امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 7 محرم 1448
شناسه خبر : 367908
  پرینت تاریخ انتشار : 22 ژوئن 2026 - 21:26 | 4 بازدید

کربلا نتیجه سقیفه بود

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی مهدوی‌راد، استاد دانشگاه تهران در نشست علمی «عنصر زمان در قیام حسینی(ع)» که به مناسبت ایام عزاداری محرم در مؤسسه فیهم در قم برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت.   متن سخنان وی به شرح زیر است:   سوره عصر که از سور مکی است، در قرن‌های اول، […]

کربلا نتیجه سقیفه بود


ارسال/ کربلا نتیجه سقیفه بودبه گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی مهدوی‌راد، استاد دانشگاه تهران در نشست علمی «عنصر زمان در قیام حسینی(ع)» که به مناسبت ایام عزاداری محرم در مؤسسه فیهم در قم برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت.

 

متن سخنان وی به شرح زیر است:

 

سوره عصر که از سور مکی است، در قرن‌های اول، میان مفسران بیشتر مورد توجه بوده است تا قرون بعدی. آن‌ها در فضای نزول بودند و شاید مطالبی می‌فهمیدند که بعداً از دسترس ما دور شده است. در روزهای ابتدایی مکه که روزهای سخت و سنگین برای مؤمنین بود و خانه‌های تیمی از جمله خانه زیدبن ارقم در کنار صفا داشتند، افراد وقتی قصد خداحافظی از این جمع‌های خانگی داشتند، دست‌هایشان را روی هم می‌گذاشتند و سوره عصر را می‌خواندند. محمدبن ادریس شافعی گفته است که اگر خداوند برای هدایت انسان فقط سوره عصر را آورده بود، بس بود. 

 

این اندیشه که هر سوره‌ای یک محور اساسی و بنیادی دارد و همه آیات سوره بر آن محور می‌چرخد، بین میراث کهن و در قرن اخیر بیشتر مورد توجه بوده که شروع‌کننده آن دراز است که در کتاب النبأ العظیم به صورت فنی این موضوع را مورد توجه قرار داد و بعداً هم تفاسیر خیلی به آن توجه کردند و مقالاتی هم در این عرصه نگاشته شد. علامه طباطبایی نیز در سوره حمد و آیات تحدی به این مقوله توجه جدی کرده است. 

 

سوره با سوگند به عصر شروع شده است. عصر معانی مختلفی دارد ولی چیزی که تحقیقاً بیشتر مورد توجه مفسران بوده، مطلق زمان است. موضوع محوری سوره عصر، فرجام انسان است؛ بدون استثنا همه کنش‌های انسان اعم از اجتماعی، سیاسی و …، خدامحور، خودمحور و یا دگرمحور است.

کار خدایی، فرجام نیک دارد

پیام سوره این است که کار اگر خدامحور باشد، فرجام مؤمنانه و نیک دارد وگرنه در خسران است. معنای دقیق خسر هم از ضرر عمیق‌تر است. به هر  حال انسان بما هو انسان در خسران است، مگر خدامحوران؛ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ. بسامد عمل صالح در قرآن بسیار زیاد است و فقط 75 مرتبه تعبیر عملوا الصالحات بیان شده است. مفسران در مورد این واژه، تفسیر موضوعی نکرده‌اند و همه جا معنای عمل صالح را یکسان و بدیهی گرفته‌اند. در حالی که مهم‌ترین ویژگی عمل صالح به لحاظ خاستگاه، خدایی و الهی بودن است، در صورتی که عمل نیک، مفید فرد و جامعه است ولی ممکن است خاستگاه خدایی نداشته باشد. 

 

به لحاظ ظرف وقوع هم عمل صالح، شایسته‌ترین، بایسته‌ترین و فوری‌ترین عمل است. امام مجتبی(ع) در حال اعتکاف بودند و در آستانه لحظات پایانی اعتکاف، مؤمنی به ایشان مراجعه کرد و گفت: من بدهی دارم و فرد طلبکار به شدت مرا اذیت می‌کند؛ امام مجتبی(ع) بلند شدند تا به فریاد این فرد برسند.

 

حسکانی که شاید بتوان گفت شیعه بوده است، می‌گوید سوره عصر در مورد علی(ع) نازل شده است؛ این توجه به زمان و کنش در زمان در زندگی اهمیت والایی دارد؛ ما غالبا زمان‌پریش هستیم ولی در سیره ائمه(ع) توجه به چارچوب زمانی عمل خیلی مهم است.

 

سقیفه رخ داد و نقشی را که نقش‌بند این آئین یعنی خدا و رسول طراحی کرده بودند، انجام نشد؛ علی(ع) وقتی این ماجرا را دید، زمان را از دست نداد و شروع به تلاش کرد و به همین دلیل حضرت زهرا(س) را شب‌ها به در منزل انصار و مهاجرین می‌بردند. معاویه(که در تاریخ اسلام پلشت و زشت‌اندیشه‌تر از او وجود نداشته است) از بدترین نامه‌هایی که نوشته، در مورد همین عمل امام علی(ع) است. معاویه در این نامه، کنایه می‌زند که تو همسرت را شب‌ها به در خانه مهاجرین و انصار می‌بردی. 

روش مواجهه امام علی(ع) با سقیفه

بعد که امام(ع) دیدند آب رفته بر جوی را نمی‌شود عوض کرد، مسیر را تغییر دادند. ابوسفیان تلاش زیادی کرد تا حضرت علی(ع) را به برخورد تند و خشن بکشاند، ولی حضرت زیر بار نرفتند. 

 

خطبه شقشقیه یکی از عمیق‌ترین و رواترین خطبه‌های حضرت علی(ع) است؛ بنده این خطبه را محور درس نهج‌البلاغه قرار دادم. امام علی(ع) در این خطبه بر اینکه حق با من است تصریح کرده‌اند.

 

ابن عباس 74 مناظره دارد که 70 مناظره وی در مورد اهل بیت(ع) و ولایت است. نقل است ابن عباس گفته است روزی در مسجد بودم و خلیفه دوم آمد و گفت برویم بقیع و رفتیم. او به من گفت نظر شیخ شما در مورد خلافت و جریان‌های بعد از آن چیست؟ ابن عباس گفت ایشان معتقد است که شما غاصب هستید و با زور حکومت را غصب کرده‌اید. پیغام داد که برو به علی بگو کاری را پسرعموی تو(پیامبر) می‌خواست و نشد ولی خدا چیز دیگری خواست و شد. 

 

در ضمن خطبه شقشقیه دو مطلب مهم وجود دارد که یکی ماجرای شورا است که امام(ع) وارد آن شدند، در حالی که تصور عمومی این بود وارد شورا نخواهند شد. حضرت فرمودند ـ به تعبیر امروزی ـ من چوب لای چرخ حکومت نگذاشتم و همراهی کردم وقتی دیدم که آب رفته در سقیفه به جوی بازنمی‌گردد. این همراهی هم تا جایی بود که خلیفه دوم گفت: لولا علی لهلک عمر. به تعبیر برخی بزرگان لولا علی لهلک العثمان هم مصداق دارد. 

 

جریان شورا و مواجهات علی(ع) با ماجرای سقیفه خیلی مظلومانه است؛ یک روز کسی در مسجد به عبدالرحمن بن عوف که بیشترین کلاه در ماجرای سقیفه بر سر او رفت، خطاب کرد و گفت: این چه کار زشتی بود که کردی(انتخاب عثمان) و نتیجه آن شد که بنی‌امیه روی کار آمدند و این همه جنایت کردند؛ او گفت من اشتباه کردم و در حالی که دشداشه از بدن بیرون آورد، گفت: من همینطور عثمان را هم از خلافت عزل کردم. ببینید ساده‌اندیشی و سفاحت تا کجا. 

دلایل پذیرش خلافت از سوی علی(ع)

ارسال/ کربلا نتیجه سقیفه بودامام(ع) در خطبه شقشقیه بر این موضوع تأکید فرمودند: لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّه ُ عَلَى العُلَماءِ أن لا يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ، لأَلقَيتُ حَبلَها على غاربِهِا؛ اگر نبود حضور آن جمعيت و تمام شدن حجّت با وجود يار و ياور و اگر نبود كه خداوند از دانايان پيمان گرفته است كه بر سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده رضايت ندهند، هر آينه مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى‌انداختم. 

 

امام در این ماجرا بر سه چیز تأکید کردند نه دو چیز؟ 1. حضور الحاضر؛ جواد مغنیه در این باره گفته است اگر نبود فضای آکنده از فساد سیاسی، اخلاقی، اقتصادی و …، حضرت خلافت را قبول نمی‌کردند، به خصوص این فساد در دوره خلیفه سوم به حد اعلی رسید. 2. قیام الحجه بوجود الناصر یعنی اگر فساد هست، مردم هم حامی هستند و 3. ما اخذالله علی العلماء؛ یعنی عالم نمی‌تواند بگوید به من چه ربطی دارد که فساد جامعه را گرفته است و مردم هم از من درخواست دارند که حکومت را بپذیرم.

 

آقای دکتر راجی انور حیفا در کتاب فاجعه الکربلا فی ضمیر العالمی الحدیث تحلیلی کرده که در آن نظریات عالمان و اندیشمندان شیعه وجود ندارد، با اینکه خود او شیعه است و مطالبش همگی از مسیحیان و خاورشناسان و اهل سنت است؛ او می‌گوید پیامدهای سقیفه طوری شد که جامعه اسلامی از درون تهی و ابعاد تحریف گسترده شد؛ فتنه چنان رشد کرد که کسی نمی‌دانست حق چیست. حضرت زهرا(س) هم برای این وضعیت به این آیه استناد فرمودند: الا فی الفتنه سقطوا. این تحلیل نشان می‌دهد که چرا چند دهه بعد از سقیفه کربلا رخ داد.

 

سامی نشار در کتاب نشئت الفکر الفلسفی حدود هشت بار گفته است که ابوسفیان، معاویه و یزید طرفه عینی به خدا ایمان نیاوردند که متأسفانه در چاپ‌های بعدی این کتاب حذف کردند.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.