امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 10 محرم 1448
شناسه خبر : 368571
  پرینت تاریخ انتشار : 25 ژوئن 2026 - 3:54 | 4 بازدید

تعزیه فقط نمایش نیست؛ زبان انتقال معناست + فیلم

با توجه به جایگاه ریشه‌دار و اثرگذار تعزیه در فرهنگ آیینی ایران، این هنر نمایشی مذهبی همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال مفاهیم عاشورایی و ارزش‌های دینی در بستر تاریخ و جامعه ایرانی شناخته شده است. تعزیه نه تنها یک اجرای نمایشی، بلکه زبانی نمادین و عمیق برای بیان مفاهیم اعتقادی، اخلاقی و […]

تعزیه فقط نمایش نیست؛ زبان انتقال معناست + فیلم


در حال تکمیلبا توجه به جایگاه ریشه‌دار و اثرگذار تعزیه در فرهنگ آیینی ایران، این هنر نمایشی مذهبی همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال مفاهیم عاشورایی و ارزش‌های دینی در بستر تاریخ و جامعه ایرانی شناخته شده است. تعزیه نه تنها یک اجرای نمایشی، بلکه زبانی نمادین و عمیق برای بیان مفاهیم اعتقادی، اخلاقی و انسانی به شمار می‌رود. این هنر در طول سالیان متمادی توانسته است میان سنت، باور دینی و هنر پیوندی ماندگار ایجاد کند. استمرار حضور تعزیه در مناسبت‌های مذهبی نشان‌دهنده ظرفیت بالای آن در ارتباط با مخاطب است. بررسی جایگاه امروز تعزیه می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت فرهنگی و هنری آن ارائه دهد. از این رو بازخوانی ابعاد مختلف آن ضرورتی جدی محسوب می‌شود.

در سال‌های اخیر تعزیه با پرسش‌ها و دیدگاه‌های متنوعی درباره میزان تحول، کیفیت اجرا و نسبت آن با گذشته مواجه شده است. برخی معتقدند این هنر در گذشته از اصالت و عمق بیشتری برخوردار بوده و برخی دیگر بر این باورند که تعزیه امروز با بهره‌گیری از دانش، آموزش و امکانات فنی در مسیر رشد و تکامل قرار گرفته است. در کنار این نگاه‌ها، موضوعاتی همچون تغییر در شیوه اجرا، متن، بازیگری، موسیقی و طراحی صحنه نیز مورد توجه پژوهشگران و فعالان این حوزه قرار گرفته است. این تفاوت دیدگاه‌ها نشان می‌دهد تعزیه همچنان یک هنر زنده و در حال تحول است. بررسی این روند می‌تواند به درک بهتر مسیر آینده آن کمک کند. از سوی دیگر، توسعه ابزارهای اجرایی و ورود نگاه تخصصی‌تر به حوزه تعزیه، تغییرات قابل توجهی در کیفیت اجراها ایجاد کرده است. امروزه بسیاری از اجراکنندگان این هنر با رویکردی پژوهشی به متن، واژگان و منابع ادبی مراجعه می‌کنند و تلاش دارند اجرای دقیق‌تری ارائه دهند. همچنین در حوزه طراحی لباس، صحنه و استفاده از فناوری‌های صوتی و تصویری نیز شاهد پیشرفت‌های قابل توجهی هستیم. این امکانات موجب شده است تعزیه برای مخاطب امروز جذاب‌تر و قابل فهم‌تر باشد. در عین حال، این تحولات بحث‌هایی درباره حفظ اصالت و جلوگیری از تغییرات نامتناسب نیز به همراه داشته است.

با وجود این پیشرفت‌ها، برخی کارشناسان نسبت به ورود عناصر غیرهم‌ساز با ساختار تعزیه هشدار می‌دهند و بر ضرورت حفظ چارچوب‌های سنتی تأکید دارند. از نگاه آنان، نوآوری زمانی ارزشمند است که در خدمت تقویت هویت این هنر قرار گیرد، نه آنکه موجب تغییر ماهیت آن شود. در مقابل، گروهی دیگر بر ضرورت تطبیق تعزیه با نیازهای زمانه و جذب مخاطب جدید تأکید می‌کنند. همین تقابل دیدگاه‌ها باعث شده بحث تعزیه در سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در این میان، نقش آموزش و نظارت تخصصی بیش از پیش اهمیت یافته است.

ایکنا پیرامون این موضوع با عباس مرادی، استاد و پیشکسوت تعزیه و رئیس کانون تعزیه منهاج، گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه با آن همراه می‌شویم.

ایکنا – تعزیه از جمله هنرهای آیینی ریشه‌داری است که سال‌ها در بطن فرهنگ و زیست مردم ایران حضور داشته و بسیاری از افراد از کودکی با آن خاطره و ارتباط ذهنی دارند. در سال‌های اخیر درباره مسیر تحول تعزیه و تفاوت آن با گذشته دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است؛ برخی معتقدند تعزیه در گذشته اصالت و قدرت بیشتری داشته و برخی دیگر بر این باورند که امروز با ورود دانش، امکانات و نگاه تخصصی‌تر شاهد رشد و پیشرفت این هنر هستیم. با توجه به تجربه و حضورتان در این عرصه، اگر بخواهید روند حرکت تعزیه را از گذشته تا امروز بررسی کنید، چه تفاوت‌ها و تحولاتی را می‌توان در شیوه اجرا، متن، بازیگری، موسیقی، پوشش و نگاه به این هنر مشاهده کرد و آیا می‌توان گفت تعزیه امروز نسبت به گذشته در موقعیت بهتری قرار گرفته است؟

اگر بخواهیم درباره مسیر تعزیه از گذشته تا امروز صحبت کنیم باید ابتدا این نکته را بپذیریم که هر دوره ویژگی‌ها و اقتضائات خودش را داشته و نمی‌شود با یک نگاه مطلق گفت تعزیه قدیم بهتر بوده یا تعزیه امروز. خیلی‌ها از دوران‌هایی به عنوان عصر طلایی تعزیه یاد می‌کنند؛ دوره‌هایی که اساتید بزرگی حضور داشتند و هر کدام سهم مهمی در شناخته شدن و گسترش این هنر داشتند. نام‌هایی مانند استاد علاالدین قاسمی، رضا حیدری، صفاریان، قربان‌نژاد و پیش از آن‌ها مرحوم سلیمانی و مرحوم مشایخی از جمله افرادی بودند که در دوره خودشان مسیر دیده شدن تعزیه را هموار کردند. اما نباید فراموش کنیم که امکانات امروز در اختیار آن نسل نبود و آنچه ارائه می‌شد بیشتر بر پایه تجربه، انتقال سینه‌به‌سینه و پایبندی به سنت شکل می‌گرفت. در نتیجه اگرچه آن دوره از نظر اصالت و پایبندی به چارچوب‌ها بسیار ارزشمند بود، اما از منظر امکانات اجرایی و برخی جنبه‌های فنی با امروز قابل مقایسه نیست.

یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی که امروز نسبت به گذشته رشد کرده، حوزه متن و شعر در تعزیه است. نسل جدید تعزیه‌خوان‌ها عمدتاً تحصیل‌کرده‌تر شده‌اند و به پژوهش، واژه‌شناسی و بررسی منابع توجه بیشتری دارند. امروز بسیاری از اجراکنندگان هنگام مواجهه با واژه‌ها به سراغ فرهنگ‌ها و منابع ادبی می‌روند و تلاش می‌کنند معنای دقیق واژه، تلفظ درست و جایگاه آن در شعر را پیدا کنند. در گذشته گاهی برخی اصطلاحات یا واژه‌ها به صورت نادرست اجرا می‌شد و حتی سال‌ها همان شکل اشتباه تکرار می‌شد، اما امروز نگاه پژوهشی باعث شده این خطاها اصلاح شود. همین موضوع در ادبیات اجرایی و کیفیت انتقال مفاهیم تأثیر گذاشته و موجب شده مخاطب با متنی دقیق‌تر و منسجم‌تر روبه‌رو شود.

حوزه دیگری که تغییر محسوسی داشته، بحث لباس و طراحی صحنه است. در گذشته لباس‌ها بیشتر جنبه کاربردی داشتند و گروه‌ها با امکانات محدود اجرا می‌کردند، اما امروز طراحان لباس، جامه‌داران و افرادی که به صورت تخصصی روی پوشش کار می‌کنند وارد میدان شده‌اند. لباس‌ها از نظر دوخت، طراحی، هماهنگی رنگ و حتی انتقال معنا حرفه‌ای‌تر شده‌اند. علاوه بر آن، امکانات تصویربرداری، نور، سیستم‌های صوتی و ثبت اجراها هم به کمک تعزیه آمده است. این اتفاق باعث شده اجراها برای مخاطب امروز جذاب‌تر و قابل دریافت‌تر شوند و امکان دیده شدن تعزیه در سطح گسترده‌تری فراهم شود. در کنار این پیشرفت‌ها، البته آسیب‌هایی هم به وجود آمده است. یکی از ویژگی‌های تعزیه قدیم پایبندی جدی به چارچوب سنتی بود. کمتر پیش می‌آمد که عناصر خارج از ساختار تعزیه وارد اجرا شوند. اما امروز در کنار نوآوری‌های مثبت، گاهی شاهد ورود برخی عناصر نامتناسب هستیم؛ مانند استفاده از برخی تصنیف‌ها یا الگوهای موسیقایی که با ساختار اصیل تعزیه هماهنگی ندارند. نوآوری زمانی ارزشمند است که به هویت تعزیه کمک کند، نه اینکه آن را دچار تغییر ماهوی کند. بنابراین باید میان توسعه و حفظ اصالت تعادل برقرار شود.

در حال تکمیل

یکی از اتفاقات مثبت امروز توجه به همه نقش‌ها و شاخه‌های تعزیه است. در گذشته بیشتر توجه‌ها روی شهادت‌خوان یا نقش‌های اصلی متمرکز بود و سایر اجراکنندگان کمتر دیده می‌شدند، اما امروز نگاه تخصصی‌تر شده است. طفل‌خوان، زنانه‌خوان، امام‌خوان، سرپاخوان و دیگر بخش‌های اجرا هر کدام اهمیت پیدا کرده‌اند و برای انتخاب آن‌ها دقت بیشتری صورت می‌گیرد. این موضوع باعث ایجاد انگیزه در نسل جوان شده و احساس دیده شدن را در میان هنرجویان افزایش داده است. به نظرم همین تغییر نگاه یکی از مهم‌ترین عوامل پویایی تعزیه امروز است و می‌تواند آینده این هنر را تضمین کند.

ایکنا – در بخشی از صحبت‌هایتان به آسیب‌هایی اشاره کردید که امروز ممکن است متوجه تعزیه باشد؛ به‌ویژه در سال‌های اخیر تصاویری در فضای مجازی منتشر شده که برخی اجراهای نامتعارف یا رفتارهای خارج از چارچوب را به نام تعزیه نمایش داده و حتی در مواردی موجب نگاه طنزآمیز به این هنر آیینی شده است. از طرفی برخی معتقدند تعزیه متولی مشخصی ندارد و همین موضوع زمینه بروز چنین اتفاقاتی را فراهم کرده است. با توجه به تجربه‌ای که در این حوزه دارید، منشأ این آسیب‌ها را در چه می‌دانید و تا چه اندازه این اتفاقات را باید به بدنه اصلی تعزیه نسبت داد و چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار چنین آسیب‌هایی وجود دارد؟

ابتدا باید یک تفکیک مهم انجام بدهیم و آن هم تفاوت میان «طنز در تعزیه» و «رفتار خارج از چارچوب به نام تعزیه» است. چون این دو کاملاً با هم تفاوت دارند. ما در تعزیه از گذشته شاخه‌ای داشتیم که به آن طنز یا کمیک تعزیه گفته می‌شد و اتفاقاً این موضوع در جای خودش تعریف شده، هدف داشته و بخشی از ساختار اجرایی تعزیه محسوب می‌شده است. در برخی روایت‌ها، خنده بر دشمنان اهل بیت (ع) یا ایجاد فضایی که مخاطب از مسیر روایت به نتیجه عاطفی برسد، در چارچوبی مشخص طراحی شده بود. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این مرز شکسته می‌شود و رفتارهایی که هیچ نسبتی با قواعد تعزیه ندارند وارد میدان می‌شوند. در این حالت نه‌تنها طنز شکل نمی‌گیرد بلکه شأن اثر هم آسیب می‌بیند و مخاطب از اصل پیام فاصله می‌گیرد. در سال‌های اخیر متأسفانه تصاویری در فضای مجازی منتشر شده که باعث شده بعضی افراد تصور کنند این اتفاقات بخشی از تعزیه است؛ در حالی که به نظر من بسیاری از این موارد اساساً محصول بدنه حرفه‌ای تعزیه نیست. در مواردی دیده‌ایم افرادی بدون شناخت کافی از قواعد اجرا وارد صحنه شده‌اند و بعضی شوخی‌های شخصی یا رفتارهای لحظه‌ای در اجرای عمومی ثبت و منتشر شده است. بعد هم چون لباس تعزیه بر تن داشته‌اند، آن تصویر به نام تعزیه منتشر شده است. این اتفاق باعث شده بخشی از مخاطبان بدون شناخت کافی قضاوت کنند. درحالی‌که اگر به اجراهای حرفه‌ای و جریان اصلی تعزیه نگاه کنیم، می‌بینیم این رفتارها اساساً جایگاهی ندارند و پذیرفته نیستند.

اگر بخواهیم نمونه درست استفاده از طنز در تعزیه را ببینیم باید به کار اساتیدی رجوع کنیم که این حوزه را می‌شناختند. برای مثال بعضی از اجراهای استاد صفاریان نمونه خوبی از استفاده درست از ظرفیت طنز در تعزیه بود. ایشان در نقش‌هایی مانند شیطان یا برخی شخصیت‌های خاص، بدون خروج از چارچوب تعزیه فضایی ایجاد می‌کرد که هم مخاطب ارتباط برقرار کند و هم روایت پیش برود. یعنی طنز در خدمت روایت قرار می‌گرفت نه اینکه روایت قربانی شوخی شود. مخاطب می‌خندید اما در همان حال از فضای مجلس خارج نمی‌شد و شأن مجلس حفظ می‌شد. این تفاوت بزرگی است میان طنز تعریف‌شده و رفتاری که صرفاً برای جلب توجه انجام می‌شود.

بخشی از مسئله هم به آموزش و نظارت مربوط می‌شود. هرچه آموزش تخصصی‌تر شود و نقش افراد آگاه و پیشکسوت در اجراها پررنگ‌تر شود، احتمال وقوع این آسیب‌ها کمتر خواهد شد. تعزیه فقط پوشیدن لباس و حضور در میدان نیست؛ هر حرکت، هر دیالوگ، هر نوع ورود و خروج و حتی نوع ایستادن تعریف دارد. وقتی این قواعد آموزش داده نشود، احتمال دارد اجرا به سمت بداهه‌های نادرست یا رفتارهای خارج از قالب برود. بنابراین تقویت آموزش، حضور معین‌البکا، توجه به تجربه پیشکسوتان و همچنین آگاهی‌رسانی به مخاطبان می‌تواند نقش مهمی در کاهش این آسیب‌ها داشته باشد. نکته آخر اینکه نباید به خاطر چند تصویر یا چند اتفاق محدود، کل تعزیه را زیر سؤال برد. تعزیه یک هنر آیینی ریشه‌دار و حاصل سال‌ها تجربه، انتقال دانش و فرهنگ است. ممکن است در هر حوزه‌ای نمونه‌های ضعیف یا اشتباه وجود داشته باشد، اما نباید آن‌ها را به کل جریان تعمیم داد. اتفاقاً امروز بسیاری از گروه‌های تعزیه با حساسیت بیشتری نسبت به گذشته کار می‌کنند و تلاش دارند شأن این هنر حفظ شود. اگر مخاطب هم با شناخت دقیق‌تری به تعزیه نگاه کند، متوجه خواهد شد آنچه گاهی در فضای مجازی دیده می‌شود لزوماً نماینده تعزیه واقعی نیست.

ایکنا – برخی معتقدند تعزیه در روزگار امروز بیش از آنکه یک رسانه اثرگذار و جریان‌ساز باشد به یک اجرای آیینی یا نمایشی محدود شده و کارکرد اجتماعی و فرهنگی گذشته خود را از دست داده است. در مقابل، گروهی بر این باورند که تعزیه هنوز هم می‌تواند در انتقال مفاهیم دینی و عاشورایی، تربیت نسل جدید و حتی جهت‌دهی به فرهنگ عمومی جامعه نقش داشته باشد. با توجه به تجربه شما در اجرا، آموزش و ارتباط با مخاطبان، تعزیه امروز چه جایگاهی دارد و آیا هنوز می‌تواند فراتر از یک نمایش عمل کند و بر مخاطب اثرگذاری فرهنگی و اجتماعی داشته باشد؟

اگر تعزیه را صرفاً نمایش بدانیم، در حق این هنر ظلم کرده‌ایم؛ چون اساساً تعزیه با نیت نمایش صرف به وجود نیامده است. نمایش یکی از ابزارهای تعزیه است، اما هدف نهایی آن انتقال معنا، ایجاد ارتباط عاطفی و رساندن پیام است. اگر قرار بود فقط اجرای نمایشی باشد، طبیعتاً تفاوت چندانی با دیگر گونه‌های نمایشی نداشت؛ در حالی که تعزیه از ابتدا به عنوان یک زبان فرهنگی و آیینی شکل گرفته تا روایت‌های دینی و تاریخی را از طریق هنر به مردم منتقل کند. همین ویژگی باعث شده قرن‌ها دوام بیاورد و همچنان برای مخاطب جذاب و اثرگذار باقی بماند.

در حال تکمیل

من همیشه این تعبیر را به کار می‌برم که تعزیه زبان تاریخ است؛ اما نه تاریخ به شکل روایت خشک و کتابی، بلکه تاریخی که از مسیر هنر عبور کرده و به دل مخاطب می‌نشیند. وقتی درباره واقعه عاشورا، شخصیت‌های آن و مفاهیم بزرگی مثل آزادگی، ایثار، وفاداری، حق‌طلبی و مقاومت صحبت می‌کنیم، اگر این مفاهیم صرفاً در قالب سخنرانی یا متن ارائه شوند ممکن است بخشی از مخاطبان ارتباط عمیقی برقرار نکنند، اما وقتی همان مفاهیم در قالب صدا، موسیقی، رنگ، حرکت، شعر و نمایش منتقل می‌شوند، اثرگذاری چند برابر می‌شود. تعزیه این ویژگی را دارد که مخاطب فقط شنونده نباشد بلکه با اثر زندگی کند.

همیشه از این جمله استفاده می‌کنم که هنر ماندگارترین مسیر انتقال معناست. اگر یک مفهوم وارد زبان هنر نشود، ماندگاری آن کمتر خواهد بود. تعزیه دقیقاً از همین ویژگی استفاده کرده است. در تعزیه موسیقی وجود دارد، شعر وجود دارد، طراحی حرکت وجود دارد، لباس و رنگ وجود دارد، اجرا وجود دارد و همه این‌ها کنار هم قرار می‌گیرند تا یک پیام واحد را منتقل کنند. در واقع هیچ جزئی در تعزیه بی‌دلیل نیست. حتی نوع ورود شخصیت، دستگاه موسیقی، رنگ لباس یا لحن اجرا همگی به انتقال معنا کمک می‌کنند. این یعنی تعزیه از ابتدا برای جریان‌سازی فرهنگی طراحی شده نه صرفاً سرگرمی.

وقتی می‌گوییم تعزیه جریان‌ساز است، منظور فقط تأثیر لحظه‌ای روی احساس مخاطب نیست. جریان‌سازی یعنی ایجاد یک نگاه، یک فهم و یک پیوند عاطفی که در ذهن و رفتار مخاطب باقی بماند. شما می‌بینید بعضی افراد سال‌ها از کودکی در مجالس تعزیه حضور داشته‌اند و هنوز خاطرات و تأثیر آن را با خود دارند. این نشان می‌دهد تعزیه فقط یک اجرای چندساعته نیست. اتفاقاً یکی از دلایل ماندگاری تعزیه همین است که مخاطب را درگیر می‌کند؛ هم عقل را درگیر می‌کند، هم احساس را و هم حافظه فرهنگی جامعه را. به همین دلیل من معتقدم هر اندازه به تعزیه به عنوان یک هنر عمیق‌تر نگاه کنیم، نتیجه بهتری خواهیم گرفت. تعزیه ظرفیت آموزش، فرهنگ‌سازی، انتقال ارزش‌ها و حتی تربیت هنری دارد. اگر امروز نسل جدید به صورت تخصصی وارد این عرصه شود و این هنر با حفظ اصالت و در عین حال با زبان روز ادامه پیدا کند، تعزیه می‌تواند در آینده هم یکی از مهم‌ترین رسانه‌های فرهنگی ما باقی بماند. به شرط اینکه آن را فقط یک سنت قدیمی نبینیم؛ تعزیه یک شیوه زنده برای انتقال معناست.

ایکنا – در بخش‌های مختلف تعزیه، مخاطب با مجموعه‌ای از نشانه‌ها و نمادها روبه‌رو می‌شود؛ از رنگ لباس‌ها گرفته تا نوع پوشش، آرایش صحنه، پرهای روی کلاه، شکل حضور شخصیت‌ها و حتی جزئیاتی که شاید در نگاه اول صرفاً جنبه ظاهری داشته باشند اما در واقع حامل معنا هستند. از طرف دیگر، برخی معتقدند بخشی از این عناصر ریشه در فرهنگ و زیست ایرانی دارند و در طول زمان با روایت‌های عاشورایی پیوند خورده‌اند. اگر بخواهیم از زاویه نشانه‌شناسی به تعزیه نگاه کنیم، این رنگ‌ها و نمادها چگونه شکل گرفته‌اند و تا چه اندازه در انتقال مفاهیم به مخاطب نقش دارند و چه نسبتی با سنت ایرانی پیدا کرده‌اند؟

اگر بخواهیم تعزیه را درست بشناسیم، باید از ظاهر آن عبور کنیم و به معناهایی که پشت هر عنصر قرار گرفته توجه داشته باشیم. در تعزیه هیچ چیز صرفاً برای زیبایی یا پر کردن صحنه استفاده نشده است. لباس، رنگ، حرکت، نوع ایستادن، نوع ورود شخصیت‌ها و حتی جزئیاتی که شاید از نگاه مخاطب عادی ساده به نظر برسد، همه حامل پیام هستند. یکی از ویژگی‌های مهم تعزیه همین زبان نمادین آن است؛ زبانی که بدون توضیح مستقیم با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. به همین دلیل مخاطب حتی اگر جزئیات را نشناسد، باز هم در سطحی از احساس و دریافت با آن همراه می‌شود. اگر به گذشته برگردیم می‌بینیم که در تعزیه‌های قدیمی بسیاری از لباس‌ها برگرفته از پوشش‌های رایج ایرانی بوده است. حتی اگر امروز تصاویر یا نمونه‌هایی از اجراهای قدیمی را ببینیم، ردپای لباس‌های بومی مناطق مختلف ایران در آن کاملاً مشخص است. به مرور زمان و با ورود طراحان لباس و نگاه تخصصی‌تر، شکل پوشش‌ها تغییراتی پیدا کرد و بعضی از لباس‌ها به سمت الگوهای نزدیک‌تر به پوشش‌های تاریخی یا عربی رفتند، اما اصل ماجرا همچنان حفظ شد؛ یعنی لباس قرار بود روایتگر باشد نه صرفاً تزئینی. امروز هم هرقدر طراحی لباس دقیق‌تر باشد، به انتقال معنا کمک بیشتری می‌کند.

در تعزیه، رنگ‌ها کاملاً قراردادی و معنا‌دار هستند. این‌طور نیست که هر گروه بر اساس سلیقه شخصی رنگ انتخاب کند. برای مثال وقتی شخصیتی مانند حضرت مسلم با لباس سفید وارد میدان می‌شود، این رنگ فقط یک انتخاب ظاهری نیست. سفید در اینجا نشانه صلح، پاکی و پیام‌آوری است. یعنی مخاطب پیش از شنیدن دیالوگ‌ها هم از طریق رنگ متوجه بخشی از هویت شخصیت می‌شود. یا وقتی در کنار این لباس، موسیقی و لحن حماسی قرار می‌گیرد، چند زبان هنری هم‌زمان با مخاطب صحبت می‌کنند. این هماهنگی باعث می‌شود پیام عمیق‌تر منتقل شود.

در حال تکمیل

نمونه دیگر استفاده از رنگ در نقش‌های مختلف است. برای برخی شخصیت‌ها رنگ‌هایی انتخاب شده که با ویژگی‌های آن‌ها پیوند دارد. برای قاسم از رنگ‌هایی استفاده می‌شود که نماد پاکی، جوانی و نجابت است. برای شخصیت‌های مقدس رنگ سبز جایگاه ویژه‌ای دارد؛ چون در ذهن و فرهنگ عمومی، سبز با آرامش، قداست و بهشت پیوند خورده است. اما حتی در همین بخش هم قواعد وجود دارد. مثلاً درباره پنج‌تن تأکید می‌شود لباس‌ها ساده باشند؛ نه به این معنا که نامرتب یا بی‌کیفیت باشند، بلکه ساده و آراسته. چون این سادگی قرار است نوعی پیام از سبک زندگی و سلوک آن شخصیت‌ها را منتقل کند. یکی از تفاوت‌های مهم نسل جدید تعزیه با گذشته همین توجه به جزئیات است. امروز بیشتر به این فکر می‌شود که هر عنصر چگونه می‌تواند به فهم بهتر مخاطب کمک کند. رنگ، لباس، حرکت و نشانه‌ها فقط ابزار زیبایی نیستند؛ آن‌ها بخشی از روایت هستند. وقتی مخاطب وارد فضای تعزیه می‌شود، در واقع وارد جهانی می‌شود که همه اجزای آن در حال سخن گفتن‌اند. اگر این زبان نمادین را بشناسیم، متوجه می‌شویم تعزیه فقط یک اجرا نیست، بلکه یک نظام کامل از معنا و ارتباط است.

ایکنا – یکی از موضوعاتی که این روزها درباره تعزیه زیاد مطرح می‌شود، بحث کمرنگ شدن برخی مجالس و کاهش تعداد اجراها نسبت به گذشته است. عده‌ای این اتفاق را نشانه کاهش ارتباط جامعه با تعزیه می‌دانند و گروهی دیگر معتقدند مسئله اصلی تغییر شرایط اقتصادی و شیوه‌های جدید برگزاری است نه کاهش علاقه مردم. از سوی دیگر، حرفه‌ای‌تر شدن اجراها، افزایش هزینه‌ها، تغییر مدل دعوت گروه‌ها و انتظارات جدید مخاطبان نیز شرایط متفاوتی نسبت به گذشته ایجاد کرده است. به نظر شما آیا تعزیه امروز واقعاً کمرنگ شده یا صرفاً شکل حضور و اجرای آن تغییر کرده است و برای حفظ و تقویت این هنر چه اقداماتی باید انجام شود؟

این سؤال را باید با دقت پاسخ داد، چون گاهی ظاهر اتفاقات باعث می‌شود برداشت اشتباهی شکل بگیرد. من شخصاً اعتقاد ندارم که علاقه مردم به تعزیه کم شده باشد یا تعزیه جایگاه خودش را از دست داده باشد؛ اتفاقاً در خیلی از موارد احساس می‌کنم مردم امروز تعزیه را آگاهانه‌تر و با نگاه هنری‌تری دنبال می‌کنند. چیزی که تغییر کرده، مدل اجرا، ساختار برگزاری و شرایط اقتصادی این حوزه است. اگر کسی بخواهد وضعیت امروز را با چند دهه قبل مقایسه کند، باید تفاوت شرایط اجتماعی و اقتصادی را هم در نظر بگیرد. بنابراین کاهش برخی اجراها الزاماً به معنای کاهش اقبال عمومی نیست.

در گذشته ساختار اجرای تعزیه متفاوت بود. گروه‌ها معمولاً به صورت جمعی حرکت می‌کردند و بسیاری از برنامه‌ها با امکانات محدود اما هزینه‌های کمتر برگزار می‌شد. شهادت‌خوان یا سرگروه معمولاً مسئول هماهنگی‌ها بود، گروه را جمع می‌کرد و اجرا شکل می‌گرفت. توقعات اجرایی هم مانند امروز نبود. اما امروز شرایط حرفه‌ای‌تر شده است. دعوت‌ها رسمی‌تر شده، برنامه‌ریزی‌ها دقیق‌تر شده و گروه‌ها با حساسیت بیشتری انتخاب می‌شوند. این حرفه‌ای شدن در ذات خودش اتفاق مثبتی است، اما طبیعتاً هزینه‌ها را هم افزایش داده است.

امروز وقتی قرار است یک مجلس تعزیه در سطح خوب برگزار شود، فقط مسئله حضور چند تعزیه‌خوان نیست. شما با هزینه حمل‌ونقل، اقامت، تغذیه، لباس، تجهیزات صوتی، نور، طراحی صحنه و ده‌ها موضوع دیگر مواجه هستید. حتی اگر تعزیه‌خوان‌ها نگاه مالی نداشته باشند، باز هم برگزاری یک مجلس با کیفیت نیازمند پشتیبانی است. به همین دلیل خیلی از بانیانی که سال‌ها تعزیه برگزار می‌کردند، امروز با دشواری روبه‌رو شده‌اند. این افراد همچنان علاقه دارند مجالس را حفظ کنند اما توان اقتصادی آن کمتر شده است. بنابراین کاهش برخی اجراها را باید بیشتر در این بستر تحلیل کرد. در این بخش نقش نهادهای حمایتی و سیاست‌گذاری فرهنگی بسیار مهم است. تعزیه فقط یک برنامه مناسبتی نیست؛ یک سرمایه فرهنگی و هنری است که هزاران نفر از آن بهره می‌برند. اگر برای سینما، تئاتر، موسیقی و سایر حوزه‌ها برنامه حمایتی وجود دارد، تعزیه هم به عنوان یک هنر ریشه‌دار باید مورد توجه قرار بگیرد. این حمایت فقط مالی نیست؛ ایجاد زیرساخت، فراهم کردن فضاهای اجرا، حمایت از آموزش، مستندسازی و کمک به بانیان هم بخشی از این مسیر است. اگر این اتفاق بیفتد، بسیاری از ظرفیت‌هایی که امروز به دلیل محدودیت‌ها کمتر دیده می‌شوند دوباره فعال خواهند شد.

در حال تکمیل

در نهایت من آینده تعزیه را امیدوار کننده می‌بینم. چون برخلاف تصور بعضی‌ها، علاقه مردم از بین نرفته و حتی در بسیاری از مناطق بیشتر شده است. مخاطب امروز انتخاب‌گرتر شده و کیفیت بالاتری می‌خواهد و این اتفاق بدی نیست. اگر بتوانیم میان اصالت و نیازهای امروز تعادل برقرار کنیم و در کنار آن حمایت لازم هم وجود داشته باشد، تعزیه نه‌تنها کمرنگ نمی‌شود بلکه می‌تواند حضور گسترده‌تر و مؤثرتری در فضای فرهنگی کشور داشته باشد.

ایکنا – در سال‌های اخیر یکی از موضوعاتی که در میان اهالی تعزیه بیشتر مطرح شده، بازگشت به برخی جایگاه‌های اصیل و کمتر دیده‌ شده در اجرای مجالس است؛ از جمله جایگاه معین‌البکا که بسیاری آن را مغز متفکر و هدایت‌ کننده یک مجلس تعزیه می‌دانند. از طرف دیگر، همواره درباره نقش موسیقی و شناخت دستگاه‌ها و نغمه‌ها در کیفیت اجرای تعزیه نیز تأکید شده و برخی معتقدند بدون شناخت موسیقی ایرانی، رسیدن به اجرای کامل در تعزیه ممکن نیست. با توجه به اهمیت این دو موضوع، لطفاً توضیح دهید معین‌البکا چه جایگاهی در تعزیه دارد و شناخت موسیقی تا چه اندازه می‌تواند در انتقال صحیح مفاهیم و ارتقای کیفیت اجرا اثرگذار باشد؟

اگر بخواهم از معین‌البکا شروع کنم، باید بگویم این جایگاه از آن بخش‌هایی است که متأسفانه در سال‌های گذشته کمتر دیده شده و حتی در بعضی مجالس تقریباً فراموش شده است؛ در حالی که نقش آن در ساختار تعزیه بسیار مهم و تعیین‌کننده است. معین‌البکا را نباید صرفاً یک ناظر یا هماهنگ‌کننده ساده دانست. در واقع او کسی است که به نوعی روح مدیریتی و فکری مجلس را بر عهده دارد. در گذشته حضور معین‌البکا یک اصل محسوب می‌شد و بسیاری از تصمیم‌ها با نظر او انجام می‌گرفت؛ از انتخاب نسخه و ترکیب نقش‌ها گرفته تا هدایت اجرا و کنترل جزئیات صحنه. امروز دوباره تلاش‌هایی صورت گرفته تا این جایگاه احیا شود و نسل جدید با اهمیت آن آشنا شود.

در سال‌های اخیر حتی در برخی جشنواره‌ها و برنامه‌های آموزشی تأکید شده که هر گروه باید معین‌البکای مشخص داشته باشد. البته در ابتدا برای بعضی از گروه‌ها این مفهوم روشن نبود و تصور می‌کردند صرفاً یک عنوان تشریفاتی است، اما کم‌کم مشخص شد که اگر این جایگاه فعال باشد بسیاری از مشکلات اجرا برطرف می‌شود. امروز حتی در برخی نسخه‌های جدیدی که تدوین می‌شود، بخشی به عنوان نسخه معین‌البکا اضافه شده است؛ یعنی مشخص می‌شود که در هر مجلس چه نکاتی باید مورد توجه قرار بگیرد؛ از واژه‌ها و اشعار گرفته تا روایات، نوع پوشش، ابزار مورد نیاز، ورود و خروج شخصیت‌ها و حتی جزئیات اجرایی. این نگاه باعث می‌شود اجرا از حالت پراکنده خارج شود و انسجام بیشتری پیدا کند.

در حال تکمیل

معین‌البکا در تعزیه چیزی شبیه ترکیبی از کارگردان، مشاور هنری، مدیر صحنه و استاد راهنماست. او باید شناخت کافی از نسخه‌ها، موسیقی، نقش‌ها، اخلاق گروهی و حتی ویژگی‌های فردی اجراکنندگان داشته باشد. گاهی لازم است پیش از دعوت گروه با بانی جلسه مشورت کند و بگوید چه افرادی از نظر صدا، تجربه یا هماهنگی روحی برای اجرای یک مجلس مناسب‌تر هستند. در طول اجرا هم وظیفه او تمام نمی‌شود؛ بلکه باید بر نحوه اجرا، تقسیم نقش، نوع پوشش، ترتیب صحنه‌ها و رفع مشکلات احتمالی نظارت داشته باشد. به همین دلیل معتقدم این جایگاه باید دوباره جدی گرفته شود و پیشکسوتان بعد از پایان دوران اجرا وارد این بخش شوند تا تجربه‌هایشان منتقل شود. اما در کنار این موضوع، نمی‌شود از تعزیه صحبت کرد و به موسیقی نپرداخت. موسیقی در تعزیه یک عنصر تزئینی نیست؛ اساساً بخش مهمی از انتقال احساس و معنا از طریق موسیقی انجام می‌شود. هر دستگاه و هر آواز در تعزیه معنا و کارکرد خودش را دارد. آغاز بسیاری از مجالس با بیات ترک انجام می‌شود چون حالت مناجات و ورود معنوی دارد. در بخش‌هایی که صحبت از فراق، دوری و اندوه است، از سه‌گاه استفاده می‌شود. جاهایی که فضای حماسی و حرکت به سمت شهادت شکل می‌گیرد، چهارگاه کاربرد پیدا می‌کند و در صحنه‌های خاص دیگر هم دستگاه‌ها بر اساس مفهوم انتخاب می‌شوند. این انتخاب‌ها اتفاقی نیست و حاصل سال‌ها تجربه و شناخت است.

به همین دلیل معتقدم کسی که می‌خواهد تعزیه را به شکل حرفه‌ای دنبال کند، نمی‌تواند از موسیقی عبور کند. شناخت دستگاه‌ها فقط برای خوش‌خوانی نیست؛ بلکه برای فهم روایت و ارتباط با مخاطب لازم است. وقتی یک تعزیه‌خوان می‌داند در چه موقعیتی قرار دارد و هر نغمه چه اثری بر مخاطب می‌گذارد، اجرای او عمق بیشتری پیدا می‌کند. شاید یکی از رازهای ماندگاری تعزیه همین باشد که مخاطب هر سال همان روایت‌ها را می‌بیند اما همچنان تحت تأثیر قرار می‌گیرد. چون موسیقی، شعر، حرکت و روایت در کنار هم قرار گرفته‌اند و هر بار تجربه‌ای تازه می‌سازند. تعزیه در این معنا فقط خواندن یا بازی کردن نیست؛ مجموعه‌ای از دانش، احساس و تجربه است که باید نسل به نسل منتقل شود.

ایکنا – یکی از موضوعاتی که همواره در بحث آینده تعزیه مطرح می‌شود، مسئله تربیت نسل جدید و انتقال تجربه از پیشکسوتان به نوجوانان و کودکان است. برخی معتقدند اگر آموزش تخصصی از سنین پایین آغاز نشود، در سال‌های آینده تعزیه با کمبود نیروهای توانمند مواجه خواهد شد و بعضی دیگر اعتقاد دارند علاقه نسل جدید به این هنر همچنان وجود دارد و فقط نیازمند مسیر درست هدایت است. با توجه به فعالیت‌هایی که در حوزه آموزش و کار با هنرجویان داشته‌اید، وضعیت امروز آموزش تعزیه را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه چشم‌اندازی برای حضور کودکان، نوجوانان و جوانان در آینده این هنر آیینی متصور هستید؟

اگر بخواهم درباره آینده تعزیه صحبت کنم، یکی از بخش‌هایی که بیشترین امید را به آن دارم همین حوزه آموزش و حضور نسل جدید است. برخلاف تصوری که بعضی‌ها دارند، من احساس نمی‌کنم نسل امروز از تعزیه فاصله گرفته باشد؛ اتفاقاً هر جا آموزش درست، فضای مناسب و برخورد حرفه‌ای وجود داشته، استقبال نوجوانان و کودکان بسیار خوب بوده است. مسئله این نیست که نسل جدید علاقه ندارد؛ مسئله این است که باید زبان ارتباط با او را بلد باشیم و زمینه حضورش را فراهم کنیم. اگر این مسیر فراهم شود، ظرفیت بسیار خوبی برای ادامه حیات تعزیه وجود دارد. در سال‌های اخیر یکی از اتفاقات مهم، تخصصی شدن آموزش در بعضی شاخه‌های تعزیه بوده است. برای مثال در گذشته در بخش طفل‌خوانی با مشکلات زیادی مواجه بودیم و گاهی از افراد با سنین نامتناسب برای اجرای این نقش‌ها استفاده می‌شد، اما به مرور این نگاه اصلاح شد. امروز برای طفل‌خوانی آموزش‌های تخصصی تعریف شده و حتی برخی مجموعه‌ها به طور اختصاصی روی تربیت کودک و نوجوان کار می‌کنند. این اتفاق باعث شده نقش‌هایی که قبلاً کمتر جدی گرفته می‌شدند، امروز با دقت بیشتری اجرا شوند. همین توجه به جزئیات باعث رشد کیفیت کلی تعزیه شده است.

یکی از نکات مهم در آموزش تعزیه این است که نباید صرفاً به آموزش متن یا حفظ شعر اکتفا کرد. هنرجوی تعزیه باید با مجموعه‌ای از مهارت‌ها آشنا شود؛ از شناخت شعر و ادبیات گرفته تا موسیقی، بیان، نوع حرکت، شناخت نقش، اخلاق گروهی، تاریخ روایت و حتی فهم فضای مجلس. وقتی کودک از ابتدا با این نگاه تربیت شود، در آینده فقط یک اجراکننده نخواهد بود بلکه تبدیل به فردی می‌شود که تعزیه را می‌شناسد و می‌تواند آن را ادامه دهد. این نگاه آموزشی باعث می‌شود انتقال تجربه از نسل‌های قدیم به نسل‌های جدید هم بهتر اتفاق بیفتد.

برای جذب نسل جدید هم باید ابزار مناسب را به کار گرفت. ما تجربه‌هایی داشتیم که نشان داد اگر فضای آموزشی جذاب باشد، نوجوان‌ها خیلی خوب ارتباط برقرار می‌کنند. حتی در بعضی مقاطع از قالب‌هایی مثل کتاب‌های آموزشی، شعرهای ساده‌تر برای شروع، برنامه‌های گروهی و فعالیت‌هایی متناسب با سن کودکان استفاده شد تا ارتباط اولیه شکل بگیرد. هدف این نبود که کودک صرفاً اجرا کند؛ هدف این بود که با فضای تعزیه انس بگیرد و آرام‌آرام مسیر خودش را پیدا کند. خوشبختانه نتیجه این رویکرد در سال‌های اخیر قابل مشاهده بوده و بسیاری از نوجوان‌هایی که روزی هنرجو بودند امروز وارد اجراهای جدی شده‌اند.

من آینده تعزیه را بیش از هر چیز به همین نسل وابسته می‌دانم. اگر آموزش ادامه پیدا کند، اگر پیشکسوتان تجربه‌هایشان را منتقل کنند و اگر برای نوجوان‌ها فرصت دیده شدن و رشد فراهم شود، تعزیه نه‌تنها دچار کمبود نیرو نخواهد شد بلکه می‌تواند در سال‌های آینده چهره‌های تازه و جریان‌های جدیدی را هم به وجود بیاورد. امروز وقتی می‌بینیم کودک و نوجوان با علاقه وارد این فضا می‌شود، می‌توان امیدوار بود که این هنر آیینی همچنان زنده بماند و مسیر خودش را ادامه دهد. تعزیه زمانی ماندگار می‌شود که فقط اجرا نشود، بلکه آموزش داده شود و نسل به نسل منتقل شود.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.