- اگر وحدت از بین برود هیچ سخنی نمیتواند مسائل کشور را حل کند
- کلیشههای ضد اسلامی حاصل تعمیمهای نادرست است
- خانه بنکدار؛ دو قرن میزبانی از سوگواران حسینی
- محور مذاکرات سوئیس راستیآزمایی اجرای تعهدات طرف مقابل است
- اجتماع مردمی جنوب خرمآباد با حال و هوای محرم
- عاشورا صحنه تقابل حق و باطل در همه دورانهاست + عکس
چمران در آینه نگاه رهبر شهید انقلاب
۳۱ خرداد ۱۳۶۰، نقطه پایانی بر مجاهدتهای بیوقفه دکتر مصطفی چمران در منطقه دهلاویه خوزستان شد. این پایان، فقط حلقهای از زنجیره طولانی جهاد او بود که از لبنان آغاز شد، در کردستان تداوم یافت و در خوزستان به بار نشست. مسیری که با ترک سطوح عالی تحصیل در آمریکا و جدایی از خانواده انتخاب […]
۳۱ خرداد ۱۳۶۰، نقطه پایانی بر مجاهدتهای بیوقفه دکتر مصطفی چمران در منطقه دهلاویه خوزستان شد. این پایان، فقط حلقهای از زنجیره طولانی جهاد او بود که از لبنان آغاز شد، در کردستان تداوم یافت و در خوزستان به بار نشست. مسیری که با ترک سطوح عالی تحصیل در آمریکا و جدایی از خانواده انتخاب شد، همواره این پرسش را به ذهن متبادر میکند که چه انگیزهها و ویژگیهایی، این دانشمند برجسته را به چنین انتخاب سرنوشتسازی رهنمون کرد؟ در یادداشت پیش رو، شهید چمران را از نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی به نظاره مینشینیم.
تجلی روحیه جهادی؛ از آمریکا تا لبنان، مصر و ایران
شهید چمران، دانشمندی که میتوانست در اوج مرتبه علمی و آسایش مادی، زندگی مرفهی در آمریکا برای خود رقم بزند، تصمیم دیگری گرفت؛ او همه آن امکانات را رها کرد و به لبنان رفت و به یاری شیعیان مظلوم آنجا شتافت که یکی از تلخترین دورهها در تاریخ کشور خود را تجربه میکردند. رهبر شهید فرمودند: «رفت آنجا و تفنگ دستش گرفت»؛ توصیفی که نشان از شجاعت و روحیه جهادی چمران دارد.
ایشان چنین ادامه دادند: «سطح ایمان عاشقانه این دانشمند آنچنان بود كه نام و نان و مقام و عنوان و آینده دنیایی بهظاهر عاقلانه را رها كرد و رفت در كنار جناب امام موسی صدر در لبنان و مشغول فعالیتهای جهادی شد؛ آن هم در برههای كه لبنان یكی از تلخترین و خطرناکترین دورانهای حیات خودش را میگذرانید. ما اینجا در سال ۵۷ میشنیدیم خبرهای لبنان را. خیابانهای بیروت سنگربندی شده بود، تحریک صهیونیستها بود، یک عده هم از داخل لبنان كمک میكردند، یک وضعیت عجیب و گریهآوری در آنجا حاكم بود.»
نمونه دیگری از روحیه جهادی و ایثارگری این دانشمند، زمانی بود که او پس از بازگشت از غائله کردستان و حضور در تهران، مسئولیت سنگین وزارت دفاع را برعهده گرفت؛ اما هنگامی که جنگ تحمیلی آغاز شد، چمران تمام مناصب دولتی و مقامات را کنار گذاشت و به اهواز رفت، جنگید و ایستاد. او خود را وقف جبههها کرد و هیچ مقامی نتوانست او را از وظیفه اصلیاش، یعنی دفاع از میهن و آرمانهای انقلاب بازدارد.
معتقد به نیروی معنوی ولایت فقیه
در جریان محاصره پاوه، هنگامی که چمران و یاران اندکش روی بلندیها، از هر سو در محاصره ضدانقلاب قرار گرفتند؛ پیام رادیویی امام خمینی(ره) به ایشان امیدی تازه داد. رهبر شهید انقلاب به نقل از شهید چمران، تأثیر این پیام را چنین توصیف میکنند: «حضور امام و تصمیم امام و پیام امام آنقدر مؤثر بود كه بهصورت برقآسا و به مجرد اینكه پیام امام رسید، كأنه برای ما همه آن فشارها به پایان رسید؛ ضدانقلاب روحیه خودش را از دست داد و ما نشاط پیدا كردیم و حمله كردیم و حلقه محاصره را شكستیم و توانستیم بیاییم بیرون.»
این روایت، نشاندهنده باور عمیق او به تأثیر معنوی و روحی ولی فقیه در لحظات بحرانی است. ایشان در ادامه میفرمایند، در نشستی که چمران این موضوع را بیان میکرد، نخستوزیر وقت خشمگین شد و به چمران توبیخ كرد که چرا همه پیروزی را به امام مستند میكند؛ اما شهید چمران با صراحت و بیپروایی، حقیقت را بر مصلحتاندیشی ترجیح داد و این نشان از انصاف و اخلاص او دارد.
دانشمندی مؤمن و مجاهد
با وجود تمامی مجاهدتهای میدانی چمران، نباید از دانش و نبوغ علمی این شهید بزرگوار غافل شد. او در دانشگاههای آمریکا، یکی از برترینهای رشته تخصصی خود بهشمار میرفت و از جایگاهی والا در میان دانشمندان برخوردار بود. رهبر انقلاب در توصیف این بعد از شخصیت وی میفرمایند: «شهید چمران یک دانشمند بود؛ یک فرد برجسته و بسیار خوشاستعداد بود. در آن دانشگاهی كه در كشور ایالات متحده آمریكا مشغول درسهای سطوح عالی بوده، ایشان یكی از دو نفر برتر آن دانشگاه و آن بخش و آن رشته محسوب میشده. یک دانشمند تمامعیار بود.» این تعبیر، نشان از جامعیت شخصیت شهید چمران دارد؛ فردی که هم در اوج مرتبه علمی قرار داشت و هم در اوج ایمان و روحیه جهادی.
یک دانشمند برجسته فیزیک پلاسما، با آن جایگاه والای علمی، در کنار نیروهای رزمنده، به آموزش سلاحهای نظامی میپرداخت. رهبر شهید انقلاب در اینباره میفرمایند: «شلیک آرپیجی را كه نیروهای ما بلد نبودند، به آنها تعلیم میداد؛ چون آرپیجی جزو سلاحهای سازمانی ما نبود؛ نه داشتیم، نه بلد بودیم. او در لبنان یاد گرفته بود و به همان لهجه عربی آرپیجی هم میگفت؛ تعلیم میداد كه اینجوری آرپیجی را بایستی شلیک كنید. حالا ببینید دانشمند فیزیک پلاسمای در درجه عالی، در كنار شخصیت یک گروهبان تعلیمدهنده عملیات نظامی، آن هم با آن احساسات رقیق، آن هم با آن ایمان قوی و با آن سرسختی، چه تركیبی میشود.»
این ترکیب شگفتانگیز، نشاندهنده جامعیت شخصیتی است که در وجودش، هیچیک از تضادهای ساختگی میان سنت و مدرنیته، علم و دین، عقل و عشق راه نیافت. رهبر شهید انقلاب در توصیف این بعد از شخصیت شهید چمران میفرمایند: «در وجود یک چنین آدمی، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خندهآور است. این تضادهای قلابی و تضادهای دروغین، اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمی بیمعناست. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل… اینجور هم نبود كه یک آدم خشكی باشد كه لذات زندگی را نفهمد؛ بعكس، بسیار لطیف بود، خوشذوق بود، عكاس درجه یک بود، هنرمند بود. دل باصفایی داشت، عرفان نظری نخوانده بود، شاید در هیچ مسلک توحیدی و سلوک عملی هم پیش كسی آموزش ندیده بود، اما دل، دل خداجو بود؛ دل باصفا، خداجو، اهل مناجات، اهل معنا.»
بصیرت و نگاه سیاسی
یکی از ابعاد مغفولمانده شخصیت شهید چمران، بینش سیاسی و قدرت تشخیص صحنههای فتنه است. رهبر شهید انقلاب در اینباره میفرمایند: «بعد معلوم شد كه نگاه سیاسی و فهم سیاسی و آن چراغ مهشكن دوران فتنه را هم دارد. فتنه مثل یک مه غلیظ، فضا را نامشخص میكند؛ چراغ مهشكن لازم است كه همان بصیرت است.»
این ویژگی، او را از بسیاری از جریانهای سیاسی همدورهاش متمایز میکرد و سبب میشد تا در لحظات حساس، مسیر درست را تشخیص دهد و از آن تخطی نکند.
مقابله با نفوذ مستشاران آمریکایی
از دیگر ویژگیهای برجسته شهید چمران، حساسیت بینظیر او نسبت به حضور بیگانگان در ایران بود. رهبر شهید انقلاب در اینباره روایتی شنیدنی دارند: «میدیدیم لایحهای آوردهاند، مصوبهای را میخواهند از شورای عالی دفاع بگذرانند كه براساس آن، اسم مستشاری سابق آمریكا در ایران فلان اسم شود. چند اسم پیشنهاد كردند كه شورای عالی دفاع ایران رسماً تصویب كند كه اسم مستشاری این است؛ یعنی در حقیقت، وجود مستشاری را امضا كنند. ما آنجا فهمیدیم كه مستشارها هنوز در ایرانند. گفتیم: «این آقایان اینجا چه میكنند؟ اول اصل وجودشان را ثابت كنید تا بعد به اسمشان برسیم!» مرحوم چمران عزیز هم در آن جلسه بود. او هم كمک كرد و تصویب كردیم كه اینها باید هر چه زودتر از ایران بروند.»
چمران دارای روحیه استقلالطلبی و غیرت دینی بود که اجازه نمیداد کوچکترین نفوذ خارجی در نظام جمهوری اسلامی باقی بماند.
حضور بیوقفه در میدان
شهید چمران بهدرستی دریافته بود که برای دفاع از آرمانها، باید نیروهای رزمنده را آموزش داد و آنان را برای رویارویی با دشمن آماده کرد. او خود، با سابقه نظامی که در فلسطین و مصر به دست آورده بود، بهخوبی از عهده این مسئولیت برآمد. رهبر شهید انقلاب در اینباره نقل میکنند: «تربیت و آموزشهای جنگ را مرحوم چمران درست كرد. جاهایی را معین كرد برای تمرین. خود ایشان انصافاً به كارهای چریكی وارد بود. در قضایای قبل از انقلاب، در فلسطین و مصر تمرین دیده بود. بهخلاف ما كه هیچ سابقه نداشتیم، ایشان سابقه نظامی حسابی داشت و از لحاظ جسمانی هم، از من قویتر و كاركشتهتر و زبدهتر بود. لذا، وقتی صحبت شد كه «كی فرمانده این عملیات باشد؟» بیتردید، همه نظر دادیم كه مرحوم چمران، فرمانده این تشكیلات شود.»
شهید چمران نهتنها در آموزش و حضور در میدان، بلکه در سازماندهی عملیاتهای بزرگ نیز نقشی تعیینکننده داشت. رهبر شهید انقلاب از شب قبل از عملیات فتح سوسنگرد چنین روایت میکنند: «در روز فتح سوسنگرد تلاش زیادی شد برای اینكه نیروهای ما، نیروهای ارتش كه آنوقت در اختیار بعضی دیگر بودند، بیایند و این حمله را سازماندهی كنند و قبول كنند كه وارد این حمله بشوند. شبی كه قرار بود فردای آن، این حمله از اهواز به سمت سوسنگرد انجام بگیرد، ساعت حدود یک بعد از نصف شب بود كه خبر آوردند، یكی از یگانهایی را كه قرار بوده توی این حمله سهیم باشد، خارج كردهاند. خب، این معنایش این بود كه حمله یا انجام نگیرد یا بهكلی ناموفق بشود.
بنده یک یادداشتی نوشتم به فرمانده لشكری كه در اهواز بود و مرحوم چمران هم زیرش نوشت و تا ساعت یک و خردهای بعد از نصف شب ما با هم بودیم و تلاش میشد كه این حمله، فردا حتماً انجام بگیرد. صبح زود نیروهای نظامی كه حركت كردند، ما هم با چند نفری كه همراه من بودند، دنبال اینها حركت كردیم. وقتی به منطقه رسیدیم، من پرسیدم چمران كجاست؟ گفتند: چمران صبح زود آمده و جلو است؛ یعنی قبل از آنی كه نیروهای نظامی منظم و مدون حركت بكنند و راه بیفتند، چمران جلوتر حركت كرده بود و با مجموعه خودش چندین كیلومتر جلو رفته بودند. بعد هم الحمدلله این كار بزرگ انجام گرفت و چمران هم در این عملیات مجروح شد.»
شجاعت و سرسختی در کنار لطافت و رقت
با وجود تمام این صلابت و استواری در میدان نبرد، شهید چمران از لطافت روحی و عواطف انسانی نیز بهرهای فراوان داشت. رهبر شهید انقلاب در توصیف این ویژگی بهظاهر متضاد، اما همنشین در وجود او میفرمایند: «دنیا و مقام برایش مهم نبود؛ نان و نام برایش مهم نبود؛ به نام كی تمام بشود، برایش اهمیتی نداشت. با انصاف بود، بیرودربایستی بود، شجاع بود، سرسخت بود. در عین لطافت و رقت و نازکمزاجی شاعرانه و عارفانه، در مقام جنگ یک سرباز سختكوش بود.» این ترکیب بینظیر، او را به الگویی تمامعیار برای نسل جوان تبدیل کرده است.
رهبر شهید در فرازی که گویای جایگاه رفیع این شهید بزرگوار است، او را چنین میستایند: «سردار رشید اسلام، مالک اشتر زمان، چمران عزیز، مرد عمل و جهاد و شهادت، سرباز فداكار اسلام و انسانی در خط حاكمیت قرآن بود. جهاد او در خوزستان دنباله جهادش در كردستان و دنباله جهاد بزرگش در لبنان بود. در همه جا یک هدف و یک خط را تعقیب میكرد. مرحوم شهید چمران حقاً یک نمونه و مظهری بود از آن چیزی كه انسان دوست میدارد تربیت جوانان ما و دانشگاهیان ما به آن سمت حركت بكند… در دانشگاه پرورش انسان در تراز شهید چمران لازم است.»
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


