- خدمترسانی ۱۲ مجتمع رفاهی جادهای فارس به زائران اربعین
- پیام رهبر معظم انقلاب باید چراغ راه دیپلماسی و مذاکرات باشد
- استقبال دولت عراق از تشییع پیکر رهبر شهید در این کشور
- برگزاری اجتماع «شبهای اقتدار حسینی» در سمنان
- ترویج فرهنگ نماز نیازمند رویکرد علمی و رسانهای است
- برنامه تعطیلی سینماها در ایام تاسوعا و عاشورا
حماسه کربلا در آثار عرفانی سنایی غزنوی
عرفان یکی از مضامین مهم شعر فارسی است که بخش قابل توجهی از ادبیات را مرهون و مدیون آن هستیم. شاعران متعددی در سرودههای خود مضامین عرفانی را بیان کردهاند، اما چنانچه بخواهیم براساس اصول بحث کنیم، بیتردید حکیم سنایی غزنوی نخستین شاعری است که عرفان را بهطور جدی وارد ادبیات و شعر فارسی کرد. […]
عرفان یکی از مضامین مهم شعر فارسی است که بخش قابل توجهی از ادبیات را مرهون و مدیون آن هستیم. شاعران متعددی در سرودههای خود مضامین عرفانی را بیان کردهاند، اما چنانچه بخواهیم براساس اصول بحث کنیم، بیتردید حکیم سنایی غزنوی نخستین شاعری است که عرفان را بهطور جدی وارد ادبیات و شعر فارسی کرد.
این هنر بزرگ سنایی در آثار وی از جمله حدیقهالحقیقه و سیرالعباد الی المعاد آشکار و متجلی است؛ قدرت سنایی در بهکار بردن الفاظ و تسلط او بر زبان شعر، این امکان را به وی میدهد تا در غزل، مثنوی و قصیده طرحی نو درافکند و مضامینی تازه و متفاوت را بهکار گیرد. یکی از مضامین مطرح مورد علاقه سنایی، ادبیات عاشورایی است که در اشعار وی تجلی یافته است. شاعران فارسیزبان از کسایی مروزی تاکنون به حادثه مصیبتبار عاشورا و مصائب خاندان نبوت پرداختهاند و سنایی غزنوی نیز از جمله شاعرانی است که بیشترین مضامین عاشورایی را در اشعار خود گنجانده است.
حبذا کربلا و آن تعظیم
کز بهشت آورد به خلق، نسیم
وان تن سر بریده در گل و خاک
وان عزیزان به تیغ، دلها خاک
وان تن سر به خاک غلتیده
تن بیسر، بسی بد افتاده
وان گزین همه جهان، کشته
در گل و خون، تنش بیاغشته
وان چنان ظالمان بدکردار
کرده بر ظلم خویشتن، اصرار
علاوه بر این در قطعه شماره ۸۲ دیوان سنایی نیز واقعه کربلا را مورد اشاره قرار میدهد:
داستان پسر هند مگر نشنیدی
که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
پدر او لب و دندان پیمبر بشکست
مادر او جگر عم پیمبر بمکید
خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت
پسر او سر فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنم
لعنته الله یزیدا و علی حب یزید
سنایی در جایی دیگر اشاره میکند:
دین حسین توست آز و آرزو خوک و سگ است
تشنه این را میکشی وین هر دو را میپروری
بر یزید و شمر ملعون چون همی لعنت کنی؟
چون حسین خویش را شمر و یزید دیگری
پس سنایی دین درون انسانها را حسین وجودی آنها میداند و از نظر وی جنگی همیشگی میان حسین درون و یزید نفس وجود دارد، علاوه بر این حکیم غزنوی بعد از شرح مصیبت عاشورا، عزادار شدن و سوگواری پیامبر(ص)، امام علی(ع) و سایرین را به شکلی محزون به رشته تحریر درمیآورد:
مصطفی جامه، جمله بدریده
علی از دیده، خون بباریده
فاطمه روی را خراشیده
خون بباریده بیحد از دیده
حسن از زخم کرده، سینه کبود
زینت از دیدهها برانده دو رود
شهربانوی پیر گشته حزین
علی اصغر، آن دو رخ پرچین
سنایی غزنوی با اینکه از شعرای اشعری مذهب است، اما با دیدگاهی راستین به دین مینگرد و در اشعار خود آنچنان قدرت و مظلومیت امام حسین(ع) را منعکس کرده است که تمایل وی به مذهب شیعه را میرساند.
اشعار عاشورایی حکیم سنایی پیام مهمی را برای خوانندگان و مخاطبان دربردارد. وی واقعه کربلا را فرازمانی و فرامکانی میداند و بر این اعتقاد است که عنصر حقیقت روشنکننده دنیای درونی ماست، پس امام حسین(ع) و خاندان رسالت با تکیه بر حق، حقانیت خویش را اثبات کردند و نور هدایتشان در درون و بیرون انسانهای سالک و اهل معرفت عالم همچون رودی خروشان جریان دارد، چراکه سخن دین که برگرفته از حق است هر چه باشد، بر روح و جان عارفان عاشق اثر خواهد گذاشت همانطور که به قول سنایی:
سخن کز روی دین گویی، چه عبرانی چه سریانی
مکان کز بهر حق جویی، چه جابلقا چه جابلسا
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


