امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 9 محرم 1448
شناسه خبر : 368288
  پرینت تاریخ انتشار : 24 ژوئن 2026 - 7:31 | 3 بازدید

عاشورا ؛ میدان عملی آیات جهاد و تجلی عینی آموزه‌های قرآن + فیلم

نهضت عاشورا را نمی‌توان صرفا یک واقعه تاریخی دانست؛ این حماسه عظیم، تجلی عینی آموزه‌های قرآن کریم در عرصه زندگی، جهاد، هدایت و مبارزه با ظلم است. امام حسین(ع) که در فرهنگ شیعه از ایشان به عنوان «قرآن ناطق» یاد می‌شود، در تمامی مراحل قیام خود از مدینه تا کربلا، مفاهیم بنیادین قرآن همچون امر […]

عاشورا ؛ میدان عملی آیات جهاد و تجلی عینی آموزه‌های قرآن + فیلم


عاشورا تجلی عینی آموزههای قرآن در میدان عمل استنهضت عاشورا را نمی‌توان صرفا یک واقعه تاریخی دانست؛ این حماسه عظیم، تجلی عینی آموزه‌های قرآن کریم در عرصه زندگی، جهاد، هدایت و مبارزه با ظلم است. امام حسین(ع) که در فرهنگ شیعه از ایشان به عنوان «قرآن ناطق» یاد می‌شود، در تمامی مراحل قیام خود از مدینه تا کربلا، مفاهیم بنیادین قرآن همچون امر به معروف و نهی از منکر، صبر، مقاومت، عزت، کرامت انسانی و هدایتگری را به نمایش گذاشتند.

از این منظر، عاشورا را می‌توان صحنه ظهور عملی تعالیم الهی و تفسیر زنده آیات قرآن دانست؛ مکتبی که پس از قرن‌ها همچنان الهام‌بخش آزادگان و حقیقت‌جویان جهان است.

 

با فرارسیدن ایام سوگواری سیدالشهدا(ع)، بازخوانی پیوند میان قرآن کریم و نهضت عاشورا، ضرورتی دوچندان می‌یابد؛ پیوندی که می‌تواند ابعاد عمیق‌تری از اهداف قیام حسینی و پیام‌های ماندگار آن را برای جامعه امروز روشن سازد. 

 

از همین رو، خبرنگار ایکنا از قم، به سراغ حجت‌الاسلام و المسلمین محمدصادق یوسفی مقدم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن کریم، رفته است تا درباره نسبت نهضت عاشورا با آموزه‌های قرآن کریم، جلوه‌های مفاهیم قرآنی در حادثه کربلا و پیام‌های ماندگار این حماسه الهی برای جامعه امروز به گفت‌وگو بنشیند که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

 

ایکنا- امام حسین(ع) و نهضت عاشورا چه نسبتی با قرآن کریم دارند و آموزه‌های قرآنی تا چه میزان در صحنه کربلا و جریان عاشورا حضور یافته‌اند؟

 

اباعبدالله الحسین(ع) که خود قرآن ناطق بودند، تجلی عینی قرآن کریم در عرصه کربلا را رقم زدند. می‌توان گفت آنچه در عاشورا رخ داد، در حقیقت ظهور و بروز آموزه‌های قرآن در میدان عمل بود و تعالیم الهی در رفتار، گفتار و مواضع امام حسین(ع) به شکلی روشن متجلی شد. برای نمونه، قرآن کریم کتاب نجات انسان است. خدای متعال در آیات ۱۰ و ۱۱ سوره مبارکه صف می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ، تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏‌ايد آيا شما را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناک مى‌رهاند، به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد اين [گذشت و فداكارى] اگر بدانيد براى شما بهتر است.»

 

خداوند در این آیات مؤمنان را به تجارتی فرا می‌خواند که آنان را از عذابی دردناک رهایی می‌بخشد. این تجارت چیزی جز ایمان به خدا و رسول او و جهاد در راه خدا با مال و جان نیست. سپس وعده می‌دهد که نتیجه این ایمان و مجاهدت، آمرزش گناهان، ورود به بهشت و دستیابی به رستگاری بزرگ خواهد بود.

 

این آیات به روشنی در وجود امام حسین(ع) و نهضت کربلا تجلی یافت؛ زیرا آن حضرت با تمام وجود وارد این تجارت الهی شد. او به خدا و رسول خدا ایمان داشت و در راه خدا با جان و مال خویش جهاد کرد و سرانجام به همان رستگاری عظیمی دست یافت که قرآن کریم وعده داده است. در زیارت جامعه کبیره نیز آمده است: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة؛ امام حسین(ع) خون پاک خود را در راه خدا تقدیم کرد تا بندگان الهی را از جهالت، سرگردانی و گمراهی نجات دهد و آنان را به سوی هدایت، رشد و تعالی رهنمون سازد.»

 

از این رو، پیوند میان شهادت امام حسین(ع) و این آیات قرآن کریم کاملاً آشکار است. همان تجارت الهی که قرآن از آن سخن می‌گوید، در کربلا و در وجود سیدالشهدا(ع) به کامل‌ترین شکل متجلی شد. اگر امروز نیز بخواهیم مصداقی برای این آیات و این حقیقت قرآنی معرفی کنیم، می‌توان به شهیدان راه حق، فرماندهان و رزمندگان مجاهد و مردمی اشاره کرد که مظلومانه در راه دفاع از ارزش‌های الهی به شهادت رسیدند. آنان نیز همان راه را پیمودند؛ ایمان خود را استوار ساختند، در مسیر حق ایستادگی کردند، در راه خدا جهاد نمودند و سرانجام همچون امام حسین(ع) به مقام شهادت نائل آمدند.

 

از این منظر، امام حسین(ع) همچنان الگوی جاودانه ما در مسیر مبارزه با ظلم، استکبار و انحراف است؛ همانگونه که شهیدان این راه نیز چراغ هدایت و اسوه ایستادگی برای جامعه اسلامی به شمار می‌آیند. از دیگر موضوعات مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که قرآن کریم کتاب موعظه و هدایت است. امام سجاد(ع) نیز در صحیفه سجادیه از قرآن کریم به عنوان «کتاب موعظه» یاد می‌کنند؛ کتابی که انسان را به سوی کمال، رشد و سعادت رهنمون می‌سازد.

 

خود قرآن کریم نیز بر این حقیقت در آیه ۱۹ سوره مزمل تأکید کرده و میفرماید: «إِنَّ هَذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِیلًا؛ قرآن تذکر و موعظهای برای انسان‌هاست و هر کس بخواهد می‌تواند از این مواعظ بهره گرفته و راهی به سوی پروردگار خویش برگزیند.» همچنین خداوند متعال در آیه ۵۷ سوره مبارکه یونس می‌فرماید: «یَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ؛ اى مردم به يقين براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سينه‏‌هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است.»

 

قرآن کریم از مؤمنان نیز می‌خواهد که در تعامل با دیگران از مسیر موعظه وارد شوند. آنجا که در آیه ۱۲۵ سوره مبارکه نحل می‌فرماید: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ؛ با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏ اى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است.»

 

این آموزه‌های قرآنی در سرزمین کربلا جلوهای ویژه یافت. امام حسین(ع) در تمام مراحل نهضت عاشورا، حتی تا واپسین لحظات حیات خویش، از موعظه و خیرخواهی دست برنداشت. پیش از وقوع حادثه عاشورا، در مواجهه با حر بن یزید ریاحی او را نصیحت کرد و خواست راه را بر اهل بیت(ع) نبندد. در روز عاشورا نیز بارها سپاه دشمن را به تفکر، بازگشت و پرهیز از جنایت فراخواند. 

 

حتی بر اساس روایات، پس از آنکه تمامی یاران، برادران و فرزندان امام به شهادت رسیدند، آن حضرت بار دیگر برای موعظه دشمنان به میدان آمد. نقل شده است در کتاب «الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد» اثر شیخ مفید، در جلد دوم، صفحات ۹۷ و ۹۸ این کتاب آمده و بخشی از خطبه مشهور امام حسین(ع) در روز عاشورا که امام(ع) دستور دادند شتری برای ایشان بیاورند. نقل شده علت آنکه در آن لحظه بر ذوالجناح سوار نشدند و شتر را برگزیدند، این بود که در ارتفاع بیشتری قرار گیرند و همه مردم بتوانند ایشان را ببینند.

 

امام حسین(ع) بر فراز شتر قرار گرفت و با صدایی بلند مردم را خطاب قرار داد؛ صدایی که در سراسر میدان شنیده میشد. آن حضرت(ع) فرمود: «ای مردم، سخن مرا بشنوید و در کشتن من شتاب نکنید تا شما را به آنچه حق شما بر من است موعظه کنم و عذر خویش را بر شما تمام سازم. اگر با من از سر انصاف رفتار کنید، این برای سعادت شما خواهد بود و اگر چنین نکنید، در کار خود بیندیشید و سپس تصمیم بگیرید.»

 

سیدالشهدا(ع) در ادامه، پس از حمد و ثنای الهی، بار دیگر مردم را نصیحت کرد و فرمود: «آیا مرا نمیشناسید؟ من فرزند پیامبر شما هستم. در سراسر دنیا فرزندی برای پیامبر خدا جز من باقی نمانده است. اگر در سخنان من تردید دارید، از اصحاب پیامبر که هنوز در قید حیاتاند، مانند جابر بن عبدالله انصاری، بپرسید که رسول خدا(ص) درباره ما چه فرموده است؛ همان کسی که فرمود حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند.»بدین ترتیب، همانگونه که قرآن کریم همواره انسانها را موعظه میکند، قرآن ناطق نیز تا آخرین لحظات حیات خود از نصیحت مردم و حتی دشمنانش دست برنداشت.

 

امروز نیز همین سیره را می‌توان در رفتار و منش رهبران الهی مشاهده کرد. همانگونه که امام حسین(ع) خیرخواهانه مردم و حتی مخالفان خود را نصیحت می‌کرد، رهبران الهی عصر ما نیز همچونان قائد شهید امت بارها جامعه و حتی دشمنان را به پرهیز از جنگ، خشونت و خونریزی فراخواندند. این همان راهی است که از مکتب عاشورا و سیره سیدالشهدا(ع) سرچشمه میگیرد.

 

ایکنا- از نظر شما یکی از آموزه‌های برجسته قرآن کریم که در نهضت عاشورا جلوه‌ای آشکار یافت، چیست؟

 

یکی از موضوعاتی که قرآن کریم اهتمام فراوانی به آن دارد، مسئله امر به معروف و نهی از منکر است. خداوند متعال در آیه ۱۰۴ سوره آلعمران می‌فرماید: «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ باید از میان شما گروهی باشند که مردم را به خیر دعوت کنند، امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنان همان رستگاران و اهل نجات هستند.»

 

بنابراین، نجات و رستگاری یک امت در پرتو حاکمیت فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر تحقق می‌یابد. هر جامعه‌ای که این فریضه الهی در آن زنده و جاری باشد، مسیر سعادت و رستگاری را خواهد پیمود و هر جامعهای که از این اصل فاصله بگیرد، از رسیدن به رستگاری محروم خواهد شد.

 

امر به معروف و نهی از منکر در حقیقت نوعی نظارت عمومی است که قرآن کریم آن را بر عهده همه افراد جامعه گذاشته است. در این نگاه، تنها حاکمان و مسئولان وظیفه پاسداری از ارزشها را بر عهده ندارند، بلکه همه افراد جامعه در قبال حفظ شعائر دینی و ارزشهای انسانی مسئول هستند. هر فردی حق دارد در چارچوب آموزه‌های دینی، دیگران را به معروف دعوت کرده و از منکر بازدارد؛ خواه مخاطب او فردی عادی باشد یا مسئولی در عالی‌ترین سطوح مدیریتی. این وظیفه‌ای همگانی و نوعی سازوکار نظارت اجتماعی در جامعه اسلامی است.

 

امام حسین(ع) نیز در وصیت‌نامه معروف خود به برادرشان محمد بن حنفیه، به صراحت به این مسئله اشاره می‌کنند و می‌فرماید: «إنی لم أخرج أشراً ولا بطراً ولا مفسداً ولا ظالماً، وإنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی، أرید أن آمر بالمعروف وأنهی عن المنکر وأسیر بسیرة جدی وأبی علی بن أبیطالب». حضرت تصریح میکنند که خروج ایشان نه از سر خوشگذرانی، خودخواهی، فساد یا ظلم بوده است، بلکه با هدف اصلاح امت پیامبر(ص) صورت گرفته است؛ اصلاحی که یکی از مهمترین ارکان آن احیای امر به معروف و نهی از منکر و بازگرداندن جامعه به سیره رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) است.

 

این سخنان نشان می‌دهد که امام حسین(ع) فلسفه قیام خویش را که سرنوشت‌سازترین و الهام‌بخش‌ترین نهضت تاریخ اسلام به شمار می‌رود، با مسئله امر به معروف و نهی از منکر پیوند می‌زنند. از همین رو، می‌توان دریافت که این فریضه الهی از جایگاهی بسیار والا برخوردار است؛ همانگونه که قرآن کریم بارها بر آن تأکید کرده و سیدالشهدا(ع) نیز آن را در متن نهضت عاشورا قرار داده‌اند.

 

در دوران معاصر نیز می‌توان جلوه‌هایی از همین رویکرد را مشاهده کرد. بارها مسئولان، مردم و حتی دشمنان به رعایت حق، عدالت و پرهیز از رفتارهای نادرست دعوت شده‌اند. این اهتمام نشان می‌دهد که سیره امر به معروف و نهی از منکر همچنان به عنوان یکی از مهم‌ترین آموزه‌های مکتب حسینی مورد توجه قرار دارد.

 

ایکنا- اگر امر به معروف و نهی از منکر موجب رستگاری جامعه است. چگونه با وجود این فریضه در جامعه اسلامی، حادثه کربلا رخ داد؟ آیا عاشورا محصول رفتار افراد معدودی بود یا نتیجه یک روند اجتماعی؟

 

این پرسش، از مهمترین پرسش‌های تاریخی و اجتماعی درباره واقعه عاشوراست و پاسخ به آن نیازمند بررسی شرایط جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) است. در واقع، کربلا صرفاً محصول عملکرد چند فرد خبیث و منحرف نبود، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از انحرافات تدریجی، سکوت‌ها، بی‌تفاوتی‌ها، ترک مسئولیت‌های اجتماعی و تضعیف فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی بود؛ روندی که به تدریج زمینه را برای شکل‌گیری حکومت یزید و وقوع فاجعه عاشورا فراهم کرد.

 

به نظر می‌رسد شکل‌گیری حادثه کربلا، فارغ از مباحث مربوط به پیشگویی‌ها و تقدیر الهی، تا حد زیادی ریشه در ضعف التزام عملی جامعه به ایمان و اسلام داشت. حاکمیت افراد نالایق و دور شدن جامعه از ارزش‌های دینی موجب شد کسانی که در مسیر امر به معروف و نهی از منکر گام برمی‌داشتند، تحت فشار قرار گیرند؛ گروهی زندانی شدند، گروهی حذف شدند و فضای عمومی جامعه به گونه‌ای شکل گرفت که زمینه برای رشد جریان‌های انحرافی فراهم شد.

 

در چنین شرایطی، فریضه امر به معروف و نهی از منکر که توان صیانت از دین و جامعه اسلامی را در اختیار امت قرار می‌دهد، به حاشیه رانده شد. در برخی روایات از این دو فریضه به عنوان مهمترین واجبات الهی یاد شده است؛ زیرا اگر امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اقامه شود، سایر واجبات نیز احیا خواهند شد و اگر این دو فریضه ترک شوند، دیگر ارزش‌های دینی نیز به تدریج رنگ می‌بازند.

 

در حقیقت، قرآن کریم با طرح مسئله امر به معروف و نهی از منکر، نوعی حکمرانی مردمی را در جامعه اسلامی طراحی کرده است؛ نظامی که در آن مردم صرفاً ناظر وقایع نیستند، بلکه نقش فعال و مؤثر در اصلاح جامعه دارند. مردم باید سخن بگویند، تذکر دهند، هدایت کنند و در برابر انحراف‌ها، احساس مسئولیت داشته باشند.

 

بر همین اساس، امر به معروف و نهی از منکر صرفاً به معنای نصیحت یا توصیه اخلاقی نیست. موعظه در قرآن کریم جایگاه و شیوه خاص خود را دارد، اما امر به معروف و نهی از منکر فراتر از موعظه است و نوعی دخالت مسئولانه در مسیر اصلاح جامعه به شمار می‌رود. هر مؤمنی که تشخیص دهد رفتار یا تصمیمی نادرست است، حق دارد نسبت به آن واکنش نشان دهد؛ خواه این خطا از سوی فردی همسطح او باشد یا از سوی مسئولی در جایگاهی بالاتر.

 

از این منظر، همه افراد جامعه نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند و می‌توانند در چارچوب ضوابط دینی، امر و نهی کنند. این همان سازوکاری است که قرآن کریم برای حفظ سلامت جامعه اسلامی پیشبینی کرده و استمرار حیات دینی جامعه را در گرو آن دانسته است. به تعبیر دیگر، قوام جامعه اسلامی به اقامه امر به معروف و نهی از منکر وابسته است.

ادامه دارد…

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.