حضرت عباس(ع)؛ نماد همراهی با حق در سختترین آزمون تاریخ
حضرت اباالفضلالعباس (ع) چهرهای برجسته در تاریخ عاشورا و نمادی از وفاداری و ایثار است. ایشان که به «قمر بنیهاشم» مشهور شدند، در کنار اطاعت کامل از اهلبیت (ع)، مرتبهای فراتر از فرمانبرداری را به نمایش گذاشتند و در مقام نصرت، پیش از صدور هر دستور، برای حمایت از امام حسین (ع) اقدام میکردند. بصیرت […]
حضرت اباالفضلالعباس (ع) چهرهای برجسته در تاریخ عاشورا و نمادی از وفاداری و ایثار است. ایشان که به «قمر بنیهاشم» مشهور شدند، در کنار اطاعت کامل از اهلبیت (ع)، مرتبهای فراتر از فرمانبرداری را به نمایش گذاشتند و در مقام نصرت، پیش از صدور هر دستور، برای حمایت از امام حسین (ع) اقدام میکردند.
بصیرت عمیق، شناخت حقیقت و ولایتمداری کامل، از جمله صفاتی بود که ایشان را به نمونهای بیبدیل در یاری امام تبدیل کرد. مأموریت سقایی و تلاش برای رساندن آب به اهلبیت (ع) در شرایط محاصره نیز نمود عملی فداکاری و مهربانی ایشان نسبت به کودکان و خانواده امام بود.
از همین رو، شهادت ایشان در راه دفاع از دین، نام حضرت عباس (ع) را در دلها و تاریخ جاودانه ساخت؛ چراکه ایشان نه تنها برادری وفادار بودند، بلکه مکتبی از ایمان، شجاعت و وفاداری را بنیان نهادند که مؤمنان در هر عصر از آن درس میگیرند. بنابراین، نقش حضرت عباس (ع) فراتر از یک شخصیت تاریخی است؛ ایشان نماد همراهی با ولیّ خدا، فهم عمیق از حق و فداکاری بیزمان هستند.
خبرنگار ایکنای خراسان رضوی، در همین خصوص گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین احمد منصوری ماتک، استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر حوزه فرق و ادیان، انجام داده است که در ادامه میخوانیم:
ایکنا_ چرا در فرهنگ شیعه، حضرت عباس (ع) صرفاً یک شخصیت تاریخی تلقی نمیشوند، بلکه از ایشان به عنوان یک مکتب و الگوی عملی یاد میشود؟
در فرهنگ شیعه، حضرت عباس (ع) صرفاً یک شخصیت تاریخی تلقی نمیشوند، بلکه به عنوان یک مکتب و الگوی عملی شناخته میشوند. این جایگاه، ناشی از ویژگیهای برجستهای است که اهلبیت (ع) برای ایشان بیان فرمودهاند.
حضرت قمر بنیهاشم (ع) در روایات به عنوان فردی دارای بصیرت عمیق، نفوذ فکری و درک حقیقی معرفی شدهاند و همواره مطیع ولایت اهلبیت (ع)، از امیرالمؤمنین (ع) تا امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، بودهاند.
یکی از ویژگیهای برجسته ایشان، علاوه بر اطاعت کامل از خداوند، رسول خدا (ص) و اولیای الهی، مقام والای فرمانبرداری از امام معصوم است؛ مقامی که در آن، انسان بدون تردید در برابر فرمان ولیّ خدا تسلیم میشود. با این حال، ویژگی ممتاز حضرت عباس (ع) تنها در اطاعت خلاصه نمیشود، بلکه ایشان به مرتبهای فراتر، یعنی «نصرت» امام خویش، رسیده بودند.
نصرت، مرتبهای بالاتر از اطاعت است؛ بدین معنا که فرد نه تنها پس از صدور فرمان، بلکه با درک عمیق از خواست و دغدغه امام، پیش از بیان دستور نیز در جهت یاری او اقدام میکند. حضرت عباس (ع) چنین جایگاهی داشتند و پیش از آنکه امام حسین (ع) فرمانی صادر کنند، در مسیر حمایت و دفاع از ایشان گام برمیداشتند. ایشان به تمامی در وجود ولیّ خدا ذوب شده بودند و ولایتمداری در وجودشان به اوج رسیده بود.
امام صادق (ع) در توصیف حضرت عباس (ع) میفرمایند: «أشهد لک بالتسلیم و التصدیق و الوفاء و النصیحة لخلف النبی»؛ یعنی شهادت میدهم که تو در برابر امام خویش سراسر تسلیم، تصدیقکننده، وفادار و خیرخواه بودی.
این وفاداری در صحنههای مختلف، بهویژه در واقعه تاسوعا، به روشنی نمایان شد. در آن هنگام که شمر به سپاه امام حسین (ع) نزدیک شد و برای حضرت عباس (ع) و برادرانشان، به دلیل انتساب به قبیله بنیکلاب، اماننامه آورد، واکنش ایشان جلوهای از وفاداری بینظیر بود. ابتدا پاسخی ندادند، اما با اشاره امام حسین (ع)، پاسخ دادند و این پیشنهاد را با شدت رد کردند و فرمودند: «خدا تو و اماننامهات را لعنت کند؛ آیا میخواهی ما از فرزند رسول خدا (ص) دست برداریم و خود در امان باشیم؟»
این موضعگیری نشاندهنده اوج وفاداری و نصرت ایشان نسبت به ولیّ خدا بود؛ حتی پیش از آنکه فرمانی صریح صادر شود.
ایکنا_ در خصوص منابع تاریخی مربوط به شخصیت و شهادت حضرت عباس (ع)، نقلهای متفاوتی وجود دارد. کدامیک را صحیحتر میدانید و مهمترین این منابع کدام است؟
از مهمترین منابع، کتاب «الإرشاد» شیخ مفید است که مطالب قابل توجهی در این زمینه ارائه میدهد. شیخ مفید نقل میکند که پس از شهادت یاران امام حسین (ع)، تنها آن حضرت و حضرت عباس (ع) باقی ماندند و هر دو به دشمن حمله کردند. سپس حضرت عباس (ع) برای آوردن آب به سوی شریعه فرات حرکت کردند و در آنجا با دشمن درگیر شدند.
بر اساس این نقلها، ایشان در مسیر بازگشت از شریعه به شهادت رسیدند. محل حرم مطهر ایشان که جدا از حرم امام حسین (ع) است، مؤید این مطلب است که ایشان در فاصلهای از خیمهها به شهادت رسیدهاند.
در گزارشها آمده است که دستان مبارک ایشان قطع شد و در برخی نقلها نیز به اصابت عمود آهنین بر سر مبارکشان اشاره شده است که موجب شهادت ایشان شد. همچنین نقل شده است که امام حسین (ع) بر بالین برادر حاضر شدند، اما امکان انتقال پیکر ایشان به خیمهها فراهم نشد.
ایکنا_ درباره مقام سقایی حضرت اباالفضل (ع) و قبول مسئولیت رسمی ایشان، آیا مستندات تاریخی وجود دارد یا در فرهنگ عامه از ایشان به عنوان سقا یاد میشود؟
درباره مقام سقایی حضرت عباس (ع) نیز شواهد تاریخی وجود دارد که نشان میدهد ایشان مأموریت تأمین آب برای اهلبیت (ع)، بهویژه کودکان، را بر عهده داشتند.
این مأموریت از سوی امام حسین (ع) به ایشان واگذار شده بود و در آن تردیدی وجود ندارد؛ بهویژه با توجه به شرایط سختی که از هفتم محرم، به دستور ابن زیاد و توسط عمر سعد، با گماشتن نیروهایی برای بستن آب بر کاروان امام حسین (ع) ایجاد شده بود.
از روز هفتم محرم تا روز عاشورا، حدود چهار روز فاصله بود که در این مدت، آب به شدت محدود شد. با رشادتها و شجاعتهای حضرت عباس (ع)، این مشکل تا حدی مدیریت میشد، اما در روز عاشورا، با شدت گرفتن شرایط و محاصره کامل، ایشان برای آوردن آب عازم شدند و در همان مسیر، در برابر سپاه دشمن قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
در خصوص تأکید فراوان بر زیارت حضرت عباس (ع)، با وجود آنکه ایشان در شمار ائمه معصومین (ع) نیستند، باید گفت که این جایگاه ویژه به سبب قرب معنوی بسیار بالای ایشان است.
این قرب، ناشی از ولایتمداری کامل، عمق ارادت و نصرت خالصانه نسبت به امام حسین (ع) است. اگرچه ایشان برادر امام بودند، اما مهمتر از آن، امام خویش را به عنوان امام واجبالاطاعه میشناختند و در مسیر یاری ایشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند.
بر اساس اعتقادات شیعه، حضرت عباس (ع) اگرچه در زمره چهارده معصوم نیستند، اما دارای مرتبهای از طهارت و پاکی هستند که از آن به «عصمت صغری» تعبیر میشود. همین ویژگی موجب شد که ایشان با تمام وجود در خدمت امام خود باشند و به جایگاه والای معنوی دست یابند. از اینرو، همانگونه که زیارت و تکریم امام حسین (ع) مورد تأکید است، احترام و زیارت یاران برجسته ایشان، بهویژه حضرت عباس (ع) نیز مورد توجه قرار گرفته است.
ایکنا_ آیا در ادیان دیگر شخصیتی مانند حضرت عباس (ع) وجود دارد که به لحاظ فداکاری برادرانه قابل قیاس با ایشان باشد؟
در ادیان دیگر، بهویژه در مسیحیت رایج، مفهومی از فداکاری وجود دارد که قابل مقایسه اجمالی است؛ هرچند از منظر اسلامی، این آموزهها دچار تحریف شدهاند.
مسیحیان بر این باورند که حضرت عیسی (ع) برای نجات انسانها به صلیب کشیده شد و جان خود را فدا کرد. بر همین اساس، آیینهایی مانند «جمعه نیک» را برگزار میکنند که در آن، نوعی سوگواری و بازنمایی نمادین از این واقعه صورت میگیرد. البته در نگاه اسلامی، این باورها مورد تأیید نیست، اما نشان میدهد که اصل فداکاری در سنتهای دینی دیگر نیز مطرح بوده است.
ایکنا_ برخی جریانها، از جمله وهابیت، استفاده از تعابیری همچون «بابالحوائج» را برای حضرت ابوالفضل (ع) شرکآمیز میدانند. نظر شما در این باره چیست و چگونه این مسئله را تحلیل میکنید؟
در پاسخ به شبههای که برخی جریانها، از جمله وهابیت، درباره تعبیر «بابالحوائج» برای حضرت عباس (ع) مطرح میکنند و آن را شرکآمیز میدانند، باید گفت که این برداشت نادرست است.
در معارف اسلامی، توسل به اولیای الهی نه تنها مذموم نیست، بلکه مورد تأکید قرآن کریم نیز قرار گرفته است.
مؤمنان به کسانی توسل میجویند که در راه خدا از جان، مال و آبروی خود گذشتند و به مقام قرب الهی دست یافتند. خداوند نیز به آنان در عالم برزخ جایگاهی عطا کرده است که به اذن الهی میتوانند منشأ اثر و واسطه فیض باشند.
اعتقاد شیعه بر این است که اولیای الهی مستقل در تأثیرگذاری نیستند. بدیهی است اگر کسی آنان را فاعل مستقل و همهکاره در عالم بداند، این امر مصداق شرک خواهد بود؛ اما چنین باوری در معارف شیعی جایگاهی ندارد. بلکه اولیای الهی به عنوان واسطههای فیض الهی شناخته میشوند و تأثیرگذاری آنان نیز به اذن و اراده خداوند است. از اینرو، این نوع نگرش کاملاً توحیدی و منطبق با اصول اعتقادی اسلام است.
برای نمونه، در قرآن کریم آمده است که حضرت یعقوب (ع) پیراهن حضرت یوسف (ع) را بر چشمان خود نهادند و بینایی خویش را بازیافتند. این عمل، نوعی تبرک جستن به آثار اولیای الهی است.
در واقع، آنچه به ولیّ خدا منسوب است، از آن جهت که منتسب به اوست، دارای حرمت و قداست میشود و میتواند منشأ برکت باشد. بنابراین، شفا یافتن حضرت یعقوب (ع) نیز در همین چارچوب قابل تبیین است و این رفتار، عملی موحدانه محسوب میشود.
بر همین اساس، توسل به اولیای الهی به معنای پرستش آنان نیست. شیعیان هنگام توسل، نه به سنگ و چوب و خاک، بلکه به بندگان برگزیده خداوند متوسل میشوند و این توسل به معنای عبادت آنان نیست.
هنگامی که گفته میشود «یا اباالفضل»، مقصود پرستش یا الوهیت بخشیدن به ایشان نیست، بلکه نوعی تکریم و درخواست یاری در چارچوب اراده الهی است؛ زیرا عبادت و ستایش، منحصراً شایسته ذات پروردگار است و هیچیک از اولیای الهی در این جایگاه قرار نمیگیرند.
از اینرو، اشکالاتی که از سوی برخی جریانها نسبت به این مفاهیم مطرح میشود، ناشی از برداشت نادرست از آیات قرآن و عدم درک صحیح از مفاهیم توحیدی است.
ایکنا_ به نظر شما مهمترین پیام شخصیت حضرت عباس (ع)، با توجه به فداکاری ایشان برای امام حسین (ع) در واقعه کربلا، برای جامعه امروز چیست؟
این پیام قطعاً فراتر از صرف وفاداری است و به بصیرت عمیق و شناخت دقیق از حق بازمیگردد.
حضرت عباس (ع) در شرایطی بسیار دشوار، هرگز امام خویش را تنها نگذاشتند و همواره در مسیر او حرکت کردند. الگوی ایشان نشان میدهد که انسان باید در مسیر حق، نه پیشی گیرد و نه عقب بماند، بلکه با بصیرت و آگاهی، همراه و همگام با ولیّ حق حرکت کند.
این همراهی، نیازمند درک عمیق از شرایط و شناخت صحیح از جایگاه رهبری الهی در جامعه است. بر این اساس، مهمترین درس از زندگی حضرت عباس (ع)، پایبندی آگاهانه، وفاداری عمیق و حرکت هماهنگ با محور ولایت است.
در نتیجه، شخصیت حضرت عباس (ع) الگویی ماندگار از ایثار، بصیرت و ولایتمداری است که میتواند راهنمای عمل فردی و اجتماعی در هر عصر و زمانی باشد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
