قیصر امینپور و روایت حماسه حسین(ع)
با آنکه بیش از ۱۴۰۰ سال است که از ظهر خونین عاشورا میگذرد در سرزمین من اما برای هر انسان و هر نگاه، یک روایت از امام حسین(ع) بر قلبهای عاشق حقیقت نقش بسته است؛ یک روایت به مثابه هر شخص و بینهایت عشق برای حسین(ع) و بدون تردید وجود این نقطهنظرات متنوع تنها یک […]
با آنکه بیش از ۱۴۰۰ سال است که از ظهر خونین عاشورا میگذرد در سرزمین من اما برای هر انسان و هر نگاه، یک روایت از امام حسین(ع) بر قلبهای عاشق حقیقت نقش بسته است؛ یک روایت به مثابه هر شخص و بینهایت عشق برای حسین(ع) و بدون تردید وجود این نقطهنظرات متنوع تنها یک حقیقت را مستولی خواهد کرد: حسین را نهایتی نیست و نخواهد بود.
از این رو عاشورا به راستی مکتبی است که مرزهای زمان و مکان را درنوردیده و ارزشهای اخلاقی را جاودانه ساخته است، چرا که بیگمان تنها عاشوراست که خواهد آموخت گاهی ماندن در رفتن است و جاودانگی در پریدن و تنها عاشوراست که انشا میکند برای برچیدن ظلم باید سر داد و همان سری که بر تارک نیزهها کلام وحی را از بر میخواند، نامش سرتاسر عالم را پر خواهد کرد و سربلند تمام آدمیان است در تمام دورانها:
به نام نامی سر، بسمه تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر
قسم به معنی لایمکنالفرار از عشق
که پر شده ست جهان از حسین سرتاسر
در راستای تکیه بر روایتهای عاشقان حسین(ع)، روایتی دلنشین و ماندگار از شاعری خوشقریحه و با ذوق کلام در میان شاعران و مفاخر ادب فارسی رخ مینماید و گوش سپردن بدان خالی از لطف نخواهد بود.
روز عاشوراست
کربلا غوغاست
کربلا آن روز غوغا بود
عشق تنها بود!
آتشسوزی و عطش بر دشت میبارید
از عرق پیشانی خورشید، تر میشد
دمبه دم بر ریگهای داغ
سایهها کوتاهتر میشد…
دشت غرق خنجر و دشنه
کودکان در خیمهها تشنه
هر طرف افتاده در میدان:
اسبهای زخمی و بیزین
نیزه و زوبین…
دشمنان، بسیار
دوستان، اندک
این طرف، کم بود و تنها بود
این طرف، کم بود، اما عشق با ما بود
قیصر امینپور با نگاه شاعرانه و لطیفش واقعه عاشورا در کربلا را با جزئیات فراوان وصف میکند و در انتها رمز برتری سپاه اباعبدالله (ع) بر دشمنان را وجود عشق و معرفت میشمارد.
وی ادامه داد و میسراید:
این صدای زاده زهراست
هست آیا یاوری ما را؟
باد با خود این صدا را برد
و صدای او به سقف آسمانها خورد
باز هم برگشت
هست آیا یاوری ما را؟
انعکاس این صدا تا دورترها رفت
تا دل فردا و آنسوتر ز فردا رفت…
شاعر در این جا به فریاد «هل من ناصر ینصرنی» اباعبداللهالحسین در کربلا اشاره و تأکید میکند انعکاس صدای مظلومیت حسین(ع) تا فردای تاریخ نیز ماندگار خواهد شد. قیصر امینپور علاوه بر این در یکی دیگر از سرودههایش با مطلع «خوشا از دل نم اشکی فشاندن» مخاطبین را به بزرگداشت قیام کربلا فرامیخواند و مینویسد:
خوشا زان عشقبازان یاد کردن
زبان را زخمه فریاد کردن
خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط نی رقم زد
سرش بر نی، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گردید گه دال
سری بر نیزهای منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل
چو از جان پیش پای عشق سر داد
سرش بر نی نوای عشق سر داد
شگفتا بی سر و سامانی عشق
به روی نیزه سرگردانی عشق
ز دست عشق در عالم هیاهوست
تمام فتنهها زیر سر اوست!
شاعر در نوشته خویش تمام ماجرای کربلا را حاصل فتنهگری عشق میداند و اینگونه کلام را ختم میکند.
اما امروز نیز حماسه حسینی پابرجاست و ندای «هل من ناصر ینصرنی» از پس غبار تاریخ خاموش نشده است؛ عاشورا تنها برگی از تاریخ نیست، بلکه آینهای است در تمام اعصار برای تشخیص و تمییز حق از باطل.
پس هر کجای جهان که آزادهای برمیخیزد، رد پای قیام کربلا را میتوان احساس کرد و چه بسا در تقابل ظالم و مظلوم هر جا حسینی هست، یزیدی هم خواهد بود و این اثر پررنگ تاریخ زمانه ماست که ما هم بخشی از آنیم و لازم است بدانیم در این میان اگر دست یاری ستمدیدهای را گرفتیم انگار که به نصرت حسین(ع) شتافتهایم و فریاد «هل من ناصر ینصرنی» مقتدایمان را پاسخ گفتهایم.
پس اینک که نبرد ستمگر و ستمدیده هنوز هم جاری است، تنها کافی است این بار با آوای جان، گوش بسپاریم تا پژواک صدایی که به گوش میرسد را احساس کنیم. آیا کسی هست، مرا یاری کند؟
برای این پرسش بلند آفرینش، بیگمان پاسخی درخور ضروری است. پس یادمان نرود در تقابل حق و باطل میان حسینی و یزیدی ما محکومیم به انتخاب، میان دو مسیر و دو راه. اینک تردیدها را کنار بگذاریم و گزینش کنیم تا پاسخ را بیابیم. به راستی آیا ما در کشاکش حقیقت و باطل، حسینی خواهیم شد یا یزیدی؟
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

