی خود نه تنها مذموم نیست، بلکه در بسیاری موارد میتواند به انتقال مؤثرتر پیام عاشورا کمک کند.
این پژوهشگر قرآن و حدیث افزود: بنابراین نمیتوان هرگونه نوآوری یا استفاده از امکانات جدید را مصداق تجملگرایی دانست. مسئله از جایی آغاز میشود که ابزار به هدف تبدیل شود. در جامعهشناسی دین میان کارکرد نمادین و کارکرد نمایشی تفاوت وجود دارد , نمادها زمانی ارزشمندند که حامل معنا باشندT اما اگر شکوه ظاهری به موضوع اصلی تبدیل شود آیین به سمت نوعی مصرفگرایی نمادین حرکت میکند.
پوراسماعیل با اشاره به انسانشناسی مناسک تصریح کرد: آیینهای مذهبی همواره محل بازتولید هویت جمعی بودهاند. در گذشته این هویت بیشتر بر محور همبستگی اجتماعی شکل میگرفت و در هیئتهای سنتی فقیر و غنی در کنار یکدیگر مینشستند و تفاوتهای اجتماعی تا حدی تعلیق میشد. اگر مناسک جدید به گونهای طراحی شوند که مرزبندیهای اقتصادی و سبکهای زندگی اشرافی را برجسته کنند بخشی از این کارکرد همبستگیبخش تضعیف میشود.
وی بهعنوان مثال به موضوع اطعام پرداخت و گفت: اطعام در فرهنگ شیعی سابقهای عمیق دارد و جلوهای از کرامت و خدمت به عزاداران محسوب میشودT چنانکه در روایات آمده است امام سجاد(ع) شخصاً به اطعام عزاداران پدر خویش میپرداختند (حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۳۸) اما مشکل زمانی پدید میآید که اطعام از یک وسیله خدمت به شاخص اعتبار اجتماعی تبدیل شود , در این شرایط ممکن است بخش معرفتی و تربیتی مجالس به حاشیه رانده شود.

عزاداری را محتوا ماندگار میکند، نه فرم آن
این مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: در جهان معاصر حتی مناسک دینی گاه تحت تأثیر منطق بازار قرار میگیرند. رقابت برای جلب مخاطب، تولید تصویر رسانهای و برند شدن هیئتها از نشانههای این روند است، با این حال نباید به دام نگاه نوستالژیک افتاد و تصور کرد همه اشکال سنتی عزاداری کاملاً خالص بودهاند، بلکه در گذشته نیز گاه جلوههایی از رقابت یا تفاخر وجود داشته است.
پوراسماعیل با اشاره به تمایز میان جوهر سنت و اشکال تاریخی سنت اظهار کرد: بسیاری از مناقشات موجود درباره عزاداری ناشی از این تصور است که هر آنچه در گذشته وجود داشته جزو ذات عزاداری است، در حالی که از منظر تاریخی و فقهی باید میان عناصر هویتی و ثابت با عناصر فرهنگی و متغیر تفکیک قائل شد و آنچه باید حفظ شود روح و کارکردهای بنیادین عزاداری است، از جمله پیوند عاطفی با حجت الهی.
این پژوهشگر افزود: برای مثال در روایتی از امام باقر(ع) آمده است که در روز عاشورا چنین به یکدیگر تسلیت بگویید: «أعظَمَ اللهُ اجورَنا بمصابِنا بالحسین…» (طوسی، مصباح المتهجد، ص ۷۷۲). بنابراین تقویت هویت شیعی، انتقال معرفت دینی، ایجاد همبستگی اجتماعی و مردمی بودن مراسم از سرمایههای تاریخی عزاداری شیعه است و اگر این عناصر تضعیف شوند حتی پیشرفتهترین شکلهای عزاداری نیز دچار بحران هویت خواهند شد.
پوراسماعیل ادامه داد: برخی از عناصر سنتی محصول شرایط تاریخی خاص بودهاند و کنار گذاشته شدن آنها آسیبی به اصل عزاداری نزده است، برای مثال بخشی از نقلهای ضعیف یا اغراقهای عاطفی در روضهخوانیها با رشد مطالعات تاریخی مورد بازنگری قرار گرفتهاند که این روند را میتوان نشانه بلوغ معرفتی سنت دانست و در مقابل برخی ظرفیتهای ارزشمند سنت مانند مجالس گفتوگومحور، حلقههای تحلیل نهضت عاشورا یا پیوند هیئت با فعالیتهای اجتماعی و خیریه نیازمند احیا هستند.
این پژوهشگر گفت: سنت دینی را نباید یک موزه تاریخی دانست، بلکه سنت بیشتر شبیه یک موجود زنده است که بخشی از عناصر آن ثابت و بخشی دیگر متناسب با شرایط زمانه تغییر میکنند. پدیدههایی مانند تجملگرایی، رسانهای شدن هیئتها یا حتی کالایی شدن مناسک به خودی خود تهدید اصلی نیستند، بلکه نشانههای یک مسئله عمیقتر هستند. تهدید اصلی زمانی شکل میگیرد که عزاداری از یک نظام معنابخش به نظام مصرف نمادین تبدیل شود.
این مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: اگر بخواهیم از میان تهدیدهای مختلف یکی را بنیادیتر بدانیم آن تهدید گسست میان احساس و معرفت است. اساس عزاداری شیعی بر پیوند این دو بنا شده و اشک بر امام حسین(ع) در فرهنگ شیعه صرفاً واکنش احساسی نیست، بلکه از شناخت و محبت سرچشمه میگیرد، چنانکه امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «یا کمیل ما من حرکة إلا و أنت محتاج فیها إلى معرفة» (تحف العقول، ص ۱۶۵).
پوراسماعیل گفت: نقطه قوت تاریخی عزاداری شیعه در حفظ همزمان سه عنصر عاطفه، معرفت و کنش اجتماعی بوده است و هرجا که هیئت نتواند انسان را از تجربه عاطفی به فهم عاشورا و از فهم عاشورا به مسئولیت اخلاقی و اجتماعی برساند با بحران کارکردی مواجه خواهد شد و خطر آن است که عاشورا از یک مکتب تربیتی و تمدنی به تجربهای مصرفی و گذرا تبدیل شود.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


